دفتر شعر من ..
مدیر انجمن: Moh3n II
Re: دفتر شعر من!!
بیگانه
غم آمده غم آمده انگشت بر در می زند
هر ضربه انگشت او بر سینه خنجر می زند
ای دل بکش یا کشته شو غم را در اینجا ره مده
گر غم در اینجا پا نهد آتش به جان درمی زند
از غم نیاموزی چرا ای دلربا رسم وفا
غم با همه بیگانگی هر شب به ما سر می زند
ابر و کو چه
فریدون مشیری
غم آمده غم آمده انگشت بر در می زند
هر ضربه انگشت او بر سینه خنجر می زند
ای دل بکش یا کشته شو غم را در اینجا ره مده
گر غم در اینجا پا نهد آتش به جان درمی زند
از غم نیاموزی چرا ای دلربا رسم وفا
غم با همه بیگانگی هر شب به ما سر می زند
ابر و کو چه
فریدون مشیری
Re: دفتر شعر من!!
...
آخرین ویرایش توسط زهـــــرا در دوشنبه 30 بهمن 1391, 2:19 am، در مجموع 2 بار ویرایش شده است.
Re: دفتر شعر من!! (تقاص...)
...
آخرین ویرایش توسط زهـــــرا در دوشنبه 30 بهمن 1391, 2:20 am، در مجموع 1 بار ویرایش شده است.
- Moh3n II
- کاربر ویژه بخش فیلم و سینما

- پست: 6572
- تاریخ عضویت: پنجشنبه 10 تیر 1389, 9:10 pm
- محل اقامت: پونک
- تماس:
Re: دفتر شعر من!! (تقاص...)
lili919 نوشته شده:این شعر هم از خومه.ببخشید اگه خوب نیست
تقاص
امروز یادی کن از خاطره ها
به یاد بیار تموم با هم بودنا
یادت بیار اون درخت پیر خونه رو
اون گنجشکایی که لونه داشتن رو شاخه ها
یادت میاد چه بیرحم بودیم من و تو
بریدیم درختُ از تو باغچه ی خاطره ها
یادت میاد گنجشکی که لب دیوار خونه مرد
نفرین یارش چه آسون عشق ما رو کشت
عشق ما هم ویرون شد
مثل درخت پیر خونمون
قلبامون آواره شد
مثل گنجشکی که مرد لب بوم قصه مون
ما تقاص آوارگی پرنده رو که پس دادیم
پس بیا به حرمت عاشقیا
قصه رو از نو بسازیم
استفاده از کلمات و حسی که بهم می ده تو این شعر خیلی خوبه لیلی خانوم...
یه کم تو وزن باید بهتر شه عزیزم
خیلی خوبه...آفرین
Re: دفتر شعر من!! (تقاص..)
اشکان خان نوشته شده:لیلی خیلی خوشمل بود من گریم گرفتlili919 نوشته شده:خب مثل اینکه آقا محسن افتخار ندادن شعراشونو برامون بنویسن.ولی من به خودم جرات دادم تا براتون بنویسم.بدیشو به خوبی خودتون ببخشید.میدونم خوب نیست ولی مینویسم,اینجا دفتر شعر می خوام مث دفتر شعر خودم شعرامو توش بنویسم.
من تو را می دیدم و تو او را
و هر از گاهی که نگاهمان بهم گره می خورد
چه تلخ احساسی بین ما رد و بدل می شد
سوز سردی نگاهت را با تب عشقت تحمل میکردم
و دقایقی چند از پشت پرچین نگاهت می کردم
نمی دانستم که دزدانه نگاهت کردن,
رنج می دهد خاطرت را
که از پرچین باغ دیواری تا ثریا ساختی
دزدانه نگاهم را حبس کردی پشت دیوارهای بلند
ولی چطور می توانستی گوشهایم را بگیری
تا صدای نفسهایت را نشنوند
تمام روز پشت دیوار نشستم
به انتظار یک صدای خنده ات از تمام عمرم گذشتم
پشت این دیوار بلند
بیت الاحزانیست که بیا و ببین
از بس ندیدمت
در دلم غوغاییست که بیا و ببین
تا تاریکی چند قدمی بیش نمانده
ای نور چشمانم روزگار تیره ام را بیا و ببین
حالا همین باشه تا بعد..![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
باذم بذال
![]()
خیلی ممنون از نظرات خوبتونMoh3n.Cinema نوشته شده:lili919 نوشته شده:این شعر هم از خومه.ببخشید اگه خوب نیست
تقاص
امروز یادی کن از خاطره ها
به یاد بیار تموم با هم بودنا
یادت بیار اون درخت پیر خونه رو
اون گنجشکایی که لونه داشتن رو شاخه ها
یادت میاد چه بیرحم بودیم من و تو
بریدیم درختُ از تو باغچه ی خاطره ها
یادت میاد گنجشکی که لب دیوار خونه مرد
نفرین یارش چه آسون عشق ما رو کشت
عشق ما هم ویرون شد
مثل درخت پیر خونمون
قلبامون آواره شد
مثل گنجشکی که مرد لب بوم قصه مون
ما تقاص آوارگی پرنده رو که پس دادیم
پس بیا به حرمت عاشقیا
قصه رو از نو بسازیم
استفاده از کلمات و حسی که بهم می ده تو این شعر خیلی خوبه لیلی خانوم...
