آخرین خبر ها
ویدیوهای مهندسی عمران ویدیوهای مهندسی مکانیک ویدیوهای مهندسی معماری
ویدیوهای مهندسی برق ویدیوهای مهندسی برق قدرت ویدیوهای مهندسی کنترل
ویدیوهای مهندسی صنایع ویدیوهای مهندسی شیمی ویدیوهای مهندسی پزشکی
ویدیوهای علوم اقتصادی و مالی ویدیوهای مهندسی نرم افزار آموزش مباتی برنامه نویسی
آموزش آمار و احتمال مهندسی آموزش مهارت های کامپیوتری آموزش اکسل Excel 2016
آموزش طراحی وبسایت آموزش های رایگان آموزش کار با اینترنت

مصاحبه

۱۷ نظرها

خودتون رو معرفی میکنید ؟

سمیرا فرخی – رتبه یک کنکور کاردانی به کارشناسی آزاد ( واحد تهران جنوب )

 

مدرک کاردانی را از کدام دانشگاه گرفتید؟

پودمانی هادی.

 

شما فکر می کنید اعتبار دانشگاه کاردانی یا سطح علمی داوطلب در کاهش زمان مطالعه چقدر می تواند تاثیرگذار باشد؟ به عبارت دیگر تعدادی از داوطلبان گمان می کنند که داوطلبان دانشگاه های معتبر سراسری جلوتر از آنها هستند. نظر شما چیست؟

راستش من فکر می کنم بی تاثیر هم نیست چون به هر حال اساتیدی که مثلاً برای دانشگاه های درجه چندم، سوم به بعد می آورند هم از نظر مدرکی هم از نظر سواد واقعاً فرق می کنند با اساتیدی که توی دانشگاه های معتبرتر هستند. خیلی فرق می کنند. من این ضعف را دیده ام. چون من پودمانی می خواندم خیلی از اساتید ما اصلاً سوادشان از بعضی دانشجویانی که خودشان خوانده بودند شاید کمتر است ولی خب نمی توانم بگویم که همه شان این جوری هستند چون استاد خوب هم داشتیم ولی با همه اینها چون که معمولاً دانشجوها خودشان هستند که درس می خوانند یا نمی خوانند یا بالاخره کار می کنند یا نمی کنند بیشتر دانشجو بیس است تا استاد یا دانشگاه.

 

چه سالی فارغ التحصیل شده اید؟

آذر 86. کلاً نمی خواستم دیگر ادامه بدهم چون فکر می کردم اصلاً چیزی یاد نمی گیرم. رفتم کلاس بیرون و سراغ کار و این جور چیزها.

 

فاصله بعد از فارغ التحصیلیتان تا شروع مطالعه باعث افزایش زمان مطالعه تان شد؟ یا تاثیر منفی دیگری داشت؟

راستش خب تاثیر که دارد. صد درصد هم تاًثیر دارد چون بالاخره مثلاً من خودم 2 سال فاصله گرفته بودم دانشگاه هم حالا خیلی … بود. مثلاً ریاضی خیلی از چیزها را من یادم رفته بود. هنوز هم مثلاً من مشتق را یادم نمی آید. هیچ وقت هم سعی نکردم به یادم بیاورم ولی خب واقعاً تاثیر داشت همه اینها. از خیلی چیزها فاصله گرفته بودم. بیشتر رفته بودم توی کار و عملی تا تئوری فرمولها و تمام فکرم یک جور دیگر شده بود. در کلاسها 10 روز اول می گفتم این را ما داشتیم، این را ما داشتیم؛ این جوری بود. برای همین تاثیر دارد ولی خب چیزهای دیگر هم بی تاثیر نیستند برای همین اینها را می پوشانند.

 

در کلاسهای کنکور (برای چه دروسی) و آزمونهای آزمایشی شرکت کردید؟

من 4 تا از درسها را ثبت نام کردم 4 تا اصلی که نداشتم. به هر حال ذخیره و ساختمان و مدار و از کلاسها راضی بودم چون من اصلاً اهل درس خواندن نیستم. این را بی تعارف دارم می گویم و سرکار هم می رفتم و کلاً آدمی نبودم که وقت بگذارم و یک چیزی را خودم بخوانم. برای همین من کلاً باید در جو باشم. بنشینم و فوقش گوش بدهم؛ اینجوری بیشتر یاد می گیرم. برای همین کلاسها را نوشتم. آزمونها را هم نوشتم. اصلاً من نمی خواستم کنکور شرکت کنم امسال. بعد بچه ها را توی Yahoo می دیدم در تب و تاب کنکور هستند و می خواهند ادامه بدهند. گفتم من هم هستم. اینجوری شد بعد کلاسها به نظر من فوق العاده بود چون سر کلاس من واقعاً گوش می دادم. حالا حرف هم می زدیم دیگر! ولی خب آزمونهایش از این نظر که حس رقابت خاصی بود که بعد از آزمونها نتیجه خیلی احساس خوبی داشت.

 

اگرکه الآن می توانستید انتخاب کنید باز همان کلاسها و آزمونها را انتخاب می کردید؟

بله، باز هم می رفتم. شاید مثلاً از اول برنامه سازی هم می زدم چون من توی آزمون برنامه سازی را خوب نمی زدم به این خیال که من توی دبیرستان سی و پاسکال داشتیم دیگر. من فکر می کردم چون آن زمان خوب بودم هنوز هم هستم. همین که من می گویم فاصله می افتد، فاصله باعث شد من یادم برود. اصلاً دیگر حس خواندن هم نداشتم. گفتم خودم می خوانم چون 4 روز هم در هفته کلاس داشتیم اصلاً من نمی توانستم هم کار کنم هم کلاس بروم هم بخوانم ولی اگر دوباره می رفتم شاید برنامه سازی هم می گرفتم که خیالم راحت بشود.

