پاتوق دانشجویان نبی اکرم (ص )تبریز

در این قسمت میتونید به بحث در مورد کنکور کاردانی به کارشناسی بپردازید

مدیران انجمن: Parsian، rosa_127، Moh3n II، مدیران

قفل شده
آواتار کاربر
mehd!
پست: 7
تاریخ عضویت: چهارشنبه 20 مهر 1390, 12:18 pm

Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز

پست توسط mehd! » دوشنبه 17 بهمن 1390, 5:54 pm

m2ka نوشته شده: amuz: [/b]
مشدی این نقل قول رو از کجا آوردی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ nar nar ger ger ger[/quote]
مش محسن شکار لحظه هاست دیگر!

M2kA
کاربر فعال
کاربر فعال
پست: 1703
تاریخ عضویت: دوشنبه 28 بهمن 1387, 11:03 am
محل اقامت: T@br!Z
تماس:

Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز

پست توسط M2kA » دوشنبه 17 بهمن 1390, 5:57 pm

mehd! نوشته شده:
m2ka نوشته شده: amuz: [/b]
مشدی این نقل قول رو از کجا آوردی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ nar nar ger ger ger
مش محسن شکار لحظه هاست دیگر![/quote]
nar nar nar nar nar amuz: amuz: amuz: amuz: amuz: amuz: amuz: amuz: amuz: amuz: amuz: amuz: amuz: amuz: amuz: amuz: amuz: amuz: amuz:
هر چی هستی همون باش... هر چه نیستی نگو کاش...
____________________________________________

آواتار کاربر
zardoshti
کاربر معمولي
کاربر معمولي
پست: 175
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 4 بهمن 1390, 10:47 pm
محل اقامت: تبـــــــــــــــــــــــــــــــریز
تماس:

Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز

پست توسط zardoshti » دوشنبه 17 بهمن 1390, 6:12 pm

بچه ها حلال کنین انصافا خیلی یاحال بود خیلی خندیدم !
افتادگی آموز اگر طالب فیضی *** هرگز نخورد آب زمینی که بلند است

آواتار کاربر
parastoo_p
کاربر خوب
کاربر خوب
پست: 425
تاریخ عضویت: چهارشنبه 4 آبان 1390, 1:44 pm
محل اقامت: TABRIZ

Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز

پست توسط parastoo_p » دوشنبه 17 بهمن 1390, 6:41 pm

zardoshti نوشته شده:ضد حال 10 :

بچه ها نمرات خانم مومنی + طراحی رو زدن ! shd: shd: shd: shd: برین ببینین چند شدین ؟ فقط خواهشا به من حرفای بد بد ( فحش ha: ) ندین ! ha:

میبینم که همه این ضدحالو خوردن اساسی poo poo poo poo poo

اما من همون اولش فهمیدم چاخانه yes: dan
آخه قبل از انجمن اول یه سر به نمره ها میزنم بعد میام rgs rgs
وقتی برگ های پاییز رو زیر پات له می کنی،
یادت باشه روزی بهت نفس هدیه می کردن...

آواتار کاربر
zardoshti
کاربر معمولي
کاربر معمولي
پست: 175
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 4 بهمن 1390, 10:47 pm
محل اقامت: تبـــــــــــــــــــــــــــــــریز
تماس:

Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز

پست توسط zardoshti » دوشنبه 17 بهمن 1390, 8:02 pm

parastoo_p نوشته شده:
zardoshti نوشته شده:ضد حال 10 :

بچه ها نمرات خانم مومنی + طراحی رو زدن ! shd: shd: shd: shd: برین ببینین چند شدین ؟ فقط خواهشا به من حرفای بد بد ( فحش ha: ) ندین ! ha:

میبینم که همه این ضدحالو خوردن اساسی poo poo poo poo poo

اما من همون اولش فهمیدم چاخانه yes: dan
آخه قبل از انجمن اول یه سر به نمره ها میزنم بعد میام rgs rgs

یعنی من چاخان کردم ؟ nar: nar: nar: nar: nar: nar: nar:
به قول یارو Baro Baw bale ha: ha:


