آخرین خبر ها

بایگانی/آرشیو برچسب ها : رفرنس کنکور آزاد

۱۹ نظرها

سوابق آموزشی، شغلی خود را در زمینه کنکور کاردانی به کارشناسی بفرمایید.

من از سال 79 دارم تدریس می کنم از مجتمع فنی تهران در بحثهای کنکور شروع کردیم و تا الان داریم کار می کنیم. از سال 73 داریم در دانشگاه تدریس می کنیم. اول شهید رجایی بعد شریعتی بعد دانشگاه آزاد بعد شد شمسی پور بعد شد ولیعصر بعد همه را کنسل کردیم، شد فقط شمسی پور؛ مدیر گروه شهید رجایی بودم، مدیر گروه شریعتی بودم الان هم مدیر گروه شمسی پور کاردانی و کارشناسی هستم.

 

کدامیک از دروس کنکور را در موسسه تدریس می کنید؟

C++، C، ساختمان و ذخیره.

 

کتابهایی را که در زمینه این کنکور چاپ کردید معرفی بفرمایید.

کتابهایی که در زمینه این کنکور مال خودم چاپ کردم تقریباً 43 کار عنوان کتاب است که در زمینه کنکور کاردانی به کارشناسی چیزی حدود 15 – 14 عنوان کتاب است. ما لزوماً آنها را در کلاس تدریس نمی کنیم. بیشتر پای تابلو و تست می زنیم و ممکنه کتابهای همکاران را هم معرفی کنیم.

 

در کلاس به داوطلبان جزوه می دهید یا از روی کتابهایتان تدریس می کنید؟

نه، ما در واقع تدریسهایمان بیشتر پای تابلو است یعنی خیلی اعتقاد به اینکه بچه ها جزوه داشته باشند و کتاب داشته باشند و از روی آنها درس بدهیم، نداریم. پای تابلو است اما طبیعتاً مجموعه نکات، مجموعه تستهای کنکورها در جزوه به آنها داده می شود و وقتی درس تمام شد بچه ها شروع می کنند با هم به تست زدن.

 

جزوات و کتابهایتان سرفصلهای کنکورهای رسمی (سراسری، آزاد، علمی کاربردی) را پوشش می دهد؟

بله؛ طبیعتاً از سال 80 تا 87.

 

جزواتتان حل تشریحی تمامی تستهای کنکور را شامل می شوند؟

ما در واقع تستها را به صورت دفترچه سوالات می دهیم که هر دفترچه تقریباً بین 300 الی 400 تست دارد. بعد وقتی درسمان در هر جلسه تمام می شود شروع می کنیم به زدن تستها؛ در دفترچه ها ما کلید و پاسخنامه نداریم یعنی فقط متن سوالات هست. بعد بچه ها دفترچه را باز می کنند شروع می کنیم به یکی یکی حل کردن و پاسخ تشریحی؛ بعد به آنها می گوییم اگر پاسخ تشریحی اینها را می خواهند به کتابهای من، همکاران دیگر رجوع کنند. اگر می خواهند با ما حل کنند، با می نشینند حل می کنند نکات تستی آنها را می گوییم جواب آنها را می گوییم بعد نهایتاً هم اگر در بعضی از تستها فرصت نکنیم، کلید می دهیم.

 

جزواتتان فروش آزاد دارد؟

فروش آزاد دارد ولی به دردشان نمی خورد به خاطر اینکه در واقع جزوات مجموعه تست است و حل تشریحی ندارد. حل تشریحی بخواهند به کتاب رجوع می کنند یعنی کتاب به آنها معرفی می کنیم، کتابهای خودمان یا کتابهای همکاران و می گوییم آنها را بخرید که حل تشریحی، نکته، تست، درس، همه چیز توی آنها هست.

 

رفرنسهای اصلی زبانهای برنامه نویسی C و ++C را معرفی بفرمایید.