 

برای سایر دوستانی که امکان شرکت در کلاسهای کنکوری را ندارند چه توصیه ای دارید؟

 

راستش نمی دانم چه بگویم چون من کمی فکر خودم فرق می کند. من اصلاً اهل خواندن نیستم و پشتکارم قوی نیست. به هر حال من فکر می کنم که بستگی به این دارد که چه کتابی را انتخاب می کنند باید یک رفرنس حتماً داشته باشند یعنی یک نفر که بتوانند از او بپرسند چون دانشجو یک مبحثی را که می خواهد بخواند اگر در آن گیر کند دیگر انگیزه برای ادامه دادن آن ندارد. باید مطمئن باشد که می تواند آن را حل کند و جلو برود مگر اینکه بخواهد حذفش کند. برای همین باید یک رفرنسی داشته باشد یا یک کتاب خوب. کتابهای … از نظر خودآموزی به نظر من کتابهای خوبی هستند. حالا من شاید هر کدام را مثلاً 20 صفحه خواندم نه بیشتر ولی از نظر اینکه بخواهند خودشان بخوانند به نظرم کتابهای خوبی آمد. همه اش هم بستگی به اعتماد به نفس شخص نسبت به خودش دارد. اگر یک نفر فکر می کند خودش می تواند درس را بفهمد، می فهمد اگر فکر میکند نمی فهمد باید دنبال استاد باشد.

 

برای دروس تخصصی و عمومی رفرنس می خواندید یا کتاب کنکور؟

راستش من فقط جزوات اساتید را خواندم یعنی همه کتابها را گرفتم. کتابهای … نمی دانم باید اسم ببرم یا نه؟ 2 تا از موسسه ها را کلاً کتابهایشان را گرفتم کامل؛ ولی هنوز نو هستند! الآن داده ام به یکی از بچه ها بخواند. من چون هم آزمونها را بودم هم کلاسها را از هر کدام از درسها 2 تا داشتم. 4 تا از درسها را 2 تا داشتم ولی من همان کلاسهایی که آمده بودم هر چیزی را که استاد درس می داد موقعی که کلاس داشتم کلاً نمی خواندم. بعد از اینکه کلاسهایم تمام شد یعنی ماه آخر آبان بود فکر کنم می خواندم یک چیزهایی را. همان جزوه را بعد آخرش از هر فصل تست 20 تا 30 تا تست گذاشته بودند؛ تستهای سالهای قبل بوده که گلچین شده بود. همانها را من 2 بار زدم تاثیر هم داشت. دیگر تست زیاد نزدم. راستش چون بیشتر نمی رسیدم راستش اصلاً حسش را هم نداشتم. فقط مباحث را دوره می کردم. 2 بار من دوره کردم. دوره ام هم یک جور خاصی بود. مثلاً قبل از هر آزمونی که می دادم روز آخر مثلاً پنجشنبه را می گذاشتم برای دوره. هر درس را نیم ساعته دوره می کردم. دقیقاً پنجشنبه جمعه ای هم که ساعت 3 کنکور داشتیم همین کار را کردم .

 

شما پیشنهاد رفرنس خواندن به داوطلبان می کنید یا طبق تجربه خودتان نظرتان بر این است که کتب کنکوری کافی هستند؟

یک خرده فرق می کند همه می گویند باید یک رفرنس باشد که از روی آن بروی جلو بعد یک سری تستهای مولف نه، تستهای کنکور را باید بخوانند. اساتید هم حتی همین را می گفتند ولی من این جوری بودم باید مباحث را یاد می گرفتم مفهومی، مساله ای؛ بعد 10 تا تست هم آخرش می زدم. اینجوری کارم راه می افتاد.

 

این مفهومی خواندن در کلاسها شکل می گرفت یا با مطالعه کتب کنکوری؟

در کلاسها شکل می گرفت.

 

چند ماه مطالعه کردید و به طور میانگین روزی چند ساعت؟

من که کار می کردم و هنوز هم کار می کنم ساعت کاریم هم یک جوری نبود که مثل خانم فرهودی (رتبه 1 تهران شمال) بتوانم کمش کنم. متاسفانه تا ساعت 6 و 7 هم می ماندم سرکار بعد اینکه یک ذره بدآموزی شاید داشته باشد من بگویم روزی چند ساعت درس می خواندم! راستش من در خانه که اصلاً نمی توانستم درس بخوانم چون می رفتم خانه آنقدر خسته بودم که فقط پای کامپیوتر و اینترنت بودم ولی دیگر خودم را مجاب کرده بودم در شرکت ساعت 5:30 کارتم را می زدم و می رفتم همان جا پشت میز کنفرانسمان می نشستم و 2 تا 2:30 ساعت می خواندم. 8-7:30 می زدم بیرون. می آمدم خانه حدود 9 بود و 1 ساعت هم شام و استراحت بعد تا یک ساعت و نیم دیگر می خواندم. در کل روزی 4 ساعت هم نمی شد حدوداً 3 ساعت. این هم فقط مربوط می شد به ماه آخر یعنی کلاسهایم که تمام شد. من کلاس که می رفتم اصلاً درس نمی خواندم. سر کلاس ولی گوش می دادم. کلاسهایم که تمام شد دیگر اصلاً ناامید شده بودم. بچه ها می گفتند یک جای دیگر بزن اصلاً تهران-جنوب را نزن؛ بی خیال شو قبول نمی شوی چون نمی خوانی. مثلاً من عمومیها را اصلاً دست نزدم تا 10 روز آخر. ادبیاتم اصلاً جزو حذفیاتم بود. زبان نخواندم؛ تنها چیزی که خواندم، 2 روز معارف خواندم؛ 3 روز مانده بود به کنکور به من مرخصی دادند در آن 3 روز روزی 6-5 ساعت می خواندم .