یه کم تو وزن باید بهتر شه عزیزم
خیلی خوبه...آفرین
آقا محسن شعرتو بگو.من منتظرما...نکنه میترسی شعرتو بگی خجالت بکشم با این شعرام
من پوست کلفت تر از این حرفام شعرتو بگو
Re: دفتر شعر من!! (تقاص..)
شعرات خیلی خوبن عزیزم
، اجازه بدی منم نظرمو بگم، شعرات طوری هستن که انگار اون تصوری که توذهنته رو نمیتونی خوب بیان کنی، یعنی استفاده خوب از کلمات و چیدمان اونا خوب رعایت نشده و امکان داره برای خواننده جالب نباشه.
ولی همین که این حس در تو هست و شعر میگی و با شهامت اونارو برای بقیه میزاری عالیه! اینطوری میتونی تو این زمینه خیلی پیشرفت کنی
!
من خیلی شعر دوستدارم، ولی متأسفانه استعداد شاعری ندارم
، ولی استعداد خوندن و درک کردنشو خوب دارم
!
ولی همین که این حس در تو هست و شعر میگی و با شهامت اونارو برای بقیه میزاری عالیه! اینطوری میتونی تو این زمینه خیلی پیشرفت کنی
من خیلی شعر دوستدارم، ولی متأسفانه استعداد شاعری ندارم
**روزگارِ غریبیست، نازنین
****و عشق را
******کنارِ تیرکِ راهبند
********تازیانه میزنند.
<><><><><><><><><><><><><><>
تاپیک کنکوری های کارشناسی ناپیوسته-سراسری91 و علمی کاربردی90
<><><><><><><><><><><><><><>
اطلاعیه!تطبیق واحد از دانشگاهی به دانشگاهی دیگر
Re: دفتر شعر من!! (تقاص..)
قابل شمارو ندارشتاشکان خان نوشته شده:این همه استعداد سرشارت منو به وجد اورد درود بر روح ایرانیتarezoo68 نوشته شده:شعرات خیلی خوبن عزیزم، اجازه بدی منم نظرمو بگم، شعرات طوری هستن که انگار اون تصوری که توذهنته رو نمیتونی خوب بیان کنی، یعنی استفاده خوب از کلمات و چیدمان اونا خوب رعایت نشده و امکان داره برای خواننده جالب نباشه.
ولی همین که این حس در تو هست و شعر میگی و با شهامت اونارو برای بقیه میزاری عالیه! اینطوری میتونی تو این زمینه خیلی پیشرفت کنی!
من خیلی شعر دوستدارم، ولی متأسفانه استعداد شاعری ندارم، ولی استعداد خوندن و درک کردنشو خوب دارم
!
![]()
![]()
![]()
![]()
**روزگارِ غریبیست، نازنین
****و عشق را
******کنارِ تیرکِ راهبند
********تازیانه میزنند.
<><><><><><><><><><><><><><>
تاپیک کنکوری های کارشناسی ناپیوسته-سراسری91 و علمی کاربردی90
<><><><><><><><><><><><><><>
اطلاعیه!تطبیق واحد از دانشگاهی به دانشگاهی دیگر
Re: دفتر شعر من!! (تقاص..)
اشکان خان نوشته شده:اسب پیش کشیرو دندوناشو نمیشمرنقابل شمارو ندارشت!
(چه ربطی داشت؟؟؟
![]()
)
اگر خواهی بری لذت از خواب***سرت در سایه و بقیه در آفتاب![]()
![]()
شعرت خیلی باحال بود، دیدی استعداد خوندن دارم
لیلی جان ببخشید
**روزگارِ غریبیست، نازنین
****و عشق را
******کنارِ تیرکِ راهبند
********تازیانه میزنند.
<><><><><><><><><><><><><><>
تاپیک کنکوری های کارشناسی ناپیوسته-سراسری91 و علمی کاربردی90
<><><><><><><><><><><><><><>
اطلاعیه!تطبیق واحد از دانشگاهی به دانشگاهی دیگر
Re: دفتر شعر من!! (تقاص..)
