آخرین خبر ها

آموزش و مطالعه

یک نظر

مدرک کاردانی را از کدام دانشگاه گرفتید؟

دانشگاه علمی کاربردی واحد 26 رشته فناوری اطلاعات.

 

شما فکر می کنید اعتبار دانشگاه کاردانی یا سطح علمی داوطلب در کاهش زمان مطالعه چقدر می تواند تاثیرگذار باشد؟ به عبارت دیگر تعدادی از داوطلبان گمان می کنند که داوطلبان دانشگاه های معتبر سراسری جلوتر از آنها هستند. نظر شما چیست؟

عرض کنم که مثلاً یک عده از دانشجویان مثل خود بنده که در دانشگاه علمی کاربردی خواندند یا خیلی از دانشجویان دیگر وقتی وارد دانشگاه می شوند کلاً فراموش می کنند که مقطع بالاتر هم دوباره آنها باید در کنکور شرکت کنند و با فراغ بال اگر به زمانشان بخورد درسهای دانشگاه را شروع می کنند به مطالعه کردن و خواندن که فقط درسها را پاس بکنند؛ عملاً هیچ نگاهی به آینده ندارند که بخواهند به مقطع بالاتر فکر کنند. وقتی که درسشان تمام می شود تازه می آیند از این طرف از آن طرف پیگیر می شوند که حالا ما باید چه بخوانیم و چکار کنیم. تقریباً می توانم بگویم شرایط مساوی است چون منابع خیلی گسترده است، اساتید با توجه به سطح کلاسها پیش می روند و چون دانشگاه های معتبر مثل سراسریهای تهران مقطع کاردانی در رشته کامپیوتر ندارند تقریباً سطح دانشجویان کاردانی یکسان است. به عنوان مثال خود بنده بعد از 2 سال شروع کردم به درس خواندن و خیلی راحت با حضور در کلاسها توانستم خودم را برسانم. فکر نمی کنم تفاوتی باشد. عملاً اگر کسی اطلاعات قبلی داشته آن قدری نیست که بخواهد تاثیری بگذارد روی این قضیه.

 

چه سالی فارغ التحصیل شده اید؟

سال 86.

 

در کلاسهای کنکور (برای چه دروسی) و آزمونهای آزمایشی شرکت کردید؟

من به جز درس زبان تخصصی در کلیه دروس شرکت کردم. به خاطر یک وقفه دو ساله که بین تحصیلم افتاده بود با کنکور و اینکه من قبل از این در هیچ کنکوری در مقطع کارشناسی ناپیوسته شرکت نکرده بودم و اصلاً با روال کلی آن مقطع آشنایی نداشتم. به خاطر همین در کلیه دروس ثبت نام کردم و به نظرم اگر الان باز بخواهم در همان شرایط قرار بگیرم همان درسها را برمی دارم چون واقعاً من آن 5-4 ماهی که آن دوره را شروع کردم تمام سرفصلهایی که مرور شد اولاً یکسری سرفصلها را به خاطر تفاوت رشته ای که من داشتم (IT بودم) درسهایی مثل مدار منطقی و ذخیره را ما در کاردانیمان نداشتیم و بقیه درسهایی را که داشتیم عملاً دفعه اولم بود که با این مسائل مواجه می شدم چون سطح درسی که به ما تدریس شده بود یا متفاوت بود یا خیلی سطح پایینتر از این چیزی بود که ما بخواهیم با آنها در کنکور شرکت کنیم و رقابت کنیم.

 

برای دروس عمومی و آزمونهای آزمایشی هم ثبت نام کرده بودید؟

بله.

 

تاثیر کلاسها و آزمونها را چقدر می دانید؟ در چه جنبه ای می تواند بیشترین تاثیر را داشته باشد؟ درواقع با توجه به اینکه تعدادی از کتابهای کنکوری خودآموز هستند؛ همه نکات و تستها دسته بندی شده و حل تشریحی موجود است، حضور در کلاسها را به چه داوطلبانی پیشنهاد می کنید؟

قابلیتهای کلاسهای کنکور از یک جهت این است که شما را در یک محیط رقابت قرار می دهد یعنی زمانیکه شما در کلاسها شرکت می کنید مثلاً در آن دوره ای که شرکت می کنید 30 نفر، 40 نفر، 100 نفر و … از رقیبانتان را دارید می بینید. حالا اگر به عنوان یک نمونه گیری آماری هم نگاه کنی همه جور آدمی پیدا می شود؛ شاغل هست، افرادی هستند که تازه فارغ التحصیل شدند، افردای هستند که سالیان سال است از فارغ التحصیلیشان می گذرد. بالاخره شما همه جور نمونه از این جامعه آماری که در این کنکور شرکت می کنند را می بینید. شما می توانید خودتان را بسنجید که در کدام دسته بندی از اینان قرار دارید. حالا اگر می خواهید خودتان را وارد دسته بندی بالاتر کنید یا پایینتر. در انتخابت خیلی تاثیر دارد مثلاً یکی می نشیند در خانه می خواند فکر هم می کند که من نفر اول می شوم ولی زمانی که می رود سر کنکور ممکن است که قبول هم نشود. البته افرادی هم هستند که خودشان در خانه می خوانند و قبول هم می شوند ولی از جهت اینکه در جو درس بودن و در محیط درسی قرار داشتن باعث می شود که روی یک روال برنامه شان را پیش ببرند. آزمونها هم خیلی تاثیر دارد برای سنجش خودشان مثلاً در همان جامعه ای که هستند می توانید بسنجید که رتبه تان در چه جایگاهی قرار دارد و این روند که تکرار می شود شما می فهمید که دارید از بچه ها عقب می افتید یا دارید هم پایشان پیش می روید یا دارید جلو می افتید.

 

برای دوستانی که علیرغم تاثیر مثبتی که این کلاسهای استاندارد می توانند در موفقیتشان داشته باشند امکان حضور در کلاسها و شرکت در آزمونهای آزمایشی را ندارند آیا آنها هم با صرف همین زمانیکه شما صرف کردید می توانند رتبه 1 شوند یا باید زمان بیشتری اختصاص دهند؟

حضور صرف در کلاس یا شرکت نکردن نمی تواند قطعاً تاثیر بگذارد. چون شما عملاً زمانی که خودتان در خلوت برای مطالعه یک درس می گذارید است که بین شما و دیگران تفاوت ایجاد می کند. در کلاس ممکن است 100 نفر حضور داشته باشند و بهترین استاد آن درس هم دارد تدریس می کند ولی چرا فقط 1 نفر یا 2 نفر از آنها می توانند رتبه های برتر بشوند؟ می توانند بهترین نتیجه را بگیرند؟ به خاطر اینکه آنها با توجه به شرایطی که دارند سعی می کنند بیشترین دریافت را از استاد داشته باشند و بعد خودشان روی آن مساله تکرار می کنند و آن مطلب درسی را برای خودشان جا می اندازند. به نظر من این خیلی مهمتر است و هر درسی روش خواندنش با دروس دیگر فرق دارد. حتی در دروس عمومی 3 تا درس عمومی روشهای خواندنشان شبیه هم نیست؛ متفاوت است؛ همچنین در درسهای تخصصی. ما باید روش خواندن هر درس را یاد بگیریم. حالا این روش خواندن هر درسی را شما می توانید با مطالعه زیاد، با پرسیدن از دانشجویانی که سال پیش شرکت کردند، دوستان، آشنایان و … آن روش و متدی که آن درس باید خوانده شود برایتان جا بیافتد شاید نیازی نباشد که کلاس شرکت کنید. همه را می توانید به صورت خودآموز خودتان بخوانید. همانطور که خیلی از کتابهایی که الان در بازار هست به صورت خودآموز تالیف شدند. فقط ما بلد نیستیم از اینها استفاده کنیم. مهم این است که آن متد را بتوانیم یاد بگیریم.

 

شما از کتب کنکوری استفاده کردید یا رفرنسها را مطالعه کردید یا هر دو؟

تقریباً می توانم بگویم در همه درسهایم کتابهای کنکوری را مطالعه کردم چون متاسفانه در کشور ما بحث کنکور تکرار است. تکرار و تکرار و تکرار. سالیان سال این بحثها تکرار شده و تقریباً از هر قسمتی از آن رفرنسها سوالی درآمده. اساتیدی که در این زمینه دارند کتاب تالیف می کنند می دانند از کجای آنها بیشترین تکرار می شود و مثل استادی می ماند که 20 سال است در مدرسه دارد کتاب پنجم دبستان را درس می دهد. دیگر می داند وقتی می خواهد برای بچه ها امتحان نهایی سوال بدهد از کدام قسمت کتاب می تواند سختترین سوالات را بدهد، از کدام قسمت کتاب می تواند سوالات معمولی در آورد. همه اینها مشخص شده است و حالا با توجه به کثرت انتشاراتها موسساتی که در این زمینه دارند کار می کنند تقریباً یک دائره المعارف جامعی است که می توانیم راحت از آنها استفاده کنیم. به نظر من نیازی نیست که بچه ها کتابهای رفرنس را مطالعه کنند چون حجمش خیلی بالا است. مثلاً ممکن است که شما یک کتاب رفرنس را بخوانید همان کتاب رفرنس برای ارشد هم استفاده می شود. شما نیاز ندارید که در آن سطح کار کنید و در کل روش خواندن تستی با روش خواندن تشریحی فرق می کند. بهتر است بچه ها کتابهای تستی را بخوانند.

 

چند ماه مطالعه کردید و به طور میانگین روزی چند ساعت؟ (شاغل بودید؟)

بله من هم شاغل بودم البته به صورت پاره وقت. هفته ای 2 روز می رفتم دنبال کار.

 

در این مدت در کنار مطالعه تفریح هم داشتید؟ یا خودتان را در اتاق حبس کردید؟!

من هم درسی کنار تفریح می خواندم! عملاً برنامه زندگی روزمره ام را داشتم، تفریحاتم را با آن چیزی که عرفش بود انجام می دادم همیشه داشتم. سعی نکردم این درس خواندن برنامه کل زندگی مرا به هم بریزد ولی چرا هر چی که بیشتر نزدیک کنکور می شدیم من سعی می کردم ذهنم را بیشتر معطوف به کنکور و خودم این مسائل را حذف کنم و عملاً در 2 ماه آخر به صفر رسیده بود و شاید هفته ای یکبار و در حد چند ساعت.

 

اکثر داوطلبان در مدت چند ماه مطالعه شان به دلایل مختلفی مانند عدم کسب رتبه دلخواه در آزمونها، عقب افتادن از برنامه ریزیشان، فراموشی مطالبی که ماههای قبل خوانده اند و … گاهی احساس می کنند که از داوطلبان زیادی عقب هستند و این روحیه در یادگیریشان تاثیر منفی می گذارد. به عبارت دیگر سایر رقیبانشان را خستگی ناپذیر، با پشتکار عالی و حافظه دائمی تصور می کنند. آیا شما هم این تجربه که درسهایتان روی هم انبار بشود را داشتید؟

دقیقاً همین اتفاق برای من افتاد، نه تنها در این کنکور، در کنکورهای قبلی هم که شرکت می کردم همچنین چیزی بوده. حالا با توجه به شخصیتی که دارم سعی می کنم مسائل را زیاد سخت نگیرم. چون بعضیها در این مسائل هول می شوند، همان مقداری را هم که خواندن یادشان می رود و فراموش می کنند. من هیچ وقت درسی را که می خواندم برای یک شدن نخواندم، درس می خواندم هم برای اینکه لذت ببرم از درس و هم اینکه بتوانم قبول شوم. من مثال می زنم؛ 50 درصد اول که تمام شد و بچه ها داشتند 50 درصد دوم را می خواندند من به این نتیجه رسیدم که من نمی توانم 50 درصد دوم را بخوانم؛ عملاً خیلی قسمتهایش را حذف کرده بودم. من از کل درسهایم فقط دروس عمومی زبان و معارف را توانستم کامل بخوانم. در تخصصیها هم فقط درس آمار و ریاضیات را توانستم کامل بخوانم، حالا 90 درصد، نه کامل. اصلاً نگران این نباشند که این درس تمام شد و آن درس تمام نشد. تا آنجایی که می توانند بخوانند؛ حالا هر چقدر از آن حدی که توانستند بخوانند بیشترین کارایی و بیشترین برداشت را بتوانند داشته باشند که بهتر است ولی هیچ وقت نگران این نباشند چون مسلماً یک ضرب المثلی هست که می گوید بدترین شرایط زندگی شما ممکن است آرزوی کس دیگری باشد و همانطور که دوستم آقای موسوی (رتبه 3 تهران جنوب) هم گفتند در همین شرایطی هم که شما هستید ممکن است خیلیها از شما پایینتر باشند و همه بچه هایی هم که در کنکور شرکت می کنند همه آنها درس نمی خوانند خیلی از آنها آزمایشی شرکت می کنند؛ خیلیها فقط می آیند که خودشان را بسنجند و شما رقیبهای خیلی سطح پایین و خیلی سطح بالا دارید؛ پس هیچ وقت نباید بترسید.

 

چنانچه مایل باشید درسهای تخصصی و عمومی را یک دور مرور کنیم و شما به این سوال که در این درس درصد بالایی کسب کردم چون … در ارتباط با هر درس پاسخ بدهید. در واقع مهمترین دلیل موفقیتتان در هر درس را بفرمایید. (اگر اشتباهی کردید یا توصیه ای دارید)

معارف: اول از همه حضور در کلاس خیلی برای من تاثیر داشت و روش خواندن درس معارف اگر کسی بتواند روش خواندن برایش جا بیافتد خیلی راحت می تواند معارف را درصد بالایی بزند. من سالی که از دبیرستان می خواستم کنکور کارشناسی شرکت کنم توانستم معارف را بالا بزنم. هم آزاد و هم سراسری 88 درصد زدم. امسال هم 70 درصد زدم. مطالب خیلی محدود است و تکرار خیلی تاثیر دارد و کلاس هم بی تاثیر نیست. کلاس و استاد خوب در درجه اول است یعنی اگر شما واقعاً روش خواندنش هم بلد نیستید اگر بتوانید یک کتاب خوب یا استاد خوب داشته باشید با تکرار و تستها می توانید درصد بالایی بزنید.

ادبیات: من در مورد ادبیات نمی توانم اظهار نظر کنم چون درصد بالایی نزدم؛ 45 درصد زدم و آن را هم از اطلاعات عمومی خودم زدم. کلاس زیاد برایم مفید نبود. خودم هم یک مقدار نسبت به این قضیه سرد شدم چون مباحثی که در کنکور آزاد برای ادبیات مطرح می شود خیلی گسترده است. من با توجه به اطلاعات عمومی و علاقه شخصی خودم که به ادبیات داشتم و درک مطلب. بیشتر سعی کردم از اطلاعات عمومیم آنها را بزنم. پس در این مورد فکر نمی کنم اظهار نظرم سودمند باشد.

زبان عمومی: من با اینکه زبانم خوب بود ولی در کنکورها هیچ وقت نتوانستم در زبان نتیجه ای بگیرم؛ چه در کنکور دبیرستان چه این کنکورهایی که شرکت کرده بودم. همیشه زبان برای من یک غولی شده بود ولی با توجه به حضور در کلاسی که داشتم و استاد خوبی که بودند، فهمیدم که روش درس خواندن زبان چه جوری است. با توجه به اینکه حدوداً 90 درصد تستهایی که در کنکور می آید از گرامر است یعنی لغت بچه ها کمتر نیاز است که بخوانند. روش گرامر خواندن دقیقاً شبیه فرمول ریاضی می ماند. نتیجه دارید و یکسری حالتهای خاص دارد که بعضی وقتها خیلی موردنظر اساتید است. می توانند از کتابهای تست استفاده کنند؛ اول حالتهای کلی را بخوانند و در نهایت بیایند روی حالتهای خاصشان که آن هم ممکن است یک کنکور در میان از آن مبحث بیاید ولی خب حالا ارزش یکبار خواندنش را دارد و فکر می کنم راحت می توانند نتیجه بگیرند. زبان یک بحثی که دارد چون اکثر بچه ها رهایش می کنند از آن درسهایی است که تفاوت می اندازد و در نتیجه بچه ها خیلی تاثیر دارد.

زبان تخصصی: من زبان تخصصی نخواندم و گذاشته بودم جزء درسهایی که جزء حذفیات بود یعنی کلاسی که داشتم را حذف کردم و گفتم از روی کتاب می خوانم، کتابش را هم نگرفتم و بیشتر با توجه به اطلاعات و داده های قبلی که بود سعی کردم بزنم. شما اگر بیس کامپیوترتان بالا باشد فقط کافی است اطلاعاتتان را بتوانید در قالب زبان انگلیسی بیان کنید یا متوجه شوید. می توانید راحت در کنکور نتیجه بگیرید. من این را تست کردم. در کنکور آزمایشی که شرکت می کردم بدون اینکه بخوانم می رفتم می زدم، تستهای 50-50 را نمی زدم؛ سعی می کردم فقط آنهایی را که قطعاً بلدم بزنم و دیدم که نتیجه می دهد پس وقتی برای این درس نگذاشتم.

ریاضی و آمار: من فکر می کردم با حضور در کلاس بتوانم درصد بالایی بزنم ولی بعد دیدم مطالب خیلی گسترده است و من از دبیرستان به این طرف هیچی ریاضی نخواندم. حالا باز هر کسی با توجه به بیسی که در دبیرستان دارد، من زیاد بیس قوی ای نداشتم؛ دانش آموز متوسط بودم. برای همین دیدم که نمی توانم خیلی نتیجه بگیرم بیشتر تمرکزم را گذاشتم روی درس آمار و با توجه به صحبتهایی که شده بود گفتند 10-9 تست آمار می آید که یک سوم سوالات می شد، تمرکزم را گذاشتم روی آمار، آمار را خوب خواندم و 9 تا تست آمار زدم و بیشتر درصدی که از ریاضی توانستم بزنم، 25 درصد زدم از آمار بود. شاید فقط 1 تست ریاضی زدم آن هم از اطلاعات عمومی قبلی خودم و دانسته های قبلی بود.

مدار منطقی: یک حسنی که این درس دارد حالا هم حسنش است و هم نقطه ضعفش، تعداد سوالاتش کم است. شما با 1 تست درست 10 درصد می توانید بزنید. شما می توانید به بودجه بندی که در سایتهای مختلف از جمله سایت شما هست می توانید مراجعه کنید ببینید از هر درسی از چه مبحثی می آید. من خودم یکی از طرفداران پروپاقرص حذف کردن مباحث مختلف هستم! یعنی نیازی نیست که شما بگویید من باید اینها را بخوانم؛ تا آخر کتاب باید بخوانم. همیشه از قدیم گفتند و ما هم همیشه از این جمله گذشتیم اینکه شما 100 درصد مطالب را با 80 درصد درک بخوانید یا اینکه بیایید 80 درصد مطالب را ولی با 100 درصد درک بخوانید، راه دوم بهتر است چون شما اگر نصف کتاب را بخوانید ولی از آن نصفی که می خوانید هر تستی که از آن آمد را بتوانید بزنید. من با این روش رفتم جلو و فکر می کنم با توجه به صحبتهایی که با شما کردم، مشاوره ای که کردید بحث من همین بود که من یکسری از مباحث را حذف کنم؛ آمدم پرتکرارها را نگاه کردم دیدم فصل اول، دوم، بحث جبر بول است، بحث جدول کارنو است اینها خیلی کلیشه ای است یعنی شما با یکبار خواندن مطلب حالا از هر کتابی که به ذهنتان برسد که شیواتر هست، شما می توانید راحت اینها را بخوانید و زمانیکه برایتان جا افتاد شروع کنید به تست زدن. ممکن است به تست 20 که برسید از 10 به این طرف همه اش تکرار باشد یعنی واقعاً چیز جدیدی برای گفتن ندارد. شما می توانید با 3-2 ساعت وقت گذاشتن، یکبار این 3-2 ساعت را وقت بگذارید ممکن است برایتان کافی باشد و واقعاً حیف است بچه ها اینها را از دست بدهند. من 54 درصد زدم در مدار منطقی که بیشتر هم از همین روش استفاده کردم. فصلهای آخر را حذف کردم. گیتها چون ساده است می شود خواند؛ گیتهای ترکیبی مثلاً از اینها آمدم حالتهای خاصش را گذاشتم کنار؛ مثلاً یک سال آمده، یک سال نیامده را کاری ندارم. آنهایی که هر سال 1 سوال آمده را مطالعه کردم و فصلهای اول را 100 درصد مطالعه کردم چون می دانستم هر 1 تستی که از آن بزنم 10 درصد است و خیلی تاثیر دارد. باز این از آن درسهایی است که خیلی تفاوت می اندازد چون بچه ها از آن می ترسند.

برنامه نویسی: من C را خواندم البته پاسکال را هم خواندم ولی 3 ماه قبل از کنکور خواندم و دیگر وقت نشد مرور کنم ولی خب 1 هفته مانده به کنکور یک مرور سریع کردم که به طوری نبود که مطالب به طور کامل یادآوری بشود. بیشتر C را خواندم. از این بابت خیلی هم خوشحالم! باز گفتم هر درسی روش خواندن خودش را دارد. ما همیشه باید سعی کنیم از بیرون گود به قضیه نگاه کنیم. اگر خودمان را داخل گود بگذاریم هیچ وقت نمی فهمیم بیرون گود چه خبر است. می گویند طرف استاد خوبی است ولی بلد نیست مطالب را ارائه بدهد، درس بدهد یا مثلاً ممکن است شما هنرمند خوبی باشید، ذوق و قریحه خوبی داشته باشید ولی نتوانید آن را در قالب یک شعر بگویید یا در قالب یک نقاشی پیاده سازی کنید چون ابزار کار را ندارید. بچه ها باید یاد بگیرند مثلاً در برنامه نویسی خب باید برنامه ها را Trace کنند یا مثلاً در توابع که ورودی/ خروجی دارند و می خواهند به همدیگر ارجاع بدهند را نباید با هم قاطی کنند. باید روش چک نویس کردن آن را یاد بگیرند. این هم تنها راهی که برایشان جا بیافتد با تمرین و تکرار است. خودشان باید دست به قلم بشوند شروع کنند روی کاغذ. حضوری که من سر کلاس داشتم خیلی تاثیر داشت و نه فقط حضور صرف اینکه Active باشند سر کلاس؛ در جمعی که هستند سعی کنند مسائل را با دوستانشان بیاورند در گروه حل کنند خیلی تاثیر دارد. بعد اینکه تستهای برنامه نویسی یک قالبهای خیلی کلاسیکی دارند مثلاً یک حلقه را می خواهند از چرخه خارج کنند یک سمی کالن آخرش می گذارند شما مثلاً حساب می کنید می بینید غیرعادی است اگر بخواهید این را کلاً Trace کنید 3 حلقه تودرتو است به تست کنکور نمی خورد قیافه اش؛ بعد می بینید که جلوی یکی از آنها یک سمی کالن گذاشته که خیلی ساده می توانید 3 تا گزینه را رد کنید و به جواب برسید. ممکن است هر یک از حلقه های یکبار اجرا شود ولی در یک قیافه خیلی حجیمی. نباید از قیافه سوال بترسند باید شروع کنند و بیایند تفکیک کنند قسمتهایی که توابع را می نویسند، دورشان خط بکشند منظم، اینکه در توابع تودرتو چه تابعی از کجا شروع می شود، کجا تمام می شود؛ حلقه ها هم همین طور. خیلی به آنها کمک می کند که درصد خوبی بزنند. به نظر من برنامه نویسی ساده ترین درس است.

یک مورد را من اشاره کنم اینکه می گویند اگر می توانی از روشهای کلاسیک استفاده کنید و اگر هم نمی توانید، برایتان سخت است از خلاقیتتان باید استفاده کنید. من بیشتر از خلاقیت خودم استفاده کردم یک ذره روشها را تغییر دادم آن طور که خودم می خواستم خواندم؛ شاید از روشهای کلاسیک استفاده نکردم. من خودم درسها را نگاه کردم دیدم کدام یکی از درسها برایم راحتتر است و می توانم با آن کنار بیایم، آنها را خواندم یعنی نیازی نیست بچه ها بیایند کل مطالب را بخوانند؛ دوست دارم بچه ها بدانند چون از کنکور برای خودشان یک غولی ساختند در صورتی که لازم نیست همه را بخوانند. من یک برانداز کلی کردم در کلاسهایی که بودم خب همه مطالب برایم جا نمی افتاد که بالاخره این حالت برای همه پیش می آید. در خانه هم مطالعه می کردم گهگاهی یک نگاهی می انداختم. من خودم 2 ماه آخر شروع کردم به درس خواندن؛ 1 ماه آخر دیگر با فشار که می گویم نهایتاً رسیده بود به روزی 4 ساعت مثلاً بعضی وقتها به 3 ساعت که می رسید ول می کردم؛ هفته آخر رسیده بود به 6 ساعت. در کل حساب می کنم شاید سرجمع 120 ساعت نشده باشد.

ذخیره و بازیابی: آمدم با خودم حساب کردم مثلاً از این همه فرمولی که در بحث ذخیره و بازیابی آمده است در 4-3 فصل اولش خیلی راحت توانستم با فرمولهایش کنار بیایم. دیدم فصلها که دارد می آید جلوتر فرمولها دارد سنگینتر می شود و مثل یک ظرف آب می ماند که لبریز می شود که هر چقدر بیشتر بریزید از آن طرفش می ریزد بیرون. دیدم که 2 تا فرمول دیگر از این فصل یاد بگیرم 2 تا فرمول دیگر یادم می رود. گفتم کافی است؛ همان قدر که فکر می کردم کفایت می کند خواندم و مرور کردم و ذخیره و بازیابی هم خیلی کلیشه ای است یعنی شما یکبار فرمولهایش برایتان جا بیافتد می توانید خیلی راحت تستهایش را بزنید. فقط اینکه فرمولهایش خیلی زیاد است. آن بحثی هم که شما فرمودید در مورد انتزاعی بودنش اگر واقعاً جا بیافتد و بتوانید تجسم کنید قضیه را اصلاً لازم نیست فرمول حفظ کنید. در ذهن خودتان می توانید اینها را اثبات کنید در همان وقت کوتاه کنکور.

 

در کلاس ذخیره که شرکت کردید تدریس استاد در بخش مفاهیم کمکی کرد به فرمولها شکل بگیرند یا از مفاهیم بتوانید به فرمولها برسید یا اینکه کلاسها گذشت و در نهایت مجبور شدید همه فرمولها را از اول حفظ کنید؟

نه خیلی تاثیر داشت یعنی واقعاً استاد ما یک جوری داشت سر کلاس پانتومیم اجرا می کرد! قشنگ می آمد مطالب را برای ما جا می انداخت و خیلی هم روی آن تاکید می کرد. تاآنجاییکه توانستم از ایشان استفاده کردم و بقیه اش را هم حذف کردم.

ساختمان داده: همانطوریکه گفتید خیلی اشتراک دارد با سطوح بالاتر و عملاً بچه ها نمی دانند سوال از کجا قرار است بیاید. یکسری مباحث عمومی بود که اساتید سر کلاسها تاکید می کردند مثلاً پیمایشها بود، بحثهای فرمولهایی بود که خیلی مشخص و واضح بود. آنها را خواندم و بیشتر سعی کردم روی مباحثی که ارتباط برقرار نمی کنم وقت نگذارم.

سیستم عامل: خیلی ساده است. اولاً یکسری مباحث خیلی بدیهی و واقعاً روشنی است. مثلاً اینکه وقفه چگونه اتفاق می افتد یا پردازش می خواهد برود CPU یا … مسائلی که خودت هم اگر بخواهی سیستمی را طراحی کنی اینها را در نظر می گیری. یک نفر که بالاخره دستی در کامپیوتر داشته باشد اینها را راحت می تواند درک کند. من چه در دانشگاه و چه در کلاس کنکور عملاً سر کلاسها خواب می برد! به خاطر اینکه مطالب خیلی ساده و کسل کننده بود ولی در عین حال که رفتم آن را خواندم و نگاه کردم مطالب خیلی متفاوت بود با دروس دیگر؛ عملاً درس سیستم عامل مطالبش بیشتر حفظی است تا مثل درسهای دیگر تخصصی درک کردنی یا فرمولی؛ بیشتر باید حفظ کنی مثلاً نوع زمانیندیها. مشابه روش قبلی نگاه کردم ببینم از چه فصلهایی بیشترین تستها آمده؛ سعی کردم آنها را بخوانم و بیشترین زمان را روی آنها گذاشتم و سعی کردم کامل آن مطالب را درک کنم و بخش قطعه بندیها، زمانبندیها، الگوریتمهای زمانبندی و دو بخش اول را فکر می کنم کامل برایم جا افتاد. هم از کتاب استاد … استفاده کردم خیلی عالی بود و هم کتاب استاد … اینها مکمل هم قرار گرفت و توانستم نتیجه خوب بگیرم و در پک 50 تایی دروس تخصصی بچه ها اگر اول وقتشان را بگذارند روی سیستم عامل فکر می کنم زودتر نتیجه می دهد. بعد از سیستم عامل بیایند روی ذخیره چون سوالاتش خیلی کلاسیکتر است بعد بروند روی ساختمان داده که جای بازی زیاد دارد مثلاً یک 1+ در فرمول کم و زیاد می شود کل جواب ممکن است عوض شود. بچه ها سعی کنند خودشان را همیشه جای طراح سوال بگذارند فکر کنند اگر خودشان می خواستند از این مبحث سوال بدهند دست روی چه نقاطی می گذارند. مثلاً ممکن است شما بخواهید از یک خواهر یا برادر کوچکتر امتحان بگیری خود شما باشی می روی از کجا سوال امتحان می گیری؟ دقیقاً همان حالت هم برای طراح سوال است. می رود از چه مطالبی امتحان می گیرد؟ آنها را اگر ما برویم در بیاوریم، فکر آن طرف را بتوانیم بخوانیم خیلی راحت می توانیم گول گزینه گمراه کننده را نخوریم. معمولاً یک گزینه برای گمراه کردن هست که 30-25 درصد همان اول آن گزینه را می زنند و اشتباه می کنند و وقتی این گزینه حذف می شود خیلی راحت با روش حذف گزینه ها می توانند گزینه های دیگر را هم دربیاورند. متدهای تست زنی را در کنار اینکه درس می خوانند 100 درصد استفاده کنند. روش تست زدن اصلاً جدای از خود درس خواندنش است یعنی روش تست زدن را باید یاد بگیرند.

