بوفه !!

در این قسمت میتونید به بحث در مورد کنکور کارشناسی ارشد بپردازید

مدیر انجمن: rosa_127

قفل شده
آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

پست توسط eli » چهارشنبه 3 بهمن 1386, 11:19 am

rtech نوشته شده: خلاصه مجبور شدیم ice pack ها رو بخوریم ، بعد که اومدیم بیرون :? دندونامون از سرما میخورد به هم ، گرم که نشدیم هیچ تا خونه از سرما داشتیم میلرزیدیم .
تا باشه آدم از اين اشتباهات بكنه :wink: هر چي سفارش بدي يهو بهت Ice Pack بدن :lol:
اتفاقا همه كيفش به اينه كه توي سرماي شديد يه چيز خيلي يخ بخوري :D
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

آواتار کاربر
moien
همکار قدیمی
همکار قدیمی
پست: 106
تاریخ عضویت: شنبه 3 شهریور 1386, 9:44 am
تماس:

پست توسط moien » جمعه 5 بهمن 1386, 2:11 am

دو بار نوشتم پاک شد :(
دردی است غیر مردن کان را دوا نباشد / پس من چگونه گویم کین درد را دوا کن

آواتار کاربر
kanan
كاربر عالي
كاربر عالي
پست: 1617
تاریخ عضویت: دوشنبه 16 مهر 1386, 1:00 pm
محل اقامت: تبريز شهر اولين ها

پست توسط kanan » دوشنبه 8 بهمن 1386, 11:01 am

با سلام
بچه ها یه مطلب جالب پیدا کردم که حیفم اومد اینو نذارم یه نگاه به لینک زیر بندازید
http://parsifa.com/linkbox/show.php?page_id=8954
بعد از دیدن لینک بالا فکر کنم قیافه ها اینطوری میشه:
قیافه خانومها:
:shock: :shock: :shock: :shock: :shock: :shock: :shock: :shock: :shock: :shock: :shock: :shock: :shock: :shock: :shock: :shock: :shock: :shock: :shock: :shock: :shock:
قیافه آقایان:
:lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol:
( پسرها قدر خودتون بدونید)

و تنها چاره ای که به نظرم رسید برای این مسئله این بود
تصویر
البته قصد توهین نداشتم مخصوصا به خانومها
اگر کسی هم ناراحت شد عذر میخوام (البته مطلب جالب بودی :wink: نظر شما چیه در مورد این مطلب)
زندگي را مثل پيازي ديدم كه هر ورقشو باز كردم
اشك منو درآورد!!

خدا بگم چيكارت نكنه اون كسي كه منو معتاد سريال فرار از زندان كردي

گفتگو آنلاين اعضا انجمن
http://www.tinychat.com/6kclp

آواتار کاربر
ce.mohsen
همکار قدیمی
همکار قدیمی
پست: 385
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 28 تیر 1386, 11:10 am
محل اقامت: پشت دریاها
تماس:

پست توسط ce.mohsen » دوشنبه 8 بهمن 1386, 11:40 am

خاطرات خواندني يك خبرنگار از 7 روز زندگي بدون فناوري

يك خبرنگار انگليسي روزنامه اينديپندنت در اقدامي جالب تصميم گرفت 7 روز بدون ابزارهاي فناوريهاي برتر زندگي كند و تمام وقايعي را كه در اين 7 روز بدون فناوري گذرانده بود منتشر كند.

"دام جولي" خبرنگار روزنامه اينديپندنت تصميم گرفت 7 روز را بدون رايانه شخصي، "آي پاد"، تلويزيون ديجيتال و جستجوگر ماهواره اي و در كل تمام فناوريهايي كه در 25 سال گذشته زندگي مردم دنيا را دستخوش تحول كرده اند، بگذارند و زندگي و شرح اين وقايع را در اين روزنامه انگليسي منتشر كند.