غالباً رفرنس اصلی اصلاً وجود خارجی ندارد. چون من خودم رئیس کمیسیون تعیین سرفصل وزارتخانه هستم، آنها یکسری رفرنسهای فارسی-لاتین معرفی می کنند اما غالباً هیچ وقت طراحان از آن رفرنسها استفاده نمی کنند. طبیعی هم هست چون در رفرنسها که شما تست کنکور و نکته کنکور نمی بینید. طراحان براساس تستهای سالهای قبل و تجربه ای که دارند، تست می دهند. برای همین من مثلاً بگویم کتاب سی x یا کتاب سی پلاس پلاس y هیچ ارتباطی وجود ندارد که اگر دانشجو آن کتاب را بخواند می تواند تست بزند. نه اینطوری نیست و همه همکاران ما که کتاب نکته، تست برای همه دروس می دهند بیرون، غالباً نمی روند کتابهای مرجع را بخوانند؛ می گویند سرفصلها اینها است و خودشان شروع می کنند آن نکات کنکوری را می آورند در کتابهایشان. بنابراین چیزی به نام مرجعی که اگر خوانده شود به همه تستها می توانیم جواب بدهیم تقریباً لااقل در ++C منتفی است شاید فقط در یک درس بتوانیم این حرف را بزنیم آن هم درس ذخیره و بازیابی است آن هم از کتاب آقای روحانی است.

 

در مورد اهمیت درس برنامه نویسی در قبولی داوطلبان کنکورهای رسمی (سراسری، آزاد، علمی کاربردی) توضیحات لازم را بفرمایید.

طبیعتاً درس C،C++، Visual Basic که می شود درس برنامه نویسی ضریب 4 دارد و فوق العاده مهم است و بچه ها هم ضعیف هستند یعنی اگر در واقع دانشجویی بتواند این درس را بالای 40 درصد بزند عالی زده است. برای همین ما همیشه به بچه ها می گوییم شما سعی کنید این درس را بتوانید بالای 35 – 30 درصد بزنید. 35 – 30 درصد هم یعنی از هر 3 تست 1 تست. یعنی فقط اگر مثلاً Cها را بزنند، ++C و VB را نزنند یا ++C بزنند C و VB نزنند، به آن 35 درصد می رسند. میانگین درصد C، ++C در کنکورهای ما حول و حوش 20 درصد است و اگر دانشجویی بتواند 35 – 30 یا 40 بزند، عالی زده است. ضریب 4 هم دارد فوق العاده اهمیت دارد.

 

برای یادگیری کامل درس برنامه نویسی چه روشی را به داوطلبان پیشنهاد می کنید؟

ببینید درسهای C و ++C و VB درسهای برنامه نویسی هستند. درسهای برنامه نویسی در واقع اگر بخواهد دانشگاهی باشد، به تمرین، ممارست، پشت کامپیوتر نشستن، برنامه نویسی و این چیزها می خواهد. اما در کنکور اصلاً این فاز نیست؛ در کنکور طرف باید بیشتر با نکات آشنا باشد یعنی من دانشجویی داشتم که نساجی کامپیوتر بوده، کاردانی اش نساجی کامپیوتر، کلاس کنکور هم نیامد، رتبه تک رقمی کاردانی به کارشناسی کامپیوتر آورد و الان دانشجوی شمسی پور روزانه ما است و وقتی هم با ایشان صحبت کردیم که خب تو چطوری اینجا قبول شدی، گفت من همه را حفظ کردم. این نشان می دهد که این امکان وجود دارد. از آن طرف هم ما سر کلاس می گوییم: بچه هایی که می آیید سر کلاس C و ++C کلاس ما می نشینید یا شاید هر کس دیگری می نشینید، شما در کلاس ما C کار نمی شوید، برنامه نویس C نمی شوید. اگر هم برنامه نویسی C هستید لزوماً تست نمی توانید بزنید. مقوله کنکور و تست با مقوله برنامه نویسی فرق دارد. بنابراین در کلاسهای کنکور ما، به آنها برنامه نویسی یاد نمی دهیم. ما به آنها یاد می دهیم چطوری از پس تستها بربیایند و طبیعتاً وقتی تستها را خوب زدند دلیلی بر این نیست که پس حتماً C کار خیلی خوبی هم هستند؛ نه ممکنه خیلی برنامه نویس ضعیفی باشند اما بلدند تست بزنند. بنابراین شیوه ما در کلاسهای ما، البته نه، فکر کنم الان همه آقایان همین طور هستند؛ این است که به اینها نکات زبانهای برنامه نویسی را یاد می دهیم. نکاتی که در کنکور می آید.