 

در مورد تفاوت سطح سوالات 88 با سالهای قبلتر بفرمایید.

در این رابطه سال 88 اولین سالی بود که من کنکور آزاد شرکت می کردم؛ قبلش شرکت نکردم ولی با توجه به آن چیزهایی که دیده بودم و نمونه سوالات و اساتید گفته بودند، اولاً سوالات آسانتر بود، خیلی آسانتر بود؛ من فکر می کردم خیلی سختتر از این باشد. وقتی رفتم سر جلسه تعجب کردم که سوالات این قدر آسان است. خب این شرایط برای همه صادق است، درصدها می آید بالاتر؛ فکر نمی کنم عملاً تاثیری داشته باشد. مثلاً ممکن است شما همان رتبه را با درصدهای پایینتر سال قبل کسب می کردید، امسال درصدها یک ذره رشد داشته و عرض کنم خدمتتان که الان یکسری مشکلات اطلاع رسانی هست؛ کامل اعلام نمی کردند که این قرار است بیاید. یک صحبتهایی و زمزمه هایی بود که صحبتش هم با شما بود برای این که ممکن بود بودجه بندی عوض بشود؛ خب در کنکور هم مثلاً دیدیم در معارف آن بخشهایی را که خوانده بودم اصلاً نمی دانم؛ آن بخشهای آخر اصلاً سوال نیامده بود. بیشتر همان بحثهای اول آمده بود یا مثلاً در زبان قرار بود طبق روال سالهای گذشته بیشتر گرامر بیاید که دیدیم لغت خیلی آمده بود یا 50-50 شده بود. این مشکلات بود ولی خب کسی که خیلی بخواهد ابتکار داشته باشد، فقط به آن چیزی که خوانده، یه ذره خود طرف باید انعطاف پذیری داشته باشد؛ نباید سر جلسه کنکور هول بشود. من واقعاً برای این می گم به بچه ها؛ حتماً بنویسید این را: من 3 بار سر جلسه کنکور جایم را عوض کردند. بعضیها می روند می نشینند سر جلسه یک ذره صدا می آید، بغل دستی حرف میزند، حواسشان پرت می شود. من 3 بار کامل جایم را عوض کردند؛ دفعه سوم برگشتم گفتم مطمئنی جای آخر است؟! واقعاً نباید این جور چیزها تمرکزشان را به هم بزند. بچه ها باید بتوانند همان چیزی را که خواندن در کنکور به همان مقدار جواب بگیرند؛ اگر بخواهند سر کنکور هول بشوند یا نتوانند سوالات را جواب بدهند، عملاً درس خواندشان فایده ای ندارد. اول خودشان باید روی این مسائل کار کنند.

 

به داوطلبانی که می خواهند یک/چند درسشان را حذف کنند چه توصیه ای دارید؟ آیا تفاوت سطح سوالات هر درس در کنکورها به اندازه ای ثابت است که بتوانند پیش بینی کنند که با مطالعه چند درس می توانند تراز لازم را کسب نمایند؟ به عبارت دیگر ریسک این کار حداقل برای داوطلبانی که هدفشان قبولی در تهران و شهرستانهای تراز بالا هست قابل پذیرش است؟

به نظر من درس را حذف نکنند مبحث را حذف کنند چون ممکن است 70 درصد سوالات یک درس متوسط باشد و طراح 30 درصد را می گذارد برای وجه تمایز بین رتبه های برتر، آنهایی که کامل خواندند. شما می توانی با یک مطالعه خیلی محدود 50 درصد سوالات یا 50 درصد مطالب یک درس را بخوانی و به 50 درصد سوالات پاسخ بدهی؛ پس مبحث را حذف کنند درس را کلاً حذف نکنند.

 

درباره یک حس مشترک بین اکثر داوطلبان در روزهای قبل از کنکور این است که “احساس می کنم هر چی که خواندم فراموش کردم” نظرتان چیست؟ آیا روزهای پایانی همه مباحث باید دوره شود؟

این مورد فرد به فرد فرق می کند مثلاً یک انسان ممکن است این چنین شخصیتی داشته باشد، استرس و شرایطی که از بیرون می تواند فرد را احاطه کند مثلاً مشکلات خانوادگی، مشکلات اقتصادی بالاخره پیش می آید؛ استرس کنکور هم یکی از این مسائل است. باعث می شود که یکسری از مسائل را یادش برود؛ نتواند خوب تمرکز کند. درواقع این ضعف تمرکز آن طرف است چون این مطالب را یکبار یاد گرفته؛ اگر روش خواندش درست باشد و بتواند موقع خواندن اینها را تفکیک کند که این مطلب را من یکبار بخوانم در ذهنم ملکه می شود نیازی ندارم بخوانم؛ مثلاً این مطلب سخت است یک جا نت برداری کند. من حتماً نت برمی داشتم یکسری مطالب را که برایم سخت بود نت برمی داشتم؛ دفعه دوم دیگر نمی آمدم کل کتاب را بخوانم؛ می آمدم نتهایم را می خواندم. یک دور فقط برای مرور شروع می کردم نتهایم را ورق زدن فقط نتها را می خواندم انگار کل کتاب را خواندم. یکسری از مطالب همان دفعه اول در ذهنم نشسته بود نیازی نداشت دفعه دوم، سوم مرور کنم ولی وقتی فکر می کنم یک مطلب ممکن است شبیه به هم باشد، با هم اشتباه کنم آنها را حتماً نت برمی داشتم و مجدداً می خواندم و موقع خواندن روی این مساله یاد بگیرند و تاکید کنند که موقع یادآوری مسائل بیرونی نتواند تاثیر بگذارد.

 

در مورد شرایطی که سر جلسه داشتید (وقت کم آوردن، استرس، بی دقتی، پاسخ نامطمئن به تستها و … ) بفرمایید.

راجع به استرس که اگر بگویم نداشتم دروغ گفتم ولی کم بود. حالا مثلاً با توجه به شرایطی که پیش آمد یک ذره دیر رسیدم، 3 بار هم جایم را عوض کردند، بغل دستی من 2 ساعت اول کامل روی برگه من بود! این قدر نگاه کرد که اعصابم خورد شده بود! من خیلی سریع تست می زدم یعنی یک بار همه را در برگه می زدم بعد شروع می کردم پر کردن در پاسخنامه؛ فکر کنم کلاً 20 دقیقه در عمومیها وقت اضافه آوردم و در تخصصیها هم نیم ساعت وقت اضافه آوردم با اینکه یک دور هم مرور کردم. به خاطر حذفیاتی که داشتم وقت اضافه آوردم. استرس بستگی دارد؛ مثلاً آدم در یک شرایط سختی که قرار می گیرد اول معمولاً در هر شرایطی ترس یا استرس به او غلبه می کند ولی آدمی که سعی کند قوی باشد به مرور بر این شرایط فائق می آید و او است که باید شرایط را در دست خودش بگیرد.

 

به تستهای 50-50 پاسخ داده اید؟

تستهای 50-50 را سعی کردم نزنم. حالا باز یک زمان شما به یک جواب رسیدی مثلاً 2؛ حالا 2- یا 2+ جفتش در گزینه ها هست این خیلی سخت است زدنش چون می دانی 2 درست است ولی منفی و مثبتش را نمی توانی تشخیص بدهی؛ اینها را نه ولی یک زمانی که یک ذره وزنه سنگینی می کرد چرا زدم ولی چون حذفیاتم زیاد بود سعی کردم نمره منفیم کم باشد و آنهایی را که مطمئن بودم زدم. خصوصاً در مدار خیلی این کار را کردم که تعداد سوالات کم است.

 

آقای هوشمند مشابه تمامی پاسخهایتان می خواهیم در مورد این سوال هم نظر واقعیتان را بدانیم؛ آیا انتخاب رشته و خدمات سایت توانسته تاثیر مثبتی کوچکی برای شما داشته باشد؟

بله خیلی کمک کرد به من؛ با توجه به آن اطلاعات کمی که مشاور می تواند از نحوه درس خواندن و سطح علمی طرف داشته باشد خیلی برای من کمک بود و خیلی کمکم کرد؛ اعتماد به نفس بیشتری به من داد و این انتخاب من را در مسیرم ثابت قدمتر کرد.

 

با توجه به اهمیت بالای انتخاب اول در قبولی کنکور دانشگاه آزاد چه توصیه ای برای داوطلبانی که سطح بالا انتخاب رشته می کنند دارید؟ شما وسوسه نشدید که تهران جنوب یا تهران شمال را انتخاب کنید؟

چرا خیلی وسوسه شدم؛ بعداً هم که نتیجه آمد چون می توانستم در این دانشگاه ها قبول بشوم یک ذره من را اذیت می کرد این قضیه ولی خب با این حال همیشه بچه ها متوسط رو به بالا بگیرند؛ با توجه به شناختی که دارند اگر واقعاً فکر می کنند که آدم ثابت قدمی هستند، مثل آقای موسوی (رتبه 3 تهران جنوب) برنامه ریزی که می کنند می توانند پایش بایستند، چرا این کار را نکنند؟ انتخاب دست بالا بگیرند و همین یک عاملی می شود که مجبور شوند به برنامه خودشان را ادامه بدهند ولی یک عده ممکن است نتوانند این کار را بکنند. سعی کنند یک برنامه متعادلی داشته باشند. یک ضرب المثلی هست که می گوید اگر آن چیزهایی را که دوست داریم بدست نیاوریم مجبوریم آن چیزهایی را که بدست می آوریم دوست داشته باشیم. حالا خودشان می دانند دیگر! باید وقت بگذارند، سعی کنند اگر می خواهند به چیزی که دوست دارند برسند.

 

عامل اصلی موفقیتتان را چه می دانید؟ به عبارت دیگر از بین داوطلبان قوی که برای رتبه 1 تهران شرق تلاش می کردند (و تعدادی از آنها بیشتر از شما تلاش کردند) چه پارامتری باعث شد که شما 1 شوید؟

فکر کنم چون من هر چیزی که بلد بودم توانستم در ورق پیاده کنم. نه هول شدم نه گیج شدم همیشه در کنکورهای دیگر هم همین طور بودم. اگر 5 درصد خوانده بودم همان 5 درصد را، 4.9 درصد را می توانستم پیاده کنم.

 

در مقابل مهمترین عواملی که تاثیر منفی در مطالعه تان داشت را بفرمایید.

اول یک توصیه ای دارم به بچه هایی که کلاس شرکت می کنند اینکه همه وقتشان را در کلاسها نگذرانند که دیگر در خانه وقت نداشته باشند این درسها را مرور بکنند. از طرف دیگر اگر بتوانند در خانه بخوانند مثل آقای موسوی (رتبه 3 تهران جنوب) تک درسها را شناسایی کنند و به صورت تک درس بعضی از درسها را شرکت بکنند، آزمونها را حتماٌ شرکت بکنند که بدانند سطحشان با بقیه به چه میزان تفاوت دارد و در کدام جایگاه قرار دارند و هر جا بالاخره ما باید در زندگی راهکار داشته باشیم که هر جا فکر می کنیم داریم از مسیر منحرف می شویم بتوانیم خودمان را اصلاح کنیم و به مسیر برگردیم. حالا در این مسیر کنکور که داریم می رویم فکر کنم آزمون یکی از این راههایی است که جلوگیری می کند از انحراف رفتن ما. همین که با تیپ سوالات آشنا می شویم، سوالات را می بینیم اینکه از هر درس از چه مباحثی در کنکور تست می آید و سطح ما نسبت به بقیه چقدر است.

 

تجربه شخصی شما بیشتر مدنظر هست؛ اگر با آگاهی امروزتان می توانستید روش مطالعه، میزان مطالعه و … را تصحیح کنید مهمترین تغییراتی که می دادید را بفرمایید.

من در کل راضی بودم ولی اگر بخواهم برای مقطع بالاتر بخوانم یا دوباره بخواهم در همین شرایط قرار بگیرم سعی می کنم بیشتر بخوانم، یک مقدار منظمتر بخوانم و همگام با کلاس یا کسانی که کلاس نمی روند همگام با بودجه بندی که برای خودشان مشخص می کنند بروند جلو. خیلی دست پر نگیرند که نتوانند اجرا کنند. ساده و سهل بگیرند همانطوری که گفتید در سوالاتتان بود برای تفریحشان، برای زندگیشان وقت بگذارند چون واقعاً زندگی خیلی کوتاهتر از این است که من بخواهم چند ماه، چند سال ببرم از آن به خاطر درس و کنکور؛ این همیشه باید جزئی از زندگی ما باشد؛ زندگی دارد روال عادیش را می رود درس و ازدواج و … جزئی از آن است؛ کلش نیست.

 

هدف بعدیتان را در صورت تمایل بفرمایید.

این بحث کنکور بحث تئوری قضیه است؛ من دوست دارم در بخش عملی قضیه بیشتر وقت بگذارم و در عمل قویتر بشوم. در مقطع کارشناسی ارشد به آن حد علمی برسم که بتوانم حرفی داشته باشم برای گفتن؛ برای آموزش دانشجویان جدید و بتوانم استاد بشوم.

 

و صحبت آخر را برای دوستانی که می خواهند برای قبولی در کنکور تلاش کنند بفرمایید.

از کنکور نترسند بچه ها چیز خاصی نیست. اول برای شروع یک کلیتی از مطالب در ذهنشان شکل بگیرد حالا این می تواند از طریق مشاور باشد، با یک دوست با کسی که قبلاً این راه رفته مشورت بکند و آهسته و پیوسته شروع کند در این راه قدم برداشتن. انشا… موفق می شوند. نترسند و سعی کنند خودشان باشند؛ هر چیزی که بلد هستند بتوانند بنویسند فکر می کنم همه قبول بشوند.

یک نظر

سوابق آموزشي و شغلی خود را در زمینه کنکور کاردانی به کارشناسی بفرمایید.

از سال 77 در حال تدریس کنکوریم. یک مدت در کنکور کاردانی کار می کردیم و یک مدت هم در کنکور ارشد؛ تا الان نزدیک 10 سال است که در حال تدریس دروس ریاضی کنکور هستم.

فقط در موسسه پارسه تدریس می کنید؟

بله.

اگر کتاب یا جزوه ای برای درس ریاضی دارید معرفی بفرمایید.

کتاب نه ولی جزوات اینجا را به صورت مکتوب به بچه ها می گوییم می نویسند ولی مکتوبی که آماده باشد ندارم.

سر کلاس برای تمامی مباحث جزوه می گویید داوطلبان می نویسند؟

بله برای تمامی مباحث ریاضی.

در کنار جزوه خودتان کتاب یا جزوه موسسه دیگری را پیشنهاد می کنید؟

کتابهای تست دکتر معتقدی که برای همین موسسه (پارسه) است.

این کتابها تمامی سرفصلهای این کنکور را پوشش می دهد؟ و شامل حل تشریحی سوالات کنکورهای سالهای اخیر می باشد؟

بله؛ حل تشریحی کلیه تستهای کنکور 15 – 10 سال گذشته را دارد و در ویرایشهای جدید کنکورهای هر ساله هم اضافه خواهد شد.

رفرنسهاي اصلي اين درس را به تفكيك كنكورها بفرمایید.

کاردانی به کارشناسی رفرنس اصلی ندارد ولی اگر بخواهیم یک اسمی برایش بگذاریم می شود ریاضی پایه که در حقیقت مسائلش از ریاضی 1 دانشگاه ها یک Level پایینتر است. سرفصلها همان است ولی مسائلش از لحاظ دشواری سوالات یک Level پایینتر است وگرنه ریاضی رفرنس مشخصی ندارد.

در مورد اهميت اين درس در قبولي داوطلبان در كنكورهاي رسمي (سراسري – آزاد – علمي كاربردي) توضيحات لازم را بفرماييد.

خیلی مهم است به خاطر اینکه همه داوطلبان ریاضی را خیلی پایین می زنند با یک ذره بالا زدن ریاضی رتبه شان در دانشگاه سراسری یا ترازشان در دانشگاه آزاد فوق العاده زیاد می شود. رتبه کم می شود تراز زیاد می شود. اگر بتوانند ریاضی را به یک حدی برسانند که از میانگین بالاتر باشد موفقیتشان در کنکور خیلی خیلی بیشتر می شود.

درصدی که اشاره کردید حدوداً در چه بازه ای است؟

در رشته های مختلف فرق می کند ولی اگر بتوانند درصدشان را به بالای 40 برسانند، شانس قبولیشان در دانشگاه را خیلی زیاد می کند. حداقل نسبت به بقیه درسها شانسشان خیلی بیشتر می شود. ریاضی را به خاطر اینکه همه پایین می زنند یک جهش خیلی خوبی برایشان در قبولی است.

با نظر به اينكه تعداد مباحث رياضي زياد هستند و وقت داوطلبان اکثراً محدود است، مطالعه چه مباحثي را مهمتر مي دانيد؟

در دانشگاه سراسری چون از همه بحثها 1 تست مطرح می شود، چون 15 تست است و این 15 تست را که پخش کنند از هر مبحث سرفصل 1 تست مطرح می شود پیشنهادمان این است که آن بحثهایی که داوطلبان در آنها ضعیفترند را کنار بگذارند. از لحاظ تعداد سوالات در سراسری ما بحثی را پر اهمیت تر از بقیه نمی دانیم. برای همین هر بخشی را که فکر می کنند مشکل بیشتری دارند را کنار بگذارند. ولی در دانشگاه آزاد چون تعداد تستها بیشتر است معلوم است که از هر بحثی تعداد تستهای کدام بحث بیشتر است کدام کمتر است. ولی اکثر داوطلبان با بحث انتگرال مشکل دارند بحث انتگرال را پیشنهادمان این است که کنار بگذارند و در کنارش بقیه بحثها را به صورت نسبی کم و زیاد بخوانند.

به منظور يادگيري كامل چه روشي را براي مطالعه اين درس پيشنهاد مي كنيد؟

مسلماً فقط تست زدن؛ ما چیزی به صورت مطالعه در درس ریاضی نداریم. چون تست زدن را اگر از همان ابتدا شروع کنید. تمام مشکلاتتان را در تست برطرف کنید و تمام چیزهایی که قرار است یاد بگیرید را در تست یاد بگیرید، آن مطالب دیگر هیچ موقع از یادتان نمی رود. بنابراین ما اصلاً پیشنهادی برای خواندن نداریم. می گوییم تست بزنید در تست آن چیزی را که لازم دارید از تست بفهمید. نه اینکه فرمول را حفظ کنید بعد تست بزنید. تست می زنیم که فرمول را حفظ کنیم.

براي جلوگيري از فراموشي مطالب خصوصاً برای این درس که تعداد مباحث زیاد هستند، براي مرور چه راهكارهايي را توصيه مي كنيد؟

پیشنهاد می کنیم شما هر بخشی را که می خوانید تست مربوط اش را وقتی می زنید تعدادی از تستها را نگه دارید و دست بهش نزنید. در ادامه وقتی به بحث بعدی رجوع می کنید آن تعداد تستهایی را که از بحث قبلی نزدید به همراه بحث جدید تکرار کنید و این موضوع همین طور ادامه دار می شود تا هر چه برویم جلوتر. مسلماً وقتی هر چه که می رویم جلوتر تعداد تستهای فصلهای قبلی کمتر باید زده شود ولی همین چند تستی هم که زده می شود باعث می شود که بحثهای قبلی فراموش نشود. پیشنهادمان این است که هیچ موقع تستها را به صورت کامل بعد از آن فصل نزنند و یک تعدادی را بگذارند برای فصلهای بعدی که برگردند به عقب.

براي داوطلباني كه هدف آنها قبولي در دانشگاههاي معتبر سراسري كه پذيرش دوره هاي روزانه و شبانه دارند، پیشنهاد می کنید به صورت حدودی برای اینکه یک معیار کلی داشته باشند براي كسب درصد موردنياز چه ميزان ساعات مطالعه در هفته را توصيه مي كنيد؟

مسلماً این بستگی به آمادگی داوطلب دارد. هر چقدر که داوطلب قوی تر باشد مسلماً زمان کمتری هم لازم دارد. ولی به طور متوسط اگر بتوانند زمانی که برای ریاضی می گذارند در این حد باشد که آن فصلی را که می خواهند بزنند به صورت تستها مثلاً 20 تست در هر بحث باشد بخواهیم یک میانگینی بگیریم هر تست 3 دقیقه می شود مثلاً 60 دقیقه در روز. شاید اگر 1 ساعت در روز وقت بگذارند فکر می کنم که خیلی وضعیت خوبی خواهند داشت. البته 1 ساعت زیاد است این بیشترین مقداری است که در روز پیشنهاد می کنیم. در هفته عملاً می شود 7 ساعت. اگر ریاضی را 1 جلسه در هفته در نظر بگیریم برای هر 1 جلسه 7 ساعت باید تست بزنیم. این ماکزیمم مقداری است که می شود گفت. حالا هر چقدر قوی تر باشد مسلماً این زمان کمتر می شود.

این تایمی که فرمودید برای اینکه برسند درس را تمام کنند، حدوداً برای فرصت چند ماهه است؟

ما فرض را بر این می گذاریم که یک پروسه دو ترم دانشگاهی یعنی تقریباً 7 ماه.

تاثیر شرکت در کلاسهای کنکور را در یادگیری داوطلبان چقدر مهم می دانید؟

اگر کسی بتواند با کلاس بیاید جلو خیلی زیاد؛ ولی اگر نه فقط صرف کلاس آمدن که شاید بتوانید یک چیزهایی را توی ذهنش بتواند بسپارد، خیلی فایده ندارد. ولی اگر بتوانند با کلاس بیایند جلو و درسی را که سر کلاس داده می شود بتوانند تستهایش را تا جلسه بعد تکمیل کنند و رفع اشکال کنند تاثیر وحشتناکی خواهد داشت کما اینکه داوطلبانی که این کار را کردند، ما تاثیرش را دیدیم و نمونه هایش در موسسه هست می توانید رجوع کنید و تاثیراتش را ببینید. براي داوطلباني كه هدف آنها قبولي در دانشگاههاي سراسری غيرانتفايي شهرستان است یا دانشگاه های با تراز پایین در کنکور آزاد هست، با توچه به تاثیر مثبتی که ریاضی دارد براي كسب درصد موردنياز مطالعه چه مباحثي را که پیش نیاز نداشته باشند را پيشنهاد مي كنيد؟ فرض کنید یک دانشجوی متوسط با بیس ریاضی ضعیف می خواهد چند مبحث را بخواند که احتمال اینکه بتواند تستهای آن مبحث را سرجلسه بزند بیشتر باشد. بحث حد، مشتق، کاربرد مشتق و دنباله و سری را پیشنهاد می کنیم.

آيا سفيد گذاشتن اين درس با بالا زدن دروس تخصصي ديگر قابل جبران است؟

امکان این موضوع نیست. برای اینکه ریاضی آنقدر مهم است که سفید گذاشتنش باعث می شود یک پسرفت اگر نخواهیم پسرفت بگوییم یک درجای خیلی زیادی را بزنند تا با درسهای تخصصی بخواهند جبران کنند باید دروس تخصصی را خیلی بالا ببرند و چون نمی توانند ببرند بالا حتی یک تست زدن در ریاضی هم برایشان می شود ارزشمند؛ مگر اینکه درصد تخصصی فوق العاده بالایی داشته باشند که مثلاً بتوانند جبران کنند که عملاً کسی که درسهای تخصصیش را بتواند خیلی خوب بزند، مسلماً در ریاضی هم مشکلی ندارد و سفید نخواهد گذاشت. کسی که نمی تواند دروس تخصصی را بالا بزند سفید گذاشتن ریاضی هم برایش می شود یک ضرر بسیار زیاد.

با توجه به نحوه طراحي تستهای اين درس اگر داوطلبان بين دو گزينه 50 – 50 شك داشته باشند توصيه شما چيست؟

فکر می کنم این سوال را از یک مشاور بپرسید بهتر باشد خیلی مربوط به ریاضی نمی شود اینکه یکی بین دو گزینه شک کند اینکه بزند یا نزند کار کسی که ریاضی درس می دهد نیست؛ شاید این شک را در یک درس دیگر هم بکند. بزند یا نزند را من الان نمی توانم بگویم ولی اصولاً در ریاضی این اتفاقات کم رخ می دهد یا آدم یک تست را بلد است و به جواب می رسد یا بلد است و به خاطر اشتباه به جواب غلط برسد؛ هیچ موقع نشده بین دو گزینه کسی شک کند این قدر محدود بوده که به آن فکر نکردیم. ولی در مجموع من اگر خودم داوطلب باشم می زنم. یکی را شانسی می زنم اگر بین دو تا شک کرده باشم.

اشتباه آن دسته از داوطلباني كه عليرغم مطالعه كافي، تست زدن زیاد، شرکت در کلاسهای کنکور مناسب نتیجه موردنظرشان را در ریاضی نمی گیرند را چه مواردی مي دانيد؟

اگر مربوط به ریاضی باشد احساس من این است و همیشه هم گفتم که سعی می کنند ریاضی را حفظ کنند، فرمولها را حفظ کنند و در مسائل استفاده کنند و جون حفظ کردن آن فرمولها باعث فراموشیشان هم می شود مسلماً سر کنکور زمان کم، استرس بالا، همه چیز باعث می شود که این شدت فراموشی بیشتر شود. بنابراین پیشنهاد می کنیم اصلاً حفظ نکنند تستها را بزنند و فرمولهایی که لازم است را در تست متوجه شوید. با این کار این امکان به حداقل می رسد.

براي كسب درصد عالي در اين درس چه توصيه هایي به داوطلبان مي كنيد؟

مسلماً درصد عالی کسب کردن مستلزم تلاش خیلی زیاد است البته به همراه اینکه یک پایه نسبتاً خوبی در ریاضی داشته باشد اگر داوطلب پایه نسبتاً ریاضی در ریاضی دارد پیشنهاد می کنیم حتماً روی ریاضی وقت بگذارد و حتماً در ریاضی درصد بالایی خواهد زد و این درصد بالا موفقیتش را در رشته و شهر یا دانشگاهی که دلش می خواهد، خیلی خیلی زیاد می کند. امیدوارم همه داوطلبان خوب بزنند.

 

۱۷ نظرها

خودتون رو معرفی میکنید ؟

سمیرا فرخی – رتبه یک کنکور کاردانی به کارشناسی آزاد ( واحد تهران جنوب )

 

مدرک کاردانی را از کدام دانشگاه گرفتید؟

پودمانی هادی.

 

شما فکر می کنید اعتبار دانشگاه کاردانی یا سطح علمی داوطلب در کاهش زمان مطالعه چقدر می تواند تاثیرگذار باشد؟ به عبارت دیگر تعدادی از داوطلبان گمان می کنند که داوطلبان دانشگاه های معتبر سراسری جلوتر از آنها هستند. نظر شما چیست؟

راستش من فکر می کنم بی تاثیر هم نیست چون به هر حال اساتیدی که مثلاً برای دانشگاه های درجه چندم، سوم به بعد می آورند هم از نظر مدرکی هم از نظر سواد واقعاً فرق می کنند با اساتیدی که توی دانشگاه های معتبرتر هستند. خیلی فرق می کنند. من این ضعف را دیده ام. چون من پودمانی می خواندم خیلی از اساتید ما اصلاً سوادشان از بعضی دانشجویانی که خودشان خوانده بودند شاید کمتر است ولی خب نمی توانم بگویم که همه شان این جوری هستند چون استاد خوب هم داشتیم ولی با همه اینها چون که معمولاً دانشجوها خودشان هستند که درس می خوانند یا نمی خوانند یا بالاخره کار می کنند یا نمی کنند بیشتر دانشجو بیس است تا استاد یا دانشگاه.