دام جولي در مقدمه اين مقاله توضيح داد: "تمام روز من با رايانه مي گذرد چرا كه بايد كار كنم اما در حقيقت خانواده من مي داند كه اين راه ورود براي استفاده هاي بيشتر از فناوري هاي ديگر است. به همين علت وقتي روزنامه از من خواست كه اين تجربه را انجام دهم همسرم به من خنديد و گفت كه نمي توانم بدون فناوري زندگي كنم اما من تصميم گرفتم اين پيشنهاد را بپذيرم و اكنون خاطرات مربوط به آن 7 روز وحشتناك را منتشر مي كنم."

يكشنبه ساعت 23:35 – " 25 دقيقه طول كشيد تا با تمام وسايل فناوري مورد علاقه ام خداحافظي كنم. با دوستاني كه در شبكه اجتماعي Facebook داشتم حتي با آنهايي كه هرگز نديده بودم خداحافظي كردم. از اين لحظه تا آخر هفته نمي توانم به آهنگهايي كه روي آي پادم ريخته ام گوش كنم و سي ديهاي مورد علاقه ام را كه روي لپ تاپم بارگذاري كرده ام تماشا كنم و به اين ترتيب در وحشت فرو رفتم."

يكشنبه ساعت 23:59 – " رايانه را براي اولين بار پس از دو سال خاموش مي كنم و روكشش را مي كشم و بعد در جعبه اش مي گذارم. تلفن همراه و آي پادم را هم خاموش مي كنم: اكنون ديگر تنها هستم."

دوشنبه ساعت 12:10- "با راديو خوابيدم كه البته ديجيتال نبود. نتيجه: بي نهايت خوابيدم و 6 صبح بيدار شدم. بنابراين براي اولين بار پس از سه سال به سالن ورزشي رفتم و وقتي به خانه بازگشتم چون نمي توانستم از رايانه استفاده كنم، وقت خودم را با خالي كردن ماشين ظرفشويي گذراندم. خدايا! چرا من هيچي ندارم؟"

دوشنبه ساعت 16:00 – "با نهايت دقت رانندگي كردم چون بدون جستجوگر ماهواره اي جي پي اس بودم: به اين ترتيب براي سفر درون شهري ام كه نيم ساعت بطول مي انجامد دو ساعت تلف كردم. در خانه مدل مبلمان را عوض كردم و دوباره از نو چيدم. وقتي تمام شد آشپزخانه را تميز كردم." استاسي"(همسرم) عاشقانه به من نگاه مي كرد و براي اينكار مي توانست دو دليل داشته باشد: اول اينكه داشتم از خستگي مي مردم و يا اينكه به بهترين شوهر دنيا تبديل شده بودم. من حتي از چك كردن مهمترين ايميلم كه مربوط به يك فيلم هاليوودي با بازي آنجلينا جولي بود نيز محروم شده ام، اما بهرحال بايد قوي باشم. سگ هايم را براي گردش بيرون مي برم."

سه شنبه ساعت 13:00 – "رفتم گلف ياد بگيرم، چون هنوز به باشگاه ورزشي مي روم. همسرم از من خواهش كرد كه براي ناهار در يك محل شاعرانه خودم را به او برسانم. به قرار رفتم اما نتوانستم رستوران را پيدا كنم، بنابراين يك تلفن عمومي پيدا كردم و خواستم كه به او زنگ بزنم، اما شماره تلفن همراهش را يادم نمي آمد چون در حافظه موبايلم ذخيره بود و موبايلم هم كه در خانه است. سرانجام ناهار را به تنهايي خوردم."

سه شنبه ساعت 16:00 – "بايد براي "ايندي" (اينديپندنت) مقاله بنويسم و اين كار را بايد با دست انجام دهم. به نظرم حداقل 10 سال است كه ديگر چيزي را با مداد ننوشته ام اما الان بايد با دست بنويسم ولي دست خطم خيلي بد شده است. سرانجام موفق مي شوم كه مقاله ام را تمام كنم اما خودم نمي توانم دست خطم را بخوانم!"

سه شنبه ساعت 22:00 – "مي توانم تنها كانال هاي تلويزيوني آنالوگ را تماشا كنم و بنابراين خيلي زود كسل مي شوم، به اصرار "استاسي" باهم تليه بازي مي كنيم و درحالي كه من منظر نوبتم هستم به دوستانم در Facebook فكر مي كنم اما ناگهان در نهايت شگفتي از بازي خوشم مي آيد و با قدرت شروع به بازي مي كنم."