 

فکر می کنید چند درصد از زمانی که برای کنکور گذاشتید مفید بوده؟

به نظر من غیر از مواقعی که sms می زدم بقیه اش مفید بوده. می خواندم مباحث را، تستپهایش را هم آخرش می زدم برای هر درس 1 ساعت، 1.5 ساعت، 2 ساعت وقت می گذاشتم. بیشتر من چون زمان یک درس را در شرکت می خواندم، یک درس را در خانه می خواندم فصل به فصل می رفتم جلو.

 

اکثر داوطلبان در مدت چند ماه مطالعه شان به دلایل مختلفی مانند عدم کسب رتبه دلخواه در آزمونها، عقب افتادن از برنامه ریزیشان، فراموشی مطالبی که ماههای قبل خوانده اند و … گاهی احساس می کنند که از داوطلبان زیادی عقب هستند و این روحیه در یادگیریشان تاثیر منفی می گذارد و باعث می شود بیشتر از برنامه شان عقب بیافتند. به عبارت دیگر سایر رقیبانشان را خستگی ناپذیر، با پشتکار عالی و حافظه دائمی تصور می کنند. اگر شما این تجربه را داشتید چطور با آن کنار آمدید؟

راستش این موضوع را که زیاد تجربه کرده ام چون خودم همین جوری بودم. سر کلاس که گوش می دادم همان موقع تستها را می زدم ولی جلسه بعدی، مباحث قبلی اصلاً یادم نبود بعد بچه ها را می دیدم می گفتند دور دوم یا سومشان است، می گفتم چه جوری اینها درس می خوانند که مثلاً 3 دور تمام شده! من 25% اول مباحث را هنوز شروع نکرده ام. ولی حتی یادم هست یک بار 4-3 روز درس نخواندم، 1 ماه مانده بود به کنکور؛ بعد با یکی از دوستانم مشورت کردم گفتم اصلاً بی خیال شدم باید چکار کنم؟ نمی توانم حتی شروع کنم دوباره. کمی مشورت کردیم. جو دادیم. قرار شد sms بزنیم خبر بدهیم که مثلاً نیم ساعت خواندم، اینقدر خواندم. این جوری شد یعنی به نظر من این ارتباطی که بین بچه ها هست خیلی بیشتر تاثیر دارد که در جمع باشند چون مثلاً من با دوستانم که chat می کردم مثلاً می گفتند من ادبیاتم تمام شد دور دومم است. می دیدم من هنوز شروع نکردم. ولی آن کسانی که می گذارند برای آخرها یا این انگیزه هایی که همه اش فکر می کنی 10 روز مانده برنامه ریزی می کنم توی این 10 روز یک روز ادبیات می خوانم، یک روز این را می خوانم، یک روز آن را می خوانم یعنی به خودت باید انگیزه بدهی. دیگر باید فکر کنی که توی این 10 روز هم می توانی جمعش کنی. یک مثل معروفی هست که می گوید برای یادگرفتن آدم هر چه زمان کمتری داشته باشد چیزهای بیشتری یاد می گیرد یعنی واقعاً همین طور است به نظر من.

ولی می دانید این آزمونها یک ذره ترسناک بود مثلاً من 2 روز آخر را سخت می گرفتم آزمون را می شدم نفر 4، همه می گفتند تو قبولی و من از این می ترسیدم که ضایع بشوم و قبول نشوم و همه بگویند تو که این جوری شد قبول نشدی! این برای من خیلی سنگین بود. این بیشترین استرس را داشت. پیش آنهایی که فکر می کنند صد درصد قبول می شوم …

می دانید پشت سر آدم حرف می زنند که طرف این قدر می خواند و به روی خودش هم نمی آورد و می گوید من نمی خوانم. خانواده خیلی چیز جالبی است، من اصلاً به خانواده ام نگفتم که کنکور دارم! یعنی خودم همین جوری تصمیم گرفتم، ثبت نام کردم، کلاسها را رفتم؛ می گفتم کلاس دارم. درسی که می خواندم می گفتم درس خودم است چون 1.5 ساعت هم بیشتر توی خانه نمی خواندم بیشتر توی شرکت 2 ساعت می خواندم برای همین بعد از نتیجه تازه گفتم من کنکور دادم قبول هم شدم!

 

لطفا تجربه های مثبت و منفی مدتی که برای کنکور آماده می شدید را عنوان کنید.

راستش من معارف را شاید 5-4 ساعت برایش وقت گذاشتم ولی همان 80 زدم خیلی خوشحالم از این بابت!

 

ممکن است که بیشتر توضیح بدهید؛ واقعاً چطور با این میزان مطالعه این درصد بالا را کسب کردید؟

نمی دانم شاید اطلاعات عمومیم بالا است. من درسهای عمومی را از روی اطلاعات عمومیم می زنم. این جوری بگویم یعنی از روی روانشناسی که منظورش چی است که چنین سوالی پرسیده، مسلماً چنین چیزی می خواهد! بیشتر این جوری بود. مثلاً من یادم است زمانی که سرکار می رفتم از این 2 ساعتهای آخر معارف را توی شرکت از یک سر سالن تا آن سر سالن می رفتم 2 تا از درسهایش را از روی کتاب مولفم می خواندم و از عمومی ها فقط معارف را خواندم. زبان تخصصی و عمومی و ادبیاتم را گذاشتم جزء اطلاعات عمومی کامل! ولی از درسهای تخصصیم کتابها را می خواندم.