 

چه سالی فارغ التحصیل شده اید؟

آذر 86. کلاً نمی خواستم دیگر ادامه بدهم چون فکر می کردم اصلاً چیزی یاد نمی گیرم. رفتم کلاس بیرون و سراغ کار و این جور چیزها.

 

فاصله بعد از فارغ التحصیلیتان تا شروع مطالعه باعث افزایش زمان مطالعه تان شد؟ یا تاثیر منفی دیگری داشت؟

راستش خب تاثیر که دارد. صد درصد هم تاًثیر دارد چون بالاخره مثلاً من خودم 2 سال فاصله گرفته بودم دانشگاه هم حالا خیلی … بود. مثلاً ریاضی خیلی از چیزها را من یادم رفته بود. هنوز هم مثلاً من مشتق را یادم نمی آید. هیچ وقت هم سعی نکردم به یادم بیاورم ولی خب واقعاً تاثیر داشت همه اینها. از خیلی چیزها فاصله گرفته بودم. بیشتر رفته بودم توی کار و عملی تا تئوری فرمولها و تمام فکرم یک جور دیگر شده بود. در کلاسها 10 روز اول می گفتم این را ما داشتیم، این را ما داشتیم؛ این جوری بود. برای همین تاثیر دارد ولی خب چیزهای دیگر هم بی تاثیر نیستند برای همین اینها را می پوشانند.

 

در کلاسهای کنکور (برای چه دروسی) و آزمونهای آزمایشی شرکت کردید؟

من 4 تا از درسها را ثبت نام کردم 4 تا اصلی که نداشتم. به هر حال ذخیره و ساختمان و مدار و از کلاسها راضی بودم چون من اصلاً اهل درس خواندن نیستم. این را بی تعارف دارم می گویم و سرکار هم می رفتم و کلاً آدمی نبودم که وقت بگذارم و یک چیزی را خودم بخوانم. برای همین من کلاً باید در جو باشم. بنشینم و فوقش گوش بدهم؛ اینجوری بیشتر یاد می گیرم. برای همین کلاسها را نوشتم. آزمونها را هم نوشتم. اصلاً من نمی خواستم کنکور شرکت کنم امسال. بعد بچه ها را توی Yahoo می دیدم در تب و تاب کنکور هستند و می خواهند ادامه بدهند. گفتم من هم هستم. اینجوری شد بعد کلاسها به نظر من فوق العاده بود چون سر کلاس من واقعاً گوش می دادم. حالا حرف هم می زدیم دیگر! ولی خب آزمونهایش از این نظر که حس رقابت خاصی بود که بعد از آزمونها نتیجه خیلی احساس خوبی داشت.

 

اگرکه الآن می توانستید انتخاب کنید باز همان کلاسها و آزمونها را انتخاب می کردید؟

بله، باز هم می رفتم. شاید مثلاً از اول برنامه سازی هم می زدم چون من توی آزمون برنامه سازی را خوب نمی زدم به این خیال که من توی دبیرستان سی و پاسکال داشتیم دیگر. من فکر می کردم چون آن زمان خوب بودم هنوز هم هستم. همین که من می گویم فاصله می افتد، فاصله باعث شد من یادم برود. اصلاً دیگر حس خواندن هم نداشتم. گفتم خودم می خوانم چون 4 روز هم در هفته کلاس داشتیم اصلاً من نمی توانستم هم کار کنم هم کلاس بروم هم بخوانم ولی اگر دوباره می رفتم شاید برنامه سازی هم می گرفتم که خیالم راحت بشود.

 

برای سایر دوستانی که امکان شرکت در کلاسهای کنکوری را ندارند چه توصیه ای دارید؟

 

راستش نمی دانم چه بگویم چون من کمی فکر خودم فرق می کند. من اصلاً اهل خواندن نیستم و پشتکارم قوی نیست. به هر حال من فکر می کنم که بستگی به این دارد که چه کتابی را انتخاب می کنند باید یک رفرنس حتماً داشته باشند یعنی یک نفر که بتوانند از او بپرسند چون دانشجو یک مبحثی را که می خواهد بخواند اگر در آن گیر کند دیگر انگیزه برای ادامه دادن آن ندارد. باید مطمئن باشد که می تواند آن را حل کند و جلو برود مگر اینکه بخواهد حذفش کند. برای همین باید یک رفرنسی داشته باشد یا یک کتاب خوب. کتابهای … از نظر خودآموزی به نظر من کتابهای خوبی هستند. حالا من شاید هر کدام را مثلاً 20 صفحه خواندم نه بیشتر ولی از نظر اینکه بخواهند خودشان بخوانند به نظرم کتابهای خوبی آمد. همه اش هم بستگی به اعتماد به نفس شخص نسبت به خودش دارد. اگر یک نفر فکر می کند خودش می تواند درس را بفهمد، می فهمد اگر فکر میکند نمی فهمد باید دنبال استاد باشد.

 

برای دروس تخصصی و عمومی رفرنس می خواندید یا کتاب کنکور؟

راستش من فقط جزوات اساتید را خواندم یعنی همه کتابها را گرفتم. کتابهای … نمی دانم باید اسم ببرم یا نه؟ 2 تا از موسسه ها را کلاً کتابهایشان را گرفتم کامل؛ ولی هنوز نو هستند! الآن داده ام به یکی از بچه ها بخواند. من چون هم آزمونها را بودم هم کلاسها را از هر کدام از درسها 2 تا داشتم. 4 تا از درسها را 2 تا داشتم ولی من همان کلاسهایی که آمده بودم هر چیزی را که استاد درس می داد موقعی که کلاس داشتم کلاً نمی خواندم. بعد از اینکه کلاسهایم تمام شد یعنی ماه آخر آبان بود فکر کنم می خواندم یک چیزهایی را. همان جزوه را بعد آخرش از هر فصل تست 20 تا 30 تا تست گذاشته بودند؛ تستهای سالهای قبل بوده که گلچین شده بود. همانها را من 2 بار زدم تاثیر هم داشت. دیگر تست زیاد نزدم. راستش چون بیشتر نمی رسیدم راستش اصلاً حسش را هم نداشتم. فقط مباحث را دوره می کردم. 2 بار من دوره کردم. دوره ام هم یک جور خاصی بود. مثلاً قبل از هر آزمونی که می دادم روز آخر مثلاً پنجشنبه را می گذاشتم برای دوره. هر درس را نیم ساعته دوره می کردم. دقیقاً پنجشنبه جمعه ای هم که ساعت 3 کنکور داشتیم همین کار را کردم .

 

شما پیشنهاد رفرنس خواندن به داوطلبان می کنید یا طبق تجربه خودتان نظرتان بر این است که کتب کنکوری کافی هستند؟

یک خرده فرق می کند همه می گویند باید یک رفرنس باشد که از روی آن بروی جلو بعد یک سری تستهای مولف نه، تستهای کنکور را باید بخوانند. اساتید هم حتی همین را می گفتند ولی من این جوری بودم باید مباحث را یاد می گرفتم مفهومی، مساله ای؛ بعد 10 تا تست هم آخرش می زدم. اینجوری کارم راه می افتاد.

 

این مفهومی خواندن در کلاسها شکل می گرفت یا با مطالعه کتب کنکوری؟

در کلاسها شکل می گرفت.

 

چند ماه مطالعه کردید و به طور میانگین روزی چند ساعت؟

من که کار می کردم و هنوز هم کار می کنم ساعت کاریم هم یک جوری نبود که مثل خانم فرهودی (رتبه 1 تهران شمال) بتوانم کمش کنم. متاسفانه تا ساعت 6 و 7 هم می ماندم سرکار بعد اینکه یک ذره بدآموزی شاید داشته باشد من بگویم روزی چند ساعت درس می خواندم! راستش من در خانه که اصلاً نمی توانستم درس بخوانم چون می رفتم خانه آنقدر خسته بودم که فقط پای کامپیوتر و اینترنت بودم ولی دیگر خودم را مجاب کرده بودم در شرکت ساعت 5:30 کارتم را می زدم و می رفتم همان جا پشت میز کنفرانسمان می نشستم و 2 تا 2:30 ساعت می خواندم. 8-7:30 می زدم بیرون. می آمدم خانه حدود 9 بود و 1 ساعت هم شام و استراحت بعد تا یک ساعت و نیم دیگر می خواندم. در کل روزی 4 ساعت هم نمی شد حدوداً 3 ساعت. این هم فقط مربوط می شد به ماه آخر یعنی کلاسهایم که تمام شد. من کلاس که می رفتم اصلاً درس نمی خواندم. سر کلاس ولی گوش می دادم. کلاسهایم که تمام شد دیگر اصلاً ناامید شده بودم. بچه ها می گفتند یک جای دیگر بزن اصلاً تهران-جنوب را نزن؛ بی خیال شو قبول نمی شوی چون نمی خوانی. مثلاً من عمومیها را اصلاً دست نزدم تا 10 روز آخر. ادبیاتم اصلاً جزو حذفیاتم بود. زبان نخواندم؛ تنها چیزی که خواندم، 2 روز معارف خواندم؛ 3 روز مانده بود به کنکور به من مرخصی دادند در آن 3 روز روزی 6-5 ساعت می خواندم .

 

فکر می کنید چند درصد از زمانی که برای کنکور گذاشتید مفید بوده؟

به نظر من غیر از مواقعی که sms می زدم بقیه اش مفید بوده. می خواندم مباحث را، تستپهایش را هم آخرش می زدم برای هر درس 1 ساعت، 1.5 ساعت، 2 ساعت وقت می گذاشتم. بیشتر من چون زمان یک درس را در شرکت می خواندم، یک درس را در خانه می خواندم فصل به فصل می رفتم جلو.

 

اکثر داوطلبان در مدت چند ماه مطالعه شان به دلایل مختلفی مانند عدم کسب رتبه دلخواه در آزمونها، عقب افتادن از برنامه ریزیشان، فراموشی مطالبی که ماههای قبل خوانده اند و … گاهی احساس می کنند که از داوطلبان زیادی عقب هستند و این روحیه در یادگیریشان تاثیر منفی می گذارد و باعث می شود بیشتر از برنامه شان عقب بیافتند. به عبارت دیگر سایر رقیبانشان را خستگی ناپذیر، با پشتکار عالی و حافظه دائمی تصور می کنند. اگر شما این تجربه را داشتید چطور با آن کنار آمدید؟

راستش این موضوع را که زیاد تجربه کرده ام چون خودم همین جوری بودم. سر کلاس که گوش می دادم همان موقع تستها را می زدم ولی جلسه بعدی، مباحث قبلی اصلاً یادم نبود بعد بچه ها را می دیدم می گفتند دور دوم یا سومشان است، می گفتم چه جوری اینها درس می خوانند که مثلاً 3 دور تمام شده! من 25% اول مباحث را هنوز شروع نکرده ام. ولی حتی یادم هست یک بار 4-3 روز درس نخواندم، 1 ماه مانده بود به کنکور؛ بعد با یکی از دوستانم مشورت کردم گفتم اصلاً بی خیال شدم باید چکار کنم؟ نمی توانم حتی شروع کنم دوباره. کمی مشورت کردیم. جو دادیم. قرار شد sms بزنیم خبر بدهیم که مثلاً نیم ساعت خواندم، اینقدر خواندم. این جوری شد یعنی به نظر من این ارتباطی که بین بچه ها هست خیلی بیشتر تاثیر دارد که در جمع باشند چون مثلاً من با دوستانم که chat می کردم مثلاً می گفتند من ادبیاتم تمام شد دور دومم است. می دیدم من هنوز شروع نکردم. ولی آن کسانی که می گذارند برای آخرها یا این انگیزه هایی که همه اش فکر می کنی 10 روز مانده برنامه ریزی می کنم توی این 10 روز یک روز ادبیات می خوانم، یک روز این را می خوانم، یک روز آن را می خوانم یعنی به خودت باید انگیزه بدهی. دیگر باید فکر کنی که توی این 10 روز هم می توانی جمعش کنی. یک مثل معروفی هست که می گوید برای یادگرفتن آدم هر چه زمان کمتری داشته باشد چیزهای بیشتری یاد می گیرد یعنی واقعاً همین طور است به نظر من.

ولی می دانید این آزمونها یک ذره ترسناک بود مثلاً من 2 روز آخر را سخت می گرفتم آزمون را می شدم نفر 4، همه می گفتند تو قبولی و من از این می ترسیدم که ضایع بشوم و قبول نشوم و همه بگویند تو که این جوری شد قبول نشدی! این برای من خیلی سنگین بود. این بیشترین استرس را داشت. پیش آنهایی که فکر می کنند صد درصد قبول می شوم …

می دانید پشت سر آدم حرف می زنند که طرف این قدر می خواند و به روی خودش هم نمی آورد و می گوید من نمی خوانم. خانواده خیلی چیز جالبی است، من اصلاً به خانواده ام نگفتم که کنکور دارم! یعنی خودم همین جوری تصمیم گرفتم، ثبت نام کردم، کلاسها را رفتم؛ می گفتم کلاس دارم. درسی که می خواندم می گفتم درس خودم است چون 1.5 ساعت هم بیشتر توی خانه نمی خواندم بیشتر توی شرکت 2 ساعت می خواندم برای همین بعد از نتیجه تازه گفتم من کنکور دادم قبول هم شدم!

 

لطفا تجربه های مثبت و منفی مدتی که برای کنکور آماده می شدید را عنوان کنید.

راستش من معارف را شاید 5-4 ساعت برایش وقت گذاشتم ولی همان 80 زدم خیلی خوشحالم از این بابت!

 

ممکن است که بیشتر توضیح بدهید؛ واقعاً چطور با این میزان مطالعه این درصد بالا را کسب کردید؟

نمی دانم شاید اطلاعات عمومیم بالا است. من درسهای عمومی را از روی اطلاعات عمومیم می زنم. این جوری بگویم یعنی از روی روانشناسی که منظورش چی است که چنین سوالی پرسیده، مسلماً چنین چیزی می خواهد! بیشتر این جوری بود. مثلاً من یادم است زمانی که سرکار می رفتم از این 2 ساعتهای آخر معارف را توی شرکت از یک سر سالن تا آن سر سالن می رفتم 2 تا از درسهایش را از روی کتاب مولفم می خواندم و از عمومی ها فقط معارف را خواندم. زبان تخصصی و عمومی و ادبیاتم را گذاشتم جزء اطلاعات عمومی کامل! ولی از درسهای تخصصیم کتابها را می خواندم.

 

در مورد روش مطالعه، تست زنی و مرورتان بفرمایید.

من جزوه استاد یا کتابی که شبیه جزوه استاد بود که سر کلاسها رفته بودم را می خواندم. مثلاً اگر قرار بود 2 ساعت درس بخوانم، مثلاً 1.5 ساعت را می خواندم چون طول می کشید مسائلش را و 20 تا تست آخرش که مسلماً تست کنکور بودند. تستهای تالیفی را نه پیشنهاد می کنم نه می زنم چون به نظر من ذهن آن استاد یا آن شخصی که آنها را طرح می کند ممکن است اصلاً ربطی نداشته باشد به آن مباحثی که توی کنکور می آید. به همین خاطر من پیشنهاد نمی کنم. درست است درس را جا می اندازد ولی برای امتحانات دانشگاه نه برای کنکور ولی تست را حتماً باید بزنید؛ حتی همان 20 تا نمی خواهم بگویم کافی است ولی واقعاً برای من جواب داد چون که تستهای خاصی بود که هیچ وقت در مسائل تشریحی یاد نمی گرفتم که چطور باید این مسئله را حل کنم. من خیلی از درسها را از همان 20 تا تست یاد گرفتم.

 

آیا درسی بوده که احساس کنید یادگیریش نسبت به دروس دیگر برایتان مشکلتر است؟ (اگر این تجربه را داشتید راهکاری که برای مطالعه این درس بکار برده اید چه بوده است؟)

راستش من یک اخلاق بدی دارم فکر می کنم هیچ وقت مشکلی پیش نمی آید. اگر بخواهم بخوانم فقط می گویم حالا یک کاریش می کنم ولی یکسری از درسها را اصلاً نمی خواستم حذف کنم. درسهای عمومی را می خواستم حذف کنم مثلاً من 30 زدم ادبیاتم را. دیگر مشکل خاصی نداشتم، ریاضی را می دانستم همه می خواهند حذف کنند من لج می کردم می گفتم من نمی توانم ریاضی را حذف کنم. می خواهم بزنم چون ریاضیم خوب بوده حیف است که از آن استفاده نکنم ولی درسهای دیگر را همه می زدند ما هم می زدیم دیگر.

 

چنانچه مایل باشید درسهای تخصصی و عمومی را یک دور مرور کنیم و شما به این سوال که در این درس درصد بالایی کسب کردم چون … در ارتباط با هر درس پاسخ بدهید. در واقع مهمترین دلیل موفقیتتان در هر درس را بفرمایید. (اگر اشتباهی کردید یا توصیه ای دارید)

معارف: کلاسهای عمومی.

ادبیات: ادبیات را هم درصد بالایی نزدم 30 زدم من فقط درک مطلب زدم.

زبان عمومی: زبان عمومی هم زبانم خوب بود دیگر؛ من از بچگی زبان کار می کردم برای همین.

 

بیشتر واژگان یا گرامر؟

واژگان.

ریاضی و آمار: ریاضی و آمار را هم کلاس که نرفتم. همان اطلاعات خودم بود. فقط آمار یک کم احتمال را خواندم.

مدار منطقی: مدار منطقی را که کلاً نه که اولش با ریاضی شروع می شود مبنا بود و همه اینها ریاضی راهنمائیمان بود خیلی خوب بود. با این انگیزه شروع شد سر کلاس هم که خوب می شد. برای همین مدار را چون بیس ریاضی داشت دوست داشتم. آن را هم 100 زدم.

زبان تخصصی: زبان تخصصی را هم که نخواندم چون من خودم دنبال MCSE و شبکه که بودم کلاً زبان تخصصیم خوب بود. برای کارم و درسهای خودم. برای همین زدم. من می خواستم ول کنم دوستانم می گفتند کی می خواند ضریبش 1 است نخوان ولی 90 زدم.

ذخیره و بازیابی: ذخیره را هم که همان کلاسم. چون من نخوانده بودم.

سیستم عامل: سیستم عامل، راستش من خیلی تست نزدم. همان تستهای آخر جزوه ام را زدم ولی باز هم یک خرده در همان فاز بود بیشتر، هم اینکه من الگوریتمها را خوب یاد گرفته بودم تستها هم اکثراً از الگوریتمها بود.

ساختمان داده: ساختمان را هم جزوه استادم را خواندم، آن هم کلاسم. کلاً درسهای اصلی را کلاسم تاثیر داشت.

برنامه نویسی: برنامه سازی را من هم می ترسیدم که اصلاً خوب نزنم یعنی درصدهای بچه های سال قبل را که نگاه می کردم می دیدم که اکثرا بالای 60 بوده. می گفتم چطور می توانم من که توی آزمونها 30-25 می زنم این را عوضش کنم؟ عمراً نمی توانم اصلاً. ولی آزمون آخر را که دادم ضعفم توی برنامه سازی رتبه ام را کشید پایین؛ پنجم شدم. دیدم که برنامه سازی 25 درصد زدم. 2 روز وقت گذاشتم برایش یعنی کلاً درسهای دیگر را بی خیال شدم. برنامه سازی را می خواندم از کتابش، جزوه و کتاب، تاثیر داشت واقعاً؛ 90 درصد زدم.

 

در مورد تفاوت سطح سوالات 88 با سالهای قبلتر بفرمایید.

من نمی توانم مقایسه کنم چون من ننشستم که ببینم آزاد 87 چی است دقیقاً، ولی در کل من از آزمون که آمدم بیرون بالاخره آن 20 تا تستهای آخر فصلها را که می زدم واقعاً خیلی ساده تر بود خیلی از درسها. ادبیات یک ذره سختتر بود چون به نظرم من آزمونهای خودم را که چک می کردم ادبیات را بهتر می زدم تا کنکور. معارف خوب بود خیلی خوب بود. من همه را زدم. یک جورهایی درسهای تخصصی ذخیره اش سختتر بود. سیستم عامل ساده تر شده بود. برنامه نویسی که اصلاً آب خوردن شده بود واقعاً. ریاضی خیلی سخت بود ولی آمار و احتمالش بد نبود. مدارش هم مثل همیشه بود. به نظرم 2-1 تا سوالش خیلی ساده بود. در کل من آمدم بیرون گفتم قبول می شوم. من معمولاً عادت ندارم بگویم این جوری یعنی همیشه می گویم آن یک درصد احتمال ممکن است کار دستمان بدهد ولی آمدم بیرون گفتم احتمالاً من قبول می شوم. خوشحال بودم راضی بودم حداقل از آزمون که ساده بود.

 

به داوطلبانی که می خواهند یک/چند درسشان را حذف کنند چه توصیه ای دارید؟ آیا تفاوت سطح سوالات هر درس در کنکورها به اندازه ای ثابت است که بتوانند پیش بینی کنند که با مطالعه چند درس می توانند تراز لازم را کسب نمایند؟ به عبارت دیگر ریسک این کار حداقل برای داوطلبانی که هدفشان قبولی در تهران و شهرستانهای تراز بالا هست قابل پذیرش است؟

به نظر من بستگی دارد که چه درسی را حذف کنید. دروس تخصصی مثل ریاضی و آمار را چون همه حذف می کنند ضرری به شما نمی زند. نهایتاً شما هم با همه مقایسه می شوید و شما هم مثل آنها هستید و صفر می زنید.

من خودم ریاضی را حذف نکردم چون می دانستم بقیه اکثراً حذف می کنند. من که می توانم حداقل 5-4 تا سوال را جواب بدهم آنقدر برایم تاثیر دارد که ریسک کنم و حذفش نکنم. اگر کسی می خواهد حذف کند و واقعاً نمی تواند بخواند خب ریاضی و آمار را می تواند حذف کند چون بقیه هم همین هستند اما درسهایی مثل درسهای تخصصی و ذخیره و سیستم عامل و ساختمان را مخصوصاً اصلاً پیشنهاد نمی کنم حذف کنید چون درصدهای کنکورها را که نگاه می کردم اکثرا که خیلی هم تاپ بودند در رنج 50 بودند. برای همین خب همه خوانده اند دیگر، نفرهای برتر، اکثریت که نمی آیند درسهای تخصصی را حذف کنند. وقتی که این همه خوانده اند باز 50 درصد می زنند اگر کسی بخواهد یک درس را حذف کند مسلماً زیر 40-30 دیگر بیشتر نمی تواند بیاورد چون بالاخره خود درسی که حذف شده یک درصد خیلی خاصی را می گیرد و کم می کند برای همین اصلاً پیشنهاد نمی کنم ولی درسهای عمومی مثلاً زبان تخصصی یا چیزهای دیگر را اشکال ندارد.

 

درباره یک حس مشترک بین اکثر داوطلبان در روزهای قبل از کنکور این است که “احساس می کنم هر چی که خواندم فراموش کردم” نظرتان چیست؟

باز یک ذره سوالتان برای من فرق می کند چون من ماه آخر شروع کردم ولی طبیعی بود. دیگر من یک مبحث را می خواندم 4 روز بعدش می گفتم راستی آن مبحث ممکن است یادم نباشد برای امتحان ولی آزمونها را که می دادم روز آخر دوره می کردم بعد من یک چیزی خاص خودم داشتم یک دفترچه داشتم مثلاً اگر می خواستم سیستم عامل را بخوانم حالا جزوه را می خواندم در همان 2 ساعت، نیم ساعت وقتم را می گرفت ولی واقعاً این کار را می کردم. برداشت خودم را انگار خودم می خواهم جزوه دست نویس برای خودم درست کنم می خواستم نکته برداری کنم دیدم من دارم همه چیز را می نویسم برای همین یک جورهایی جزوه برداری کردم. پاراگرافها و چیزهای اضافه را حذف کردم بعد موقع دوره مثلاً سیستم عاملی را که من 4 فصل می خواستم بخوانم واقعاً نیم ساعت وقتم را می گرفت ولی واقعاً 4 فصل را کامل خوانده بودم حتی یک واو هم جا نمی ماند چون جزوه را کامل نوشته بودم. چیزهای مهمی که واقعاً لازم بود دوره شود به این صورت من همه مباحث را دوره کردم.

 

در مورد شرایطی که سر جلسه داشتید (وقت کم آوردن، استرس، بی دقتی، پاسخ نامطمئن به تستها و … ) بفرمایید.

استرس که نداشتم. معمولاً استرس ندارم. سر جلسه سعی کردم با بچه ها دوست بشوم ولی همه استرس داشتند غیر از این هم سر جلسه من زود تمام کردم برگشتم از اول چک کردم که ببینم کلاً چی زدم و بشمارم چند تا زدم و آمار خودم را درآورم. دیدم مثلاً یکی از درسها را گزینه 3 بود، من 2 زده بودم. برای همین گفتم نکند باز هم چنین مواردی باشد. کلاً تمام جوابهای پاسخنامه ام را با سوالهای جزوه ام چک کردم. دیدم همان یکی بود. بعد تست 50-50 هم بله؛ همین ادبیات چون اطلاعات عمومی بود، کلاً روی شانس یکم رفتم جلو. 50-50ها را مثلاً روی پاسخنامه ام نگاه می کردم می دیدم مثلاً این 3 تا خالی است. چکارش کنم باید یک کاریش بکنم! چند تا از این 50-50ها را باید جواب بدهم. فقط این ریسک را برای ذخیره نکردم چون نمی توانم کاری بکنم. ذخیره حل کردنی است ولی بقیه مثلاً برای ریاضی 3 سوال ریاضی جواب دادم. مباحثی را که اصلاً نمی خواستم جواب بدهم را جواب دادم. آمار را هم همینطور.

 

اکثر تستهایی که زدید درست بود؟

بله، خوشبختانه خوب بود. حتی من توی برنامه سازی هم یکی را شانسی زدم. شانسی که نه همین 50-50 ها را ولی باز هم خوب بود حتی ادبیاتم هم به رحال بهتر از آنی بود که فکر می کردم.

 

با توجه به اهمیت بالای انتخاب اول در قبولی کنکور دانشگاه آزاد چه توصیه ای برای داوطلبانی که سطح بالا انتخاب رشته می کنند دارید؟

من چون فقط به بچه های سرکار گفته بودم استرس اینکه قبول نشوم را نداشتم. از اول هم فقط دوست داشتم تهران جنوب را بروم. بیس را خواست خدا گذاشتم. از طرفی هم می گفتم فوقش نمی شوم بالاخره آزاد هزینه دارد و اگر قرار است هزینه اش را بدهم چون خودم هم دارم این کار را می کنم پس آن چیزی را که خودم می خواهم را می کنم. اگر قرار باشد که نروم خب می روم علمی-کاربردی که کنکورش هم اسفند ماه بود. گفتم نتیجه کنکور که آمد اگر قبول نشدم می روم علمی-کاربردی؛ دیگر حداقل جایی را دارم می روم که خیلی به من زور ندارد. جای دوری نمی روم جوری نمی شود که بگویم این همه دارم هزینه می کنم باز آن چیزی که می خواهم نشد.

 

عامل اصلی موفقیتتان را چه می دانید؟ به عبارت دیگر از بین داوطلبان قوی که برای رتبه 1 تهران جنوب تلاش می کردند و تعداد زیادی از آنها بیشتر از شما مطالعه کرده بودند چه پارامتری باعث شد که شما 1 شوید؟

راستش نمی دانم. من قبل از اینکه انتخاب رشته کنم مانده بودم که بزنم یا نزم. بچه ها می گفتند تو نزن که نخواندی چون شرایط درس خواندنم را مقایسه می کردم می دیدم که از یک جهاتی حق من نیست که بخواهم اینجا قبول بشوم و شاید قبول نشوم. بعد از کنکور که آمدم دیدم که خیلی ساده بود. شاید از این نظر که ساده بود. شاید از این نظر که اگر می خواندم خوب می خواندم. کم می خواندم ولی خوب می خواندم؛ کیفیت خواندنم فرق داشت.

 

در مقابل مهمترین عواملی که تاثیر منفی در مطالعه تان داشت را بفرمایید. به عبارت دیگر اگر الان می توانستید موردی را تصحیح کنید چه کاری می کردید؟

شاید حداقل اینکه خودم را راضی می کردم از همان اول که کلاسها را می رفتم با آن شروع کنم روزی 1 الی 2 ساعت بخوانم که این حس که همیشه می دیدم این قدر از مطالب مانده و هیچ کاری نکردم را نداشته باشم.