 

برای برنامه نویسی شما پیشنهاد می کنید داوطلبان چه تایمی از زمان مطالعه این درس را به یادگیری مباحث و چه تایمی را به تست زدن اختصاص بدهند؟

ما در اینجا فرمهای برنامه ریزی هفتگی داریم بعد براساس آن برنامه ریزی هفتگی به بچه ها می گوییم خب مثلاً شما وقتهای خالی را بدهید ما برایشان در آن روزها وقتهایشان را پر می کنیم. طبیعتاً ما می گوییم هفته ای شما باید 4 ساعت حالا بسته به نوع برنامه است؛ ممکنه دانشجویی تمام وقت هفته بیکار باشد فقط مثلاً کلاسهای کنکور می آید ممکنه یک دانشجویی مثلاً سرباز باشد، ممکنه یک دانشجویی تا ظهر سرکار برود، انواع و تنوع مختلف است. ما به آنها می گوییم حداقل شما باید هفته ای 4 ساعت درس بخوانید C؛ تست بزنید؛ دو تا هم دوره داشته باشید. این می شود کلیات برنامه ما. حالا در آن دوره ممکن است لزوماً دوره یک درس نباشد، دوره مثلاً 2 تا درس، 3 تا درس باشد. چارت برنامه ای که داریم ما آنجا برنامه ریزی می کنیم اما حداقل 4 ساعت با تست زدن.

 

از میزان ساعاتی که برای این درس در نظر می گیرند، توصیه می کنید چند درصد از تایمشان را به C و ++C و چند درصد به VB (با توجه به اینکه تعداد تستهای VB کنکورهای گذشته محدود است و نمی توان گفت چه مباحثی مهمتر هستند) اختصاص بدهند؟

اینها در واقع بحثهای بودجه بندی می شود. یعنی اینها برمی گردد به اینکه ما بدانیم که C و ++C مخصوصاً ++C سرفصلش خیلی کم است؛ C زیاد است و VB وحشتناک زیاد است. برای همین است که ما به بچه ها می گوییم اول ++C تستهایش را بزنید بعد C را و اگر وقت کردید VB. چون ممکن است VB خیلی هم کلاس رفته باشید ولی نتوانید تست بزنید چون سرفصل خیلی زیاد است. برای همین ما روی C و ++C خیلی وقت می گذاریم و بچه هایمان هم خیلی استقبال می کنند بعد می روند سمت VB. اما به هر حال انتظار بچه ها این است که حتی اگر هر 3 تا کلاس هم آمدند، بتوانند بین مرز 30 تا 45 درصد بزنند نه مرز 100 درصد. حالا این مرز 30 تا 45 درصد ممکن است فقط با C پوشش داده شود، ممکن است با C و ++C، ممکن است با بخشی از VB. اما غالباً بچه ها به C و ++C بیشتر از VB بها می دهند، به C هم بیشتر از ++C، اما تمایل ما این است که بچه ها به ++C بیشتر بها بدهند.

 

برای مطالعه VB چه روشی را پیشنهاد می کنید؟

مطالعه VB را چون من خودم درس نمی دهم، نمی دانم. کس دیگری هستند. آقای جمعدار اینجا درس می دهند. اما در رابطه با VB طبیعتاً مدرس مربوطه می آید مثل تیپ C بحثهای ساختاری VB را مطرح می کند آنها را به بچه ها می گوید. تستهای تالیفی زیاد می زند چون ما تست استاندارد VB بیشتر از 10 تا نداریم چون 2 سال است که آمده و هر سال 5 تست؛ برای همین دارند فقط روی آنها کار می کنند و تستهای تالیفی؛ اما طبیعتاً بچه ها هنوز به یک استاندارد و مدرسان هنوز به یک استانداردی نرسیدند که بگویند از این مباحث حتماً می آید چون روی 10 تا تست کنکور نمی شود بودجه بندی کرد اما روی C می شود بودجه بندی کرد. به هر حال از سال 80 دارد تست می آید بالای 300 تا تست استاندارد داریم. ++C هم باز نسبت به VB تعداد تستهایش بیشترش است حول و حوش 30 تا تست استاندارد دارد باز می شود تا یک حدی بودجه بندی کرد هر چند که سرفصل ++C هم خیلی کم است.