چهارشنبه- "با قطار به خارج از لندن مي روم. بدون تلفن همراه هستم و اين برايم يك مشكل جدي است چون چند قرار ملاقات دارم. نمي توانم با هيچ كس در تماس باشم، بنابراين خيلي كسلم. قطار تاخير دارد و من به دنبال يك تلفن عمومي مي گردم، اما پول خورد ندارم و بنابراين اولين قرار ملاقاتم را از دست مي دهم. ناهار را با يكي از كله گنده هاي رسانه ها مي خورم كه سه تلفن همراه روي ميز گذاشته است كه يكي از آنها "آي فن" است كه در لس آنجلس خريده است. در طي بازگشت به خانه سعي مي كنم آرامش خود را بازيابم، اما صندلي كناري من دارد يك مكالمه تلفني بيهوده انجام مي دهد و من دوباره عصبي مي شوم، طوري كه مي خواهم تلفن همراهش را بگيرم و از قطار پرت كنم بيرون! اما در عوض براي خودم نوشابه باز مي كنم."

پنجشنبه ساعت 8:00 – "رايانه قابل حملم را از جعبه خارج مي كنم و دوباره داخل آن مي گذارم. سپس دوباره جعبه را سرجايش مي گذارم و با سگ هايم بيرون مي روم."

پنجشنبه ساعت 16:00 - "دنبال تماشاي برنامه هاي عصرانه تلويزيون هستم اما افسرده مي شوم. چطور است بين سيانور و شوكران يكي را انتخاب كنم! ناگهان برق مي رود: طبيعتا اين بايد موجب وحشت من بشود: اما برعكس زير نور شمع كتاب مي خوانم و در كل احساس آرامش مي كنم. خدايا! اميدوارم تبديل به يك مرد كسل كننده نشوم."

پنجشنبه ساعت 21:00 – "برق مي آيد و من دوست دارم بازي رايانه اي انجام دهم، اما همان تيله بازي را انتخاب مي كنم."

جمعه ساعت 21:00 – "هنوز در باشگاه ورزشي هستم و شروع مي كنم به تماشاي عضلاتم. انگار تغيير كرده اند. بايد يك مقاله ديگر بنويسم باز هم با دست، اما اين بار كمي سريعتر از قبل مي نويسم و خطم هم بهتر شده است، اما هنوزيك مشكل وجود دارد: بايد به جاي رايانه دست از نوشتن بردارم و خودم تعداد كلمات را بشمرم."

جمعه ساعت 24:00 – "صحبت درباره كدهاي "آي فن" را در بيرون از مغزه هاي اپل مي شنوم و مي خندم كه اين مردم چقدر غمگين و ماديگرا هستند.... خودم را به ياد مي آورم كه از روزي كه با دوستانم در Facebook خداحافظي كرده ام برايشان روزنامه "ايندي" را نخوانده ام و در عوض با سگ هايم به گردش مي روم و آنها برايم استخوان مي آورند."

شنبه ساعت 8:00 – "با كله اي خالي و يك تحريم زيبا از خواب بيدار مي شوم. اين هفته خودم را تخليه كردم، همسرم هنوز عاشق من است و من احساس خوبي دارم. ديگر تمام وقت آزادم را پاي اينترنت نمي گذارنم. خوب، اينترنت وقتي كه براي مثال در قطار هستم به من كمك مي كند، اما شايد از دوشنبه وقتي كه وسايل فناوري خود را دوباره در مي آورم سعي كنم كه زمان جستجو در اينترنت را محدود كنم."

شنبه ساعت 12:00 – "در باشگاه ورزشي بودم و با سگهايم قدم مي زدم، ماشين ظرفشويي را خالي كرده و باغ گل هاي رز را تميز كرده ام. استاسي شروع به حرف زدن با من مي كند."

شنبه ساعت 18:00 – "يك روز بيشتر تا پايان ماموريتم نمانده، اما براي من مهم نيست. آشپزي و تيله بازي و بعد بچه ها را به تختخواب مي برم و برايشان قصه مي گويم. احساس مي كنم كه بهترين باباي دنيا هستم."