 

در مورد روش مطالعه، تست زنی و مرورتان بفرمایید.

من جزوه استاد یا کتابی که شبیه جزوه استاد بود که سر کلاسها رفته بودم را می خواندم. مثلاً اگر قرار بود 2 ساعت درس بخوانم، مثلاً 1.5 ساعت را می خواندم چون طول می کشید مسائلش را و 20 تا تست آخرش که مسلماً تست کنکور بودند. تستهای تالیفی را نه پیشنهاد می کنم نه می زنم چون به نظر من ذهن آن استاد یا آن شخصی که آنها را طرح می کند ممکن است اصلاً ربطی نداشته باشد به آن مباحثی که توی کنکور می آید. به همین خاطر من پیشنهاد نمی کنم. درست است درس را جا می اندازد ولی برای امتحانات دانشگاه نه برای کنکور ولی تست را حتماً باید بزنید؛ حتی همان 20 تا نمی خواهم بگویم کافی است ولی واقعاً برای من جواب داد چون که تستهای خاصی بود که هیچ وقت در مسائل تشریحی یاد نمی گرفتم که چطور باید این مسئله را حل کنم. من خیلی از درسها را از همان 20 تا تست یاد گرفتم.

 

آیا درسی بوده که احساس کنید یادگیریش نسبت به دروس دیگر برایتان مشکلتر است؟ (اگر این تجربه را داشتید راهکاری که برای مطالعه این درس بکار برده اید چه بوده است؟)

راستش من یک اخلاق بدی دارم فکر می کنم هیچ وقت مشکلی پیش نمی آید. اگر بخواهم بخوانم فقط می گویم حالا یک کاریش می کنم ولی یکسری از درسها را اصلاً نمی خواستم حذف کنم. درسهای عمومی را می خواستم حذف کنم مثلاً من 30 زدم ادبیاتم را. دیگر مشکل خاصی نداشتم، ریاضی را می دانستم همه می خواهند حذف کنند من لج می کردم می گفتم من نمی توانم ریاضی را حذف کنم. می خواهم بزنم چون ریاضیم خوب بوده حیف است که از آن استفاده نکنم ولی درسهای دیگر را همه می زدند ما هم می زدیم دیگر.

 

چنانچه مایل باشید درسهای تخصصی و عمومی را یک دور مرور کنیم و شما به این سوال که در این درس درصد بالایی کسب کردم چون … در ارتباط با هر درس پاسخ بدهید. در واقع مهمترین دلیل موفقیتتان در هر درس را بفرمایید. (اگر اشتباهی کردید یا توصیه ای دارید)

معارف: کلاسهای عمومی.

ادبیات: ادبیات را هم درصد بالایی نزدم 30 زدم من فقط درک مطلب زدم.

زبان عمومی: زبان عمومی هم زبانم خوب بود دیگر؛ من از بچگی زبان کار می کردم برای همین.

 

بیشتر واژگان یا گرامر؟

واژگان.

ریاضی و آمار: ریاضی و آمار را هم کلاس که نرفتم. همان اطلاعات خودم بود. فقط آمار یک کم احتمال را خواندم.

مدار منطقی: مدار منطقی را که کلاً نه که اولش با ریاضی شروع می شود مبنا بود و همه اینها ریاضی راهنمائیمان بود خیلی خوب بود. با این انگیزه شروع شد سر کلاس هم که خوب می شد. برای همین مدار را چون بیس ریاضی داشت دوست داشتم. آن را هم 100 زدم.

زبان تخصصی: زبان تخصصی را هم که نخواندم چون من خودم دنبال MCSE و شبکه که بودم کلاً زبان تخصصیم خوب بود. برای کارم و درسهای خودم. برای همین زدم. من می خواستم ول کنم دوستانم می گفتند کی می خواند ضریبش 1 است نخوان ولی 90 زدم.

ذخیره و بازیابی: ذخیره را هم که همان کلاسم. چون من نخوانده بودم.

سیستم عامل: سیستم عامل، راستش من خیلی تست نزدم. همان تستهای آخر جزوه ام را زدم ولی باز هم یک خرده در همان فاز بود بیشتر، هم اینکه من الگوریتمها را خوب یاد گرفته بودم تستها هم اکثراً از الگوریتمها بود.

ساختمان داده: ساختمان را هم جزوه استادم را خواندم، آن هم کلاسم. کلاً درسهای اصلی را کلاسم تاثیر داشت.

برنامه نویسی: برنامه سازی را من هم می ترسیدم که اصلاً خوب نزنم یعنی درصدهای بچه های سال قبل را که نگاه می کردم می دیدم که اکثرا بالای 60 بوده. می گفتم چطور می توانم من که توی آزمونها 30-25 می زنم این را عوضش کنم؟ عمراً نمی توانم اصلاً. ولی آزمون آخر را که دادم ضعفم توی برنامه سازی رتبه ام را کشید پایین؛ پنجم شدم. دیدم که برنامه سازی 25 درصد زدم. 2 روز وقت گذاشتم برایش یعنی کلاً درسهای دیگر را بی خیال شدم. برنامه سازی را می خواندم از کتابش، جزوه و کتاب، تاثیر داشت واقعاً؛ 90 درصد زدم.

 

در مورد تفاوت سطح سوالات 88 با سالهای قبلتر بفرمایید.