 

یکی از سوالات داوطلبان این است که احتمال حذف C از سوالات برنامه نویسی کنکور سراسری هست؟

ببینید اینها بر می گردد به سیستم. سیستم فعلاً C و ++C هست و چیزی به نام حذف C و ++C نداریم؛ در برنامه کاری هم نداریم. تا آنجایی هم که بنده اطلاع دارم در کمیسیون تعیین سرفصل مطرح نشده است مگر اینکه چیز دیگری رخ داده باشد. یک مشکلی که باید روی آن متوقف شویم این است که اکثر بچه ها فکر می کنند تا یک دستور Cout – Cin توی برنامه دیدند پس بلافاصله باید بگویند این ++C است. ما اصلاً به این اعتقاد نداریم. نمی گوییم اگر Cout – Cin دیدیم، ++C است؛ ما می گوییم زمانی برنامه شما ++C است که یا در آن شی باشد یا کلاس باشد یا بحث Template، Operator و … باشد. Cout – Cin به معنی ++C نیست. اگر شما این دستورات را تفکیک کنید که Cout – Cin مثل Scanf – Printf است، آن وقت می بینید دقیقاً که 5 تا سوال از C است و 5 تا از ++C.

 

زبانهای برنامه نویسی C و ++C چقدر با یکدیگر تفاوت دارند؟

خیلی با هم تفاوت دارند. ما چیزی حدود 28 – 25 ساعت C می بندبم و چیزی حدود 16 – 12 ساعت ++C. طبیعتاً سرفصلهای ++C کمتر از C است.

 

یکی از مشکلات بچه ها برای این درس فراموش کردن Syntax ها است (برای مثال مشابهت توابع رشته ای)، برای این موضوع چه توصیه ای برای داوطلبان دارید؟

مهم نیست؛ اشکال ندارد اگر فراموش کنند چرا که در کنکور سال 86 و 87 دیگر کنکور سمت ریزه کاریهای این طوری نیست. مثلاً بگوییم StrCompare دادم یک پارامتر دادم، Erorr یا سمی کالن نگذاشتم Erorr. قبلاً این اتفاقات می افتاد چون به خاطر اینکه 15 تا تست بود بین 8 تا 10 تا C بود بقیه اش پاسکال بود. الان چون 5 تا C است 5 تا ++C و 5 تا VB بود، غالباً دیگر سوالات سمت این ریزه کاریهای Printf ،Scanf و … نیست. یعنی کنکور یکم سطحش رفته بالاتر؛ می گوید Trace کن جواب بگیر. بنابراین آن اتفاق دیگر نمی افتد. ما هم این چند ساله تقریباً یک مقدار تغییر رویه دادیم یعنی دیگر تقریباً در جزئیات دستورات نمی رویم. سعی می کنیم تستهایی که تشریحی است را حل کنیم و بچه ها با تستهای سنگین بیشتر کار کنند.

 

تعدادی از داوطلبان بعد از یادگیری هر مبحث تستهای همان مبحث را به خوبی حل می کنند (مانند دستورات شرطی، حلقه) ولی قادر به حل تستهایی از کنکور که ترکیبی از نکات دستورات مختلف هست، نیستند؛ توصیه های لازم را بفرمایید.

ما با این مشکلات برخورد نکردیم. چون این مشکلات در واقع شاید زمانی مطرح می شود که مدرس ابتدا درس را بدهد چون بعضی از مدرسان این تیپی اند؛ درس را می دهند و تا آخر می روند جلو بعد 3- 2 هفته آخر شروع می کنند به تست زدن. من کلاً با این مخالفم. حالا همکاران من که در موسسه درس می دهند، این کار را نمی کنند. اینکه ما می گوییم درس را که دادیم همان موقع تستش را می زنیم. وقت می گذاریم. بنابراین شاید از لحاظ تدریس نسبت به ساعت موسسات دیگر (برخی از موسسات نه همه) شاید مدت زیادی صرف می کنیم چرا که می گوییم همان موقع که درس دادیم همان موقع هم باید تستش زده شود نگذاریم هفته آخر، دو هفته آخر؛ چرا؟ برای اینکه قاطی نکنیم. الان داغه الان باید تست زد. برای همین اعتقاد من همیشه این بوده آقا خواندی تست بزن. اعتقاد هم نداریم که امروز بخوانید فردا تست بزنید، امروز بخوانید هفته بعد تست بزنید، امروز بخوانید دو ماه بعد تست بزنید. اصلاً به این اعتقاد نداریم. می گوییم الان بخوانید تست بزنید. این اشکال پیش می آید که اگر همین الان خواندید همین الان تست زدید، بعداً در سیستم دوره، بعداً یک هفته مانده به کنکور، ما که همه درسها را خواندیم، همه تستها را زدیم، حالا چکار کنیم؟ ما می گوییم تستهای 30 آزمون؛ تستهای تالیفی؛ کجا کتابهای 30 آزمون. کتابهای 30 آزمون را که چاپ کردیم در بازار هست، کلی تستهای تالیفی گذاشتیم. می گوییم شما فعلاً درس را بخوانید تستهای کنکورها را بزنید یک مقدار استرستان کم بشود می بینید که مطالب چقدر پوشش می دهد، به جزوه درس مدرس اعتماد می کنید، آنچه را که می گوید دارد تستها را پوشش می دهد بعد نهایتاً اگر تست اضافه بر سازمان خواستید تستهای تالیفی؛ نخواستید هم که هیچ. بنابراین این اشتباهات که نکات مباحث را به هم ربط بدهند هیچ وقت پیش نمی آمد چون ما همان موقع که درس می دهیم همان موقع هم تستش می زنیم و هر مشکلی هم باشد همانجا برطرف می شود.