 

تعدادی از دوستانی که پشت کنکور هستند قبولی در دوره مهندسی را پلی می بینند که بعد از عبور از آن شغل مناسب، جایگاه اجتماعی مطلوب و زندگی بهتر در انتظارشان هست. قبولی علاوه بر مزایایی که دارد از دیدگاه شما به عنوان فردی که با موفقیت از این پل عبور کرده است، درباره اینکه قبولی آغاز تلاش بیشتری است برای موفقیتهای بزرگتر دیدگاه شما چیست؟

راستش من کارم را داشتم و کارم هم مربوط به رشته ام است؛ Admin شبکه هستم و راستش سوادم هم داشتم و کنکور را یکی اینکه فقط برای مدرکش خواندم. من دانشگاه هم که رفتم یکسری از مباحثش را می دانستم. معادلات دیفرانسیل و … شاید به درد برنامه نویسی بخورد وگرنه مابقی درسهای تکنیکی را من الان جلوتر هستم. روی حس درس خواندن یا ادامه تحصیل یا به یک جای بالا برسم، نرفتم برای کنکور؛ فقط به خاطر اینکه می خواهم از ایران بروم و برای رفتن فقط از طریق ویزای تحصیلی خودم می توانم اقدام کنم چون سرمایه اش را ندارم. برای همین باید از طریق دانشگاه بروم.

 

هدف بعدیتان را در صورت تمایل بفرمایید.

من ادامه می دهم چون که من در یک سطح ماندن را دوست ندارم. درس خواندن را هم دوست ندارم. محیط آکادمیک به نظر من بهترین محیطی است که می توانیم در آن پیشرفت کنیم. سر کار در شرکتهایی هم که خیلی هم در کار پروژه ای هستند باز هم در همان سطح می مانند چون یک کار تکراری صورت می گیرد ولی حداقل اینکه دانشگاه می تواند کمکت کند که احساس رکود نکنی.

 

و صحبت آخر را برای دوستانی که می خواهند برای قبولی در کنکور تلاش کنند بفرمایید.

به نظر من باید ببینند تواناییهایشان چقدر است. اگر واقعاً فکر می کنند یک درسی را یکبار می خوانند می فهمند، همان یکبار بخوانند. بستگی به تواناییشان دارد من دوست ندارم حرف کلیشه ای بزنم که برنامه ریزی کنید، این کار را بکنید آن کار را بکنید. هر چقدر را که می دانید مفید است همان قدر را بخوانید و همان قدر به خودتان اعتماد داشته باشید که زحمت کشیدید مگر اینکه شانس خوبی داشته باشید (مثل من)!

 

دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب

۱۹ نظرها

سوابق آموزشی، شغلی خود را در زمینه کنکور کاردانی به کارشناسی بفرمایید.

من از سال 79 دارم تدریس می کنم از مجتمع فنی تهران در بحثهای کنکور شروع کردیم و تا الان داریم کار می کنیم. از سال 73 داریم در دانشگاه تدریس می کنیم. اول شهید رجایی بعد شریعتی بعد دانشگاه آزاد بعد شد شمسی پور بعد شد ولیعصر بعد همه را کنسل کردیم، شد فقط شمسی پور؛ مدیر گروه شهید رجایی بودم، مدیر گروه شریعتی بودم الان هم مدیر گروه شمسی پور کاردانی و کارشناسی هستم.

 

کدامیک از دروس کنکور را در موسسه تدریس می کنید؟

C++، C، ساختمان و ذخیره.

 

کتابهایی را که در زمینه این کنکور چاپ کردید معرفی بفرمایید.

کتابهایی که در زمینه این کنکور مال خودم چاپ کردم تقریباً 43 کار عنوان کتاب است که در زمینه کنکور کاردانی به کارشناسی چیزی حدود 15 – 14 عنوان کتاب است. ما لزوماً آنها را در کلاس تدریس نمی کنیم. بیشتر پای تابلو و تست می زنیم و ممکنه کتابهای همکاران را هم معرفی کنیم.

 

در کلاس به داوطلبان جزوه می دهید یا از روی کتابهایتان تدریس می کنید؟

نه، ما در واقع تدریسهایمان بیشتر پای تابلو است یعنی خیلی اعتقاد به اینکه بچه ها جزوه داشته باشند و کتاب داشته باشند و از روی آنها درس بدهیم، نداریم. پای تابلو است اما طبیعتاً مجموعه نکات، مجموعه تستهای کنکورها در جزوه به آنها داده می شود و وقتی درس تمام شد بچه ها شروع می کنند با هم به تست زدن.

 

جزوات و کتابهایتان سرفصلهای کنکورهای رسمی (سراسری، آزاد، علمی کاربردی) را پوشش می دهد؟

بله؛ طبیعتاً از سال 80 تا 87.

 

جزواتتان حل تشریحی تمامی تستهای کنکور را شامل می شوند؟

ما در واقع تستها را به صورت دفترچه سوالات می دهیم که هر دفترچه تقریباً بین 300 الی 400 تست دارد. بعد وقتی درسمان در هر جلسه تمام می شود شروع می کنیم به زدن تستها؛ در دفترچه ها ما کلید و پاسخنامه نداریم یعنی فقط متن سوالات هست. بعد بچه ها دفترچه را باز می کنند شروع می کنیم به یکی یکی حل کردن و پاسخ تشریحی؛ بعد به آنها می گوییم اگر پاسخ تشریحی اینها را می خواهند به کتابهای من، همکاران دیگر رجوع کنند. اگر می خواهند با ما حل کنند، با می نشینند حل می کنند نکات تستی آنها را می گوییم جواب آنها را می گوییم بعد نهایتاً هم اگر در بعضی از تستها فرصت نکنیم، کلید می دهیم.

 

جزواتتان فروش آزاد دارد؟

فروش آزاد دارد ولی به دردشان نمی خورد به خاطر اینکه در واقع جزوات مجموعه تست است و حل تشریحی ندارد. حل تشریحی بخواهند به کتاب رجوع می کنند یعنی کتاب به آنها معرفی می کنیم، کتابهای خودمان یا کتابهای همکاران و می گوییم آنها را بخرید که حل تشریحی، نکته، تست، درس، همه چیز توی آنها هست.

 

رفرنسهای اصلی زبانهای برنامه نویسی C و ++C را معرفی بفرمایید.

غالباً رفرنس اصلی اصلاً وجود خارجی ندارد. چون من خودم رئیس کمیسیون تعیین سرفصل وزارتخانه هستم، آنها یکسری رفرنسهای فارسی-لاتین معرفی می کنند اما غالباً هیچ وقت طراحان از آن رفرنسها استفاده نمی کنند. طبیعی هم هست چون در رفرنسها که شما تست کنکور و نکته کنکور نمی بینید. طراحان براساس تستهای سالهای قبل و تجربه ای که دارند، تست می دهند. برای همین من مثلاً بگویم کتاب سی x یا کتاب سی پلاس پلاس y هیچ ارتباطی وجود ندارد که اگر دانشجو آن کتاب را بخواند می تواند تست بزند. نه اینطوری نیست و همه همکاران ما که کتاب نکته، تست برای همه دروس می دهند بیرون، غالباً نمی روند کتابهای مرجع را بخوانند؛ می گویند سرفصلها اینها است و خودشان شروع می کنند آن نکات کنکوری را می آورند در کتابهایشان. بنابراین چیزی به نام مرجعی که اگر خوانده شود به همه تستها می توانیم جواب بدهیم تقریباً لااقل در ++C منتفی است شاید فقط در یک درس بتوانیم این حرف را بزنیم آن هم درس ذخیره و بازیابی است آن هم از کتاب آقای روحانی است.

 

در مورد اهمیت درس برنامه نویسی در قبولی داوطلبان کنکورهای رسمی (سراسری، آزاد، علمی کاربردی) توضیحات لازم را بفرمایید.

طبیعتاً درس C،C++، Visual Basic که می شود درس برنامه نویسی ضریب 4 دارد و فوق العاده مهم است و بچه ها هم ضعیف هستند یعنی اگر در واقع دانشجویی بتواند این درس را بالای 40 درصد بزند عالی زده است. برای همین ما همیشه به بچه ها می گوییم شما سعی کنید این درس را بتوانید بالای 35 – 30 درصد بزنید. 35 – 30 درصد هم یعنی از هر 3 تست 1 تست. یعنی فقط اگر مثلاً Cها را بزنند، ++C و VB را نزنند یا ++C بزنند C و VB نزنند، به آن 35 درصد می رسند. میانگین درصد C، ++C در کنکورهای ما حول و حوش 20 درصد است و اگر دانشجویی بتواند 35 – 30 یا 40 بزند، عالی زده است. ضریب 4 هم دارد فوق العاده اهمیت دارد.

 

برای یادگیری کامل درس برنامه نویسی چه روشی را به داوطلبان پیشنهاد می کنید؟

ببینید درسهای C و ++C و VB درسهای برنامه نویسی هستند. درسهای برنامه نویسی در واقع اگر بخواهد دانشگاهی باشد، به تمرین، ممارست، پشت کامپیوتر نشستن، برنامه نویسی و این چیزها می خواهد. اما در کنکور اصلاً این فاز نیست؛ در کنکور طرف باید بیشتر با نکات آشنا باشد یعنی من دانشجویی داشتم که نساجی کامپیوتر بوده، کاردانی اش نساجی کامپیوتر، کلاس کنکور هم نیامد، رتبه تک رقمی کاردانی به کارشناسی کامپیوتر آورد و الان دانشجوی شمسی پور روزانه ما است و وقتی هم با ایشان صحبت کردیم که خب تو چطوری اینجا قبول شدی، گفت من همه را حفظ کردم. این نشان می دهد که این امکان وجود دارد. از آن طرف هم ما سر کلاس می گوییم: بچه هایی که می آیید سر کلاس C و ++C کلاس ما می نشینید یا شاید هر کس دیگری می نشینید، شما در کلاس ما C کار نمی شوید، برنامه نویس C نمی شوید. اگر هم برنامه نویسی C هستید لزوماً تست نمی توانید بزنید. مقوله کنکور و تست با مقوله برنامه نویسی فرق دارد. بنابراین در کلاسهای کنکور ما، به آنها برنامه نویسی یاد نمی دهیم. ما به آنها یاد می دهیم چطوری از پس تستها بربیایند و طبیعتاً وقتی تستها را خوب زدند دلیلی بر این نیست که پس حتماً C کار خیلی خوبی هم هستند؛ نه ممکنه خیلی برنامه نویس ضعیفی باشند اما بلدند تست بزنند. بنابراین شیوه ما در کلاسهای ما، البته نه، فکر کنم الان همه آقایان همین طور هستند؛ این است که به اینها نکات زبانهای برنامه نویسی را یاد می دهیم. نکاتی که در کنکور می آید.

 

برای برنامه نویسی شما پیشنهاد می کنید داوطلبان چه تایمی از زمان مطالعه این درس را به یادگیری مباحث و چه تایمی را به تست زدن اختصاص بدهند؟

ما در اینجا فرمهای برنامه ریزی هفتگی داریم بعد براساس آن برنامه ریزی هفتگی به بچه ها می گوییم خب مثلاً شما وقتهای خالی را بدهید ما برایشان در آن روزها وقتهایشان را پر می کنیم. طبیعتاً ما می گوییم هفته ای شما باید 4 ساعت حالا بسته به نوع برنامه است؛ ممکنه دانشجویی تمام وقت هفته بیکار باشد فقط مثلاً کلاسهای کنکور می آید ممکنه یک دانشجویی مثلاً سرباز باشد، ممکنه یک دانشجویی تا ظهر سرکار برود، انواع و تنوع مختلف است. ما به آنها می گوییم حداقل شما باید هفته ای 4 ساعت درس بخوانید C؛ تست بزنید؛ دو تا هم دوره داشته باشید. این می شود کلیات برنامه ما. حالا در آن دوره ممکن است لزوماً دوره یک درس نباشد، دوره مثلاً 2 تا درس، 3 تا درس باشد. چارت برنامه ای که داریم ما آنجا برنامه ریزی می کنیم اما حداقل 4 ساعت با تست زدن.

 

از میزان ساعاتی که برای این درس در نظر می گیرند، توصیه می کنید چند درصد از تایمشان را به C و ++C و چند درصد به VB (با توجه به اینکه تعداد تستهای VB کنکورهای گذشته محدود است و نمی توان گفت چه مباحثی مهمتر هستند) اختصاص بدهند؟

اینها در واقع بحثهای بودجه بندی می شود. یعنی اینها برمی گردد به اینکه ما بدانیم که C و ++C مخصوصاً ++C سرفصلش خیلی کم است؛ C زیاد است و VB وحشتناک زیاد است. برای همین است که ما به بچه ها می گوییم اول ++C تستهایش را بزنید بعد C را و اگر وقت کردید VB. چون ممکن است VB خیلی هم کلاس رفته باشید ولی نتوانید تست بزنید چون سرفصل خیلی زیاد است. برای همین ما روی C و ++C خیلی وقت می گذاریم و بچه هایمان هم خیلی استقبال می کنند بعد می روند سمت VB. اما به هر حال انتظار بچه ها این است که حتی اگر هر 3 تا کلاس هم آمدند، بتوانند بین مرز 30 تا 45 درصد بزنند نه مرز 100 درصد. حالا این مرز 30 تا 45 درصد ممکن است فقط با C پوشش داده شود، ممکن است با C و ++C، ممکن است با بخشی از VB. اما غالباً بچه ها به C و ++C بیشتر از VB بها می دهند، به C هم بیشتر از ++C، اما تمایل ما این است که بچه ها به ++C بیشتر بها بدهند.

 

برای مطالعه VB چه روشی را پیشنهاد می کنید؟

مطالعه VB را چون من خودم درس نمی دهم، نمی دانم. کس دیگری هستند. آقای جمعدار اینجا درس می دهند. اما در رابطه با VB طبیعتاً مدرس مربوطه می آید مثل تیپ C بحثهای ساختاری VB را مطرح می کند آنها را به بچه ها می گوید. تستهای تالیفی زیاد می زند چون ما تست استاندارد VB بیشتر از 10 تا نداریم چون 2 سال است که آمده و هر سال 5 تست؛ برای همین دارند فقط روی آنها کار می کنند و تستهای تالیفی؛ اما طبیعتاً بچه ها هنوز به یک استاندارد و مدرسان هنوز به یک استانداردی نرسیدند که بگویند از این مباحث حتماً می آید چون روی 10 تا تست کنکور نمی شود بودجه بندی کرد اما روی C می شود بودجه بندی کرد. به هر حال از سال 80 دارد تست می آید بالای 300 تا تست استاندارد داریم. ++C هم باز نسبت به VB تعداد تستهایش بیشترش است حول و حوش 30 تا تست استاندارد دارد باز می شود تا یک حدی بودجه بندی کرد هر چند که سرفصل ++C هم خیلی کم است.

 

یکی از سوالات داوطلبان این است که احتمال حذف C از سوالات برنامه نویسی کنکور سراسری هست؟

ببینید اینها بر می گردد به سیستم. سیستم فعلاً C و ++C هست و چیزی به نام حذف C و ++C نداریم؛ در برنامه کاری هم نداریم. تا آنجایی هم که بنده اطلاع دارم در کمیسیون تعیین سرفصل مطرح نشده است مگر اینکه چیز دیگری رخ داده باشد. یک مشکلی که باید روی آن متوقف شویم این است که اکثر بچه ها فکر می کنند تا یک دستور Cout – Cin توی برنامه دیدند پس بلافاصله باید بگویند این ++C است. ما اصلاً به این اعتقاد نداریم. نمی گوییم اگر Cout – Cin دیدیم، ++C است؛ ما می گوییم زمانی برنامه شما ++C است که یا در آن شی باشد یا کلاس باشد یا بحث Template، Operator و … باشد. Cout – Cin به معنی ++C نیست. اگر شما این دستورات را تفکیک کنید که Cout – Cin مثل Scanf – Printf است، آن وقت می بینید دقیقاً که 5 تا سوال از C است و 5 تا از ++C.

 

زبانهای برنامه نویسی C و ++C چقدر با یکدیگر تفاوت دارند؟

خیلی با هم تفاوت دارند. ما چیزی حدود 28 – 25 ساعت C می بندبم و چیزی حدود 16 – 12 ساعت ++C. طبیعتاً سرفصلهای ++C کمتر از C است.

 

یکی از مشکلات بچه ها برای این درس فراموش کردن Syntax ها است (برای مثال مشابهت توابع رشته ای)، برای این موضوع چه توصیه ای برای داوطلبان دارید؟

مهم نیست؛ اشکال ندارد اگر فراموش کنند چرا که در کنکور سال 86 و 87 دیگر کنکور سمت ریزه کاریهای این طوری نیست. مثلاً بگوییم StrCompare دادم یک پارامتر دادم، Erorr یا سمی کالن نگذاشتم Erorr. قبلاً این اتفاقات می افتاد چون به خاطر اینکه 15 تا تست بود بین 8 تا 10 تا C بود بقیه اش پاسکال بود. الان چون 5 تا C است 5 تا ++C و 5 تا VB بود، غالباً دیگر سوالات سمت این ریزه کاریهای Printf ،Scanf و … نیست. یعنی کنکور یکم سطحش رفته بالاتر؛ می گوید Trace کن جواب بگیر. بنابراین آن اتفاق دیگر نمی افتد. ما هم این چند ساله تقریباً یک مقدار تغییر رویه دادیم یعنی دیگر تقریباً در جزئیات دستورات نمی رویم. سعی می کنیم تستهایی که تشریحی است را حل کنیم و بچه ها با تستهای سنگین بیشتر کار کنند.

 

تعدادی از داوطلبان بعد از یادگیری هر مبحث تستهای همان مبحث را به خوبی حل می کنند (مانند دستورات شرطی، حلقه) ولی قادر به حل تستهایی از کنکور که ترکیبی از نکات دستورات مختلف هست، نیستند؛ توصیه های لازم را بفرمایید.

ما با این مشکلات برخورد نکردیم. چون این مشکلات در واقع شاید زمانی مطرح می شود که مدرس ابتدا درس را بدهد چون بعضی از مدرسان این تیپی اند؛ درس را می دهند و تا آخر می روند جلو بعد 3- 2 هفته آخر شروع می کنند به تست زدن. من کلاً با این مخالفم. حالا همکاران من که در موسسه درس می دهند، این کار را نمی کنند. اینکه ما می گوییم درس را که دادیم همان موقع تستش را می زنیم. وقت می گذاریم. بنابراین شاید از لحاظ تدریس نسبت به ساعت موسسات دیگر (برخی از موسسات نه همه) شاید مدت زیادی صرف می کنیم چرا که می گوییم همان موقع که درس دادیم همان موقع هم باید تستش زده شود نگذاریم هفته آخر، دو هفته آخر؛ چرا؟ برای اینکه قاطی نکنیم. الان داغه الان باید تست زد. برای همین اعتقاد من همیشه این بوده آقا خواندی تست بزن. اعتقاد هم نداریم که امروز بخوانید فردا تست بزنید، امروز بخوانید هفته بعد تست بزنید، امروز بخوانید دو ماه بعد تست بزنید. اصلاً به این اعتقاد نداریم. می گوییم الان بخوانید تست بزنید. این اشکال پیش می آید که اگر همین الان خواندید همین الان تست زدید، بعداً در سیستم دوره، بعداً یک هفته مانده به کنکور، ما که همه درسها را خواندیم، همه تستها را زدیم، حالا چکار کنیم؟ ما می گوییم تستهای 30 آزمون؛ تستهای تالیفی؛ کجا کتابهای 30 آزمون. کتابهای 30 آزمون را که چاپ کردیم در بازار هست، کلی تستهای تالیفی گذاشتیم. می گوییم شما فعلاً درس را بخوانید تستهای کنکورها را بزنید یک مقدار استرستان کم بشود می بینید که مطالب چقدر پوشش می دهد، به جزوه درس مدرس اعتماد می کنید، آنچه را که می گوید دارد تستها را پوشش می دهد بعد نهایتاً اگر تست اضافه بر سازمان خواستید تستهای تالیفی؛ نخواستید هم که هیچ. بنابراین این اشتباهات که نکات مباحث را به هم ربط بدهند هیچ وقت پیش نمی آمد چون ما همان موقع که درس می دهیم همان موقع هم تستش می زنیم و هر مشکلی هم باشد همانجا برطرف می شود.

 

در این مورد برای داوطلبانی که امکان شرکت در کلاسها را ندارند چه پیشنهادی دارید؟

بهترین کار همان است که الان در کتابها صورت می گیرد یعنی شما الان هر کتاب کنکوری را نگاه کنید اول درس را می دهد بعد بلافاصله تستها را هم می گذارد. بهترین راه این است که درس را که خواندند بلافاصله تستهایش را بزنند. بعد که می روند فصل بعدی دو مرتبه درس را می خوانند تستها را می زنند یعنی همین طوری می روند جلو. برای اینکه یادشان نرود ما در برنامه ریزی هفتگیمان این طوری هستیم: شما هر هفته که می خواهید شروع کنید مثلاً به خواندن برنامه نویسی، اول یک دوره سریع به قبل بزنید، بعد مطالب جدید را بخوانید. حالا مثلاً اگر فرض کن رسیدم به بحث رشته می خواهم رشته را بخوانم، قبلش درسهای قبلی را در نیم ساعت یک ساعت مرور می کنم بعد وارد می شوم. بنابراین هیچ قاطی کردن ندارد.

یک نکته هم هست که باید با شما داشته باشیم: دانشجویان باید توجیه بشوند، کنکور ما کنکور 100 درصد و 90 درصد و 80 درصد نیست. خب من مدیر گروه شمسی پور هستم؛ کارنامه های بچه ها می آید زیرنظر من. وقتی که کارنامه ها را نگاه می کنم کارنامه رتبه های 1 رقمی، 2 رقمی کنکور را نگاه می کنیم می بینیم در این کنکور متوسط درسها 40 الی 45 درصد است؛ تازه مثلاً توی آن صفر درصد هم دارد مثلاً ریاضی و آمار صفر. این نشان دهنده چیست؟ این نشان دهنده این است که شما می توانید با 45 درصد تمام دروس، حالا مثلاً ریاضی 0 یا 10 درصد، رتبه 1 رقمی کنکور بشوید. این یعنی اینکه شما می توانید در درس برنامه نویسی از 10 تا تست، 6 تا را نزنید، به هیچ جایی که بر نمی خورد هیچی، تازه قبولم می شوید، جای خوب هم قبول می شوید مشروط بر اینکه آن 4 تایی را که زدید درست زده باشید. بنابراین شما می گویید فرض کن یک تست را نتوانست، دو تست را نتوانست، من می گویم 2 تا که هیچی 6 تا هم نتواند بزند. اما 4 تا بزند، درست بزند. بنابراین اگر فرض کنید که می گوید من نمی توانم بزنم، این طبیعی است. اینکه سر کلاس خوب می زند بعداً نمی تواند بزند، اینکه اینجا می آید سر کلاس درس را می خواند خوب می زند در کنکور خراب می کنید طبیعی است. ما می گوییم این مسیر طبیعی باید طوری باشد که دیگر کمتر از 40 درصد نشود. تازه اگر می خواهد رتبه خوب بگیرد. اگر می خواهد فقط قبول شود شما اگر کارنامه ها را ببینید فقط صرف قبول شدن همه درسها 20 درصد و ریاضی صفر. 20 درصد یعنی 2 تا از 10 تا بزن بقیه را نزن. حالا اینکه من اشتباه می زنم، سعی کنید اشتباه نزنید ولی اینکه نمی توانم بزنم طبیعی است هیچ اشکالی ندارد. من می گویم از 10 تا 6 تا را نزن اما 4 تا را بزن. اصلاً کنکور ما کنکور 90 درصد و 100 درصد نیست که مثلاً بگوییم طرف رفت 95 درصد زیست شناسی زد شرمنده پزشکی قبول نمی شوید مثلاً باید بروید دامپزشکی. ما می گوییم شما اینجا 100 درصد که هیچی 40 درصد بزنید قبول می شوید.

 

تعدادی از داوطلبان در حل تستهایی که گزینه ای مانند “خطا” دارند، دچار تردید می شوند؛ توجه به این گزینه ها را چه زمانی پیشنهاد می کنید؟

این از نکات کنکوری است؛ ما می گوییم هر وقت دارید تست برنامه نویسی نگاه می کنید اگر دیدید در گزینه ای خطا دارد اول بروید سراغ خطا. چون به خاطر اینکه اولین چیزی که به ذهن می رسد آن خطا هست. مخصوصاً اگر تعداد خطا زیاد باشد. داریم تستهایی که مثلاً نوشته خطا دارد، خطای اجرا دارد، خطای کامپایل دارد، آن نشان می دهد که طراح متمرکز است بر روی خطا. یعنی شما اول مساله خطا را حل کنید اگر مساله خطا حل شد و خطا نداشت آن گزینه حذف می شود و اگر خطا داشت که همان گزینه است. این در واقع از آن بحثهای کنکوری ما است. ما می گوییم اگر در تستهای برنامه نویسی دیدید خطا، برو حتماً سمت خطا.

 

بدیهی است که برنامه ریزی هر داوطلب با توجه به پارامترهای متعددی تعیین می شود، برای اینکه داوطلبان کنکور سراسری دوره های روزانه و شبانه یک دید کلی داشته باشند، پیشنهاد می کنید چه میزان ساعاتی در هفته برای برنامه نویسی اختصاص بدهند؟ (درنظر بگیرید یک دانشجوی متوسط فقط با استفاده از کتابهای کنکور بخواهند در یک فرصت 5 ماه خودشان را به کنکور سراسری برسانند)

6 – 5 ماه که خیلی زیاد است؛ این طوری که رتبه 1 رقمی می شوند! تقریباً چهار ماه وقت بگذارند تقریباً روزی 4 الی 5 ساعت درس بخوانند؛ 2 ماه مانده به کنکور روزی 8 ساعت درس بخواند، 1 ماه مانده به کنکور روزی 10 ساعت درس بخواند. سیستم ما سیستم 4 4 2 است؛ سیستمی که ماه آخر است. یعنی ماه آخر می رویم در سیستم 4 4 2 یعنی اینکه 4 ساعت 1 تخصصی، 4 ساعت 1 تخصصی، 2 ساعت 1 عمومی. برنامه نویسی را هم مثل یک درس تخصصی 4 ساعت در هفته بخواند. سیستم ما یک جور خاصی است یعنی می گوییم شما یک درس را یک بار در هفته بخوانید اما در برنامه هفتگی اینها 4 بار دوره دارند. یعنی می گوییم 3 تا درس 1 دوره، 3 تا درس 1 دوره، 3 تا درس 1 دوره، 3 تا درس عمومی 1 دوره. چون که کنکور ما 13 عنوان درسی دارد. 3 تا درس 1 دوره، 3 تا درس 1 دوره، 3 تا درس 1 دوره، یک دوره جامع، 3 درس عمومی هم یک دوره؛ ما در کل هفته یک موقع می بینید دانشجو 4 بار دوره دارد؛ 5 بار دوره دارد؛ دوره 3 تا درس، دوره 3 تا درس، دوره 3 تا درس، دوره جامع، 3 تا درس عمومی هم یک دوره. این دوره ها است که دانشجو را تقویت می کند وگرنه از لحاظ درس 4 ساعت در هفته کفایت می کند.

 

از طرف دیگر، داوطلبانی که هدفشان به دلایل مختلف (مانند ترخیص از خدمت سربازی) فقط قبولی است (برای مثال غیرانتفایی های شهرستان در کنکور سراسری یا دانشگاه های ترازن پایین در کنکور آزاد)، توصیه می کنید برای کسب درصد موردنیاز چه تایمی در هفته را برای مطالعه برنامه نویسی اختصاص دهند؟

سیستم قبول شدن در سراسری فوق العاده ساده است. قبول شدن در سراسری از آزاد ساده تر است از علمی کاربردی هم ساده تر است؛ برعکس اینکه دیگران فکر می کنند قبول شدن در سراسری سخت است. سراسری قبول شدن می گوییم که 5500 تا ظرفیت می خواهد تا رتبه 8000 قبول می شوند، تکمیل ظرفیت تا 10000 قبول می شوند. اگر کسی قرار شد فقط قبول شود، کافی است که تمام دروس را 20 درصد بزند و ریاضی و آمار را هم صفر بزند. 20 درصد هم یعنی اینکه از هر 10 تست 2 تست را بزند 8 را نزند. طرف دیگر باید چی باشد که نتواند این را بزند مگر اینکه چیزی نخوانده باشد و بخواهد شانسی بزند. ما در موسسه خودمان به بچه ها می گوییم اگر فقط شما می خواهید قبول شوید، اصلاً هیچ کلاس کنکوری نمی خواهد، 2 هفته بیاید ما یکسری جزوه می دهیم بخواند قبول می شود. فقط قبول می شوید همین. ولی اگر قرار شد بیاید اطراف تهران قبول شود، یک مقدار بیشتر درس بخواند. اگر می خواهد تهران قبول شود حتماً حالا بیاید کلاس کنکور نه، با سیستم کنکور ما بیاید جلو. نمی گوییم کلاس کنکور، با برنامه ریزی ما بیاید جلو. آزمونهای آزمایشی شرکت کند. بچه هایی هستند که در اینجا فقط کنکورهای آزمایشی ما را می دهند ولی در سیستم برنامه ریزی ما قرار دارند. خدا را شکر خوب هم جواب می دهد؛ 113 تا قبولی داشتیم که 3 تا رتبه 1 رقمی بودند. خوب جواب دادیم. این کلیتش است یعنی خیلی از بچه های ما الان روحیه شان روحیه بالایی است چون می دانند قبول شدن در سراسری ساده است. فقط باید این را بدانند که باید بتوانند خودشان را به 20 درصد برسانند اگر می خواهند قبول شوند یا به 40 درصد برسانند که حتماً تهران رتبه 1 رقمی، 2 رقمی می آورند. برای همین ما بچه ها را اصلاً نمی ترسانیم که شما باید حتماً 70 – 60 درصد بزنید؛ خالی بند هم نیستیم چون کارنامه های بچه های شمسی پور را می بینم. بالاخره وقتی نگاه می کنم بعضی وقتها خنده ام می گیرد که چطوری می شود یک دانشجو مثلاً رتبه اش می شود دو رقمی می آید در شمسی پور. در سمیناری هم که ما در شمسی پور داشتیم که خیلی سرو صدا کرد، کارنامه های بچه ها را وقتی نشان می دهیم، اکثر بچه های قبول شده شهید شمی پور ما، شاید شهید رجایی هم همین طور بود، رتبه های 1 رقمی، 2 رقمی، ریاضی صفر. این خیلی سروصدا کرد مدرسان ریاضی طوری به ما اخم کردند که آقا چرا شما اینها را گفتی.