اما انصافا من انقد خندیدم که نگو باورتون میشه دل درد گرفتم از خنده ha: ha:
افتادگی آموز اگر طالب فیضی *** هرگز نخورد آب زمینی که بلند است

M2kA
کاربر فعال
کاربر فعال
پست: 1703
تاریخ عضویت: دوشنبه 28 بهمن 1387, 11:03 am
محل اقامت: T@br!Z
تماس:

Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز

پست توسط M2kA » دوشنبه 17 بهمن 1390, 8:05 pm

zardoshti نوشته شده:
parastoo_p نوشته شده:
zardoshti نوشته شده:ضد حال 10 :

بچه ها نمرات خانم مومنی + طراحی رو زدن ! shd: shd: shd: shd: برین ببینین چند شدین ؟ فقط خواهشا به من حرفای بد بد ( فحش ha: ) ندین ! ha:

میبینم که همه این ضدحالو خوردن اساسی poo poo poo poo poo

اما من همون اولش فهمیدم چاخانه yes: dan
آخه قبل از انجمن اول یه سر به نمره ها میزنم بعد میام rgs rgs

یعنی من چاخان کردم ؟ nar: nar: nar: nar: nar: nar: nar:
به قول یارو Baro Baw bale ha: ha:


اما انصافا من انقد خندیدم که نگو باورتون میشه دل درد گرفتم از خنده ha: ha:
amuz:
هر چی هستی همون باش... هر چه نیستی نگو کاش...
____________________________________________

آواتار کاربر
Y.Rasouli
کاربر معمولي
کاربر معمولي
پست: 113
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 6 بهمن 1390, 2:27 pm
تماس:

Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز

پست توسط Y.Rasouli » دوشنبه 17 بهمن 1390, 8:10 pm

خوبه شما اول به نمرات سر زدين بعد اومدين اينجا
من اول اومدم انجمن ببينم وضعيت نمرات چطوره بعدش برم ببينم كه اينجوري حالم گرفته شد.
به همه بروبكس اس زدم كه نمرات اومده همه دارن برام فحش ميفرستن چرا الكي گفتم fekr
خلاصه بدجور سركار رفتيم
منم تو عمرم همچين ضايع نشده بودم.
زردتشتي اينجا بود تا الان خفش كرده بودم bale yes: sanj:
بچه ها بحثو ديگه عوض كنيد من يادم ميفته حرصم ميگيره باز
ღتو بشو یاس قشنگ لحظه های بیقرارم من میشم زلال بارون تا کنار تو ببارمღ

آواتار کاربر
zardoshti
کاربر معمولي
کاربر معمولي
پست: 175
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 4 بهمن 1390, 10:47 pm
محل اقامت: تبـــــــــــــــــــــــــــــــریز
تماس:

Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز

پست توسط zardoshti » دوشنبه 17 بهمن 1390, 8:48 pm

این فیسبوک مارو چی فرض کرده؟ fekr
هرچی در و داف عروسک هستش این بغلش نشون میده
میگه میشناسیشون! looc
نوکرتم من اگه اینارو می‌شناختم
که فیسبوک نمیومدم آخه...!!! ha:

ha: ha: ha: ha: ha: ha: ha: ha: ha: ha: ha: ha: ha: ha: ha: ha: ha: ha:

بعد اون ضد حال که می دونم همتون اشکتون در اومد یکم بخندین عوضش دلامون باز شد نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ha: ha: ha: ha: ha:
افتادگی آموز اگر طالب فیضی *** هرگز نخورد آب زمینی که بلند است

آواتار کاربر
zardoshti
کاربر معمولي
کاربر معمولي
پست: 175
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 4 بهمن 1390, 10:47 pm
محل اقامت: تبـــــــــــــــــــــــــــــــریز
تماس:

Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز

پست توسط zardoshti » دوشنبه 17 بهمن 1390, 8:53 pm

خدایا شکرت كه به کمک فيس بوك ، تونستیم به مفهوم دقیق این مطلب پی‌ ببریم : "یه دوست دارم که دوست داره با دوست تو دوست بشه , تو دوست داری با دوست من که دوست داره با دوست تو دوست بشه دوست بشی

ha: ha: ha: ha: ha: ha:
افتادگی آموز اگر طالب فیضی *** هرگز نخورد آب زمینی که بلند است