اشکان خان مرسی از شعرهایی که گذاشتی، خیلی قشنگ بود، فقط لطفا شعر میزاری نام شاعر رو هم بنویس!
**روزگارِ غریبیست، نازنین
****و عشق را
******کنارِ تیرکِ راهبند
********تازیانه میزنند.
<><><><><><><><><><><><><><>
تاپیک کنکوری های کارشناسی ناپیوسته-سراسری91 و علمی کاربردی90
<><><><><><><><><><><><><><>
اطلاعیه!تطبیق واحد از دانشگاهی به دانشگاهی دیگر
Re: دفتر شعر من!! (تقاص..)
arezoo68
خواهش می کنم آرزو جان.ممنون که نظرتو گفتی خوشحالم کردی.عزیزم این چیزایی که گفتی همش به خاطر اینه که من سر رشته ای تو زمینه شعر ندارم یعنی اصن نمی دونم چی کار باید بکنم(اگه کسی تو این زمینه راهنمایی کنه ممنون میشم)شنیده بودم که مطالعه تو زمینه عروض و قافیه خیلی اثربخشه ولی راستش نمیدونم چه کتابی باید بگیرم که تو این زمینه باشه.من صرفا جهت علاقه ای که دارم شعر میگم استعدادی ندارم به علاوه اینکه کمترین اطلاعی هم در زمینه شعر ندارم.
اینجا هم چون اسمش دفتر شعر هست شعرامو نوشتم مثل دفتر شعر خودم که برا دل خودم می نویسم ولی خب ما و شما نداریم که...داریم؟
خلاصه تشکر بابت همه نظرات و انتقادات.بدی شعرارو به خوبی خودتون ببخشید من نا امید نمیشم بازم شعر میذارم اگه عمری بود و وقت شد مطالعاتی هم انجام میدم تا بتونم شعرای بهتری بنویسم.
ممنون از دوستای گلم.

خواهش می کنم آرزو جان.ممنون که نظرتو گفتی خوشحالم کردی.عزیزم این چیزایی که گفتی همش به خاطر اینه که من سر رشته ای تو زمینه شعر ندارم یعنی اصن نمی دونم چی کار باید بکنم(اگه کسی تو این زمینه راهنمایی کنه ممنون میشم)شنیده بودم که مطالعه تو زمینه عروض و قافیه خیلی اثربخشه ولی راستش نمیدونم چه کتابی باید بگیرم که تو این زمینه باشه.من صرفا جهت علاقه ای که دارم شعر میگم استعدادی ندارم به علاوه اینکه کمترین اطلاعی هم در زمینه شعر ندارم.
اینجا هم چون اسمش دفتر شعر هست شعرامو نوشتم مثل دفتر شعر خودم که برا دل خودم می نویسم ولی خب ما و شما نداریم که...داریم؟
خلاصه تشکر بابت همه نظرات و انتقادات.بدی شعرارو به خوبی خودتون ببخشید من نا امید نمیشم بازم شعر میذارم اگه عمری بود و وقت شد مطالعاتی هم انجام میدم تا بتونم شعرای بهتری بنویسم.
ممنون از دوستای گلم.
Re: دفتر شعر من!! (تقاص..)
قرار
آنقدر نیامدی تا دیر شد
درخت خاطراتمان پیر شد
چند روزیست تبر گشته همدم او
زخم می زند هر دم بر تن او
قرارمان فصل کوچ,دم غروب بود
امروز شاید هفتمین کوچ بود
انتظارت شیرین است برایم,...اما
گر تبر زند درخت را ز ریشه
زین پس کجا به انتظارت بمانم
لانه ای که ساخته بودیم ز عشق
رو به سقوط است
دلم همراه خورشید رو به غروب است
گر این غروب هم به سر آید و سر نرسی
شاید که دگر به طلوعم نرسی
البته این از زبان یک پرنده بود....
شاید فک کنید از اعتماد به نفس زیاده شعرامو اینجا می نویسم...ولی اینطور نیست تا حالا مامانم هم شعرامو نخونده شما اولین کسایی هستید که می خونید.فقط به خاطر شما که بقیه هم شعری اگه دارن بذارن...