 

یکی از سوالات داوطلبان این است که می توان این درس را سفید گذاشت و با بالا زدن دروس تخصصی دیگر جبران کرد؟

بودجه بندی ما یک مقدار هوشمند است یعنی این طور نمی گوییم که بچه ها حتماً باید معارف را 60 درصد بزنید، بعد دانشجویی می آید پیش من می گوید من زبانم خیلی ضعیف است نمی خواهم هم بخوانم؛ ما نمی گوییم خب پس هیچی قبول نمی شوی. ما بودجه بندیمان ترکیبی است یعنی می گوییم بچه ها برنامه نویسی و دروس تخصصیتان را برای اینکه تهران قبول شوید، باید جمعش را بزنید 70 درصد. دانشجویی می آید می گوید به قول شما من خیلی ضعیفم، اصلاً نمی توانم بزنم صفر صفرم، می گوییم صفری، دروس تخصصی بزن.

 

راحت می توانند با دروس دیگر جبران کنند. مثلاً من می گویم جمع دروس عمومیتان باید بشود بالای 100 درصد؛ یعنی 33، 33، 33؛ من زبانم ضعیف است هیچی نمی خواهم بزنم، بزن 50 – 50؛ معارف 50، ادبیات 50؛ یعنی بودجه بندی ما ترکیبی است؛ من ریاضی، آمار نمی خواهم بزنم، نزن؛ من کارنامه هایی دارم که نزدند. ولی اگر ریاضی و آمار زدی 20 درصد خیلی خیلی جلو می افتی، چون ضریب 3 دارد بچه ها ضعیفند، میانگین درصدش پایین است، شما وقتی بزنید 20 درصد خیلی جلو می افتید.

 

با توجه به نحوه طراحی تستهای برنامه نویسی اگر داوطلبان بین دو گزینه 50 – 50 شک داشته باشند، شما پیشنهاد می کنید یک گزینه را انتخاب کنند؟

همیشه تست 50-50 را باید زد. طبیعی هم هست اگر یک محاسبه ساده ریاضی کنید می بینید که تست 50 – 50 به نفع است یا به ضرر. باز تست 50 – 50 که درست 50 – 50 شده باشد، یک موقع است که شما می گویید این را نمی دانم این را نمی دانم خب تست شد 50 – 50؛ این که 50 – 50 نشد. 50 – 50 ای که مطمئن هستید دو گزینه اشتباه هستند را حتماً باید زد. بعد وقتی که شما کنکور دادید می خواهید درصد بگیرید، تستهایی که 50-50 زدید باید جزء 50-50 حساب کنید. نباید بگویید خب من 5 تا تست 50-50 زدم، درست هستند، نه در محاسبه خودتان هم باید 50-50 حساب کنید.

 

برای کسب درصد عالی در برنامه نویسی علاوه بر نکات مفید و جامعی که فرمودید، چه توصیه دیگری دارید؟

تخیلی است! من برعکس به بچه ها می گویم اگر فرض کنید شما می توانید تخصصی یا برنامه نویسی 100 درصد یا 90 درصد بزنید، نزنید! می گویند چرا؟ می گویم چون مردود تخصصی که می شوید هیچی، وزارت اطلاعات می آید سراغتان! می گویند چرا؟ می گویم چون تا به حال کسی نزده بعد فکر می کنند که سوالات لو رفته است! حالا گذشته از این شوخی، 1- خیلی سخت است که کسی بخواهد 80 درصد بزند. 2- فایده ای ندارد چون با 60-50 هم رتبه 1 رقمی می شود. با 70 درصد می شود رتبه 1 رقمی و تا رتبه 30 هم طبیعتاً شهید رجایی و … قبول می شود. ولی حالا فرض کنیم که می خواهد که تابلو کند که من تنها کسی هستم که 80 درصد زدم، اگر بخواهد این کار را بکند طبیعتاً باید خیلی سرمایه گذاری کند، خیلی باید حساسیت به خرج بدهد، ممکنه است همین حساسیتش کار را بدتر کند؛ من دانشجویی داشتم که روی هوا تست برنامه نویسی می زد، رفت توی کنکور یک دفعه نوع تیپ سوالات عوض شد درصدش شد 18- درصد؛ یعنی خیلی وابسته است به نوع تیپ تستها؛ دانشجویی داشتیم که 1/5 میلیون تومان معلم خصوصی ریاضی گرفت رفت که به قول ما بترکاند، رفت و یک دفعه ترکید! چون آن سال یک دفعه 10 تا از تستها سری شد و او هم نخوانده بود و رفت و فشارش افتاد پایین. این بحثها هست یعنی ما هرچقدر ما روی یک درسی حساسیت به خرج بدهیم باید دقت کنیم که همین حساسیت ممکن است بلای جان ما شود. حالا اینها را بگذار کنار، پیشنهاد من این است که 1- تمام تستهای کنکورها در همه درسها من جمله برنامه نویسی باید زد چرا چون ممکن است تشابه داشته باشند چون که در کنکور 87 هم تشابه داشتیم. 2- برویم سمت تستهای تالیفی. 3- توکل کنیم به خدا. چون ممکن است خیلی وقتها من خیلی هم خوب خوانده باشم مثل سال 86 اتفاق بیافتد که یک دفعه بدون اینکه سازمان سنجش اعلام کند، بروند بشینند و ببینند که تستها ++C و VB است و من هیچی نخواندم. اما من احساس خودم این است که نباید در یک درسی بیش از اندازه، بیش از حداکثر متصورش پرورش داد.

۸ نظرها

کنکور آزمایشی هماهنگ و فراگیر در مرحله دوم ( ویژه کنکور کاردانی پیوسته ) که در اردیبهشت ماه برگذار شد را میتوانید از طریق لینک زیر دانلود نمایید.

سوالات به دو بخش عمومی و تخصصی تقسیم شده ( سوالات تخصصی مربوط به رشته کامپیوتر میباشد )

 

دانلود کنکور آزمایشی کاردانی پیوسته در اردیبهشت 91

 

۳۷ نظرها

خوابگاه مهاجر اصفهان: دانشکده مهاجر دارای 2 خوابگاه می باشد که برای کسانی که روزانه قبول شوند خوابگاه داخل دانشکده، 5 طبقه ،که دارای وضعیت و امکانات بهتری نسبت به خوابگاه بیرون از دانشکده است. و برای کسانی که شبانه قبول شوند خوابگاه خارج از دانشکده که خیلی دور از دانشکده می باشد و وضعیت خوبی هم ندارد.

خوابگاه شهید صدوقی یزد: خوابگاه عالی و نوساز داخل دانشکده.

سطح علمی اساتید دانشکده مهاجر : تا اون حدي كه نشان میدهد نیست. سخت گيري هاي بي جهت با نمره دهي پايين البته از لحاظ اساتيد خوب هستند. كارگاهي هم كه خيلي عالي تر از صدوقي.

سطح علمی اساتید دانشکده شهید صدوقی یزد: سطح علمي اساتيد خوب هست مثلا درس رياضي بهترين استاد يزد تدريس ميكند ..شيمي فيزيك و ترموديناميكش عاليه، خواص مكانيكي خوبه ، متالوگرافيش خوبه … ولي متاسفانه استاد كم بنيه علمي هم زياد داره . از لحاظ تئوري مهاجر و صدوقي زياد تفاوتي ندارن

امکانات رفاهی دانشکده مهاجر اصفهان: دانشکده مهاجر دارای امکانات نانوانی ، خشک شویی، بانک و غیره در داخل دانشکده است.

امکانات رفاهی دانشکده صدوقی یزد: متاسفانه هيچكدام را ندارد فقط یک بوفه هست كه آن هم وضعيتش جالب نيست

سلف سرویس دانشکده مهاجر: سلف سرویس دانشکده مهاجر نسبت به صدوقي ضعيف تره ، هم قيمتش بالاتره و كيفيت غذاش پايين تر هست

سلف سرویس دانشکده صدوقی یزد: كلاً سلف ها هيچكدوم تعريفي ندارن! ولي خب سلف صدوقي بد نيست . خيلي بهتر از مهاجره ( اينو بچه هاي مهاجر كه مهمان دانشكده صدوقی بودن ميگفتن )

امکانات اینترنت دانشکده مهاجر: کافی نت دانشکده مهاجر خیلی بهتر از دانشکده صدوقی یزد می باشد.

امکانات اینترنت صدوقی یزد: داخل خوابگاه وايرلس هست . كافي نتش بسیار ضعیف است.

کلاس های درس دانشکده مهاجر اصفهان: بدليل قديمي بودن ساختمان آموزشي كيفيتش پايين تر از صدوقيه

کلاس های درس صدوقی یزد: ساختمان جديد آموزشيش خوبه ولي امكاناتش ميزو تخته بيشتر نيست . سمعي بصري جالبي هم ندارد.

امکانات ورزشی دانشکده مهاجر اصفهان: دانشکده مهاجر دارای زمين فوتبال چمن ، سالن فوتسال و غیره… میباشد.

امکانات ورزشی دانشکده صدوقی یزد: سالن فوتسالش خوبه، سالن كشتي و ورزش هاي رزمي هم داره ضمن اينكه روبروي دانشكده استخري هم موجوده.

موقعیت جغرافیایی دانشکده مهاجر: نزديك به مركز شهر هست . حدوداً نيم ساعت تا 33 پل.

موقعیت جغرافیایی دانشکده صدوقی یزد: جاش خيلي خوبه . نزديك به مركز شهر 20 دقيقه راه هست . جنب راه آهن

امکانات کارگاهی دانشکده مهاجر : دانشکده مهاجر اصفهان نسبت به دانشکده صدوقی یزد دارای کارگاه عالی تر و بهتری می باشد.

امکانات کارگاهی دانشکده صدوقی یزد: بسیار بد. فقط كوره زميني! كه اونم خرابه … بي نهايت بي نظم و نامرتب ( كلا از لحاظ كارگاهي اصلا قابل مقايسه نيستند! )

از لحاظ شهری دانشکده مهاجر: رفاه شهري اصفهان خيلي بهتر از يزد هست . از لحاظ حمل و نقل شهري ( اتوبوسراني ، تاكسي و .. ) آب و هواي اصفهان خيلي بهتر از يزد هست.

سطح علمی دانشجویان مهاجر: کلا دانشجویانی که در مهاجر درس می خوانند هم در تئوری و هم در عملی قوی هستند.

سطح علمی دانشجویان صدوقی یزد: دانشجویاه صدوقی یزد نیز در تئوری دارای سطح عالی هستند ودانشجویان صدوقی یزد دارای مقالاتی در (iSi ) هستند.

قبولی در ارشد: در دانشکده مهاجر به دلیل سخت گیری بیش از حد اساتید دانشکده و افت شدید معدل قبولی در ارشد خیلی بهتر از صدوقی یزد می باشد. قبولی در ارشد بدون آزمون در مهاجر به دلیل سخت گیری شدید اساتید و نمره دادن خیلی خیلی بد در این دانشکده عملا امکان پذیر نمی باشد ولی در مقایسه ، درصدوقی یزد قبولی در ارشد بدون آزمون نیز دیده شده است ( معدل بالای 18)

ارسال شده توسط دانشجویان دو دانشکده

۳ نظرها

 

لطفا خودتان را معرفی کنید و چه رتبه ای در کنکور به دست آورده اید؟

نگار فرهودی – رتبه یک دانشگاه آزاد واحد تهران شمال

 

مدرک کاردانیتان را از کدام دانشگاه گرفتید؟

تهران غرب (صنایع سابق)

 

شما فکر می کنید اعتبار دانشگاه کاردانی یا سطح علمی قبلی داوطلب در کاهش زمان مطالعه چقدر می تواند تاثیرگذار باشد؟ به عبارت دیگر تعدادی از داوطلبان گمان می کنند که داوطلبان دانشگاه های معتبر سراسری جلوتر از آنها هستند. نظر شما چیست؟

نه، من فکر می کنم اصلاً این طور نیست که یکی شهرستان درس خوانده یا دانشگاهی درس خوانده که فکر می کند سطحش پایینتر است نمی تواند ممتاز باشد یا نمی تواند رتبه خوبی بیاورد. البته من در دانشگاهی که بودم سر شرط معدل قرار بود بدون کنکور بروم و خیلی جریانات دارد ولی فکر می کنم اگر این موقعیت را نداشتم هم می توانستم الان یک هم چنین موفقیتی را کسب کنم چون این اعتماد به نفس را به خودم داشتم و با این اعتماد به نفس آمدم جلو برای درس خواندن.

 

چه سالی فارغ التحصیل شده اید؟

تابستان 87

 

فاصله بعد از فارغ التحصیلیتان تاثیری در زمان مطالعه تان داشته است؟

من فکر می کنم تاًثیرش را دارد مخصوصاً روحی، این که شما فکر کنید دوساله سه ساله عقب مانده اید از درس و می خواهید شروع کنید به درس خواندن خب یک مقدار تو را به استرس و اضطراب می اندازد حالا برای من یک سال بوده است ولی در همین یک سال من شرایط روحی وحشتناکی داشته ام. سر همان قضیه ای که نتوانستم بدون کنکور بیایم یعنی واقعا شاید مثل یک دانشجویی بوده ام که دو سه سال از درس عقب افتاده است احساس می کردم که خیلی از زندگیم عقب افتاده ام چون من قرار بود بهمن همان سال بروم دانشگاه ولی خب یک تصمیم است و وقتی تصمیم می گیری و شروع می کنید می بینید که نه، همه چیز دارد راحت تر می شود.

 

در کلاسهای کنکور و آزمونهای آزمایشی شرکت کردید؟

بله

 

برای چه دروسی کلاس می رفتید؟

دروس تخصصی، ساختمان داده بود، مدار بود، یکی از برنامه نویسی پاسکال بود که البته توی کنکور نیامد، سیستم عامل بود و دروس عمومی ادبیات و معارف.

 

 

برنامه سازی c را نرفتید؟

 

نه، نه c را نرفتم. استادم هم همیشه می گفتند چرا c را نرفتی. فکر می کردم c را چون در واقع خیلی سروکار ما با آن بیشتر است خودم می توانم بخوانم بهتراست آن یکی را که ازآن دور افتاده ام کلاس بروم که امسال اصلاً در کنکورحذف شد.

 

تاثیر کلاسها را چقدر می دانید؟ فکر می کنید با صرف همین زمان بدون کلاس و آزمون می توانستید رتبه 1 شوید؟

من قبل از اینکه به کلاس بیایم چون دوره آخر فشرده کلاسها را نوشتم خب تقریبا می توانم بگویم یک دور همه درسها را خوانده بودم جز مدار و ریاضی که از مهر شروع کردم و از صفر آمدم بالا، درسهای دیگر را خوانده بودم یک دور؛ بعضیها را دو دور ولی وقتی آمدم کلاس، کلاس در واقع اهمیت بزرگتری برایم داشت. نمی دانم حالا شاید دوستان بدانند روحیه ام را خیلی خوب کرد. دوباره در جو بچه ها قرار گرفتم، بعد از یک سال خودم را مقایسه می کردم می دیدم خیلی خیلی میتوانم بگویم شاید 80% اگر بخواهم از صد درصد بگیرم روحیه ام اصلاً عوض شد خیلی عاقل ترشدم؛ وقتی آزمونها را می دیدم، می دیدم نه من خیلی بالاتر هستم از بچه های دیگر. کاملاً باعث شد بیشتر درس بخوانم چون فکر می کنم اگر قرار بود خودم این کار را ادامه بدهم همیشه این ضعف را در خودم می دیدم که نکند دارم کم درس می خوانم، نکند ضعفی هست، نکند نتوانم خودم را بیاورم بالا ولی کلاسها این روحیه را به من داد و از لحاظ علمی هم که خیلی صد درصد من را بالاتر برد چون دقیقاً همین چیزهایی را که خوانده بودم را یک دوره اجمالی رویش شد.

 

با توجه به اینکه شما خودتان هم از قبل مطالعه داشتید فکر می کنید که همان مطالعه را اگر ادامه می دادید بدون کلاسها به جز بحث روحیه تان، در همان زمان می توانستید رتبه 1 را کسب کنید؟

نمی دانم؛ چون دقیقاً همان کتابهایی را شاید می خواندم که در کلاسها هم از همان کتابها استفاده می شد. شاید رتبه اینقدر عالی نمی توانستم بگیرم ولی فکر می کنم آن سطح علمی که کتابها و کلاسها داشت چون تقریباً برابر بود می توانست همان کتابها به من کمک کند ولی خب تاثیر کلاس را نمی شود نادیده گرفت.

 

اگر با آگاهی که الآن دارید می توانستید قبل از شروع مطالعه تان انتخاب کنید، آیا باز هم همین کلاسها و همین آزمونها را انتخاب می کردید؟

بله

 

همه را؟

بله

 

برای سایر دوستانی که امکان شرکت در کلاسهای کنکوری را ندارند چه توصیه ای دارید؟ برای مثال داوطلبی تصمیم گرفته رتبه تک رقمی بشود و فقط کتاب و جزوات را دارد چقدر باید زمان بگذارد؟

من گفتم چون خودم قبل از کنکور شروع کردم و این تجربه را دارم می دانم که می شود؛ البته کنکور کاردانی به کارشناسی را می توانم رویش نظر بدهم و می دانم آنقدرها غولی که از آن می سازند نیست و مثلاً من از تابستان شروع کردم با روزی یکی دو ساعت درس خواندن رسید به روزی 5 ساعت و یک روز نمی خواندم یک روز می خواندم ولی می خواندم یعنی وقتی که من مهر آمدم سرکلاسها یک احاطه کاملی داشتم به درسها. چون این تجربه را داشتم می دانم که می شود وقتی که تصمیمی را بگیرید و بخواهید درس بخوانید اصلاً فرقی نمی کند کجا باشید اصلاً فرقی نمی کند روحیه تان چه جوری باشد شما می خواهید و باید این کار را بکنید و نتیجه می گیرید و وقتی که آمدم کلاس می دیدم که از همه بالاترم و هیچ مشکلی هم ندارم فقط با آن وقتی که خودم برای درس های خودم گذاشتم حالا کتاب و جزوه و این چیزها را داشتم یعنی حداقل امکانات ولی در واقع کار اصلی را قبل از کلاس کردم.

 

برای دروس تخصصی رفرنس می خواندید یا کتاب کنکور؟

فقط کتابهای کنکور بود

 

با توجه به اینکه چند تا از تستهای تقریباً هر ساله می شود گفت در کتابهای کنکور نیست، تسلطی که بر کتابهای کنکور داشتید باعث شد که این رتبه را بدست بیاورید؟

بله؛ من یکی از اساتیدم هم حرف خوبی زدند؛ می گفتند که به جای اینکه چندین کتاب را بخوانید یک کتاب را چندین بار بخوانید و من فکر می کنم که اگر آن وقتی را که قرار است روی کتابهای مختلف یا رفرنسهای سنگینی بگذاریم که شاید اصلاً وقت نشود جمع و جورش کنیم، آن وقت را سر یک کتاب بگذاریم ولی آن را 4 یا 5 بار بخوانیم بطوریکه دیگر تقریباً همه جای آن را از حفظ باشیم. فکر می کنم این خیلی کمک بهتری بکند تا اینکه اصلاً ندانیم داریم چی می خوانیم داریم چه کار می کنیم کدام کتاب را باید و کدام را نباید بخوانیم. من خودم اینجوری خواندم و موفق شدم.

 

و با آگاهی امروزتان در این باره چه پیشنهادی به داوطلبان آزاد 89 می کنید؟ آیا رفرنس خواندن را پیشنهاد می کنید؟ در نظر بگیرید داوطلبانی را که به دلیل چند تستی که بعضاً از کتابهای کنکور نیامده به کتب کنکوری اعتماد 100 درصد ندارند.

خب صد درصد تمام مطالبی که قرار است ما در کنکور با آن روبه رو بشویم نیست توی کتابها یا توی همه کتابها ولی به نظر من بیشترین تجربه را می توانند بچه هایی که قبلاً کنکور داده اند یا کسانی که دورو برمان هستند و می دانیم که چه جوری کنکور داده اند و چی خوانده اند. مثلا یک کسی کنکور داده چه کتابی را خوانده است و با چی روبه رو بوده است. همه سوالات را نمی شود جواب داد همه مطالب را نمی شود یاد گرفت ولی این تجربه را هم می شود از بچه های دیگر کسب کرد. من نه پیشنهاد می کنم سراغ این کتابها نروند و نه می گویم که سراغ آنها بروند. باید دید که چه جوری راحت تر هستند. اگر هم به نظر من کتاب رفرنس انتخاب می کنند حداقل دیگر مبنایش را بگذارند فقط روی آن کتاب ولی آن هم فکر می کنم سنگین بشود.

 

چند ماه مطالعه کردید و به طور میانگین روزی چند ساعت؟

من از تابستان شروع کردم منتها آن را به حساب نیاورید چون واقعاً همه چیز من سر جایش بود. آن هم بخاطر اجباری که بچه های همکلاسی قبلم به من می کردند که درس بخوان حتی شده یک ذره، یک ساعت، سر همان بود؛ کتاب آوردند به من دادند؛ یک روز یک ساعت درس می خواندم یک روز درس نمی خواندم. سرکار هم می رفتم می آمدم. بیرون رفتن بود، گردش بود، ساز بود، این طرف آن طرف، ولی خب درس هم بود یعنی شده مثلاً روزی دو ساعت یا سه چهار روز درس نمی خواندم دوباره روزی پنج ساعت؛ توانستم توی سه ماه تابستان درسها را یک مقدار جمع کنم. مهر که آمدم کلاس، دیگر دیدم باید جدی تر درس بخوانم. نمی گویم خودم را در اتاق حبس کردم چون خب روزی بود که من اصلاً خانه نبودم به جایش سعی می کردم فردایش این مسئله را جبران کنم. فکر می کنم توی مهر و آبان روزی 7، 8 ساعت درس می خواندم و 20 روز آخر به روزی 12 ساعت رسیده بود.

 

با این حساب به کارتان می رسیدید یا مرخصی هم گرفتید؟

نه نه چون من مدرس هستم یک جوری کلاسهایم را برداشته بودم که می توانستم هم به کلاسهایم برسم، هم به کارم خب مسلماً کمشان کرده بودم نمی توانستم پنج روز در هفته بروم تدریس کنم ولی خب همان دو روز بود و همان 4-3 تا کلاس بود و هم به درسم می رسیدم هم به کارم. اصلاً اگر نبود نمی شد چون می دانید یک جورهایی هم استرس هست و هم فشار هست و اگر آدم بخواهد خودش را هم در اتاق حبس کند دیگر اصلاً کارایی ندارد.

 

اکثر داوطلبان در مدت چند ماه مطالعه شان به دلایل مختلفی مانند عدم کسب رتبه دلخواه در آزمونها، عقب افتادن از برنامه ریزیشان، فراموشی مطالبی که ماههای قبل خوانده اند و … گاهی احساس می کنند که از داوطلبان زیادی عقب هستند و این روحیه در یادگیریشان تاثیر منفی می گذارد. به عبارت دیگر سایر رقیبانشان را خستگی ناپذیر، با پشتکار عالی و حافظه دائمی تصور می کنند. در مورد این دید اشتباه نظر شما چیست؟

جالب این است که من خودم یکی از این آدم هایی هستم که صد درصد منفی هستم یعنی من رتبه هایم را می دادند خوب می شد ولی می گفتم نه نه اینها ملاک نیست، تعداد بچه ها کم است، 300 نفر هستند توی 300 نفر نمی شود که حرف زد، اصلاً 4 شده ام باز قبول نمی شوم یعنی در این حد منفی بودم که اصلاً می گفتم قبول نمی شوم. جالب این است که همه به من می خندیدند و می گفتند بابا بس کن! چرت و پرت چرا می گویی تو که داری اینقدر درس می خوانی. من توی همه چیز اینقدر منفی هستم یعنی شده بود روزهایی که واقعا یک دفعه غصه ام می گرفت و می گفتم من دیگر درس نمی خوانم، روزهایی بود که می گفتم نه دیگر خسته شدم اصلاً به هیچ جا نمی رسد. می گفتند بابا داری نتیجه می گیری، آزمونهایت اینجوری است؛ می گفتم نه نمی شود. یعنی اینکه شما می گویید بعضی روزها بعضاً بعضی بچه ها ناامید می شوند من این ناامیدی و تمام این فشارها را خودم کشیدم و وقتی که کنکور را دادم باز هم می گفتم نمی دانم یعنی از کنکور که آمدم بیرون با اینکه تا آخرین لحظه هم سر جلسه نشستم، می گفتند چطور بود می گفتم نمی دانم یعنی اصلاً از من سوال نکنید اینقدر عصبانی و قاطی بودم. نمی دانم به روحیه ها خیلی ربط دارد ولی خب می بینیم که می شود یعنی یک دفعه یک اتفاقی می افتد که اصلاً انتظارش را ندارید و فقط باید سعی کنند که با این حسشان کنار بیایند، اشکال ندارد منفی باشند به موقعش هم لازم است که آدم گاهی وقتها احساس کند عقب است چرا که بیشتر تلاش خواهد کرد اصلاً اینجوری نیست که خوشحال باشند که من دارم درس می خوانم و حتماً هم قبول می شوم. نه اینجوری نیست اتفاقاً گاهی وقتها یک منفی بودن به نظر من لازم است.

 

مناسب است که به خدمت خانواده ها، دوستان و آشنایان محترم داوطلبان برسانیم که با توجه به تحت فشار بودن داوطلب لطفاً از پیگیری بیش از حد پیشرفت داوطلبان خودداری نمایند چرا که استرس زیادی به داوطلبان وارد می نماید.

اصلاً گاهی وقتها من سر کلاس چیزی نمی گفتم چون بعد از کلاس می دانستم بچه ها یکسری می خواهند بگویند تو چقدر می خوانی، چرا این قدر می خوانی و … بچه ها باز الان یک چیزی به من می گویند، اگر قبول نشوم چی می شود آبرویم می رود و به نصف بیشتر استرسها به خاطر همین چیزها بود.

 

در مورد روش مطالعه، تست زنی و مرورتان هر مورد مثبت و منفی را بفرمایید.

اول من منفی را بگویم قبلاً هم اشاره کردم؛ من در مورد درس مدار و ریاضی این اشتباه را کردم که این دو تا درس را واقعاً گذاشتم کنار چون همیشه واقعاً از اینها یک غولی ساخته بودم برای خودم چون توی دانشگاه هم یک مقدار با مدار مشکل داشتم. ریاضی هم با وجود اینکه از پدرم می توانستم کمک بگیرم در تمام این مدت ولی این کار را نمی کردم بخاطر اینکه احساس می کردم ضعف دارم در آن. الآن از این بابت پشیمانم بخاطر اینکه می گویم می شد زودتر و بیشتر رویش وقت بگذارم ولی خب درسهای دیگر سیستم خواندنم این جوری بود که مخصوصاً درسهای اختصاصی را من باید شروع کنم یک کتاب را از اول بخوانم و شده تا آخر بروم بدون توجه و تمرکز خیلی خاصی. من مدل خواندنم این جوری است چون یک مقدار حافظه کوتاه مدتم مشکل دارد باید این کتاب را شروع می کردم می خواندم می گفتم خب من 3 روز وقت می گذارم و ذخیره را تمام می کنم و این کار را می کردم نه اینکه بگویم نمی فهمیدمش؛ می خواندم شده فرمولهایش را نگاه می کردم، می نوشتم. این کتاب که تمام می شد یک دور، دفعه دوم که شروع می کردم حالا سر هر مبحث سر هر فصلی که تمام می کردم سعی می کردم همزمان با آن یک سری تست بزنم. این را یادم رفت بگویم که به نظر من تست زدن خیلی مهم است چون تمام کار ما در واقع روی تست است که توی کنکور با چه تستهایی می خواهیم روبرو بشویم. هم تستهای تالیفی هم تستهای کنکور. تستهای کنکور به ما کمک می کند که با تستهای کنکور آشنا بشویم با انواعش و تستهای تالیفی کمک می کند که درس را یاد بگیریم. اینکه شما تست شخصی را که آن را تالیف کرده می زنید اینکه منظورش چی بوده است، رجوع می کنید به کتاب و پیدا می کنید که منظورش این بوده، تازه می فهمید و آن قسمت برایتان جا می افتد. سبک خواندن من در درسهای اختصاصی این جوری بود. در عمومی هم زیاد مشکل ندارم فقط باید 4-3 دفعه آن کتاب را بخوانم تمام کنم و واقعاً هم توانستم مخصوصاً در معارف که هشتاد و خورده ای زده ام آن را فقط با سه چهار بار خواندن به این درصد رسیدم. هر چقدر هم بچه ها می گفتند معارف خیلی سخت است، خیلی چرت و پرت است چه جوری خواندی، می گفتم به نظر من فقط باید بخوانی شده 5-4 بار آن را تمامش کنی تا ته آن.