 

در این مورد برای داوطلبانی که امکان شرکت در کلاسها را ندارند چه پیشنهادی دارید؟

بهترین کار همان است که الان در کتابها صورت می گیرد یعنی شما الان هر کتاب کنکوری را نگاه کنید اول درس را می دهد بعد بلافاصله تستها را هم می گذارد. بهترین راه این است که درس را که خواندند بلافاصله تستهایش را بزنند. بعد که می روند فصل بعدی دو مرتبه درس را می خوانند تستها را می زنند یعنی همین طوری می روند جلو. برای اینکه یادشان نرود ما در برنامه ریزی هفتگیمان این طوری هستیم: شما هر هفته که می خواهید شروع کنید مثلاً به خواندن برنامه نویسی، اول یک دوره سریع به قبل بزنید، بعد مطالب جدید را بخوانید. حالا مثلاً اگر فرض کن رسیدم به بحث رشته می خواهم رشته را بخوانم، قبلش درسهای قبلی را در نیم ساعت یک ساعت مرور می کنم بعد وارد می شوم. بنابراین هیچ قاطی کردن ندارد.

یک نکته هم هست که باید با شما داشته باشیم: دانشجویان باید توجیه بشوند، کنکور ما کنکور 100 درصد و 90 درصد و 80 درصد نیست. خب من مدیر گروه شمسی پور هستم؛ کارنامه های بچه ها می آید زیرنظر من. وقتی که کارنامه ها را نگاه می کنم کارنامه رتبه های 1 رقمی، 2 رقمی کنکور را نگاه می کنیم می بینیم در این کنکور متوسط درسها 40 الی 45 درصد است؛ تازه مثلاً توی آن صفر درصد هم دارد مثلاً ریاضی و آمار صفر. این نشان دهنده چیست؟ این نشان دهنده این است که شما می توانید با 45 درصد تمام دروس، حالا مثلاً ریاضی 0 یا 10 درصد، رتبه 1 رقمی کنکور بشوید. این یعنی اینکه شما می توانید در درس برنامه نویسی از 10 تا تست، 6 تا را نزنید، به هیچ جایی که بر نمی خورد هیچی، تازه قبولم می شوید، جای خوب هم قبول می شوید مشروط بر اینکه آن 4 تایی را که زدید درست زده باشید. بنابراین شما می گویید فرض کن یک تست را نتوانست، دو تست را نتوانست، من می گویم 2 تا که هیچی 6 تا هم نتواند بزند. اما 4 تا بزند، درست بزند. بنابراین اگر فرض کنید که می گوید من نمی توانم بزنم، این طبیعی است. اینکه سر کلاس خوب می زند بعداً نمی تواند بزند، اینکه اینجا می آید سر کلاس درس را می خواند خوب می زند در کنکور خراب می کنید طبیعی است. ما می گوییم این مسیر طبیعی باید طوری باشد که دیگر کمتر از 40 درصد نشود. تازه اگر می خواهد رتبه خوب بگیرد. اگر می خواهد فقط قبول شود شما اگر کارنامه ها را ببینید فقط صرف قبول شدن همه درسها 20 درصد و ریاضی صفر. 20 درصد یعنی 2 تا از 10 تا بزن بقیه را نزن. حالا اینکه من اشتباه می زنم، سعی کنید اشتباه نزنید ولی اینکه نمی توانم بزنم طبیعی است هیچ اشکالی ندارد. من می گویم از 10 تا 6 تا را نزن اما 4 تا را بزن. اصلاً کنکور ما کنکور 90 درصد و 100 درصد نیست که مثلاً بگوییم طرف رفت 95 درصد زیست شناسی زد شرمنده پزشکی قبول نمی شوید مثلاً باید بروید دامپزشکی. ما می گوییم شما اینجا 100 درصد که هیچی 40 درصد بزنید قبول می شوید.