يكشنبه ساعت 11:00 – "براي ديدن پدرم به لندن مي روم تا "روز يادگاري" را تبريك بگويم، اما تلفن همراهم دم دستم نيست و من نمي توانم با هيچكدام از افراد خانواده ام كه در پارك "ستن جيمز" هستند ملاقات كنم. وقتي سرانجام آنها را مي بينم هيچكدام داستان دوري از وسايل فناوري ام را باور نمي كنند و فكر مي كنند كه دارم عذر بدتر از گناه مي آورم."

يكشنبه ساعت 24:00 – "ديگر آنلاين هستم. 112 ايميل و 98 پيام روي Facebook دارم. تصميم مي گيرم دوباره وسايل فناوري ام را سازماندهي كنم: به طور حتم تلفن همراه و رايانه براي من مفيد هستند، اما بقيه وسايلم زياد مفيد نيستند، بنابراين استفاده از آنها را به نيم ساعت در روز محدود مي كنم. تلويزيون ديجيتالم را ديگر تنها براي اين مي خواهم كه يك برنامه ژاپني را تماشا كنم و راديوي ديجيتالم را مي خواهم كه بتوانم به تمام كانال هاي داخلي گوش كنم. به آي پادم هم نياز دارم كه به يكي دو تا موسيقي مورد علاقه ام گوش كنم."

دوشنبه ساعت 10:30 – "براي خودم يك آي فن خريدم. بچه ها اين احمقانه است!"
به جای لعنت فرستادن بر تاریکی ، یک شمع روشن کن
کم رنگ ترین جوهرها از قوی ترین حافظه ها ماندگارتر است
خدایا به من قدرت و جراتی ده تا آنی شوم که به خاطرش مرا خلق کردی

آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

پست توسط eli » دوشنبه 8 بهمن 1386, 12:07 pm

kanan نوشته شده:قیافه خانومها:
:shock: :shock: :shock: :shock: :shock: :shock: :shock: :shock: :shock: :shock: :shock: :shock: :shock: :shock: :shock: :shock: :shock: :shock: :shock: :shock: :shock:
قیافه آقایان:
:lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol::lol:
( پسرها قدر خودتون بدونید)
اتفاقا اين مطلب كاملا به ضرر آقايون هستش، چون در واقع بي عرضگي و عدم تونايي آقايون رو نشون مي ده.
اگه به خبر دقت كنيد نوشته :
آمارها نشان مي‌دهد كه به ازاء هر 27 دختر آماده براي ازدواج در كشور، تنها يك پسر براي ازدواج آمادگي دارد.
و همچنين نوشته :
ميزان رشد عاطفي زن و شوهر نسبت به همديگر، وفاق، سازگاري، متناسب بودن سطح تحصيلات، همفكري، انتخاب درست و آسان گرفتن مسايل زناشويي، از جمله عوامل موثر در زندگي موفق به شمار مي‌آيد. ( پس يعني آقايون محترم فاقد اين موارد هستند) :lol: :lol: :lol:
پس زياد خوشحال نباشيد و بريد يكم به فكر باشيد كه اين آماراي افتضاح رو درست كنيد
آخرین ویرایش توسط eli در دوشنبه 8 بهمن 1386, 2:19 pm، در مجموع 1 بار ویرایش شده است.
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

Ramin

پست توسط Ramin » دوشنبه 8 بهمن 1386, 12:31 pm

البته هم kanan درست میگه هم eli ولی بیشتر حق با kanan هست :lol: البته شوخی کردم ، انشاالله همتون خوشبخت بشید :lol:
حالا یه خبر جالب هم من بهتون بدم :

بر اساس آمار به دست آمده، هر مشترك تلفن همراه اپراتور اول، ماهانه بيش از 89 پيام كوتاه، رد و بدل مي‌كند و طبق نظرسنجي صورت گرفته توسط روابط عمومي شركت مخابرات ايران، 68 درصد پاسخگويان، به طور متوسط در طول روز، يك تا 10 پيام كوتاه ارسال و دريافت مي‌كنند.