 

آیا درسی بوده که احساس کنید یادگیریش نسبت به دروس دیگر برایتان مشکلتر است؟ (راهکاری که برای مطالعه این درس بکار برده اید چه بوده است؟)

من همین درس مدار و ریاضی را مشکل داشتم بخاطر اینکه هیچ زمینه ای در موردشان نداشتم؛ از دانشگاه هم در آنها ضعیف بودم و راستش می خواستم این 2 درس را بگذارم کنار ولی طبق چیزهایی که بچه ها و اساتید گفتند فهمیدم که خیلی درسهای مهمی هستند و اگر شما ریاضی را 10% هم بزنید بهتر از این است که صفر درصد بزنید. مدار را با 3-2 جلسه که کلاس آمدم دیدم که جای پیشرفت دارد و واقعاً علاقه مند شدم یعنی علاقه ام خیلی تاثیر داشت و خواندم. ریاضی را نمی دانستم واقعاً چکار کنم که با بابا مشورت کردم گفت بخوان کمکت می کنم. 3-2 تا از مبحث هایی که فکر میکنی سوال در آن بیشتر است را کار می کنیم، آمار هم چند جلسه معلم داشتم و آمار فکر می کنم تقریباً هشت تا سوالش را زدم، هفت تا سوال هم ریاضی زدم یعنی درس خواندنم واقعاً جواب داد. این 2 درس را من مشکل داشتم ولی توانستم حل کنم.

 

چنانچه مایل باشید درسهای تخصصی و عمومی را یک دور مرور کنیم و شما به این سوال که در این درس درصد بالایی کسب کردم چون … در ارتباط با هر درس پاسخ بدهید.

معارف: (چند دقیقه پیش توضیح دادم) با خواندن و چند بار دوره کردن 80% زدم.

ادبیات: ادبیات هم کتابی که خواندم خیلی مفید بود، کلاسش خیلی مفید بود ولی خب خودم اصلاً وقت نکردم از رویش دوره بکنم یعنی در واقع همان چیزی که در کلاس یاد گرفتم و توی کلاس مطرح می شد بود ولی آن را هم خیلی خوب زدم چون توی کلاس صد درصد استفاده را می کردم فکر می کنم 60% زدم.

 

این طور برداشت کنم که با توجه به تئوری بودن ادبیات که لازم است در فواصل منظمی مرور شود، فهم سر کلاس شما باعث کسب درصد مناسب شد؟

 

بله چون من ادبیات کلا خوب هستم چون پایه ادبیاتم قوی است و اطلاعات عمومی ام هم خیلی زیاد بودالبته فکر می کنم بچه ها هم می دانندادبیات آزاد خیلی سخت است طوری بود که استادها می گفتند اگر بالای پنجاه بزنیدخیلی خوبه من فکر نمی کردم بالای پنجاه بشود ولی یک سری را در طول کلاس که می آمدم می خواندم آنها یک کم تاثیر داشت ولی خب از نصف کتاب به آخررا اصلا نرسیدم دوره کنم ولی همان اطلاعات کلاسم فعلا مثل اینکه کافی بوده.

زبان عمومی: زبان عمومی را من چون خودم مدرس زبان هستم زبان زیاد مشکل نداشتم البته زبان عمومی امسال خیلی سخت بود ولی آن هم درصدش رضایت بخش بود. نزدیک به هفتاد و خورده ای بود. زبان تخصصی هم 80%.

زبان تخصصی: البته تخصص من کامپیوتر نیست اول فکر می کردم درصدم خیلی پایینتر از این حرفها بشود ولی روی کتابی که مطالعه کردم و تستهای سالهای پیش یک مقدار اطلاعات دستم آمد که سوالات چه جوری است و از چی است و تقریباً هم تکرار است آن جوری که فکر کنم بچه ها هم بدانند اگر بتوانند در 6-5 سال اخیر تستها را بزنند اغلب تستها و لغتها تکراری است. فکر کنم بتوانند زبان تخصصی را حالا عمومی را نه چون گسترده تر است اما تخصصی را می شود بالا زد.

 

ذخیره و بازیابی: ذخیره را چون من کلاس هم نیامدم و فقط خودم خواندم فکر می کنم که آن وقتی را که رویش گذاشته ام دیگر حالا نمی دانم درست بوده یا غلط اینکه مثلاً من فرمولها را حفظ می کردم با توجه به حافظه ضعیفی هم که دارم ولی خب شده بود یک فرمول را 15-10 بار می نوشتم تا اینکه حفظ بکنم. نمی دانم فکر می کنم آن دوره ای که روی این درس داشتم؛ غلط بوده یا درست نمی دانم.

مدار منطقی: مدار فقط بخاطر کلاس و استاد و جزوه بود.

سیستم عامل: سیستم عامل هم در دروس تخصصی فکر می کنم نقطه قوتم این درس بود که تقریباً تمام سوالاتش را زدم. خیلی هم این درس را دوست داشتم و سر کلاس خیلی علاقه مند شدم. فوق العاده قوی بود کتاب و جزوه؛ جزوه بیشتر کفایت می کرد و تستهای سیستم عامل مخصوصاً آنهایی را که داشتم خیلی خوب بود چون توی این چند سال یک سری سوالات تکراری هم داشت و امسال مخصوصاً دوستان اگر توجه کرده باشند خیلی سوالهای تکراری از سالهای پیش داشت که کسانی که سیستم عامل نخوانده بوده افسوس می خوردند که چرا ما نخواندیم چرا تستهای سالهای پیش را نزدیم؛ همه اش تکرار بوده.

ساختمان داده: ساختمان داده هم کلاسم خیلی موثر بود چون اصلاً آن چیزهایی که برای دانشگاه خوانده بودیم کاملاً با این چیزهایی که قرار بود برای کنکور بخوانیم متفاوت بود ولی کلاس خیلی مفید بود. کتاب خاصی نخواندم همان جزوه استاد بود. جزوه استاد و کلاس و تستهایی که می زدم.

برنامه نویسی C: آن را هم پنجاه و خورده ای فکر می کنم زدم که نسبت به دوستان دیگر شاید کمتر باشد ولی فکر می کنم توی آن 4-3 جلسه ای که من فقط سر C وقت گذاشتم خیلی خوب بود یعنی من عملاً فقط 4-3 جلسه، 3-2 ساعت وقت گذاشتم سر این درس ولی نکات مهم؛ استاد چیزهایی را می گفتند که می گفتند حتماً از آن سوال هست. من فقط وقتم را سر آنها گذاشتم و همان فقط توانست کمکم کند چون وقت بیشتری نداشتم و در تمام طول این 5-4 ماه هم فکر می کردم برنامه نویسی را نمی توانم بزنم چون توی کنکورهای آزمایشی هم زیاد درصدم خوب نمی شد یعنی اصلاً خوب نمی شد ناراضی بودم ولی خب آمد بالای پنجاه دیگر.

 

در مورد تفاوت سطح سوالات 88 با سالهای قبلتر بفرمایید.

من سر جلسه یکم تعجب کرده بودم کلاً، یعنی نمی دانستم الآن سوالها سخت تراست یا آسانتر چون فکر کنم همانطور که شما گفتید تیپ سوالها یکم تفاوت کرده بود. حالا دوستان می گویند آسانتر شده بود ولی به نظر من فرق کرده بود حالا من نمی دانم طراحها تفاوت کرده بودند ولی کاملاً مشخص است که یک اتفاقی افتاده بوده و سوالها پخش می شود از مباحث، فکر می کنم در بعضی از درسها به وضوح این مشاهده می شد که تجمع درس سوالها در یک سری مباحث خیلی بیشتر شده؛ مثلاً درقسمت ریاضی چون من روی مباحث کار کرده بودم اگر دوستان یادشان بیاید خیلی از سوالها فقط ماتریس و انتگرال بود و من ماتریس را اصلاً گذاشته بودم کنار؛ برای همین خیلی شوکه شدم که من این همه درس خواندم، الان ماتریس را نخوانده ام چکار کنم یا انتگرال مثلاً چرا اینقدر سوالاتش زیاد است سخت نبود ولی آن پراکندگی که قرار بود در فصلها باشد یا حتی آمار که از قسمت اول اصلاً چیزی نبود همه اش تقریباً می توانم بگویم آنالیز بود. حالا من آنالیز را خوانده بودم ولی یک مقدار برایم جای تعجب بود که چرا سوالها اینجوری است مثلاً همیشه یک ضریب چولگی، یکی از فرمولهای اول آمار، یکی … ولی اصلاً اینها نبود و همه اش آنالیز بود. توی قسمت سیستم عامل سوالها اگر می گوییم آسانتر بود فکر می کنم بخاطر اینکه تشابه خیلی زیاد با سوالات سالهای قبل داشت درحالیکه نه، من دوستی داشتم که توی کلاسها فوق العاده عالی بود، رتبه اش فوق العاده عالی بود ولی تهران شمال قبول نشد. پرسیدم چرا؟ می گفت چون من سیستم عامل نخواندم. گفتم سیستم عامل خیلی سوالاتش آسان بود گفت خب من نخواندم. یعنی می دانید به نظر من این بی تاثیر نبوده، ذخیره هم همانطور که اشاره کردند طراح فکر کرده ما ماشین حساب همراهمان داریم. خیلی سوالات آخرش من که نمی توانستم اصلاً حساب کنم خیلی از سوالها را. ساختمان داده هم سوالاتش مفهومی تر بود مخصوصا نسبت به 2 سال اخیر می توانم بگویم. همانطور که من با استادم هم صحبت کردم ایشان هم موافق بودند. برنامه نویسی هم بله برای کسی که خوانده بود فکر می کنم فوق العاده آسان بود من زیاد برای آن وقت نگذاشته بودم ولی بعداً می دیدم که بچه ها خیلی راضی هستند از آن. دروس عمومی هم فکر می کنم عین همیشه بود ادبیات عین همیشه سخت بود. معارف هم اگر خوانده بودی می توانستی جواب بدهی.

 

به داوطلبانی که می خواهند یک/چند درسشان را حذف کنند چه توصیه ای دارید؟ آیا تفاوت سطح سوالات هر درس در کنکورها به اندازه ای ثابت است که بتوانند پیش بینی کنند که با مطالعه چند درس می توانند تراز لازم را کسب نمایند؟ به عبارت دیگر ریسک این کار حداقل برای داوطلبانی که هدفشان قبولی در تهران و شهرستانهای تراز بالا هست قابل پذیرش است؟

ریسکش بالا است اینکه شما بگویید من این درس را کامل حذف می کنم ولی چرا به نظر من می شود این کار را کرد چون بالاخره نقطه قوتمان را خودمان می توانیم بفهمیم چی است. مثلاً من که سیستم عاملم قوی است یا سیستم عامل را خیلی راحت می فهمم می توانستم؛ حالا اگر سوالها در آن رنج خاص خودش تغییر هم بکند باز می توانم از پس این درس بربیایم. چون تمام الگوریتمها را خوب بلد بودم تمام مسائلش را می دانستم چه جوری حل کنم. حالا می خواهند بپیچانند می خواهند نپیچانند ولی خب فکر می کردم ذخیره، نکند این فرمولها را یادم برود این درس را قسمتیش را نکند یادم برود. روی این درس هم کمتر زوم کردم بخاطر اینکه احساس می کردم هرچه بیشتر زوم کنم من باز فراموش می کردم این که دیگر دست خودم نیست. این که کامل بخواهی درسی را حذف کنی زیاد درست نیست ولی چرا می شود وقت بیشتری را روی یک درس بگذاری حتی در عمومی ها، شما بگویید من معارف را بیشتر می خواهم بخوانم با آن راحت تر هستم ولی ادبیات را نمی فهمم. برایم سخت است خب به آن کمتر اهمیت می دهم روی آن کمتر وقت می گذارم نه اینکه اصلا وقت نگذارم یا بعضی ها با زبان خیلی مشکل دارند؛ من دوستانی داشتم که زبانشان را حتی صفر زدند ولی قبول شدند. بخاطر اینکه تمرکزشان را روی درسهای دیگر گذاشتند به نظر من آدم باید اول نقطه قوتش را پیدا کند.

اضافه کنم که چون چند استاد خیلی حذف دروس مشکل را پیشنهاد می کردند من هم می خواستم ریاضی را همین کار را بکنم ولی استاد زربخش می گفتند چون همه همین برخورد را می کنند تو باید مخالف آن قدم برداری. چون ریاضی را قرار است همه صفر بزنند شما اگر ده درصد هم بزنید یک دفعه کلی می کشید بالا یعنی طوری می کشی بالا که اصلاً نمی دانی؛ می گویی چی شد من که درصدهایم همه روی 60-50 است چرا رتبه یک شدم؟ چرا این جوری است؟ من در مورد خودم می گویم من برنامه ریزی ام نسبت به بقیه کمتر بوده؛ حالا وقتی مقایسه می کنم می بینم نه، همان ریاضی که 50 درصد زدم یا همان مداری که 80 درصد زدم خیلی کمکم کرده یا همان زبان تخصصی که خیلیها صفر می زنند و ولش می کنند. به نظر من آن درسهایی که بچه ها خیلی با آن مشکل دارند یا آنها را کنار می گذارند اگر شما یک وقت کوچک بگذاری حتی در حد 10 درصد هم خودت را بکشی بالا می تواند حتی تمام آینده ات را عوض کند.

 

درباره یک حس مشترک بین اکثر داوطلبان در روزهای قبل از کنکور این است که “احساس می کنم هر چی که خواندم فراموش کردم” نظر و تجربه شما چیست؟

من هم که صد درصد دقیقاً این استرس را تا آخرین لحظه داشتم فکر می کردم همه چیز را فراموش کردم ولی دقیقاً فکر می کنم تا 12-11 همان روز کنکور داشتم درس می خواندم که دیگر آخر سر همه می گفتند ول کن قاطی می کنی و واقعاً هم قاطی کرده بودم. این قدر استرس داشتم که مطمئن بودم سر جلسه کنکور حالم بد می شود چون من سابقه آن را خیلی دارم. به خاطر همان استرس و اضطرابی را که دارم ولی واقعاً این طور است اگر شما بگویید 10 روز یا 1 هفته مانده دیگر نخوانم طبیعتاً فراموش می شود البته در اشخاص خیلی فرق دارد. کسی که مثل من ذهنش این قدر درگیر باشد و این قدر استرس داشته باشد مسلماً زودتر هم فراموش می کند تا کسی که دوره نگهداری اطلاعات در حافظه اش بیشتر است. برای من که این طوری بود.

 

در مورد شرایطی که سر جلسه داشتید (وقت کم آوردن، استرس، بی دقتی، پاسخ نامطمئن به تستها و … ) بفرمایید.

سر جلسه خیلی خنده دارد چون من رسیدم آن قدر حالم بد بود که نشستم یک گوشه و تمام جلسه داشت از دست من می خندید. من بخاطر اینکه به خودم یکم تسلط پیدا کنم شروع کردم به مسخره بازی کردن سر جلسه؛ طوری شده بود که بچه هایی که بغل دست من نشسته بودند گفتند کجا زدی تو؟ گفتم تهران شمال و درست 6-5 نفر به من خندیدند و فکر کردند که من از آنهایی هستم آمده ام که الان با اعتماد به نفس … چون واقعاً نمی توانستم کار دیگری بکنم. آنقدر استرس داشتم، این قدر از تپش قلب داشتم خفه می شدم که می گفتم الان فقط باید یک کمی مسخره بازی درآورم و واقعاً این کار را کردم و کمی به خودم تسلط پیدا کردم. سوالات را که شروع کردم به حل کردن، ادبیات چون یک مقدار سخت بود واقعا حالم را بدتر کرد چون بین 7-6 تا سوال، بین دو گزینه اش مانده بودم؛ 7-6 تا برای من خیلی بود و تصمیم گرفتم حتماً 5-4 تا را جواب بدهم از بین آن دو گزینه ای که روی آنها مانده ام. زیاد دقیقاً فکر نکردم عمومیها را ولی فکر می کنم اغلب آنهآیی که بین دو گزینه مانده بودم درست درآمدند. در عمومی این کار را کردم چون مجبور شدم. در ادبیات دیدم دیگر خیلی دارد وضع خراب می شود ولی در اختصاصیها سعی کردم زیاد این کار را نکنم یعنی اگر بین دو تا گزینه می ماندم مخصوصاً ذخیره که حل می کردم و یک دفعه می دیدم جواب درگزینه ها نیست دوباره یک وقتی می گذاشتم می گفتم به این ممکن است نزدیکتر شود باز ریسکش را نکردم که بزنم چون می دانستم مسلماً غلط درمی آید چون دارم غلط حل می کنم این را می فهمیدم. دیگر در مورد درس خاصی به این مشکل برنخوردم که بین دو تا گزینه بمانم زبان بود 2-1 تا که آنها را زدم و درست درآمد.

اضافه کنم که من فکر می کنم بچه هایی که فقط می خواهند قبول شوند نباید بزنند یعنی اگر بین چند تا گزینه می مانند این ریسک را نباید بکنند که این گزینه را بزنند بخاطر اینکه واقعاً درصدشان را می کشد پایین. حالا کسانی که این اطمینان را به خودشان دارند اعتماد به نفس دارند می دانند درصدشان بالاست اگر بین 50-50 می خواهند بزنند حالا آن زیاد تاثیری نمی کند روی درصدهای بالا ولی برای کسانی که فقط می خواهند قبول شوند من فکر می کنم نباید این ریسک را بکنند یعنی واقعاً باید آن چیزهایی را که بلدند بزنند.

 

با توجه به اهمیت بالای انتخاب اول در قبولی کنکور دانشگاه آزاد چه توصیه ای برای داوطلبانی که سطح بالا انتخاب رشته می کنند دارید؟

نه من فکر می کنم چون من از اول روی همین انتخاب آمدم تهران حالا بین واحدهایش شک داشتم می دانستم اگر اتفاقی بیافتد برای همه دانشجوها است یعنی برای همه داوطلبین است. اگر قرار است سوالها سخت باشد سطحش بیاید پایین یا سطحش برود بالا در واقع این شرایط برای همه تکرار می شود. من که می دانم اوج درس خواندنم بوده و درسم را خوب خوانده ام خب دارم می روم کنکور را بدهم. اگر سختتر شد و من آمدم پایین مسلماً همه هم با من می آیند پایین و من باز احتمال اینکه انتخابم را قبول شوم را دارم و اگر می خواستم جور دیگری فکر کنم من سراسری قزوین قبول شده بودم. می توانستم آنجا بروم ولی فقط می خواستم تهران قبول شوم و اگر نمی شدم خب قبول نشده بودم دیگر.

 

عامل اصلی موفقیتتان را چه می دانید؟ به عبارت دیگر از بین داوطلبان قوی که برای رتبه 1 تهران تلاش می کردند چه پارامتری باعث شد که شما 1 شوید؟

نمی دانم شاید فقط درس خواندن است. چون ما همیشه وقتی دور هستیم فکر می کنیم همه از ما بالاتر هستند چون نمی بینیم یا از بیرون قضیه داریم نگاه می کنیم اما وقتی می رویم و درگیرش می شویم و آن تصمیم را می گیریم و به خودمان آن اعتماد به نفس را می دهیم و به خودمان اتکا می کنیم نمی گویم بالای 50 ولی 50 درصد قضیه حل است و بقیه اش هم این است که کسان دیگری که اطراف ما هستند شاید بالاتر از ما باشند شاید پایین تر و شاید هم درسطح ما و فکر می کنم فقط خواندن تاثیر دارد. یعنی اینکه خواسته ام و باید به آن برسم و می گویند چیزی نیست در این دنیا که آدم بخواهد و نتواند به آن برسد.

 

در مقابل مهمترین عواملی که تاثیر منفی در مطالعه تان داشت را بفرمایید؛ اگر با آگاهی امروزتان می توانستید تغییراتی در روش و میزان مطالعه، انتخاب موسسه و … انجام دهید، مهمترینها را لطفاً بفرمایید.

من فشار استرسم را فکر می کنم کم می کردم بخاطر اینکه الان می بینم همه اش بیهوده بوده و یک مقدار هم از آن درس خواندنم کم می کردم و به کارهای جنبی می رسیدم، البته می رسیدم من دائم سر sms و زنگ و کامپیوتر و اینها بودم ولی آن فشار همیشه همراهم بود. اگر می توانستم برگردم و خیالم راحت بود که اطلاعاتم کافی است حتماً این استرس را از خودم مقداری کم می کردم البته نمی دانم چطوری.

 

تعدادی از دوستانی که پشت کنکور هستند قبولی در دوره مهندسی را پلی می بینند که بعد از عبور از آن شغل مناسب، جایگاه اجتماعی مطلوب و زندگی بهتر در انتظارشان هست. قبولی علاوه بر مزایایی که دارد از دیدگاه شما به عنوان فردی که با موفقیت از این پل عبور کرده است، درباره اینکه قبولی آغاز تلاش بیشتری است برای موفقیتهای بزرگتر دیدگاه شما چیست؟

من که در هر مرحله ای از زندگی ام که بوده ام کلاً باز استرس مرحله بعدش را داشته ام یعنی هیچ وقت خودم را ندیدم که آرامش داشته باشم چه آن دوره ای که در دانشگاه بودم دنبال معدل 18 بودم چه بعدش که برای کنکور کاردانی بود، چه کارم چه هر وقت در هر مرحله ای که بوده ام همواره این استرس را با خودم کشیده ام ولی واقعاً هر چه می آیم جلوتر می بینم که اینطور نیست .یعنی اصلاً آن درآمد آدم بعداً شغل آدم بعداً … اصلاً اینها در گرو مدرکت نیست و متاًسفانه در کشور ما اینطوری است که به قول شما به مدرک کاردانی یک جور دیگر نگاه می شود، کاری برایش نیست شاید یک درصد بالایی از ماها فقط به خاطر این دنبال مدرک هستیم. البته من خودم علاقه ام در این رشته است و امیدوارم بتوانم در آینده شغلی داشته باشم که به رشته ام مربوط باشد و یک مقدار از این بار فشارم کم شود ولی باز هم همه چیز فکر نمی کنم این باشد یعنی اگر ما دیدمان را عوض کنیم و این جوری فقط برای کار و مدرک به آن نگاه نکنیم فکر می کنم خیلی موفقتریم.

 

هدف بعدیتان را در صورت تمایل بفرمایید.

فکر می کنم ادامه می دهم چون این تجربه درس خواندن خیلی به من چسبید حالا جدا از استرسی که داشت ولی فکر می کنم واقعاً بهترین راه همان ادامه دادن است.

 

و صحبت آخر را برای دوستانی که می خواهند برای قبولی در آزاد 89 تلاش کنند بفرمایید. (فکر می کنم شما با توجه به تجربه ای که دارید می خواهید در مورد روحیه شان صحبت کنید!)

صد درصد؛ چون من در تمام مراحل از این استرس و اضطرابم همیشه یک جورهایی ضربه خورده ام؛ واقعاً پیشنهاد می کنم حالا نمی دانم چه جوری خب راههای مختلفی هست مشاوره، خانواده، دوست، کسانی که قبلاً کنکور دادند و قبول شدند، بی تاثیر هم نبوده؛ به من خیلی چیزها گفته اند که تاثیر داشته ولی واقعاً سخت نگیرند، واقعاً فکر نکنند که یک غولی جلویشان است که نمی توانند از پس آن برآیند مهمترین چیز به نظر من روحیه آدم است نمی گویم استرس نداشته باشند ولی یک جوری به خودشان غلبه کنند. این هم یک مرحله از زندگی است و می گذرد. یعنی اگر قرار باشد که این قدر بزرگش کنید که یک غولی است وای حالا چه می شود نه هیچ اتفاق خاصی نمی افتد مثل اتفاقات دیگر زندگی می شود با آن برخورد کرد. به همه چیزشان برسند، گشت و گذار، این طرف آن طرف، مهمانی، تلویزیون، کامپیوتر، موبایل، اصلاً لازم نیست اینها از زندگی حذف شود کما اینکه من حذف نکردم؛ شاید درس خواندن را مقدار و زمانش را بیشتر کردم ولی به چیزهای دیگر هم می رسیدم ولی خب با استرس باید مقابله کنند چون اگر در دوره درس خواندنشان هم گریبانگیرشان نشود، سر جلسه گریبانگیرشان می شود آن موقع نشد، توی دانشگاه گریبانگیرشان می شود به نظر من باید به خودشان مسلط باشند.

دانشگاه آزاد واحد تهران شمال

۹ نظرها

سوابق آموزشی، شغلی خود را در زمینه کنکور کاردانی به کارشناسی بفرمایید.

سال 74 فارغ التحصیل شدم رشته الکترونیک و در زمینه طراحی سوالات کنکور بچه های کاردانی کار کردم چیزی حدود 7 – 6 سال و از سال 73 عضو کمسیون تالیف کتابهای آموزش و پرورش بودم و 5 – 4 سالی هم هست که در مقطع کاردانی به کارشناسی درس می دهم.

در چه موسساتی تدریس می کنید؟

موسسه ماهان هستم، کاوشگران هستم؛ جای اصلی کاریم و اندیشه اساتید. امسال سیمیا هم یک کلاسی دارم؛ قعلاً همین.

مباحث را در کلاسهایتان در یک حد پوشش می دهید؟ داوطلبان در هر یک از کلاسهای شما شرکت کنند تفاوتی نمی کند؟

تقریباً نه؛ البته موسسه ای داریم که کلاسهایش را 30 ساعته می بندد، موسسه ای داریم که 40 ساعته می بندد. مطمئناً حجم تست زدن کم می شود نه حجم درس دادن یعنی تایمی که درس می دهیم همان درس است حالا توی یک موسسه می رسیم 150 تا تست می زنیم؛ توی یک موسسه 400 تا تست می زنیم، 300 تا تست می زنیم. ولی این مبحث اصلی درسی تقریباً یکی است. معمولاً در موسساتی که بچه ها کامپیوتری هستند بخش الکترونیک را نمی گویم یک مقدار وقتم بازتر است ولی در موسساتی که پذیرش دانشجوهای الکترونیک و کامپیوتر را با هم دارد مباحث الکترونیک را هم تست می زنیم. در درس مدار منطقی معمولاً یک دانه سوال آن هم در سراسری می آید آن را می گوییم.

جزوات و کتابهایتان را لطفاً برای این درس معرفی بفرمایید.

برای این درس در موسسات مختلف کتابهای مختلفی استفاده می شود. در موسسه ماهان کتاب شخصی خودم که تالیف شده؛ توی موسسه کاوشگران جزوه شخصی را می دهم برای بعضی از موسسات هم کتاب 30 آزمون را می دهم و خودم درس می­دهم. موسساتی که رشته الکترونیک داشته باشند بیشتر سعی می کنم درس را خودم بدهم و از کتاب سنگینتری استفاده شود. 30 آزمون مدار منطقی کتاب سنگینی است.

جزوات و کتابهایتان در موسسات مختلف سرفصلهای سراسری و آزاد را پوشش می دهد؟

جزواتم بالاتر از سرفصلهای آزاد است چون آزاد محدودیت دارد ولی سراسری را پوشش می دهد. بنابراین بچه هایی که تهیه می کنند توی آزاد می توانند بعضی از فصلها را نخوانند به خاطر اینکه از آنها سوال هم نمی آید.

رفرنسهای اصلی این درس را لطفاً بفرمایید.

این درس رفرنس دانشگاهیش موریس مانو و نلسون است. ولی خب متاسفانه اساتید دانشگاه ما هیچکدام رفرنس را کامل درس نمی دهند. دانشجو وقتی می آید سر کلاس معمولاً 4 – 3 تا از فصلها را اصلاً نخوانده است من جمله فصل فلیپ فلاپها، شمارنده ها، ثباتهای انتقالی را اصلاً نخوانده است که ما مجبوریم اینجا هم درس دانشگاهی بدهیم و هم کنکوری تست بزنیم. یک مقدار دردسر می شود ولی دو تا رفرنس اصلی بیشتر ندارد.