 

تعدادی از داوطلبان در حل تستهایی که گزینه ای مانند “خطا” دارند، دچار تردید می شوند؛ توجه به این گزینه ها را چه زمانی پیشنهاد می کنید؟

این از نکات کنکوری است؛ ما می گوییم هر وقت دارید تست برنامه نویسی نگاه می کنید اگر دیدید در گزینه ای خطا دارد اول بروید سراغ خطا. چون به خاطر اینکه اولین چیزی که به ذهن می رسد آن خطا هست. مخصوصاً اگر تعداد خطا زیاد باشد. داریم تستهایی که مثلاً نوشته خطا دارد، خطای اجرا دارد، خطای کامپایل دارد، آن نشان می دهد که طراح متمرکز است بر روی خطا. یعنی شما اول مساله خطا را حل کنید اگر مساله خطا حل شد و خطا نداشت آن گزینه حذف می شود و اگر خطا داشت که همان گزینه است. این در واقع از آن بحثهای کنکوری ما است. ما می گوییم اگر در تستهای برنامه نویسی دیدید خطا، برو حتماً سمت خطا.

 

بدیهی است که برنامه ریزی هر داوطلب با توجه به پارامترهای متعددی تعیین می شود، برای اینکه داوطلبان کنکور سراسری دوره های روزانه و شبانه یک دید کلی داشته باشند، پیشنهاد می کنید چه میزان ساعاتی در هفته برای برنامه نویسی اختصاص بدهند؟ (درنظر بگیرید یک دانشجوی متوسط فقط با استفاده از کتابهای کنکور بخواهند در یک فرصت 5 ماه خودشان را به کنکور سراسری برسانند)

6 – 5 ماه که خیلی زیاد است؛ این طوری که رتبه 1 رقمی می شوند! تقریباً چهار ماه وقت بگذارند تقریباً روزی 4 الی 5 ساعت درس بخوانند؛ 2 ماه مانده به کنکور روزی 8 ساعت درس بخواند، 1 ماه مانده به کنکور روزی 10 ساعت درس بخواند. سیستم ما سیستم 4 4 2 است؛ سیستمی که ماه آخر است. یعنی ماه آخر می رویم در سیستم 4 4 2 یعنی اینکه 4 ساعت 1 تخصصی، 4 ساعت 1 تخصصی، 2 ساعت 1 عمومی. برنامه نویسی را هم مثل یک درس تخصصی 4 ساعت در هفته بخواند. سیستم ما یک جور خاصی است یعنی می گوییم شما یک درس را یک بار در هفته بخوانید اما در برنامه هفتگی اینها 4 بار دوره دارند. یعنی می گوییم 3 تا درس 1 دوره، 3 تا درس 1 دوره، 3 تا درس 1 دوره، 3 تا درس عمومی 1 دوره. چون که کنکور ما 13 عنوان درسی دارد. 3 تا درس 1 دوره، 3 تا درس 1 دوره، 3 تا درس 1 دوره، یک دوره جامع، 3 درس عمومی هم یک دوره؛ ما در کل هفته یک موقع می بینید دانشجو 4 بار دوره دارد؛ 5 بار دوره دارد؛ دوره 3 تا درس، دوره 3 تا درس، دوره 3 تا درس، دوره جامع، 3 تا درس عمومی هم یک دوره. این دوره ها است که دانشجو را تقویت می کند وگرنه از لحاظ درس 4 ساعت در هفته کفایت می کند.