به گزارش سرويس ارتباطات خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، طبق اعلام روابط عمومي و امور بين‌الملل شركت مخابرات ايران،51 درصد استفاده كنندگان از سرويس پيامك را زنان و 49 درصد را مردان شامل مي‌شوند.

بر اساس آمار به دست آمده، زنان بيش‌تر از مردان در ايران پيام كوتاه ارسال و دريافت مي‌كنند اما از سويي حداكثر پيام رد و بدل شده در طول يك روز توسط زنان تنها تا 20 پيام است، در حالي كه مردان كه كمتر از زنان ارسال كننده‌ي پيام كوتاه هستند، تعداد پيام بيش‌تر (بيش از 50 پيام) را در طول روز، رد و بدل مي‌كنند.

برطبق اين نظرسنجي، هدف بيش از 43 درصد از استفاده كنندگان از سرويس پيام كوتاه، پيام‌رساني فردي يا شخصي بوده و اين در حالي است كه 15 درصد از پاسخگويان اعلام كردند كه از اين سرويس براي ارسال مطالب سرگرمي و تفريح استفاده مي‌كنند.

بر اساس اين گزارش در اين ميان تنها يك درصد از پاسخگويان هدف خود از ارسال پيام كوتاه را مضامين تبليغاتي اعلام كرده‌اند .

قابل توجه بعضی ها که sms زیاد میفرستن :wink:

آواتار کاربر
kanan
كاربر عالي
كاربر عالي
پست: 1617
تاریخ عضویت: دوشنبه 16 مهر 1386, 1:00 pm
محل اقامت: تبريز شهر اولين ها

پست توسط kanan » دوشنبه 8 بهمن 1386, 2:44 pm

با سلام
به توصيه شما دوستان دارم فيلم i am legand رو دانلود ميكنم
دوما كسي به ترميناتور 4 (terminator 2008) نگاه كرده كه فيلم چطوري چون ميخوام اونم هم دانلود كنم البته يه مشكل داره اونم اينه كه تو اين شماره آرنولد بازي نكرده ولي همان بازيگرهاي شماره 3 هستش و چند نفر اضافه شده چون واقعا فيلم ترميناتور به خاطر آرنولد مشهور شد
زندگي را مثل پيازي ديدم كه هر ورقشو باز كردم
اشك منو درآورد!!

خدا بگم چيكارت نكنه اون كسي كه منو معتاد سريال فرار از زندان كردي

گفتگو آنلاين اعضا انجمن
http://www.tinychat.com/6kclp

آواتار کاربر
amin24
همکار قدیمی
همکار قدیمی
پست: 313
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 10 مهر 1386, 2:46 pm
محل اقامت: تهران
تماس:

جنگ جهاني اول

پست توسط amin24 » سه‌شنبه 9 بهمن 1386, 9:47 am

سلام دوستان، من داشتم تو اينترنت ول مي گشتم ديدم يه جايي نوشته تصاوير رنگي نادر از جنگ جهاني اول! گفتم شما هم بريد ببينيد روحيتون باز شه!!

http://p.srslycool.com/14/222.jpg
http://p.srslycool.com/14/241.jpg
http://p.srslycool.com/14/249.jpg
http://p.srslycool.com/14/253.jpg
http://p.srslycool.com/14/216.jpg


بقيشو هم بريد از آدرس زير ببينيد:

http://srslycool.com/14.aspx#p209
مهم نيست گودال كوچك آبي باشي يا درياي بيكران، زلال كه باشي آسمان در توست.

آواتار کاربر
kanan
كاربر عالي
كاربر عالي
پست: 1617
تاریخ عضویت: دوشنبه 16 مهر 1386, 1:00 pm
محل اقامت: تبريز شهر اولين ها

پست توسط kanan » سه‌شنبه 9 بهمن 1386, 11:37 am

با سلام
دوست عزیز عکسهای جالبی ولی فکر کنم بعدا رنگ کردن یا کار بر روی نگاتیو بوده یا با برنامه های فتو شاپ مخصوصا اون عکس سومی به بالای سر اون شخص که دستاشو پشتش گذاشته طاق مثل یه خط میمونه و و پایین دامن خانوم نظر شما چیه

با تشکر فراوان از شما دوست گرامی amin24
زندگي را مثل پيازي ديدم كه هر ورقشو باز كردم
اشك منو درآورد!!