مطالعه رفرنسهای اصلی را پیشنهاد می کنید؟

برای دانشجویانی که تایم دارند بله ولی در غیر این صورت اصلاً. ما دانشجویی داریم که 2.5 می خواهد بیاید سر کلاس؛ رفرنس اصلی فقط مبحث را یادش می دهد ما اینجا انتظار داریم دانشجو در 1.5 دقیقه تست بزند. راه حل دانشگاهی یا راه حل آن کتابها اصلاً با کار من سازگار نیست. من این کار را نمی کنم. هستند اساتیدی که رفرنسها را می گویند و هر مساله ای را در 5 – 4 دقیقه حل می کنند. توی کلاس من از اولین مبحث که مبنا باشد تا آخرین مبحث تست باید زیر 1 دقیقه حل شود و حل می شود؛ تا الان که اینطوری بوده است.

در مورد اهمیت این درس در قبولی داوطلبان کنکورهای رسمی (سراسری، آزاد، علمی کاربردی) توضیحات لازم را بفرمایید.

می دانید که درسی که معمولاً بچه ها نمی زنند یکی از دروسی می شود که میانگین درصدهای زده شده پایین است؛ ناخودآگاه تراز درس بالا می رود. درس مدار برای بچه های کامپیوتر ضریبش 2 و برای بچه های الکترونیک ضریبش 3 است. برای بچه های کامپیوتر جزء دروسی است که همه نمی زنند مثل ریاضی؛ بنابراین ناخودآگاه کسی که بتواند درس مدار را خوب بزند امکان قبولیش زیاد است و مدار از آن درسهایی است که می شود بالای 60 – 50 درصد زد. دانشجویان من پارسال 90 بودند، حداقل 8 – 7 نفر 90 زدند، 80، 70 و میانگین رتبه های 1 تا 200 که توی دانشجویان خودم داشتم، میانگین مدار 70؛ اما درصد درسهای دیگر پایینتر و این نشان می دهد که می شود با مدار کار کرد و توی قبولی خیلی خیلی موثر است.

برای یادگیری کامل این درس چه روشی را به داوطلبان توصیه می کنید؟

معمولاً کسی که سر کلاس کنکور می خواهد بیاید قبلش باید این درس را حداقل یکبار گذرانده باشد. چون توی کلاس کنکور جایی برای درس دادن از اول نیست. البته چرا توی بعضی از موسسات 50 ساعت 60 ساعت مدار ارائه می کنند خب می شود 20 ساعت را به آموزش اختصاص داد و 40 ساعتش را به درس کنکوری و تست. ولی توی موسساتی که کار کمتری انجام می دهند پیشنهاد می کنم دانشجو یکی از کتابهای موجود در بازار کار را شروع کند و بخواند؛ حالا رفرنس می خواهد باشد فرقی نمی کند یا کتابهای کنکور باشد؛ با یک آشنایی بیاید؛ من پیشنهادم این است که دانشجو قبل از اینکه وارد هر جلسه بشود درس آن جلسه را جلوتر از روی یک کتاب یا رفرنس بخواند، گوشش آشنا باشد تا سر کلاس همه مباحث جدید نباشد.

برای داوطلبانی که امکان شرکت در کلاسها را ندارند چطور؟

کسانی که کلاس نمی آیند اذیت می شوند. مدار از مجموعه دروسی است که فکر می کنم 5 – 4 فصل، 6 فصلش را ممکن است خودش می تواند بخواند خیلی لطف کند بین 30 الی 40 درصد بزند. بخواهد برود بالای 60 درصد، بدون کلاس واقعا سخت است؛ شاید از هر 10 نفر 1 نفر که توانش را داشته باشد، می تواند این کار را بکند که آن هم می تواند با کتابهای موجود که در بازار هست، اساتید مختلفی نوشتند آقای یوسفی، آقای مقسمی، بنده کتابهای خوبی هست، می تواند کار کند. اگر بتواند مجموعه 7 الی 8 سال گذشته تستهای کنکور را خوب بخواند و تست بزند می تواند در سال آینده اش یا هر سالی حداقل 60 – 50 بزند ولی کار، کار سختی است. ما داریم مباحثی که اکثر کتابها حلهایشان 5 – 4 خط 6 خط است. در صورتی که نباید این طور باشد. ما می گوییم تست در 1 دقیقه حداکثر 1 دقیقه و 30 ثانیه؛ بنابراین نباید در این شرایط باشد، نمی شود که بعضی از روشها را مکتوب کرد. روش آموزش Face to Face بهش می گویند. آنهایی که نمی شود مکتوب کرد را دانشجویان اگر نیایند سر کلاس، روشها و کلکهای تست زنی را نمی دانند. بنابراین فقط بلد است حل کند خب مستلزم این هست که در آن تایم نمی تواند. مگر قید یکی دو درس دیگر را بزند. مثلاً خیلی از دانشجویان رشته کامپیوتر ریاضی نمی زنند، از تایم آن استفاده می کنند مدار را می زنند وگرنه غیر از آن امکانش خیلی کم است.

برای اینکه داوطلبان مطالبی را که می خوانند تا زمان کنکور فراموش نکنند، چه راهکارهایی توصیه می کنید؟

من معمولاً به دانشجویان می گویم تا 1.5 ماه قبل از کنکور سعی کنید درس را تمام کنید یک دور بخوانید. از 1.5 ماه مانده به کنکور دیگر درس را نخوانید. بچه ها معمولاً 5 – 4 ساعت وقت مطالعه می گذارند؛ مثلاً از 8 صبح تا 12 فلان درس، از 12 تا 4 فلان درس. من پیشنهادم این است که بشکنید تایمهای مطالعه را در 2 ساعت و توی یک روز به جای آن که 2 درس بخوانید، 5 تا درس بخوانند، 4 تا درس بخوانید و این را یک روز در میان تکرار کنند. مدار یک درس محاسباتی است ما باید 1.5 ماه قبل از کنکور تست بزنیم. من پیشنهادم این است که تا 1 ماه یا 1.5 ماه قبل درس تمام شود حدوداً و در 1.5 ماه بعد دانشجو هفته ای 4 – 3 روز 1 ساعت 1.5 ساعت فقط تست بزند یک روز در میان. قاطی مجموعه تست زدنش هم پیشنهاد من این است که از همه فصلها تست بزند. 3 تا تست از فصل 1، 3 تا از فصل 2 و 3 تا از فصل 3 و برود تا انتها؛ 30 – 20 تست را بزند، هر کدام را که بلد نبود برگردد همان مبحث را بخواند. گاهی اوقات یادمان می رود که بعضی از مباحث را بلدیم؛ دوباره جزوه را از اول آن فصل می خوانیم و این یک فصل خواند یعنی یک تایمی را از دست دادن. پیشنهاد نمی کنم وقتی یک دور خوانده شد دوباره برگردیم بخوانیم. با تست ایرادهایمان را پیدا کنیم، همان مباحث را بخوانیم.

یکی از دلایلی که داوطلبان درصد پایینی در مدار کسب می کنند بی دقتی در حل تستها است؛ برای برطرف کردن این مورد چه توصیه هایی برای داوطلبان دارید؟

من دانشجویانم معمولاً کم حل می کنند هر چه حجم نوشتن کم شود خطای بی دقتی پایین می آید اگر یک مساله را در 4 خط حل کنیم احتمال آنکه یک کلمه ای، جمله ای را توی این 4 خط موقع انتقال اشتباه کنیم خیلی زیاد است ولی وقتی تستی را در 30 ثانیه می زنیم حجم نوشتن کم می شود و وقتی حجم نوشتن کم شود، احتمال خطا هم پایین می آید ولی این برمی گردد به قوه مغزی یعنی توان مغزیش باید آنقدری باشد که با حجم نوشتن کم این کار را انجام بدهد. ما این کار را در کلاسهایمان تمرین می کنیم.

برای داوطلبانی که هدفشان قبولی در دانشگاه های معتبر سراسری دوره های روزانه و شبانه است، به طور کلی پیشنهاد می کنید چه میزان ساعاتی در هفته برای مطالعه مدار منطقی درنظر بگیرند؟

اگر می خواهند بین رتبه های 1 تا 100 باشند که بتوانند در تهران یا جاهای خوب قبول شوند، من پیشنهادم این است که حداقل روزی 8 ساعت باید مطالعه کنند. البته اگر تایم 5 – 4 ماهه دارد یکی دو ماه اول 6 ساعت و بعد 8 ساعت ولی آنهایی که محدودیت زمانی دارند، ظرف 2.5 ماه 3 ماه می خواهند کار را جمع کنند، ما روزی 8 ساعت مطالعه را توصیه می کنیم ولی آن 8 ساعت شامل آن تعداد ساعتی هم باشد که می آیند در موسسه و کلاس دارند. مجموعش بین 8 – 7 ساعت در روز را من پیشنهاد می کنم.

برای مدار منطقی چه تعداد ساعتی در هفته اختصاص بدهند؟

مدار منطقی یک چیزی در حدود 35 ساعت ما در موسسات درس می دهیم تا 40 ساعت؛ متوسطش است. ولی فکر می کنم که اگر کسی بخواهد تا حول و حوش 50 بزند باید یک چیزی حدود 60 ساعت خودش مطالعه کند. اگر می خواهد بین 50 تا 70 بزند باید یک 20 ساعتی به آن اضافه کند و بالای 70 درصد بزند باید تایم بیشتری در نظر بگیرد.

داوطلبانی که هدفشان فقط قبولی است (برای مثال غیرانتفایی های شهرستان در کنکور سراسری یا دانشگاه های ترازن پایین در کنکور آزاد)، توصیه می کنید برای کسب درصد موردنیاز چه تایمی در هفته را برای مطالعه برنامه نویسی اختصاص دهند؟

تایم خیلی مهم نیست فصل خیلی برایم مهم است. در دانشگاه سراسری از فصل 1 تا 5 اکثر کتابها یعنی از مبنا تا انتهای کارنو متوسط 5 تا سوال می آید. از 15 تا سوال 5 تا یعنی یک سوم یعنی 30 درصد. می شود با 30 درصد شهرستان قبول شد. یعنی شما همه دروس تخصصی را 30 درصد بزنید شهرستان که هیچی شاید تهران هم قبول بشوید. بنابراین من تایم نمی دهم چون یک آدمی توانش این است که با یک ساعت خواندن به آن نقطه می رسد و یکی با 5 ساعت. من می گویم یک سوم اول جزوه را اگر بخواند، می تواند مدار را حدود 30 درصد بزند و برای قبولی شهرستان 30 درصد کافی است.

به نظر شما اگر این درس را سفید بگذارند، با دروس تخصصی دیگر می توانند جبرانش کنند؟

اگر می خواهند تهران قبول شوند اکثر دانشجویانی که تا الان قبول شدند مجموع ضرایب دروس مدار، برنامه نویسی و درس تخصصیشان بالای 120 و 130 بوده. 120 یعنی اگر مدار را نزنند باید برنامه نویسی 60 بزند دروس تخصصی هم 60 بزند گاهی اوقات شدنی نیست. چون دروس تخصصی که سیستم عامل و ذخیره و ساختمان است گاهی اوقات تستهایی به اشتباه و ارشدی داده می شود، دانشجو نمی تواند بزند. رتبه های 1 تا 10 کنکور سال گذشته و سال قبل، هیچ کدام دروس تخصصی را بالای 50 نتوانسته بودند بزنند. حداکثر 48 زدند حالا من 48 درصد دارم برنامه نویسی را هم هیچ کسی نبوده که بالای 50 بزند بنابراین این می شود 100. من می خواهم 120 به بالا باشد برای تهران؛ پس آن 20 تا را باید با یک چیزی جبران کنم آن یک چیز فقط ریاضی است که می تواند جای مدار را بگیرد. اگر بتوانند ریاضی را بالای 40 بزنند جای مدار صفر درصد را می گیرد. در غیر این صورت مدار برای خودش یک وزنی دارد.

با توجه به نحوه طراحی تستهای برنامه نویسی اگر داوطلبان بین دو گزینه 50 – 50 شک داشته باشند، شما پیشنهاد می کنید یک گزینه را انتخاب کنند؟

من یک این چنین پیشنهادی نمی کنم به دانشجویان خودم. من دیگران را نمی دانم. دانشجویان خودم را این کار را نمی کنم به خاطر این که ما یکسری روشهای کنکوری داریم که حتی اگر بلد نباشید سوالی را حل کنید، می توانید با آن گزینه را بزنید. من بین 50 – 50 روشهایی داریم که شاید تبدیلش کنیم به 80-20 و بعد گزینه را بزنیم. بنابراین بین 50-50 پیشنهاد نمی کنم.

اشتباه آن دسته از داوطلباني كه عليرغم مطالعه كافي، تست زدن زیاد، شرکت در کلاسهای کنکور مناسب نتیجه موردنظرشان را در درس مدار منطقی نمی گیرند را چه مواردی مي دانيد؟

معمولاً عدم شناخت شخصی خودشان است. کسی که زیاد درس خوانده و زیاد تست زده است نباید روحیه اش را ببازد. ما همیشه به دانشجویان می گوییم اگر یک تستی یا سوالی را دیدید که خیلی حجمش زیاد است یا به نظر سخت است، دلیلی ندارد که سخت باشد. طراح موقع طرح سوالات باید حساب کند این تست در 1.5 دقیقه نهایتاً در 2 دقیقه می خورد و مطمئناً اگر در کنکور تست 2 دقیقه ای گذاشتند حتی اگر تست 3 دقیقه ای گذاشتند، 3 – 2 سوال هم 20 ثانیه ای هم می گذارند که شخصی که می تواند این 3 – 2 تا را بزند زمان باقیمانده اش را صرف کند روی این سوال و این طوری نیست که 15 تا سوال به ما بدهند و هر کدام در 3 دقیقه حل شود، 45 دقیقه. بنابراین دانشجو وقتی می آید سر کنکور دو تا سوال سخت می بیند نباید روحیه اش را از دست بدهد؛ می تواند ولش کند برود سراغ سوالات بعدی مسلماً اگر دو تا سخت هست دو تا ساده هم هست و با آنها درصدش را بگیرد. بزرگ بودنش دلیل بر سختی سوالات نیست و به خودش اطمینان داشته باشد. کسی که زحمتش را کشیده تا یک نقطه ای پیش رفته و حداکثر توانش را انجام داده است نباید فکر کند که چرا نتوانستم؛ توانش بیش از این نیست. اگر توانش بیشتر از این بود توقع ای از او ندارند.

با تشکر از راهنماییهای جامع و ارزشمند شما، اگر نکته دیگری هست بفرمایید.

مورد خاصی نمی بینم، من تنها پیشنهادم به بچه ها این است که معمولاً درس ریاضی را ول می کنند و بعد از قبولیشون به دردسر می افتند، من پیشنهادم این است که بعضی از دروسی که بعد از قبولی با آنها سروکار دارند از آنها غافل نشوند. رشته نرم افزار دارید درس می خوانید، برنامه نویسی یکی از قمستهای اصلی درسشان است بنابراین سرمایه گذاری روی درس برنامه نویسی، روی درس ریاضی به نظر من خیلی ارزش دارد. این سرمایه گذاری از الان هم می تواند انجام بشود. نه اینکه ما قبول بشویم برویم دانشگاه بعد ترم 1 و 2 به خاطر چند تا درس مثل معادلات دیفرانسیل و ریاضی مهندسی مشروط بشویم و سرافکنده برگردیم بیاییم و نکته دوم اگر کسی برای سراسری می خواهد تایم خواندن بگذارد به نظر من باید حداقل 4 ماه زمان بگذارد و با توجه به این که ما آخر برج 4 امتحان داریم دانشجو باید از اول فروردین استارت بزند کسی که خرداد می خواهد بیاید شروع کند احتمال قبولیش می آید پایین. توی آزاد هم به همین ترتیب است؛ البته توی آزاد شاید یکم راحتتر باشد قبول شدنش ولی چیزی حدود 3 ماه 3.5 ماه وقت می خواهد. تایمشان را درست تنظیم کنند. کارمندها معمولاً مشکل دارند سعی کنند در 3 – 2 تا دوره درس بگیرند. 2 درس را مثلاً ترم بهمن بگیرند و 2 درس را اردیبهشت یا بهار بگیرند که بتوانند پخشش کنند. نظر خاص دیگری ندارم.

 

نظری بدهید

سوابق آموزشی، شغلی خود را در زمینه کنکور کاردانی به کارشناسی بفرمایید.

سوابق شغلی ما بر می گردد به سال 78 که تقریباً شروع کارمان به همراه آقای عادلی نیا از موسسه مدرسان شریف شروع کردیم. از آن به بعد من در کنکور کاردانی به کارشناسی بودم. کنکور از سال 79 بیشتر قوت گرفت در اين زمينه؛ بعد در آن زمان موسسات دیگری هم فعالیت می کردند؛ ماهان بیشتر بود بعد موسسه آقای عادلی نیا تاسیس شد که با ایشان هم همکاری کردیم به تدریج موسسات پارسه، پوران پژوهش، در شهرستانها موسسه دی سیستم مشهد، موسسه پوران پژوهش کرمانشاه، موسسه مدرسان رشت؛ به تدریج با همه اینها همکاری کردیم. در واقع در کنکور من بیشتر روی درس سیستم عامل تمرکز داشتم و سابق بر این قبل از ذخیره و بازیابی درس پایگاه هم در کنکور بود که آن زمان پایگاه داده را هم براي کنکور من تدریس می کردم.

در موسسه سیمیا هم تدریس می کنید؟

در موسسه سيميا هم اخيراً بله؛ البته فكر مي كنم بايد فعالبتمان را با توجه به عرف پارسه قطع بكنيم.

در مورد کتابها و جزواتتان برای درس سیستم عامل بفرمایید.

ما چندین کتاب و جزوه سیستم عامل از اول نوشتیم. من چندین سری کتاب نوشتم. کتاب اولمان با آقای عادلی نیا بود برای موسسه دیباگران تهران بعد برای مدرسان شریف کتاب نوشتم در چند چاپ تغییر کرد به طور مرتب؛ الان چاپ دهمش دارد می رود. کتابهای 30 آزمون با آقای مقسمی نوشتیم بعد یک کتاب هم برای پوران پژوهش نوشته شده. این مجموعه کتابهایی است که من کار کردم ولی خب بیشتر من فعالیتم توی کلاس با وجود اینکه کتاب هم داریم در یک جزوه خلاصه و مفیدتر به دانشجو می دهیم چون اعتقاد دارم که وقتی به یک دانشجو وزن سنگین مي دهند آن هم در مقطع کاردانی برایش گیرایی ندارد. بحث را سگمنت سگمنت می کنیم توضیح می دهیم بعد روی آن تست می زنیم. این موارد را تالیف کردیم حالا جزواتی هم که هست به هر حال آماده شده بیشتر در موسسات جزوات را ارائه می کنیم هم موجود است ولی مجموعه کتابها در این زمینه بوده ولی در درسهای دیگر هم مثل مدار منطقی، ذخیره و بازیابی ما با انتشاراتی به نام آذرباد کتابهایی را نوشتیم.

از ویژگیهای کتابهایی که فرمودید به چه مواردی اشاره می کنید؟ سرفصلهای کنکورهای سراسری و آزاد را پوشش می دهد؟ و شامل تمام تستهای کنکور با حل تشریحی می باشد؟

بله؛ بیشتر ما کتاب مدرسان شریف را چون توی موسسه الان یک برندی پیدا کرده که کتابهایش سریع فروش می رود. در آن کتاب خیلی سریع کتابمان را آپدیت می کنیم و از روی تغییرات کنکور و تستها را هم سریعاً اضافه می کنیم. به وِیژه مثلاً برای دولتی که می دانید سرفصلها تغییر کرده، ما در آن کتاب حالا اگر به آن کتاب مراجعه کنید، قسمت خلاصه کتاب آقای فهیمی را هم اضافه کردیم که بروز باشد و با توجه به تغییرات کنکور بتواند پوشش بدهد.

جزوه طلایی سیستم عامل موسسه کاوشگران را که تالیف کرده اید چه ویژگی دارد؟

جزوه طلایی با آقای مقسمی همکاری داشتیم. آن هم همین طور است آن هم جزوه آپدیتی است؛ تمام نکات هست منتها کتابها و جزوات آقای مقسمی خب یک مقدار حجمش زیاد است. معمولاً داوطلبانی که ما با آنها طرف هستیم خیلی سخت مطالب را می گیرند. آن دو سالی که دانشگاه بودند زحمت زیادی نکشیدند؛ حالا اینجا جزوات آقای مقسمی خیلی عالی است خیلی خوب نوشته شده ولی یک مقدار حجمش برای این داوطلبان سنگین است.

جزوه طلایی هم همین طور؟

جزوه طلایی هم یک کم بهتر است ولی کتابها سنگین است برای بچه ها ولی از لحاظ علمی بنیه قوی ای دارد.

رفرنسهای اصلی این درس را به تفکیک کنکورهای سراسری و آزاد را لطفاً بفرمایید.

رفرنسهای اصلی برای کنکور آزاد رفرنس اصلی کتاب سیلبرشاتس است بعد تا حدودی هم تننباوم است مهم است، حالا درجه اهمیت کمتر هم استالینگز است. برای دولتی هم که الان 4 سال است به نوعی فقط 100 درصد سوالات از کتاب آقای فهیمی است.

مطالعه رفرنسهای اصلی را به داوطلبان پیشنهاد می کنید؟

به داوطلبی پیشنهاد می کنم که در دانشگاه خوب درس خوانده باشد، این درس را هم یکبار هم دوباره خوانده باشد بعد برود رفرنس اصلی وگرنه داوطلبانی که سطحشان پایین هست مراجعه به این کتابهای رفرنس که ترجمه شان هم خوب نیست معمولاً، زیاد من پیشنهاد نمی کنم.

همانطوريکه اطلاع دارید در کتابهای مختلف علاوه بر خلاصه ای از کتاب دکتر فهیمی، نکات رفرنسهای دیگر هم وجود دارد. با توجه به اینکه سوالات 4 سال اخیر کنکور سراسری از کتاب دکتر فهیمی بوده، پیشنهاد می کنید داوطلبان این کنکور مروری به مباحث کتابهای دیگر هم داشته باشند؟

چون به قول معروف مشخص نيست، من خودم در كلاس اين اصل را رعايت كردم كه براي كنكور دولتي با وجود اينكه مي دانيم كتاب آقاي فهيمي رفرنس هست، چون اين باز هم نيست كه حتماً آن كتاب رفرنس باشد چون خود سازمان سنجش هم كه سرفصل دوره كاردانيش، من خودم مدير گروه يكي از مراكز كارداني هستم؛ اين سرفصلش را ما خودمان در كل كشور به همراه همكاران، همه مديران گروه تمام كشور تصويب كرديم آنجا اصلاً رفرنس را گفتيم كتاب سيلبرشاتس؛ حالا من نمی دانم چرا، احساس مي كنم اين كار سليقه اي است فكر مي كنم. خودم در كلاس اين اصل را رعايت كردم كه براي دولتي هم از سيلبرشاتس مي گويم هم از فهيمي تا يك ذره ريسك كار را بياورم پايين كه اگر داوطلبي رفت سر كنكور چون ما يك دفعه ديديم يك نوآوري در سوالات كنكور يك دفعه مي شود؛ اگر رفت سر كنكور حالا از فهيمي 50 درصد آمد 50 درصد از سيلبرشاتس، بتواند پوشش بدهد ولي اين كار به من خيلي فشار مي آورد سر كلاس، به داوطلب هم خيلي فشار مي آورد. داوطلبي كه شايد مثلاً جزوه سيستم عامل دانشگاهي اش 10-12 صفحه باشد.

مطالعه جلد اول كتاب دكتر فهيمي را كافي مي دانيد؟ و پيشنهاد مي كنيد روي چه فصولي وقت بيشتري بگذارند؟

پيشنهادش كه حالا آقاي دكتر فهيمي از اساتيد بزرگ هستند. ما هم كه در انتخاب ايشان شك نداريم ما هم شاگرد ايشان هستيم ولي مسئله اين است كه بعضي از مباحث را به يك بياني گفتند كه نياز به تدريس يك استاد دارد. اگر داوطلبي بخواهد سرمايه گذاري كند براي رسيدن به عدد 100 درصد توي كنكور، من پيشنهاد مي كنم كه آن كتاب را هم بخواند واقعاً درگير كلاس درس با سطوح مختلف افراد نمي شود، همه این کتاب را هم گفت.

از فصول جلد اول شما كدام مباحث را توصيه مي كنيد بيشتر مطالعه كنند؟

مباحث زمانبندي و تعاريف اوليه، اصول ابتدايي و بعد هم بحثهاي الگوريتمهاي تخصيص انباره ايشان مي گويد و آن مباحث Page Replacement، الگوريتمهاي Page Replacement که شامل FIFO ،Optimal ،LRU و NRU است را ايشان بيشتر روي آن تاكيد كردند، آنها را مي گويم كه مطالعه بيشتري بكنند.

در مورد اهميت اين درس در قبولي داوطلبان كنكورهاي سراسري و آزاد بفرماييد. چه جايگاهي در قبولي آنها مي تواند داشته باشد اگر كه در يك فرصت 4-5 ماهه براي اين درس سرمايه گذاري بكنند؟

جايگاهش خب چون به طور ميانگين با دروس ساختمان و ذخيره ضريب 5 دارد، جايگاهش وي‍ژه است واقعاً؛ اما ما بايد دقت بكنيم مثلاً توي كنكور سراسري جايگاه درس برنامه نويسي ما ديديم در كارنامه ها خيلي مهمتر بوده. در كنكور آزاد جايگاه دروس عمومي را هم مهمتر ديديم ولي هر درسي را مي توانيم بگوييم جايگاه خودش را دارد ولي من توصيه مي كنم جايگاه سيستم عامل بالا هست ولي به داوطلبان توصيه مي كنم براي كنكور سراسري درس برنامه نويسيشان را بيشتر تقويت كنند.

شما توصیه می کنید از زمانی که برای مطالعه سیستم عامل در نظر می گیرند، چه میزانی را به یادگیری نکات و چه میزانی را به تست زدن اختصاص بدهند؟

بستگي دارد به داوطلب؛ من توصيه مي كنم كه سر كلاسهاي كنكور كه آمدند سعي بكنند نكاتي را كه ما داريم مي گوييم را اول فيش برداري بكنند چون درس تنوع مطالب دارد و گفته هاي تئوريكي با هم بعضيها مغايرت دارد، نكات را فيش برداري بكنند، اختلافهايش را بدست بياورند كه ما اين كار را سر كلاس مي كنيم ولي هر چه سعي بكنند كه اينها را كوچكتر كنند، در فيشهايي براي خودشان اين نكات را جمع كنند، ديگر در تايمشان هم در آن روز صرفه جويي مي شود. در ابتدايي كه دارند شروع مي كنند زمان بيشتري را روي آن درس بگذارند كه اول فهم بالايي از درس پيدا كنند. توي اين درس نكات تئوري خيلي از حل مسئله مشكلتر است يعني جواب دادن به تستهاي تئوريك و مفهومي از حل الگوريتمها مشكلتر است. به همين خاطر در اوايلي كه دارند درس را مي خوانند زمان بيشتري بگذارند؛ بيشتر بخوانند؛ كامل درس را يك عمقي از آن بفهمند بعد كم كم حالا زمانشان را كاهش بدهند بگذارند روي تست. حالا اگر من بخواهم يك عدد بگويم شايد اين عدد را سعي و خطايي بگويم آن وقت كاملاً درست نباشد.

براي يادگيري كامل اين درس چه روشي را پيشنهاد مي كنيد؟ خصوصاً براي داوطلباني كه كلاس كنكور شركت نمي كنند و با استفاده از كتابهايي كه فروش آزاد دارد مي خواهند دانشگاه معتبر سراسري قبول بشوند.

تماماً بستگي دارد به زمان تحصيلشان؛ اگر داوطلبي زمان تحصيلي خوبي را با اين درس نداشته باشد، عملاً خواندن كتابهاي مختلف يك جوري است كه بايد مطالب را حفظ كند؛ وقتي هم حفظ كند، نفهمد، آن ماندگاري زمانيش در ذهنش شايد 2-3 روز باشد. من توصيه مي كنم به كسي كه اين درس را خوب در دانشگاه نگذرانده، اول اصلاً سراغ اين كتابها نرود. اگر هم واقعاً زمان ندارد، داوطلب شهرستان است، واقعاً نمي تواند، جزء مناطق محروم هستند نمي تواند بيايد تهران، باز رفرنسهايي كه آقاي مقسمي نوشته بيانش سليستر است من همين الان اينجا به شما مي گويم شايد كتابهايي كه آقاي مقسمي نوشته، حالا شايد هم ندارد به طور يقين، نثرش از كتابهاي من سليستر است يعني اگر يك داوطلبي هيچي بلد نباشد، صفر باشد، شايد آن كتاب را بخواند بهتر باشد ولي داوطلبي بلد باشد و بخواهد بيشتر ياد بگيرد آن موقع كتابهاي من برايش مناسب است.