M2kA
کاربر فعال
کاربر فعال
پست: 1703
تاریخ عضویت: دوشنبه 28 بهمن 1387, 11:03 am
محل اقامت: T@br!Z
تماس:

Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز

پست توسط M2kA » دوشنبه 17 بهمن 1390, 9:06 pm

zardoshti نوشته شده:خدایا شکرت كه به کمک فيس بوك ، تونستیم به مفهوم دقیق این مطلب پی‌ ببریم : "یه دوست دارم که دوست داره با دوست تو دوست بشه , تو دوست داری با دوست من که دوست داره با دوست تو دوست بشه دوست بشی

ha: ha: ha: ha: ha: ha:
fekr ger:
هر چی هستی همون باش... هر چه نیستی نگو کاش...
____________________________________________

آواتار کاربر
zardoshti
کاربر معمولي
کاربر معمولي
پست: 175
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 4 بهمن 1390, 10:47 pm
محل اقامت: تبـــــــــــــــــــــــــــــــریز
تماس:

Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز

پست توسط zardoshti » دوشنبه 17 بهمن 1390, 9:31 pm

مصاحبه با خدا
خدا از من پرسید: دوست داری با من مصاحبه کنی؟

پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشید.

خدا لبخندی زد و پاسخ داد: زمان من ابدیت است، چه سؤالاتی در ذهن داری که دوست داری از من بپرسی؟ من سؤال کردم: چه چیزی درآدمها شما را بیشتر متعجب می کند؟

خدا جواب داد: - اینکه از دوران کودکی خود خسته می شوند و عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند. - اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند و سپس پول خود را خرج می کنند تا سلامتی از دست رفته را دوباره باز یابند. -اینکه با نگرانی به آینده فکر می کنند و حال خود را فراموش می کنند به گونه ای که نه در حال و نه در آینده زندگی می کنند. - اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و به گونه ای می میرند که گویی هرگز نزیسته اند.

دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتی به سکوت گذشت...

سپس من سؤال کردم: به عنوان پرودگار، دوست داری که بندگانت چه درسهایی در زندگی بیاموزند؟

خدا پاسخ داد: - اینکه یاد بگیرند نمی توانند کسی را وادار کنند تا بدانها عشق بورزد. تنها کاری که می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن واقع شوند. - اینکه یاد بگیرند که خوب نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند. - اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند. - اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه زمان می برد ولی ممکن است سالیان سال زمان لازم باشد تا این زخمها التیام یابند. - یاد بگیرند که فرد غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که نیازمند کمترین ها است. - اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمی دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند. - اینکه یاد بگیرند دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند. - اینکه یاد بگیرند کافی نیست همدیگر را ببخشند بلکه باید خود را نیز ببخشند. با افتادگی خطاب به خدا گفتم: از وقتی که به من دادید سپاسگزارم، چیز دیگری هم هست که دوست داشته باشید آنها بدانند؟

خدا لبخندی زد و گفت: فقط اینکه بدانند من اینجا هستم... "همیشه"
افتادگی آموز اگر طالب فیضی *** هرگز نخورد آب زمینی که بلند است

آواتار کاربر
parastoo_p
کاربر خوب
کاربر خوب
پست: 425
تاریخ عضویت: چهارشنبه 4 آبان 1390, 1:44 pm
محل اقامت: TABRIZ

Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز

پست توسط parastoo_p » دوشنبه 17 بهمن 1390, 10:01 pm

zardoshti نوشته شده:خدایا شکرت كه به کمک فيس بوك ، تونستیم به مفهوم دقیق این مطلب پی‌ ببریم : "یه دوست دارم که دوست داره با دوست تو دوست بشه , تو دوست داری با دوست من که دوست داره با دوست تو دوست بشه دوست بشی

ha: ha: ha: ha: ha: ha:


خدارو شکر یکی پیدا شد حالش خوشه

dan dan dan dan dan dan dan dan dan
وقتی برگ های پاییز رو زیر پات له می کنی،
یادت باشه روزی بهت نفس هدیه می کردن...