خدا بگم چيكارت نكنه اون كسي كه منو معتاد سريال فرار از زندان كردي

گفتگو آنلاين اعضا انجمن
http://www.tinychat.com/6kclp

آواتار کاربر
amin24
همکار قدیمی
همکار قدیمی
پست: 313
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 10 مهر 1386, 2:46 pm
محل اقامت: تهران
تماس:

پست توسط amin24 » چهارشنبه 10 بهمن 1386, 2:02 pm

ممنون kanan عزيز.
حالا كه فكر مي كنم ميبينم جنگ جهاني اول و عكس رنگي :?: يه ريزه جور در نميان!!
احتمالا روي عكس ها كار شده.
ولي خوب در كل عكس هاي جالبي هستند.
از شما هم ممنونم kanan عزيز.
مهم نيست گودال كوچك آبي باشي يا درياي بيكران، زلال كه باشي آسمان در توست.

آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

پست توسط eli » چهارشنبه 10 بهمن 1386, 4:52 pm

روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند

آنها تصمیم گرفتند تا غایب موشک بازی کنند

متاسفانه انشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت.

او باید تا 100 میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد.

همه پنهان شدند الا نیوتون ...

نیوتون فقط یک مربع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد.

دقیقا در مقابل انشتین.

انشتین شمرد 97,98,99,100

او چشماشو باز کرد ودید که نیوتون در مقابل چشماش
ایستاده.

انشتین فریاد زد نیوتون بیرون( ساک ساک) نیوتون بیرون( ساک ساک).

نیوتون با خونسردی تکذیب کرد و گفت من بیرون نیستم.

او ادعا کرد که اصلا من نیوتون نیستم.

تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن

تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست...

نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام...

که منو نیتون بر متر مربع میکنه

از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر یک پاسکال می باشد

بنابراین من پاسکالم پس پاسکال باید بیرون بره (پاسکال ساک ساک).
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

آواتار کاربر
ce.mohsen
همکار قدیمی
همکار قدیمی
پست: 385
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 28 تیر 1386, 11:10 am
محل اقامت: پشت دریاها
تماس:

You and your boss

پست توسط ce.mohsen » چهارشنبه 10 بهمن 1386, 6:18 pm

When you take a long time, you're slow.
When your boss takes a long time, he's thorough...

When you don't do it, you're lazy.
When your boss doesn't do it, he's too busy...

When you make a mistake, you're an idiot.
When your boss makes a mistake, he's only human...

When doing something without being told, you're overstepping your authority.
When your boss does the same thing, that's initiative...

When you take a stand, you're being bull-headed.
When your boss does it, he's being firm...

When you overlooked a rule of etiquette, you're being rude.
When your boss skips a few rules, he's being original...

When you please your boss, you're apple polishing.
When your boss pleases his boss, he's being co-operative...

When you're out of the office, you're wandering around.
When your boss is out of the office, he's on business...

When you're on a day off sick, you're always sick.
When your boss is a day off sick, he must be very ill...

When you apply for leave, you must be going for an interview.
When your boss applies for leave, it's because he's overworked...
به جای لعنت فرستادن بر تاریکی ، یک شمع روشن کن
کم رنگ ترین جوهرها از قوی ترین حافظه ها ماندگارتر است
خدایا به من قدرت و جراتی ده تا آنی شوم که به خاطرش مرا خلق کردی

آواتار کاربر
amin
همکار قدیمی
همکار قدیمی
پست: 415
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 28 تیر 1386, 5:58 pm
محل اقامت: زنجان
تماس:

پست توسط amin » چهارشنبه 10 بهمن 1386, 6:30 pm

اینم واسه برو بچ مثل خودم

تصویر

آواتار کاربر
kanan
كاربر عالي
كاربر عالي
پست: 1617
تاریخ عضویت: دوشنبه 16 مهر 1386, 1:00 pm
محل اقامت: تبريز شهر اولين ها

