بازی با ترانه ها
مدیر انجمن: Moh3n II
Re: بازی با ترانه ها
هنوز عطره تو مونده بر فضای خانه ی من
هنوزم بی قراره این دله دیوونه ی من
هنوزم بی قراره این دله دیوونه ی من
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها باید به اجبار خفت
Re: بازی با ترانه ها
نمیدونم چرا هنوز یاد تو می افتم
که با هر قطره ی اشکت منم مثل تو آشفتم
که با هر قطره ی اشکت منم مثل تو آشفتم
Re: بازی با ترانه ها
من میگم آخه دلم بود اون که افتاده به خاکه
تو میگی قصه همین بود حاصله عشقه تو با من
تو میگی قصه همین بود حاصله عشقه تو با من
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها باید به اجبار خفت
- Moh3n II
- کاربر ویژه بخش فیلم و سینما

- پست: 6572
- تاریخ عضویت: پنجشنبه 10 تیر 1389, 9:10 pm
- محل اقامت: پونک
- تماس:
Re: بازی با ترانه ها
نرو تو هم مثل من نمی تونی دووم بیاری نرو
نرو تو هم مثل من تو غصه کم میاری نرو
نرو تو هم مثل من تو غصه کم میاری نرو
Re: بازی با ترانه ها
مرنـجان دلم را كه اين مرغ وحـشي
ز بامي كه برخاست، مشكل نشيند
ز بامي كه برخاست، مشكل نشيند
در نهان به آنانی دل می بندیم که دوستمان ندارند و در آشکارا از آنان که دوستمان دارند غافلیم
و شاید....
این است دلیل تنهایی ما.
( علی شریعتی )
و شاید....
این است دلیل تنهایی ما.
( علی شریعتی )
Re: بازی با ترانه ها
دیگه دارم به خودم شک می کنم
آخه حرفامو نمی فهمه کسی
من که دست دلمو رو می کنم
چرا دنیامو نمی فهمه کسی
آخه حرفامو نمی فهمه کسی
من که دست دلمو رو می کنم
چرا دنیامو نمی فهمه کسی
...
Re: بازی با ترانه ها
يادمه از لب تو چه ها شنيدم
قصه ها به پاكي دريا شنيدم
چشم تو خورشيد آسمون من بود
دل تو گرمي آشيون من بود
قصه ها به پاكي دريا شنيدم
چشم تو خورشيد آسمون من بود
دل تو گرمي آشيون من بود
جاذبه خاك به ماندن مي خواند،
وآن عهد باطني به رفتن...
عقل به ماندن مي خواند
و عشق،به رفتن...
و اين هر دو را خداوند آفريده است تا وجود انسان، در آوارگي و حيرت ميان عقل و عشق معني شود.
سيد مرتضي آويني
وآن عهد باطني به رفتن...
عقل به ماندن مي خواند
و عشق،به رفتن...
و اين هر دو را خداوند آفريده است تا وجود انسان، در آوارگي و حيرت ميان عقل و عشق معني شود.
سيد مرتضي آويني
Re: بازی با ترانه ها
دو سه روزه که مات و بی اراده ام
یه چیزی فکرمو مشغول کرده
همین عشقی که درگیر هواشم
منو نسبت به تو مسئوول کرده
یه چیزی فکرمو مشغول کرده
همین عشقی که درگیر هواشم
منو نسبت به تو مسئوول کرده
...
- Moh3n II
- کاربر ویژه بخش فیلم و سینما

- پست: 6572
- تاریخ عضویت: پنجشنبه 10 تیر 1389, 9:10 pm
- محل اقامت: پونک
- تماس:
Re: بازی با ترانه ها
هر روز عاشق تر شدیم تو عشق خاکستر شدیم
سوختیم ولی به آرزومون نرسیدیم
فقط گریه فقط عذاب صدتا سوال بی جواب
نه من نه تو از عاشقی خیری ندیدیم
سوختیم ولی به آرزومون نرسیدیم
فقط گریه فقط عذاب صدتا سوال بی جواب
نه من نه تو از عاشقی خیری ندیدیم
Re: بازی با ترانه ها
من به چشمای خودم شک کردم این همه میشه مگه زیبایی
مثه تو وقتی تو خوابها نیست نمیشه حتی بگم رویایی
مثه تو وقتی تو خوابها نیست نمیشه حتی بگم رویایی
...
- Moh3n II
- کاربر ویژه بخش فیلم و سینما

- پست: 6572
- تاریخ عضویت: پنجشنبه 10 تیر 1389, 9:10 pm
- محل اقامت: پونک
- تماس:
Re: بازی با ترانه ها
یا که به پاش می افتم یا که براش می میرم
تا از لبای نازش بوسمو پس بگیرم
تا از لبای نازش بوسمو پس بگیرم
Re: بازی با ترانه ها
میونه آتیش بازیه چشمای تو قدم زدم
شاید که باورت بشه معنی عشقو بلدم
یه معنی تازه میدی به شعر دل سپردگی
با تو چه سبزو روشنم بی تو محاله زندگی
شاید که باورت بشه معنی عشقو بلدم
یه معنی تازه میدی به شعر دل سپردگی
با تو چه سبزو روشنم بی تو محاله زندگی
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها باید به اجبار خفت
- Moh3n II
- کاربر ویژه بخش فیلم و سینما

- پست: 6572
- تاریخ عضویت: پنجشنبه 10 تیر 1389, 9:10 pm
- محل اقامت: پونک
- تماس:
Re: بازی با ترانه ها
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود
تو شدی قصه ی عشق وقتی عاشقی نبود
تو سرآغاز منی از همیشه تا هنوز
تو سرآغاز منی مثه خورشید واسه روز
تو شدی قصه ی عشق وقتی عاشقی نبود
تو سرآغاز منی از همیشه تا هنوز
تو سرآغاز منی مثه خورشید واسه روز
Re: بازی با ترانه ها
زندگـــــــــــــــي چيست؟؟
عشق و دلداري.....وقتي با ياري ...پس چي کم داري؟؟؟وقتي با ياري ....پس چي کم داري؟؟؟
عشق و دلداري.....وقتي با ياري ...پس چي کم داري؟؟؟وقتي با ياري ....پس چي کم داري؟؟؟
من به روشن ترین کلمات پروردگار پناه آورده ام
نان و آرامش برای ملتم
صبوری، سکوت،گمنامی و هوا...
برای خودم!
و خوابی خوش
برای ِ همه عزیزانی که از اینجا رفته اند
سرپناه
بودنی
بوده ها
ای نجات دهنده بینا پس کی خواهی آمد
نان و آرامش برای ملتم
صبوری، سکوت،گمنامی و هوا...
برای خودم!
و خوابی خوش
برای ِ همه عزیزانی که از اینجا رفته اند
سرپناه
بودنی
بوده ها
ای نجات دهنده بینا پس کی خواهی آمد