من نمی توانم مقایسه کنم چون من ننشستم که ببینم آزاد 87 چی است دقیقاً، ولی در کل من از آزمون که آمدم بیرون بالاخره آن 20 تا تستهای آخر فصلها را که می زدم واقعاً خیلی ساده تر بود خیلی از درسها. ادبیات یک ذره سختتر بود چون به نظرم من آزمونهای خودم را که چک می کردم ادبیات را بهتر می زدم تا کنکور. معارف خوب بود خیلی خوب بود. من همه را زدم. یک جورهایی درسهای تخصصی ذخیره اش سختتر بود. سیستم عامل ساده تر شده بود. برنامه نویسی که اصلاً آب خوردن شده بود واقعاً. ریاضی خیلی سخت بود ولی آمار و احتمالش بد نبود. مدارش هم مثل همیشه بود. به نظرم 2-1 تا سوالش خیلی ساده بود. در کل من آمدم بیرون گفتم قبول می شوم. من معمولاً عادت ندارم بگویم این جوری یعنی همیشه می گویم آن یک درصد احتمال ممکن است کار دستمان بدهد ولی آمدم بیرون گفتم احتمالاً من قبول می شوم. خوشحال بودم راضی بودم حداقل از آزمون که ساده بود.

 

به داوطلبانی که می خواهند یک/چند درسشان را حذف کنند چه توصیه ای دارید؟ آیا تفاوت سطح سوالات هر درس در کنکورها به اندازه ای ثابت است که بتوانند پیش بینی کنند که با مطالعه چند درس می توانند تراز لازم را کسب نمایند؟ به عبارت دیگر ریسک این کار حداقل برای داوطلبانی که هدفشان قبولی در تهران و شهرستانهای تراز بالا هست قابل پذیرش است؟

به نظر من بستگی دارد که چه درسی را حذف کنید. دروس تخصصی مثل ریاضی و آمار را چون همه حذف می کنند ضرری به شما نمی زند. نهایتاً شما هم با همه مقایسه می شوید و شما هم مثل آنها هستید و صفر می زنید.

من خودم ریاضی را حذف نکردم چون می دانستم بقیه اکثراً حذف می کنند. من که می توانم حداقل 5-4 تا سوال را جواب بدهم آنقدر برایم تاثیر دارد که ریسک کنم و حذفش نکنم. اگر کسی می خواهد حذف کند و واقعاً نمی تواند بخواند خب ریاضی و آمار را می تواند حذف کند چون بقیه هم همین هستند اما درسهایی مثل درسهای تخصصی و ذخیره و سیستم عامل و ساختمان را مخصوصاً اصلاً پیشنهاد نمی کنم حذف کنید چون درصدهای کنکورها را که نگاه می کردم اکثرا که خیلی هم تاپ بودند در رنج 50 بودند. برای همین خب همه خوانده اند دیگر، نفرهای برتر، اکثریت که نمی آیند درسهای تخصصی را حذف کنند. وقتی که این همه خوانده اند باز 50 درصد می زنند اگر کسی بخواهد یک درس را حذف کند مسلماً زیر 40-30 دیگر بیشتر نمی تواند بیاورد چون بالاخره خود درسی که حذف شده یک درصد خیلی خاصی را می گیرد و کم می کند برای همین اصلاً پیشنهاد نمی کنم ولی درسهای عمومی مثلاً زبان تخصصی یا چیزهای دیگر را اشکال ندارد.

 

درباره یک حس مشترک بین اکثر داوطلبان در روزهای قبل از کنکور این است که “احساس می کنم هر چی که خواندم فراموش کردم” نظرتان چیست؟

باز یک ذره سوالتان برای من فرق می کند چون من ماه آخر شروع کردم ولی طبیعی بود. دیگر من یک مبحث را می خواندم 4 روز بعدش می گفتم راستی آن مبحث ممکن است یادم نباشد برای امتحان ولی آزمونها را که می دادم روز آخر دوره می کردم بعد من یک چیزی خاص خودم داشتم یک دفترچه داشتم مثلاً اگر می خواستم سیستم عامل را بخوانم حالا جزوه را می خواندم در همان 2 ساعت، نیم ساعت وقتم را می گرفت ولی واقعاً این کار را می کردم. برداشت خودم را انگار خودم می خواهم جزوه دست نویس برای خودم درست کنم می خواستم نکته برداری کنم دیدم من دارم همه چیز را می نویسم برای همین یک جورهایی جزوه برداری کردم. پاراگرافها و چیزهای اضافه را حذف کردم بعد موقع دوره مثلاً سیستم عاملی را که من 4 فصل می خواستم بخوانم واقعاً نیم ساعت وقتم را می گرفت ولی واقعاً 4 فصل را کامل خوانده بودم حتی یک واو هم جا نمی ماند چون جزوه را کامل نوشته بودم. چیزهای مهمی که واقعاً لازم بود دوره شود به این صورت من همه مباحث را دوره کردم.

 

در مورد شرایطی که سر جلسه داشتید (وقت کم آوردن، استرس، بی دقتی، پاسخ نامطمئن به تستها و … ) بفرمایید.