 

از طرف دیگر، داوطلبانی که هدفشان به دلایل مختلف (مانند ترخیص از خدمت سربازی) فقط قبولی است (برای مثال غیرانتفایی های شهرستان در کنکور سراسری یا دانشگاه های ترازن پایین در کنکور آزاد)، توصیه می کنید برای کسب درصد موردنیاز چه تایمی در هفته را برای مطالعه برنامه نویسی اختصاص دهند؟

سیستم قبول شدن در سراسری فوق العاده ساده است. قبول شدن در سراسری از آزاد ساده تر است از علمی کاربردی هم ساده تر است؛ برعکس اینکه دیگران فکر می کنند قبول شدن در سراسری سخت است. سراسری قبول شدن می گوییم که 5500 تا ظرفیت می خواهد تا رتبه 8000 قبول می شوند، تکمیل ظرفیت تا 10000 قبول می شوند. اگر کسی قرار شد فقط قبول شود، کافی است که تمام دروس را 20 درصد بزند و ریاضی و آمار را هم صفر بزند. 20 درصد هم یعنی اینکه از هر 10 تست 2 تست را بزند 8 را نزند. طرف دیگر باید چی باشد که نتواند این را بزند مگر اینکه چیزی نخوانده باشد و بخواهد شانسی بزند. ما در موسسه خودمان به بچه ها می گوییم اگر فقط شما می خواهید قبول شوید، اصلاً هیچ کلاس کنکوری نمی خواهد، 2 هفته بیاید ما یکسری جزوه می دهیم بخواند قبول می شود. فقط قبول می شوید همین. ولی اگر قرار شد بیاید اطراف تهران قبول شود، یک مقدار بیشتر درس بخواند. اگر می خواهد تهران قبول شود حتماً حالا بیاید کلاس کنکور نه، با سیستم کنکور ما بیاید جلو. نمی گوییم کلاس کنکور، با برنامه ریزی ما بیاید جلو. آزمونهای آزمایشی شرکت کند. بچه هایی هستند که در اینجا فقط کنکورهای آزمایشی ما را می دهند ولی در سیستم برنامه ریزی ما قرار دارند. خدا را شکر خوب هم جواب می دهد؛ 113 تا قبولی داشتیم که 3 تا رتبه 1 رقمی بودند. خوب جواب دادیم. این کلیتش است یعنی خیلی از بچه های ما الان روحیه شان روحیه بالایی است چون می دانند قبول شدن در سراسری ساده است. فقط باید این را بدانند که باید بتوانند خودشان را به 20 درصد برسانند اگر می خواهند قبول شوند یا به 40 درصد برسانند که حتماً تهران رتبه 1 رقمی، 2 رقمی می آورند. برای همین ما بچه ها را اصلاً نمی ترسانیم که شما باید حتماً 70 – 60 درصد بزنید؛ خالی بند هم نیستیم چون کارنامه های بچه های شمسی پور را می بینم. بالاخره وقتی نگاه می کنم بعضی وقتها خنده ام می گیرد که چطوری می شود یک دانشجو مثلاً رتبه اش می شود دو رقمی می آید در شمسی پور. در سمیناری هم که ما در شمسی پور داشتیم که خیلی سرو صدا کرد، کارنامه های بچه ها را وقتی نشان می دهیم، اکثر بچه های قبول شده شهید شمی پور ما، شاید شهید رجایی هم همین طور بود، رتبه های 1 رقمی، 2 رقمی، ریاضی صفر. این خیلی سروصدا کرد مدرسان ریاضی طوری به ما اخم کردند که آقا چرا شما اینها را گفتی.

 

یکی از سوالات داوطلبان این است که می توان این درس را سفید گذاشت و با بالا زدن دروس تخصصی دیگر جبران کرد؟

بودجه بندی ما یک مقدار هوشمند است یعنی این طور نمی گوییم که بچه ها حتماً باید معارف را 60 درصد بزنید، بعد دانشجویی می آید پیش من می گوید من زبانم خیلی ضعیف است نمی خواهم هم بخوانم؛ ما نمی گوییم خب پس هیچی قبول نمی شوی. ما بودجه بندیمان ترکیبی است یعنی می گوییم بچه ها برنامه نویسی و دروس تخصصیتان را برای اینکه تهران قبول شوید، باید جمعش را بزنید 70 درصد. دانشجویی می آید می گوید به قول شما من خیلی ضعیفم، اصلاً نمی توانم بزنم صفر صفرم، می گوییم صفری، دروس تخصصی بزن.