براي داوطلباني كه هدفشان قبولي در دانشگاه هاي معتبر سراسري است چه پيشنهادات اضافه تري برايشان داريد كه بتوانند مباحث را خيلي خوب ياد بگيرند و فراموشي مطالب در فاز مرورشان كم رنگتر بشود؟

كسي كه مي خواهد برساند به رتبه هاي دانشگاه رجايي، شمسي پور، شريعتي، روي اين سه تا كه معتبرترند بحث مي كنيم غيرانتفاييها هيچي. اين بايد به قول معروف به قول اصول مديريتي، يك برنامه ريزي استراتژيك بكند يعني اگر واقعاً مي خواهد شروع كند براي رسيدن به آنجا، بايد اين را در اهدافش بنويسد؛ من مي خواهم به آنجا برسم. براي رسيدن به آن هدف، فقط كلاسهاي ما كافي نيست شرط لازم است. بايد خودش خيلي بيشتر تايم بگذارد. من داشتم دانشجويي كه حالا در آزاد رتبه 2 شد امسال توي تهران جنوب، با تراز مثلاً هشت هزار و خورده اي بعد اين داوطلب كاملاً زمان گذاشته بود. كاملاً وقت مي گذاشت علاوه بر كلاسها، علاوه بر آزمونها هر موقع نگاه مي كرديم خودش مشغول همه كارهايي بود كه من مي گويم فيش برداري، خواندن همه كتابهاي مرجع، يعني روز اول خودش گفت من مي خواهم رتبه 1 بشوم و شد رتبه 2 با يك اختلاف تراز مثلاً آن يكي ترازش 9000 بود در تهران جنوب. بايد اينجوري كار بكند يعني خيلي بيشتر زمان بگذارد یعنی رسيدن به موارد توي دانشگاه رجايي مستلزم اين است كه افق ديد آدم بلند باشد.

هر چند كه برنامه ريزي هر شخصي متناسب با خود فرد است و با توجه به شرايط و هدفشان متفاوت است، براي آنكه داوطلبان يك معيار كلي داشته باشند، پيشنهاد مي كنيد يك داوطلب متوسط با فرصت 4-5 ماهه در هفته چه ميزان ساعتي براي سيستم عامل در نظر بگيرد؟

روزي 3 ساعت.

داوطلباني كه فقط هدفشان قبولي است و برایشان اهمیتی ندارد که چه شهری یا دانشگاهی پذیرفته بشوند، پیشنهاد می کنید چه مباحثي را كه مستقل از مباحث ديگر باشند و طبق بودجه بندی سوالات سالهای گذشته اهمیت بیشتری دارند را مطالعه کنند تا بتوانند حداقل درصد موردنیاز را در این درس کسب کنند؟

بحثهاي مقدماتي اول تا پايان الگوريتمهاي زمانبندي. تمركزشان را بگذارند روي اينها چون اگر بررسي كرده باشيد از 10 سوال پارسال 6 تا، تا پايان الگوريتمهاي زمانبندي بود يعني 60 درصد. حالا اگر اينها بتوانند خوب روي اين كار بكنند، حداقل نصفش را هم بزنند مي شود 30 درصد و با توجه به كارنامه ها و اين موضوعي كه شما اشاره كرديد 30 درصد آمار خوبي است براي قبولي.

يكي از سوالات داوطلباني كه بيس قوي ندارند و طبق صحبت شما در دانشگاه با آنها خوب كار نشده، اين است كه مي توانند سيستم عامل سفيد بگذارند و با دروس تخصصي ديگر جبران كنند؟

سفيد گذاشتن براي رياضي شايد باشد. چون رياضي را که توی كارنامه ها را نگاه مي كنيم قويترين داوطلبان هم زياد نزدند ولي دروس ديگر را سفيد گذاشتنش معادل اين است كه بايد با يكي ديگر بايد جبران كنند؛ اين ريسك است يعني شما اگر يك درسي را مثلاً فرض بكنيد بگوييد ذخيره و بازيابي سفيد، با ساختمان داده ها و سيستم عامل جبران كنيد؛ يعني شما برگ برنده تان را مي گذاريد روي ساختمان داده و سيستم عامل، بعد آن سال يك دفعه سوالات سيستم عامل و ساختمان غيراستاندارد مي شود و شما برگ برنده تان را هم مي بازيد يعني فكر مي كنم به غير از اين كه حالا رياضي را مي توانند كنار بگذارند، البته آمارش را نه، هيچ درسي را كنار نگذارند كه بگويند اين را با آن جبران مي كنيم چون هميشه آدم يك چيزهايي را نقطه قوت فكر مي كند ممكن است در كنكور بشود نقطه ضعف آدم.

با توجه به نحوه طراحي سيستم عامل اگر داوطلبان دو گزينه را با اطمينان حذف كردند، شما پيشنهاد مي كنيد از 2 گزينه ديگر كه بين آنها 50-50 شك دارند، يكي را انتخاب كنند؟

من پيشنهاد مي كنم اگر مثلاً در كنكور ديدند 10 تا تست 4 تا را با ايمان ديدند درست زدند، توي اين مواقع حتي شك 50-50 را هم بهش جواب ندهند چون ما يك عدد متوسطي را مي خواهيم براي قبولي نمي خواهيم همه را بزنيم قبول بشويم. يعني من مي گويم نزنند.

اشتباه آن دسته از داوطلباني كه عليرغم مطالعه کافی، شرکت در کلاسهای مناسب کنکور در دانشگاه موردنظرشان پذیرفته نمی شوند را چه می دانید؟

دليلش عدم اطمينان به خودشان است، نداشتن اعتماد به نفس، وارد شدن به مسائل حاشيه اي؛ فكر مي كنم بيشترش اين باشد يعني اگر كسي يك اطمينان قلبي به خودش داشته باشد، توي اين همه كلاس و مطلب هم شركت بكند، كار بكند، به طور ميانگين مي تواند يك درصدهايي بزند كه يك جايي حداقل قبول بشود ولي اگر كسي با خواندن خيلي خيلي زياد باز هم نتيجه نمي گيرد، يكي از دلايلش اين است كه اعتماد به نفس در خودش ندارد، دومين دليل اين است كه با كيفيت درس نمي خواند. مثلاً ما مي گوييم اگر شما 15 تا سوال تستي را درست آناليز كنيد، بهتر از اين است كه 150 تا تست را بزنيد سعي و خطايي. من فكر مي كنم نداشتن اعتماد به نفس به خودشان است و وارد شدن به مسائل حاشيه اي. به طور مثال فرض كنيد روزي استادي مي گويد كه اين مطلب به اين صورت، استاد معتبري است فرض كنيد آقاي طوراني را بگوييم در ساختمان داده اينها را بخواني درست است بعد فردا مي روند يكي ديگر مي گويد نه، اينجوري است كه من مي گويم. داوطلبي كه به اين صورت مي خواهد از همه حرف بشنود، يعني هر روز روش درس خواندنش را مي خواهد عوض بكند، اين تغيير روشها باعث مي شود كه نتواند نتيجه بگيرد.

در پايان اگر نكته ديگري برای کسب درصد عالی در سیستم عامل هست بفرمایید.

فقط تنها مطلب اينكه خواندن درس با كيفيت باعث مي شود آدم قبول بشود نه تعدد تست يعني داوطلب بايد اين را از ذهنش پاك كند كه من اگر هر چه تست بيشتر زدم، حتماً قبولم. يعني كيفيت نه كميت. كيفيت را كه كار بكند، همان تستهايي را كه مي زند، درست آناليز كند، كار بكند، حتي با زدن اندكي تست قبول مي شود ولي ممكن است شما 1000 تا تست هم در اين درس بزنيد ولي باز قبول نشويد. من بيشترين توصيه ام اين است كه روي كيفيت كار بكنند، نه روي كميت.

۶ نظرها

 

 

دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران شمال 10 آبان 1365 تأسيس و با 30 نفر دانشجو حركت دانشگاهي خود را آغاز كرد. اين واحد  دانشگاهي در حال حاضر با دارا بودن02/2132 امتياز، رتبه « جامع » را از آن خود كرده و  بيش از 18هزار دانشجو در 112 رشته و گرایش تحصیلی در 9 دانشكده آن به تحصيل اشتغال دارند. دانشکده های این واحد عبارتند از :

1 – دانشکده الهیات و معارف اسلامی
2 – دانشکده زبانهای خارجی
3 – دانشکده علوم پایه
4 – دانشکده علوم انسانی
5 – دانشکده علوم زیستی
6 – دانشکده فنی و مهندسی
7 – دانشکده مدیریت و علوم اجتماعی
8 – دانشکده شیمی
8 – دانشکده علوم وفنون دریایی

در ترکیب رشته‌ای دانشجویان واحد، تعداد تقریبا 3 هزار و 407 نفر در مقطع تحصیلات تکمیلی و 63  نفردر مقطع دکترا و 15 هزارو 481 نفر در مقاطع تحصیلی کاردانی و کارشناسی پیوسته و کارشناسی ناپیوسته در دانشکده های تابعه این واحد مشغول به تحصیل می‌باشند.

همچنین با اخذ مجوز از شورای گسترش آموزش عالی از وزارت علوم تحقیقات و فناوری، این واحد دانشگاهی اقدام به تاسیس هشتمین مقطع دکترای خود در رشته های زمین شناسی با 5 گرایش و زیست شناسی _ سلولی، گیاهی و تکوینی، شیمی با گرایش  شیمی آلی  و شیمی کاربردی نموده است، ضمن این که اقدامات اولیه جهت تأسیس و راه اندازی  رشته های میکروبیولوژی، شیمی فیزیک، شیمی معدنی، زیست شناسی سیستماتیک گیاهی در مقطع دکترا و 9 رشته مترجمی زبان انگلیسی، مهندسی صنایع ( مدیریت سیستم و بهره وری )، فیتوشیمی ، ریاضی کاربردی ،آموزش زبان روسی، ادبیات تطبیقی، فوتونیک، مهندسی سوانح طبیعی و برنامه ریزی آمایش سرزمین در مقطع کارشناسی ارشد و 17 رشته نیز در مقطع کارشناسی و کارشناسی ناپیوسته در دست اقدام است. در سایر رشته های کارشناسی ارشد نیز تعداد 9 رشته جدید در واحد تاسیس شده است که در مجموع 57 رشته و گرایش تحصیلی در مقطع کارشناسی ارشد در این واحد حاکی از قابلیت علمی در راه اندازی و رشد مقاطع مختلف تحصیلات دانشگاهی است.

در حال حاضر 562 نفر عضو هيأت علمي تمام وقت و نيمه وقت در واحد تهران شمال در امر تدريس و تعليم دانشجويان اهتمام دارند و بالغ بر56  هزار نفر از این دانشگاه فارغ التحصیل شده اند. دانشجويان اين واحد دانشگاهي نيز در كنار تحصيل در 29 انجمن علمي، ادبي و هنري فعاليت دارند به علاوه چاپ و انتشار دهها نشريه دانشجويي در زمينه هاي مختلف علمي، اجتماعي، فرهنگي،سياسي، كسب عناوين قهرماني در مسابقات ورزشي منطقه 8 و سراسري دانشگاه آزاد اسلامي،کسب عنوان بهترین میزبان رقابتهای ورزشی ( فوتبال ) منطقه8 ، ثبت اختراعات اعضاي باشگاه پژوهشگران جوان واحد تهران شمال شامل: فرایند ردیابی وشناسایی انگل لیشمانیا ماژور برای اولین بار در ایران در جونده گونه مریونس پرسیکوس ، پنجره مقاوم در برابر زلزله در انواع مختلف ، طراحی انکوباتور مدار بسته ماهی سفید دریای خزر ، تهیه زئولیت ZSM-5 بدون استفاده از تمپلیت، ساخت دستگاه سنجش مقاومت کششی پوست، تهیه رزین های اپوکسی جدید از بازیافت پلی اتیلن ترفتالات مصرف شده، تولید بیودیزل ( گازوییل زیستی ) وگلیسیرین از ضایعات چربی حیوانی ( پوست دور ریز مرغ…)، فرآینداستخراج کاراتنوئیدها ( استاگزانتین ،بتاکاروتن،سانتاگزانتین ،لوتئین ، بتاکریپتوگزانتینپ ) تولید کیتن و کیتوسان بطورپیوسته وهمزمان ازضایعات میگو، تهیه فریک کلراید از واکنشهای اکسیدهای آهن با اسیدکلریدیک در حضور گازازن، دستگاه آسیاب بال میل( گلوله ای – دیسکی ) برای تهیه نانو ذرات در مقیاس 20-80 nm ، حوضچه فوتو راکتورجهت حذف نیترات از آب تهران با تکنولوژی نانوکاتالیست. شایان ذکر است چاپ 153مقاله درنشریات  ISI و  612  مقاله در مجلات علمی- پژوهشی  ، 926 مقاله در مجلات علمی _ ترویجی و سایر مجلات  علمی و همچنین ارایه مقاله در همایش های داخلی و خارجی توسط اعضای هیأت علمی و دانشجویان تحصیلات تکمیلی قابل توجه است.

اقدام در جهت انتشار مجلات تخصصي و علمي در هريك از دانشكده هاي واحد حاكي از مشاركت پژوهشگران اين واحد در توليد علم و پژوهش محوري در دانشگاه است. فضاي آموزشي واحد تهران شمال  بيش از 35 هزار متر مربع است كه با خريد و تملك زميني به مساحت 211760 متر مربع در حكيميه تهرانپارس ، سرانه فضاي آموزشي ، رفاهي و ورزشي هر دانشجو با احداث سايت دانشگاهي به 10 متر مربع افزايش خواهد يافت

در بخش فرهنگی برگزاري كلاسهاي فوق برنامه ، بزرگداشت مناسبتهاي مذهبي و ملي ، برگزاري مسابقات فرهنگي ، همايش ها و سمينارهاي علمي – فرهنگي ، ارائه خدمات سمعي و بصري ، برگزاري اردوهاي دانشجويي ، ثبت نام و اعزام استادان و دانشجويان به حج عمره مفرده ، برپايي نمايشگاه هاي متعدد ، فعاليت هاي كانون قرآن وعترت ، قابل ذکر است همچنین کسب رتبه اول معاونت فرهنگی واحد تهران شمال در جشنواره نشریات دانشجویی به جهت تعداد انتشار و حمایت از نشریات دانشجویی و کسب رتبه اول نشریه دانشجویی پویش با صاحب امتیازی معاونت فرهنگی در تنوع ، استقلال مطالب و نحوه انتشار و … ، کسب رتبه اول معاونت فرهنگی واحد به عنوان « برترین های اقامه نماز و ترویج فریضه نماز » در هفدهمین اجلاس کشوری نماز ، تهیه و تدوین اهداف بلند مدت و کوتاه مدت فرهنگی و ارایه برنامه ها در همین راستا تغییر در مفاد بخشنامه اساتید نمونه فرهنگی – علمی  ، راه اندازي سايت فرهنگي به نشانيir Farhangi.iau-tnb.ac. از اهم شاخص هاي فرهنگي در اين واحد دانشگاهي است .به علاوه دفاتر نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري، بسيج دانشجويي نيزدر تعميق باورهاي ديني و آشنايي دانشگاهيان با مسايل سياسي- اجتماعي روز و همچنين شعاير مذهبي فعاليت دارند.

این واحد دانشگاهی دارای 5 لابراتوار زبان و 53 آزمایشگاه و 12 کارگاه مجهز به امکانات و دستگاه های پیشرفته از جمله دستگاه جذب اتمی، FT-IR، فیلم فتومتر و XRD    غیره بوده است که به دانشجويان تحصیلات تکمیلی خدمات ارايه مي نمايد . همچنين در راستاي سرويس دهي مطلوب و دستيابي به  اطلاعات كتابخانه ، كليه  دانشكده هاي واحد به سيستم مكانيزه مجهز شده اند و از خدمات كتابخانه ديجيتالي «رز نت » نيز به طور همزمان استفاده می شود. در مجموع بيش از 93082  جلد كتاب با 52755 عنوان و بيش از  10075 جلد مجله فارسي، لاتين وعربی در 1975 عنوان در كتابخانه هاي دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران شمال موجود بوده و در دسترس دانشجويان و اعضاي هيأت علمي قرار دارد . لازم به ذکر است تعداد نشریات مصوب مجموعا” 14 عنوان شامل7عنوان علمی – پژوهشی و 7 عنوان علمی- عمومی می‌باشد.

يكي از شاخص هاي در خور توجه واحد تهران شمال ، تجهيز و راه اندازي مركز آموزش ضمن خدمت كاركنان و اعضاي هيأت علمي اين واحد است كه مطابق آمار موجود تاکنون اين مركز آموزشي تعداد201 دوره در4953ساعت برگزار نموده است . ضمن اينكه اين مركز با برگزاري دوره هاي عمومي و  تخصصي انفورماتيك در سطح واحد و همچنين واحد هاي منطقه 8 دانشگاه آزاد اسلامي ، گامهاي اساسي در ارتقاي كيفيت خدمات آموزشي و علمي برداشته است .

عملكرد موفقيت آميز صندوق رفاه دانشجويي واحد تهران شمال نيز در كنار ساير بخش هاي واحد قابل توجه است . این صندوق رفاه دانشجويي واحد تهران شمال از بدو تأسيس در سال 1374 تا كنون بالغ بر29 میلیارد ريال تسهيلات مالي شامل وام ازدواج ، وام ضروری، قرض الحسنه شهریه  به دانشجويان پرداخت نموده است . این در حالی است که بیش از 16  میلیارد ریال نیز وام دولتی در اختیار دانشجویان این واحد قرار گرفته است.

گفتنی است در یکسال گذشته در راستای ارتقای سطح کیفی آموزشی و پژوهشی این واحد روند ساخت و ساز در سایت حکیمیه رشد قابل قبولی داشته است بطوریکه مجتمع تربیت بدنی در فضایی بالغ بر 3600 متر مربع رسما” در سوم خرداد ماه سال 89 و همزمان با سالروز آزادسازی خرمشهر توسط دکترجاسبی افتتاح و به بهره برداری رسید. همچنین  دانشکده مدیریت و علوم اجتماعی در فضایی بالغ بر 16868 متر مربع با 5/97 درصد پیشرفت کار و دانشکده علوم انسانی با فضایی در حدود 17312 متر مربع با 4/42 درصد پیشرفت کار، نقطه عطفی در ساخت این پروژه عظیم بوده که به واقع بزرگترین پروژه دانشگاهی در تهران بعد از واحد علوم تحقیقات می باشد.همچنین کلنگ ساخت یکی ازبزرگترین ساختمانهای آزمایشگاهی بافضایی در حدود22000 مترمربع زده شده است . لازم به ذکر است برای بهره برداری از این سایت پیش بینی 5 ساله مد نظر می باشد .

در آغاز هرسال تحصیلی برگزاری جلسات توجیهی دانشجویان ورودی جدید در حوزه معاونت دانشجویی این واحد  انجام  پذیرفته ودر هر سال تحصیلی بیش از  200 مورد بازدید و سفر علمی یک یا چند روزه با هدف ارتقای سطح علمی دانشجویان به استان های مختلف کشور برگزار می شود. همچنین درهر  سال بیش از 5000 نفر دانشجو از تخفیف در شهریه بهره مند گردیده اند و 150 نفر به کار دانشجویی مشغول می‌شوند تا به این طریق، مشکلات مالی سد راه ادامه تحصیل ایشان نگردد.

این معاونت در هر سال تحصیلی پذیرای حدود 1600 نفر دانشجوی میهمان از سایر واحد ها است و حدود 10000 فقره گواهی نامه موقت و دانشنامه و 3 هزار فقره ریز نمرات و حدود 2500 استعلام مدرک تحصیلی در کلیه مقاطع صادر می نماید .

بیش از 301 هزار پرس غذای دانشجویی در آشپزخانه واحد پخت و تحت نظارت این معاونت به صورت گرم و همرا با دسر توزیع می شود . مرکز خدمات مشاوره واحد با 4 نفر مشاور همه روزه به دانشجویان خدمات مشاوره ای رایگان ارایه نموده و پیام های آن مرکز  به صورت ماهانه در سایت معاونت دانشجویی درج می گردد ضمناً کلیه تیم های ورزشی واحد بیش از 20 رشته ورزشی در مسابقات ورزشی شرکت نموده و به کسب مقام و مدال های مختلف دست می یابد .

16 مرکز زیراکس و بوفه تحت نظارت این حوزه در دانشکده ها مشغول ارایه خدمات به صورت مستمر می باشند به علاوه کمیته انضباطی دانشجویی واحد نیز با نظارت حوزه معاونت دانشجویی فعالیت می نماید .  انتشار مجلات تخصصی یکی دیگر از برنامه های این واحد در راستای ارتقای کیفیت آموزشی است که بر اساس آن تمامی گروه های آموزشی موظف گردیده اند تا پایان سال جاری یک نشریه تخصصی منتشر نمایند و این تعداد به 20 مجله خواهد رسید . در حال حاضر 12 مجله بصورت علمی – پژوهشی  و علمی – عمومی در واحد منتشر می‌گردد که بعضی از آنها قابلیت انتشار به صورت بین المللی (ISI) را نیز دارندو2 مجله دیگرنیز به زودی منتشر خواهد شد و نهایتا”مجموع مجلات مصوب14نشریه می باشد .

مدیریت اطلاعات آمار و انفورماتیک واحد تهران شمال در کنار سایر حوزه ها تلاش  می کند خدمات و تسهیلات قابل قبولی را در جهت رفاه حال دانشجویان، اساتید و کارکنان واحد فراهم نماید. راه اندازی پورتال انگلیسی دانشگاه، بروزرسانی کلیه پورتال های دانشکده ها و معاونت‌ها، راه اندازی سرویس اینترنت بی سیم در دانشکده علوم پایه جهت استفاده رایگان دانشجویان مقاطع دکتری و کارشناسی ارشد، طراحی وب‌سایت های نشریه های واحد، برگزاری جلسات کمیته راهبری فناوری اطلاعات و ارتباطات از اهم اقدامات بخش انفورماتیک می باشد. به علاوه راه اندازی ثبت نام اینترنتی و پرداخت الکترونیکی شهریه، تجهیز سایت های کامپیوتر دانشکده ها به اینترنت پرسرعت ADSL و افزایش تعداد سیستم های موجود در هر سایت جهت استفاده دانشجویان و نیز تجهیز و پشتیبانی سیستم های واحد از لحاظ سخت افزاری و نرم افزاری، تخصیص پست الکترونیکی به کلیه اعضا هیئت علمی و برخی از دانشجویان مقاطع کارشناسی ارشد و امکان دسترسی به کتابخانه دیجیتال در سایت هر دانشکده از دیگر فعالیت های این مدیریت می باشد.

دانشکده فنی و مهندسی

فعالیتهای آموزشی و پژوهشی دانشکده فنی و مهندسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال در سال 1372 آغاز گردیده است.
در سال 1380 در این دانشکده تعداد 2781 نفر دانشجو در چهار رشته در مقطع کارشناسی، مهندسی کامپیوتر (نرم افزار)، مهندسی محیط زیست، مهندسی صنایع و مهندسی شیمی در این دانشکده به تحصیل اشتغال داشته و 1443 نفر نیز تاکنون از این دانشکده فارغ التحصیل شده اند.
دانشکده فنی و مهندسی با دارا بودن 67 نفر عضو هیأت علمی تمام وقت، نیمه وقت و مدعو، با تلاش مستمر و پیگیرانه مسئولین بویژه جناب آقای دکتر خسروی ریاست واحد وقت از تاریخ 23/12/78 به صورت مصوب فعالیت می نماید.

امکانات دانشکده فنی و مهندسی

سالن اجتماعات
سالن اجتماعات به مساحت 120 متر مربع همچنین مجهز به دستگاه سمعی و بصری و ویدیو پرژکتور می باشد.

کتابخانه
کتابخانه دانشکده فنی و مهندسی دارای فضایی به مساحت 135 مترمربع و دارای 3280 عضو فعال و 2 نفر کتابدار رشته کتابداری می باشد.
کتابخانه دانشکده شامل منابع تخصصی و پایان نامه های مربوط به چهار رشته مهندسی صنایع ، مهندسی شیمی وکارشناسی ارشد ، مهندسی کامپیوتر و کارشناسی ارشد و کارشناسی ارشد رشته معماری می باشد.

  • تعداد کتابهای فارسی                       4638   جلد
  • تعداد کتابهای لاتین                          1787  جلد
  • تعداد پایان نامه های کارشناسی       2470  جلد
  • تعداد پایان نامه های ارشد                30    جلد

 تعداد مجلات موجود در کتابخانه کاملا” تخصصی بوده و تمامی آنها درخصوص رشته های فنی می باشد.لازم به ذکر است مراجعین کتابخانه دانشجویان واحد تهران شمال ، اساتید و کارکنان واحد می باشند. لذا درصورتی که افراد دیگری بخواهند از امکانات کتابخانه استفاده نمایند می بایستی معرفی نامه به همراه داشته باشند.

سایتها

سایت اینترنت
– سایت اینترنت با مساحت 60 متر مربع تعداد 17 کامپیوتر – پرینتر 2 عدد – اسکنر
نوع فعالیت:
– سایت اختصاصی اینترنت مربوط به کارشناسی و کارشناسی ارشد و هیأت علمی

سایت صنایع
– سایت صنایع به مساحت 45 متر مربع تعداد 14  کامپیوتر _ پرینتر 2 عدد
– شبکه داخلی (LAN)
فعالیت ها:
1 – برگزاری کلاسهای درسی رشته مهندسی صنایع
2 – استفاده دانشجویان در ساعت های آزاد
3 – برگزاری برخی کلاسهای متفرقه (دفتر بسیج – دفتر فرهنگی و …. )

سایت گروه کامپیوتر
تعداد دستگاهها: 19 کامپیوتر و ا عدد سرور – پرینتر 1 عدد – اسکنر 1 عدد
نوع فعالیت ها:
1 – برگزاری کلاسهای متفرقه دفتر بسیج و دفتر فرهنگ
2 – استفاده دانشجویان در ساعتهای آزاد
3 – تحویل پروژه اساتید (پروژه پایان نامه و پروژه های درسی)

آزمایشگاهها

آزمایشگاه نرم افزار
آزمایشگاه به مساحت 36 متر مربع و مجهز به 13 دستگاه کامپیوتر می باشد.
محل برگزاری آزمایشگاههای نرم افزاری رشته مهندسی کامپیوتر می باشد.
که این آزمایشگاهها عبارتند از:

  • آزمایشگاه کامپیوتر
  • آزمایشگاه پایگاه داده ها
  • آزمایشگاه سیستم عامل

 آزمایشگاه مدار الکتریکی
آزمایشگاه مدار الکتریکی دانشکده فنی و مهندسی دارای فضایی به مساحت 22 مترمربع می باشد .
دستگاه های موجود در آزمایشگاه فوق عبارتند از :

  • اسیلسکوپ
  • فانکشن ژنراتور
  • مولتی متر
  • منبع تغذیه

آزمایشگاه مدار منطقی
آزمایشگاه مدار منطقی دانشکده فنی و مهندسی دارای فضایی به مساحت 14 مترمربع می باشد .
دستگاه های موجود در آزمایشگاه فوق عبارتند از :

  • برد دیجیتال
  • تستر
  • میکروپروسسور 280
  • Programmer – Erazer

آزمایشگاه عملیات واحد

آزمایشگاه عملیات واحد دانشکده فنی و مهندسی دارای فضایی به مساحت 50 مترمربع می باشد .
دستگاه های موجود در آزمایشگاه فوق عبارتند از :

  • استخراج مایع مایع
  • خشک کن دوار
  • برج تقطیر سینی دار
  • برج تقطیر آکنده
  • برج خنک کننده

آزمایشگاه کنترل فرآیند
آزمایشگاه کنترل فرآیند دانشکده فنی و مهندسی دارای فضایی به مساحت 50 مترمربع می باشد .
دستگاه های موجود در آزمایشگاه فوق عبارتند از :

  • کنترل مسطح
  • کنترل جریان
  • کنترل فشار
  • کنترل دما
  • دستگاه تعیین عدد رینولدز
  • انتقال حرارت در سیالات
  • انتقال حرارت در جامدات
  • مبدل حرارتی پوسته و لوله
  • دستگاه تعیین شدت جریان
  • Jet Impact
  • ونتوری
  • پمپ حرارتی
  • پمپ کالریمتر

 

دانشگاه آزاد واحد تهران شمال

دانشگاه آزاد واحد تهران شمال

دانشگاه آزاد واحد تهران شمال

دانشگاه آزاد واحد تهران شمال

دانشگاه آزاد واحد تهران شمال