استرس که نداشتم. معمولاً استرس ندارم. سر جلسه سعی کردم با بچه ها دوست بشوم ولی همه استرس داشتند غیر از این هم سر جلسه من زود تمام کردم برگشتم از اول چک کردم که ببینم کلاً چی زدم و بشمارم چند تا زدم و آمار خودم را درآورم. دیدم مثلاً یکی از درسها را گزینه 3 بود، من 2 زده بودم. برای همین گفتم نکند باز هم چنین مواردی باشد. کلاً تمام جوابهای پاسخنامه ام را با سوالهای جزوه ام چک کردم. دیدم همان یکی بود. بعد تست 50-50 هم بله؛ همین ادبیات چون اطلاعات عمومی بود، کلاً روی شانس یکم رفتم جلو. 50-50ها را مثلاً روی پاسخنامه ام نگاه می کردم می دیدم مثلاً این 3 تا خالی است. چکارش کنم باید یک کاریش بکنم! چند تا از این 50-50ها را باید جواب بدهم. فقط این ریسک را برای ذخیره نکردم چون نمی توانم کاری بکنم. ذخیره حل کردنی است ولی بقیه مثلاً برای ریاضی 3 سوال ریاضی جواب دادم. مباحثی را که اصلاً نمی خواستم جواب بدهم را جواب دادم. آمار را هم همینطور.

 

اکثر تستهایی که زدید درست بود؟

بله، خوشبختانه خوب بود. حتی من توی برنامه سازی هم یکی را شانسی زدم. شانسی که نه همین 50-50 ها را ولی باز هم خوب بود حتی ادبیاتم هم به رحال بهتر از آنی بود که فکر می کردم.

 

با توجه به اهمیت بالای انتخاب اول در قبولی کنکور دانشگاه آزاد چه توصیه ای برای داوطلبانی که سطح بالا انتخاب رشته می کنند دارید؟

من چون فقط به بچه های سرکار گفته بودم استرس اینکه قبول نشوم را نداشتم. از اول هم فقط دوست داشتم تهران جنوب را بروم. بیس را خواست خدا گذاشتم. از طرفی هم می گفتم فوقش نمی شوم بالاخره آزاد هزینه دارد و اگر قرار است هزینه اش را بدهم چون خودم هم دارم این کار را می کنم پس آن چیزی را که خودم می خواهم را می کنم. اگر قرار باشد که نروم خب می روم علمی-کاربردی که کنکورش هم اسفند ماه بود. گفتم نتیجه کنکور که آمد اگر قبول نشدم می روم علمی-کاربردی؛ دیگر حداقل جایی را دارم می روم که خیلی به من زور ندارد. جای دوری نمی روم جوری نمی شود که بگویم این همه دارم هزینه می کنم باز آن چیزی که می خواهم نشد.

 

عامل اصلی موفقیتتان را چه می دانید؟ به عبارت دیگر از بین داوطلبان قوی که برای رتبه 1 تهران جنوب تلاش می کردند و تعداد زیادی از آنها بیشتر از شما مطالعه کرده بودند چه پارامتری باعث شد که شما 1 شوید؟

راستش نمی دانم. من قبل از اینکه انتخاب رشته کنم مانده بودم که بزنم یا نزم. بچه ها می گفتند تو نزن که نخواندی چون شرایط درس خواندنم را مقایسه می کردم می دیدم که از یک جهاتی حق من نیست که بخواهم اینجا قبول بشوم و شاید قبول نشوم. بعد از کنکور که آمدم دیدم که خیلی ساده بود. شاید از این نظر که ساده بود. شاید از این نظر که اگر می خواندم خوب می خواندم. کم می خواندم ولی خوب می خواندم؛ کیفیت خواندنم فرق داشت.

 

در مقابل مهمترین عواملی که تاثیر منفی در مطالعه تان داشت را بفرمایید. به عبارت دیگر اگر الان می توانستید موردی را تصحیح کنید چه کاری می کردید؟

شاید حداقل اینکه خودم را راضی می کردم از همان اول که کلاسها را می رفتم با آن شروع کنم روزی 1 الی 2 ساعت بخوانم که این حس که همیشه می دیدم این قدر از مطالب مانده و هیچ کاری نکردم را نداشته باشم.

 

تعدادی از دوستانی که پشت کنکور هستند قبولی در دوره مهندسی را پلی می بینند که بعد از عبور از آن شغل مناسب، جایگاه اجتماعی مطلوب و زندگی بهتر در انتظارشان هست. قبولی علاوه بر مزایایی که دارد از دیدگاه شما به عنوان فردی که با موفقیت از این پل عبور کرده است، درباره اینکه قبولی آغاز تلاش بیشتری است برای موفقیتهای بزرگتر دیدگاه شما چیست؟

راستش من کارم را داشتم و کارم هم مربوط به رشته ام است؛ Admin شبکه هستم و راستش سوادم هم داشتم و کنکور را یکی اینکه فقط برای مدرکش خواندم. من دانشگاه هم که رفتم یکسری از مباحثش را می دانستم. معادلات دیفرانسیل و … شاید به درد برنامه نویسی بخورد وگرنه مابقی درسهای تکنیکی را من الان جلوتر هستم. روی حس درس خواندن یا ادامه تحصیل یا به یک جای بالا برسم، نرفتم برای کنکور؛ فقط به خاطر اینکه می خواهم از ایران بروم و برای رفتن فقط از طریق ویزای تحصیلی خودم می توانم اقدام کنم چون سرمایه اش را ندارم. برای همین باید از طریق دانشگاه بروم.

 

هدف بعدیتان را در صورت تمایل بفرمایید.

من ادامه می دهم چون که من در یک سطح ماندن را دوست ندارم. درس خواندن را هم دوست ندارم. محیط آکادمیک به نظر من بهترین محیطی است که می توانیم در آن پیشرفت کنیم. سر کار در شرکتهایی هم که خیلی هم در کار پروژه ای هستند باز هم در همان سطح می مانند چون یک کار تکراری صورت می گیرد ولی حداقل اینکه دانشگاه می تواند کمکت کند که احساس رکود نکنی.