 

راحت می توانند با دروس دیگر جبران کنند. مثلاً من می گویم جمع دروس عمومیتان باید بشود بالای 100 درصد؛ یعنی 33، 33، 33؛ من زبانم ضعیف است هیچی نمی خواهم بزنم، بزن 50 – 50؛ معارف 50، ادبیات 50؛ یعنی بودجه بندی ما ترکیبی است؛ من ریاضی، آمار نمی خواهم بزنم، نزن؛ من کارنامه هایی دارم که نزدند. ولی اگر ریاضی و آمار زدی 20 درصد خیلی خیلی جلو می افتی، چون ضریب 3 دارد بچه ها ضعیفند، میانگین درصدش پایین است، شما وقتی بزنید 20 درصد خیلی جلو می افتید.

 

با توجه به نحوه طراحی تستهای برنامه نویسی اگر داوطلبان بین دو گزینه 50 – 50 شک داشته باشند، شما پیشنهاد می کنید یک گزینه را انتخاب کنند؟

همیشه تست 50-50 را باید زد. طبیعی هم هست اگر یک محاسبه ساده ریاضی کنید می بینید که تست 50 – 50 به نفع است یا به ضرر. باز تست 50 – 50 که درست 50 – 50 شده باشد، یک موقع است که شما می گویید این را نمی دانم این را نمی دانم خب تست شد 50 – 50؛ این که 50 – 50 نشد. 50 – 50 ای که مطمئن هستید دو گزینه اشتباه هستند را حتماً باید زد. بعد وقتی که شما کنکور دادید می خواهید درصد بگیرید، تستهایی که 50-50 زدید باید جزء 50-50 حساب کنید. نباید بگویید خب من 5 تا تست 50-50 زدم، درست هستند، نه در محاسبه خودتان هم باید 50-50 حساب کنید.

 

برای کسب درصد عالی در برنامه نویسی علاوه بر نکات مفید و جامعی که فرمودید، چه توصیه دیگری دارید؟

تخیلی است! من برعکس به بچه ها می گویم اگر فرض کنید شما می توانید تخصصی یا برنامه نویسی 100 درصد یا 90 درصد بزنید، نزنید! می گویند چرا؟ می گویم چون مردود تخصصی که می شوید هیچی، وزارت اطلاعات می آید سراغتان! می گویند چرا؟ می گویم چون تا به حال کسی نزده بعد فکر می کنند که سوالات لو رفته است! حالا گذشته از این شوخی، 1- خیلی سخت است که کسی بخواهد 80 درصد بزند. 2- فایده ای ندارد چون با 60-50 هم رتبه 1 رقمی می شود. با 70 درصد می شود رتبه 1 رقمی و تا رتبه 30 هم طبیعتاً شهید رجایی و … قبول می شود. ولی حالا فرض کنیم که می خواهد که تابلو کند که من تنها کسی هستم که 80 درصد زدم، اگر بخواهد این کار را بکند طبیعتاً باید خیلی سرمایه گذاری کند، خیلی باید حساسیت به خرج بدهد، ممکنه است همین حساسیتش کار را بدتر کند؛ من دانشجویی داشتم که روی هوا تست برنامه نویسی می زد، رفت توی کنکور یک دفعه نوع تیپ سوالات عوض شد درصدش شد 18- درصد؛ یعنی خیلی وابسته است به نوع تیپ تستها؛ دانشجویی داشتیم که 1/5 میلیون تومان معلم خصوصی ریاضی گرفت رفت که به قول ما بترکاند، رفت و یک دفعه ترکید! چون آن سال یک دفعه 10 تا از تستها سری شد و او هم نخوانده بود و رفت و فشارش افتاد پایین. این بحثها هست یعنی ما هرچقدر ما روی یک درسی حساسیت به خرج بدهیم باید دقت کنیم که همین حساسیت ممکن است بلای جان ما شود. حالا اینها را بگذار کنار، پیشنهاد من این است که 1- تمام تستهای کنکورها در همه درسها من جمله برنامه نویسی باید زد چرا چون ممکن است تشابه داشته باشند چون که در کنکور 87 هم تشابه داشتیم. 2- برویم سمت تستهای تالیفی. 3- توکل کنیم به خدا. چون ممکن است خیلی وقتها من خیلی هم خوب خوانده باشم مثل سال 86 اتفاق بیافتد که یک دفعه بدون اینکه سازمان سنجش اعلام کند، بروند بشینند و ببینند که تستها ++C و VB است و من هیچی نخواندم. اما من احساس خودم این است که نباید در یک درسی بیش از اندازه، بیش از حداکثر متصورش پرورش داد.