بازی با ترانه ها
مدیر انجمن: Moh3n II
Re: بازی با ترانه ها
یاده تو هر تنگ غروب تو قلب من میکوبه
سهم من از با تو بودن طعم تلخه غروبه
سهم من از با تو بودن طعم تلخه غروبه
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها باید به اجبار خفت
- Moh3n II
- کاربر ویژه بخش فیلم و سینما

- پست: 6572
- تاریخ عضویت: پنجشنبه 10 تیر 1389, 9:10 pm
- محل اقامت: پونک
- تماس:
Re: بازی با ترانه ها
هنوزم تو خاطراتم تو رو هر نفس می بینم
چه غریبم بی تو اینجا تورو می خوام نازنینم
از پس سپیده صبح می دونم میای دوباره
گل سرخ تو و شبنم من و بارون و ستاره
چه غریبم بی تو اینجا تورو می خوام نازنینم
از پس سپیده صبح می دونم میای دوباره
گل سرخ تو و شبنم من و بارون و ستاره
Re: بازی با ترانه ها
هوای گريه دارم تو اين شب بی پناه
دنبال تو ميگردم دنبال يک تکيه گاه
دنبال اون دلی که تنهايی رو ميشناسه
دستهای عاشق من لبريز التماسه
دنبال تو ميگردم دنبال يک تکيه گاه
دنبال اون دلی که تنهايی رو ميشناسه
دستهای عاشق من لبريز التماسه
...
Re: بازی با ترانه ها
هر جای دنیا که باشی دل من تورو میخواد
اونوره ابرا که باشی دله من تورو میخواد
اونوره ابرا که باشی دله من تورو میخواد
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها باید به اجبار خفت
- Moh3n II
- کاربر ویژه بخش فیلم و سینما

- پست: 6572
- تاریخ عضویت: پنجشنبه 10 تیر 1389, 9:10 pm
- محل اقامت: پونک
- تماس:
Re: بازی با ترانه ها
من دارم از تب تو می سوزم
دل دریا رو آب کن برگرد
زندگیم انتظارته هنوز
زندگیمو رها کن از این درد
انتظار ... علی لهراسبی
دل دریا رو آب کن برگرد
زندگیم انتظارته هنوز
زندگیمو رها کن از این درد
انتظار ... علی لهراسبی
Re: بازی با ترانه ها
دوباره نمی خوام چشای خیسمو کسی ببینه
یه عمره حال و روزه من همینه کسی به پایه گریه هام نمیشینه
یه عمره حال و روزه من همینه کسی به پایه گریه هام نمیشینه
...
Re: بازی با ترانه ها
همیشه یه چیزی بوده شوقتو از دلم ربوده
ولی یک تپش دله من از غمت جدا نبوده
ولی یک تپش دله من از غمت جدا نبوده
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها باید به اجبار خفت
- Moh3n II
- کاربر ویژه بخش فیلم و سینما

- پست: 6572
- تاریخ عضویت: پنجشنبه 10 تیر 1389, 9:10 pm
- محل اقامت: پونک
- تماس:
Re: بازی با ترانه ها
میاد بارون احساس از ابر تیکه تیکه
که سقف نازک دل دوباره کرده چیکه
چیکه چیکه چیکه چیکه
که سقف نازک دل دوباره کرده چیکه
چیکه چیکه چیکه چیکه
Re: بازی با ترانه ها
هرجا بودم با تو بودم هرجا رفتم تورو دیدم
تو سبک شدن تو رویا همه جا به تو رسیدم
تو سبک شدن تو رویا همه جا به تو رسیدم
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها باید به اجبار خفت
- Moh3n II
- کاربر ویژه بخش فیلم و سینما

- پست: 6572
- تاریخ عضویت: پنجشنبه 10 تیر 1389, 9:10 pm
- محل اقامت: پونک
- تماس:
Re: بازی با ترانه ها
من سکوتم تو ترانه
من یه فانوس تو زبانه
من نگاه مات و مبهم
تو نگاهی عاشقانه
من یه حسم تو یه مرحم
من به ندرت تو دمادم
فانوس ... فرزاد فرزین
من یه فانوس تو زبانه
من نگاه مات و مبهم
تو نگاهی عاشقانه
من یه حسم تو یه مرحم
من به ندرت تو دمادم
فانوس ... فرزاد فرزین
Re: بازی با ترانه ها
من از تو راه برگشتى ندارم
تو از من نبض دنیامو گرفتی
تمام جاده ها رو دوره کردم
تو قبلا رد پاهامو گرفتی
من از تو راه برگشتى ندارم
به سمت تو سرازیرم همیشه
تو میدونى اگه از من جدا شى
منم که سمتِ تو میرم همیشه
تو از من نبض دنیامو گرفتی
تمام جاده ها رو دوره کردم
تو قبلا رد پاهامو گرفتی
من از تو راه برگشتى ندارم
به سمت تو سرازیرم همیشه
تو میدونى اگه از من جدا شى
منم که سمتِ تو میرم همیشه
در نهان به آنانی دل می بندیم که دوستمان ندارند و در آشکارا از آنان که دوستمان دارند غافلیم
و شاید....
این است دلیل تنهایی ما.
( علی شریعتی )
و شاید....
این است دلیل تنهایی ما.
( علی شریعتی )
- Moh3n II
- کاربر ویژه بخش فیلم و سینما

- پست: 6572
- تاریخ عضویت: پنجشنبه 10 تیر 1389, 9:10 pm
- محل اقامت: پونک
- تماس:
Re: بازی با ترانه ها
هر روز عاشق تر شدیم تو عشق خاکستر شدیم
سوختیم ولی به آرزومون نرسیدیم
فقط گریه فقط عذاب صدتا سوال بی جواب
نه من نه تو از عاشقی خیری ندیدیم
سوختیم ولی به آرزومون نرسیدیم
فقط گریه فقط عذاب صدتا سوال بی جواب
نه من نه تو از عاشقی خیری ندیدیم
Re: بازی با ترانه ها
من تو دریای جنونت ،دل دادم به آسمونت
بادبونامو سپردم به نگاه مهربونت
گم شدم تو دل بارووون با یه حال عاشقونه
تو که گفتی نمی دونی پس بگو اخ کی می دونه
بادبونامو سپردم به نگاه مهربونت
گم شدم تو دل بارووون با یه حال عاشقونه
تو که گفتی نمی دونی پس بگو اخ کی می دونه
خدایا چنان مباد که طبیعت بی جان جامه نو بپوشد و ما مدعیان جان هنوز در رفتار کهنه خود باقی بمانیم!
Re: بازی با ترانه ها
همين امشب فقط امشب فقط هم بغض من باش
همين امشب فقط مثل خود عاشق شدن باش
همين امشب فقط مثل خود عاشق شدن باش
جاذبه خاك به ماندن مي خواند،
وآن عهد باطني به رفتن...
عقل به ماندن مي خواند
و عشق،به رفتن...
و اين هر دو را خداوند آفريده است تا وجود انسان، در آوارگي و حيرت ميان عقل و عشق معني شود.
سيد مرتضي آويني
وآن عهد باطني به رفتن...
عقل به ماندن مي خواند
و عشق،به رفتن...
و اين هر دو را خداوند آفريده است تا وجود انسان، در آوارگي و حيرت ميان عقل و عشق معني شود.
سيد مرتضي آويني