 

و صحبت آخر را برای دوستانی که می خواهند برای قبولی در کنکور تلاش کنند بفرمایید.

به نظر من باید ببینند تواناییهایشان چقدر است. اگر واقعاً فکر می کنند یک درسی را یکبار می خوانند می فهمند، همان یکبار بخوانند. بستگی به تواناییشان دارد من دوست ندارم حرف کلیشه ای بزنم که برنامه ریزی کنید، این کار را بکنید آن کار را بکنید. هر چقدر را که می دانید مفید است همان قدر را بخوانید و همان قدر به خودتان اعتماد داشته باشید که زحمت کشیدید مگر اینکه شانس خوبی داشته باشید (مثل من)!

 

دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب

۱۹ نظرها

سوابق آموزشی، شغلی خود را در زمینه کنکور کاردانی به کارشناسی بفرمایید.

من از سال 79 دارم تدریس می کنم از مجتمع فنی تهران در بحثهای کنکور شروع کردیم و تا الان داریم کار می کنیم. از سال 73 داریم در دانشگاه تدریس می کنیم. اول شهید رجایی بعد شریعتی بعد دانشگاه آزاد بعد شد شمسی پور بعد شد ولیعصر بعد همه را کنسل کردیم، شد فقط شمسی پور؛ مدیر گروه شهید رجایی بودم، مدیر گروه شریعتی بودم الان هم مدیر گروه شمسی پور کاردانی و کارشناسی هستم.

 

کدامیک از دروس کنکور را در موسسه تدریس می کنید؟

C++، C، ساختمان و ذخیره.

 

کتابهایی را که در زمینه این کنکور چاپ کردید معرفی بفرمایید.

کتابهایی که در زمینه این کنکور مال خودم چاپ کردم تقریباً 43 کار عنوان کتاب است که در زمینه کنکور کاردانی به کارشناسی چیزی حدود 15 – 14 عنوان کتاب است. ما لزوماً آنها را در کلاس تدریس نمی کنیم. بیشتر پای تابلو و تست می زنیم و ممکنه کتابهای همکاران را هم معرفی کنیم.

 

در کلاس به داوطلبان جزوه می دهید یا از روی کتابهایتان تدریس می کنید؟

نه، ما در واقع تدریسهایمان بیشتر پای تابلو است یعنی خیلی اعتقاد به اینکه بچه ها جزوه داشته باشند و کتاب داشته باشند و از روی آنها درس بدهیم، نداریم. پای تابلو است اما طبیعتاً مجموعه نکات، مجموعه تستهای کنکورها در جزوه به آنها داده می شود و وقتی درس تمام شد بچه ها شروع می کنند با هم به تست زدن.

 

جزوات و کتابهایتان سرفصلهای کنکورهای رسمی (سراسری، آزاد، علمی کاربردی) را پوشش می دهد؟

بله؛ طبیعتاً از سال 80 تا 87.

 

جزواتتان حل تشریحی تمامی تستهای کنکور را شامل می شوند؟

ما در واقع تستها را به صورت دفترچه سوالات می دهیم که هر دفترچه تقریباً بین 300 الی 400 تست دارد. بعد وقتی درسمان در هر جلسه تمام می شود شروع می کنیم به زدن تستها؛ در دفترچه ها ما کلید و پاسخنامه نداریم یعنی فقط متن سوالات هست. بعد بچه ها دفترچه را باز می کنند شروع می کنیم به یکی یکی حل کردن و پاسخ تشریحی؛ بعد به آنها می گوییم اگر پاسخ تشریحی اینها را می خواهند به کتابهای من، همکاران دیگر رجوع کنند. اگر می خواهند با ما حل کنند، با می نشینند حل می کنند نکات تستی آنها را می گوییم جواب آنها را می گوییم بعد نهایتاً هم اگر در بعضی از تستها فرصت نکنیم، کلید می دهیم.

 

جزواتتان فروش آزاد دارد؟

فروش آزاد دارد ولی به دردشان نمی خورد به خاطر اینکه در واقع جزوات مجموعه تست است و حل تشریحی ندارد. حل تشریحی بخواهند به کتاب رجوع می کنند یعنی کتاب به آنها معرفی می کنیم، کتابهای خودمان یا کتابهای همکاران و می گوییم آنها را بخرید که حل تشریحی، نکته، تست، درس، همه چیز توی آنها هست.

 

رفرنسهای اصلی زبانهای برنامه نویسی C و ++C را معرفی بفرمایید.

غالباً رفرنس اصلی اصلاً وجود خارجی ندارد. چون من خودم رئیس کمیسیون تعیین سرفصل وزارتخانه هستم، آنها یکسری رفرنسهای فارسی-لاتین معرفی می کنند اما غالباً هیچ وقت طراحان از آن رفرنسها استفاده نمی کنند. طبیعی هم هست چون در رفرنسها که شما تست کنکور و نکته کنکور نمی بینید. طراحان براساس تستهای سالهای قبل و تجربه ای که دارند، تست می دهند. برای همین من مثلاً بگویم کتاب سی x یا کتاب سی پلاس پلاس y هیچ ارتباطی وجود ندارد که اگر دانشجو آن کتاب را بخواند می تواند تست بزند. نه اینطوری نیست و همه همکاران ما که کتاب نکته، تست برای همه دروس می دهند بیرون، غالباً نمی روند کتابهای مرجع را بخوانند؛ می گویند سرفصلها اینها است و خودشان شروع می کنند آن نکات کنکوری را می آورند در کتابهایشان. بنابراین چیزی به نام مرجعی که اگر خوانده شود به همه تستها می توانیم جواب بدهیم تقریباً لااقل در ++C منتفی است شاید فقط در یک درس بتوانیم این حرف را بزنیم آن هم درس ذخیره و بازیابی است آن هم از کتاب آقای روحانی است.