آنقدر نیامدی تا دیر شد
درخت خاطراتمان پیر شد
چند روزیست تبر گشته همدم او
زخم می زند هر دم بر تن او
قرارمان فصل کوچ,دم غروب بود
امروز شاید هفتمین کوچ بود
انتظارت شیرین است برایم,...اما
گر تبر زند درخت را ز ریشه
زین پس کجا به انتظارت بمانم
لانه ای که ساخته بودیم ز عشق
رو به سقوط است
دلم همراه خورشید رو به غروب است
گر این غروب هم به سر آید و سر نرسی
شاید که دگر به طلوعم نرسی
البته این از زبان یک پرنده بود....
شاید فک کنید از اعتماد به نفس زیاده شعرامو اینجا می نویسم...ولی اینطور نیست تا حالا مامانم هم شعرامو نخونده شما اولین کسایی هستید که می خونید.فقط به خاطر شما که بقیه هم شعری اگه دارن بذارن...
- Moh3n II
- کاربر ویژه بخش فیلم و سینما

- پست: 6572
- تاریخ عضویت: پنجشنبه 10 تیر 1389, 9:10 pm
- محل اقامت: پونک
- تماس:
Re: دفتر شعر من!! (تقاص..)
lili919 نوشته شده:قرار
آنقدر نیامدی تا دیر شد
درخت خاطراتمان پیر شد
چند روزیست تبر گشته همدم او
زخم می زند هر دم بر تن او
قرارمان فصل کوچ,دم غروب بود
امروز شاید هفتمین کوچ بود
انتظارت شیرین است برایم,...اما
گر تبر زند درخت را ز ریشه
زین پس کجا به انتظارت بمانم
لانه ای که ساخته بودیم ز عشق
رو به سقوط است
دلم همراه خورشید رو به غروب است
گر این غروب هم به سر آید و سر نرسی
شاید که دگر به طلوعم نرسی
البته این از زبان یک پرنده بود....
شاید فک کنید از اعتماد به نفس زیاده شعرامو اینجا می نویسم...ولی اینطور نیست تا حالا مامانم هم شعرامو نخونده شما اولین کسایی هستید که می خونید.فقط به خاطر شما که بقیه هم شعری اگه دارن بذارن...
اتفاقا خیلی هم خوبه عزیزم.
باعث افتخاره که اولین نفر هستیم که می خونیم .
واقعا می گم...
- Moh3n II
- کاربر ویژه بخش فیلم و سینما

- پست: 6572
- تاریخ عضویت: پنجشنبه 10 تیر 1389, 9:10 pm
- محل اقامت: پونک
- تماس:
Re: دفتر شعر من!! (قرار..)
مهربون
وقتی با اون چشمای خیس با اون نگاه مهربون
گفتی بهم عاشقمی تا ته خط و پای جون
کاش می دونستی عاشقم کاشکی می شد بهت بگم
که من اگه نیبنمت راست راستی دیوونه می شم
وقتی تو نیستی دیوونه می شم
کاشکی که تو ابد می موندی پیشم
عاشق نبودی نمی دونی چی می گم عزیزم
کاشکی بیای تا دستاتو بازم تو دست بگیرم
مهربون به پات می شینم با تو من عاشق ترینم
بی تو دنیا رو نمی خوام تو نباشی خیلی تنهام
کاش می شد اینو بدونی کاش می شد پیشم بمونی
وقتی با اون چشمای خیس با اون نگاه مهربون
گفتی بهم عاشقمی تا ته خط و پای جون
کاش می دونستی عاشقم کاشکی می شد بهت بگم
که من اگه نیبنمت راست راستی دیوونه می شم
وقتی تو نیستی دیوونه می شم
کاشکی که تو ابد می موندی پیشم
عاشق نبودی نمی دونی چی می گم عزیزم
کاشکی بیای تا دستاتو بازم تو دست بگیرم
مهربون به پات می شینم با تو من عاشق ترینم
بی تو دنیا رو نمی خوام تو نباشی خیلی تنهام
کاش می شد اینو بدونی کاش می شد پیشم بمونی
Re: دفتر شعر من!! (قرار..)
آقا محسن این شعر خودتونه یا نه؟
- Moh3n II
- کاربر ویژه بخش فیلم و سینما

- پست: 6572
- تاریخ عضویت: پنجشنبه 10 تیر 1389, 9:10 pm
- محل اقامت: پونک
- تماس:
Re: دفتر شعر من!! (قرار..)
lili919 نوشته شده:آقا محسن این شعر خودتونه یا نه؟
حالا دیگه...چند نفری دست دارن توش
البته کار ضعیفی شد من دوسش ندارم

