چه قدر چشم به راه موندم که نتایج بیاد چه قدر دل شوره چه قدر اضطراب به خاطر چی
به خاطر اینکه سراسری قبول شی خاک تو سره این سنجش
چه قدر دل خوشی که قبول شدم چه قدر زوق چه قدر اشتیاق برای لیسانس اما.....
بچه ها من رفتم ثبت نام. یه خونه فکستنکی که حال نداشتن یه جارو کلاساشو بزنن یه رنگی بکنند
واییییییییییییییی خدا................
یه محیط نداشت آدم بره مثلا زنگ تفریح یه صندلی نداشت یه بوته نداشت آدم دلشو خوش کنه
نمیدونم شاید من به این جور محیط ها عادت ندارم. ولی به نظرم افتضاح بود همه همه همه ناراضی بودن. سعید و رامین عزیز باید بگم که منم سربازی قبول شدم ما رو دریابید
بلند بگوخاک تو سره سنجش
من که دارم میترکم از غصه
چه قدر جالبه من به رامین فروغ سعید سایه و بقیه امید میدادم اما الام خودم آخر...
بچه ها من اصلا حالم خوب نیست
فعلا