آواتار کاربر
parastoo_p
کاربر خوب
کاربر خوب
پست: 425
تاریخ عضویت: چهارشنبه 4 آبان 1390, 1:44 pm
محل اقامت: TABRIZ

Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز

پست توسط parastoo_p » دوشنبه 17 بهمن 1390, 10:05 pm

zardoshti نوشته شده:مصاحبه با خدا
خدا از من پرسید: دوست داری با من مصاحبه کنی؟

پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشید.

خدا لبخندی زد و پاسخ داد: زمان من ابدیت است، چه سؤالاتی در ذهن داری که دوست داری از من بپرسی؟ من سؤال کردم: چه چیزی درآدمها شما را بیشتر متعجب می کند؟

خدا جواب داد: - اینکه از دوران کودکی خود خسته می شوند و عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند. - اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند و سپس پول خود را خرج می کنند تا سلامتی از دست رفته را دوباره باز یابند. -اینکه با نگرانی به آینده فکر می کنند و حال خود را فراموش می کنند به گونه ای که نه در حال و نه در آینده زندگی می کنند. - اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و به گونه ای می میرند که گویی هرگز نزیسته اند.

دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتی به سکوت گذشت...

سپس من سؤال کردم: به عنوان پرودگار، دوست داری که بندگانت چه درسهایی در زندگی بیاموزند؟

خدا پاسخ داد: - اینکه یاد بگیرند نمی توانند کسی را وادار کنند تا بدانها عشق بورزد. تنها کاری که می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن واقع شوند. - اینکه یاد بگیرند که خوب نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند. - اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند. - اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه زمان می برد ولی ممکن است سالیان سال زمان لازم باشد تا این زخمها التیام یابند. - یاد بگیرند که فرد غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که نیازمند کمترین ها است. - اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمی دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند. - اینکه یاد بگیرند دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند. - اینکه یاد بگیرند کافی نیست همدیگر را ببخشند بلکه باید خود را نیز ببخشند. با افتادگی خطاب به خدا گفتم: از وقتی که به من دادید سپاسگزارم، چیز دیگری هم هست که دوست داشته باشید آنها بدانند؟

خدا لبخندی زد و گفت: فقط اینکه بدانند من اینجا هستم... "همیشه"

قشنگ بود goli goli bil:

از دوران کودکی خود خسته می شوند و عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند. - اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند و سپس پول خود را خرج می کنند تا سلامتی از دست رفته را دوباره باز یابند. -اینکه با نگرانی به آینده فکر می کنند و حال خود را فراموش می کنند به گونه ای که نه در حال و نه در آینده زندگی می کنند. - اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و به گونه ای می میرند که گویی هرگز نزیسته اند.
وقتی برگ های پاییز رو زیر پات له می کنی،
یادت باشه روزی بهت نفس هدیه می کردن...

آواتار کاربر
parastoo_p
کاربر خوب
کاربر خوب
پست: 425
تاریخ عضویت: چهارشنبه 4 آبان 1390, 1:44 pm
محل اقامت: TABRIZ

Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز

پست توسط parastoo_p » دوشنبه 17 بهمن 1390, 10:10 pm

هر لحظه زندگی گنج بزرگی است

گنجتان را مفت از دست ندهید

باز به خاطر بیاورید که زمان به خاطر هیچکس منتظر نمی ماند

دیروز به تاریخ پیوست

فردا معما است

و امروز هدیه است
وقتی برگ های پاییز رو زیر پات له می کنی،
یادت باشه روزی بهت نفس هدیه می کردن...

M2kA
کاربر فعال
کاربر فعال
پست: 1703
تاریخ عضویت: دوشنبه 28 بهمن 1387, 11:03 am
محل اقامت: T@br!Z
تماس:

Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز

پست توسط M2kA » دوشنبه 17 بهمن 1390, 10:13 pm

parastoo_p نوشته شده:هر لحظه زندگی گنج بزرگی است

گنجتان را مفت از دست ندهید

باز به خاطر بیاورید که زمان به خاطر هیچکس منتظر نمی ماند

دیروز به تاریخ پیوست

فردا معما است

و امروز هدیه است
goll goll goll
هر چی هستی همون باش... هر چه نیستی نگو کاش...
____________________________________________

قفل شده