پست توسط kanan » پنج‌شنبه 11 بهمن 1386, 12:50 am

با سلام
amin جان واقعا عالی بود حرف نداشت :wink:
پس اون فیلمهایی که من میخوام دانلود کنم کسی نگاه نکرده خواهشن اگه کسی نگاه کرده بگه خوبه یا بد ارزش دانلود داره ( رامبو 2008 و ترمیناتور 2008)

مهم ترين سوال هاي جامعه ايروني!!


1) اجتماعي:

كي عاشق كي شده؟

كي مراسم مي گيرن؟

مهريه­اش چقدر بود؟

جهيزيه اش چيا بود؟

آيا حامله است؟

چي زائيده؟

--------------------------------------------------------------------------------

2) هنري:

كي با كي نسبت داره؟

كي چقدر مي گيره؟

كي قراره با كي ازدواج كنه؟

كي با كي به هم زده؟

كي كجا رقصيده؟

--------------------------------------------------------------------------------

3) اداري:

كي چقدر مي گيره

كي قراره مدير بشه؟

كي با مدير نسبت داره؟

كي با مدير به هم زده؟

كي قراره ازدواج كنه ؟

--------------------------------------------------------------------------------

۴) مراسم عروسي

كي چي پوشيده؟

كي چي خريده؟

كي چي ماليده

كي با چي آمده؟

كي بخاطر كي نيومده؟

--------------------------------------------------------------------------------

۵)بعد از مراسم:

كي چي پوشيده بود؟

كي چي آورده بود؟

كي چرا نيومده بود؟

كي بدون دعوت آمده بود؟

كي بود كه چيز مناسبي نپوشيده بود؟!

--------------------------------------------------------------------------------

۶) تركيبي:

كي، كجا و با كي نسبت داشت كه حالا داره چقدر مي گيره؟

كي عاشق كي بود كه حالا چرا بره با يه، كي ديگه ازدواج كنه؟

كي از كجا آورد كه تونسته چي بخره؟

كي با كي به هم زده كه با كي خوب شده؟

كي با كي كجا رقصيده بودن كه چرا چيز مناسبي نپوشيده بودن؟
زندگي را مثل پيازي ديدم كه هر ورقشو باز كردم
اشك منو درآورد!!

خدا بگم چيكارت نكنه اون كسي كه منو معتاد سريال فرار از زندان كردي

گفتگو آنلاين اعضا انجمن
http://www.tinychat.com/6kclp

آواتار کاربر
ce.mohsen
همکار قدیمی
همکار قدیمی
پست: 385
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 28 تیر 1386, 11:10 am
محل اقامت: پشت دریاها
تماس:

روزگار

پست توسط ce.mohsen » جمعه 12 بهمن 1386, 1:04 pm

هی روزگار :cry:

دوباره شب شد و من بی قرارم ---------- connect کن زود بیا در انتظارم
بیا من آمدم پای messenger ---------- شدم مسحور آوای messenger
بیا hard دلت را من ببینم ---------- گلی از کنج homepageات بچینم
بیا icon نمای بی نشانم ---------- که من جز آدرس mailات ندارم
بیا امشب کمی online باشیم ---------- و تا صبح و تا sunshine باشیم
بیا ای عشق .com عزیزم ---------- به پای تو w ها بریزم
بیا ای حاصل search جهانی ---------- بیا اجرا کن آن فایل نهانی
بیا در دل تو را کم دارم امشب ---------- حدود 100 مگی کم دارم امشب
مبادا لحظه ای dc شوی یار ---------- جدا از پای آن pc شوی یار
بیا تا جاودان اندر دل من ---------- بیا تا حل شود هر مشکل من
به جای لعنت فرستادن بر تاریکی ، یک شمع روشن کن
کم رنگ ترین جوهرها از قوی ترین حافظه ها ماندگارتر است
خدایا به من قدرت و جراتی ده تا آنی شوم که به خاطرش مرا خلق کردی

قفل شده