 

در مورد اهمیت درس برنامه نویسی در قبولی داوطلبان کنکورهای رسمی (سراسری، آزاد، علمی کاربردی) توضیحات لازم را بفرمایید.

طبیعتاً درس C،C++، Visual Basic که می شود درس برنامه نویسی ضریب 4 دارد و فوق العاده مهم است و بچه ها هم ضعیف هستند یعنی اگر در واقع دانشجویی بتواند این درس را بالای 40 درصد بزند عالی زده است. برای همین ما همیشه به بچه ها می گوییم شما سعی کنید این درس را بتوانید بالای 35 – 30 درصد بزنید. 35 – 30 درصد هم یعنی از هر 3 تست 1 تست. یعنی فقط اگر مثلاً Cها را بزنند، ++C و VB را نزنند یا ++C بزنند C و VB نزنند، به آن 35 درصد می رسند. میانگین درصد C، ++C در کنکورهای ما حول و حوش 20 درصد است و اگر دانشجویی بتواند 35 – 30 یا 40 بزند، عالی زده است. ضریب 4 هم دارد فوق العاده اهمیت دارد.

 

برای یادگیری کامل درس برنامه نویسی چه روشی را به داوطلبان پیشنهاد می کنید؟

ببینید درسهای C و ++C و VB درسهای برنامه نویسی هستند. درسهای برنامه نویسی در واقع اگر بخواهد دانشگاهی باشد، به تمرین، ممارست، پشت کامپیوتر نشستن، برنامه نویسی و این چیزها می خواهد. اما در کنکور اصلاً این فاز نیست؛ در کنکور طرف باید بیشتر با نکات آشنا باشد یعنی من دانشجویی داشتم که نساجی کامپیوتر بوده، کاردانی اش نساجی کامپیوتر، کلاس کنکور هم نیامد، رتبه تک رقمی کاردانی به کارشناسی کامپیوتر آورد و الان دانشجوی شمسی پور روزانه ما است و وقتی هم با ایشان صحبت کردیم که خب تو چطوری اینجا قبول شدی، گفت من همه را حفظ کردم. این نشان می دهد که این امکان وجود دارد. از آن طرف هم ما سر کلاس می گوییم: بچه هایی که می آیید سر کلاس C و ++C کلاس ما می نشینید یا شاید هر کس دیگری می نشینید، شما در کلاس ما C کار نمی شوید، برنامه نویس C نمی شوید. اگر هم برنامه نویسی C هستید لزوماً تست نمی توانید بزنید. مقوله کنکور و تست با مقوله برنامه نویسی فرق دارد. بنابراین در کلاسهای کنکور ما، به آنها برنامه نویسی یاد نمی دهیم. ما به آنها یاد می دهیم چطوری از پس تستها بربیایند و طبیعتاً وقتی تستها را خوب زدند دلیلی بر این نیست که پس حتماً C کار خیلی خوبی هم هستند؛ نه ممکنه خیلی برنامه نویس ضعیفی باشند اما بلدند تست بزنند. بنابراین شیوه ما در کلاسهای ما، البته نه، فکر کنم الان همه آقایان همین طور هستند؛ این است که به اینها نکات زبانهای برنامه نویسی را یاد می دهیم. نکاتی که در کنکور می آید.

 

برای برنامه نویسی شما پیشنهاد می کنید داوطلبان چه تایمی از زمان مطالعه این درس را به یادگیری مباحث و چه تایمی را به تست زدن اختصاص بدهند؟

ما در اینجا فرمهای برنامه ریزی هفتگی داریم بعد براساس آن برنامه ریزی هفتگی به بچه ها می گوییم خب مثلاً شما وقتهای خالی را بدهید ما برایشان در آن روزها وقتهایشان را پر می کنیم. طبیعتاً ما می گوییم هفته ای شما باید 4 ساعت حالا بسته به نوع برنامه است؛ ممکنه دانشجویی تمام وقت هفته بیکار باشد فقط مثلاً کلاسهای کنکور می آید ممکنه یک دانشجویی مثلاً سرباز باشد، ممکنه یک دانشجویی تا ظهر سرکار برود، انواع و تنوع مختلف است. ما به آنها می گوییم حداقل شما باید هفته ای 4 ساعت درس بخوانید C؛ تست بزنید؛ دو تا هم دوره داشته باشید. این می شود کلیات برنامه ما. حالا در آن دوره ممکن است لزوماً دوره یک درس نباشد، دوره مثلاً 2 تا درس، 3 تا درس باشد. چارت برنامه ای که داریم ما آنجا برنامه ریزی می کنیم اما حداقل 4 ساعت با تست زدن.

 

از میزان ساعاتی که برای این درس در نظر می گیرند، توصیه می کنید چند درصد از تایمشان را به C و ++C و چند درصد به VB (با توجه به اینکه تعداد تستهای VB کنکورهای گذشته محدود است و نمی توان گفت چه مباحثی مهمتر هستند) اختصاص بدهند؟

اینها در واقع بحثهای بودجه بندی می شود. یعنی اینها برمی گردد به اینکه ما بدانیم که C و ++C مخصوصاً ++C سرفصلش خیلی کم است؛ C زیاد است و VB وحشتناک زیاد است. برای همین است که ما به بچه ها می گوییم اول ++C تستهایش را بزنید بعد C را و اگر وقت کردید VB. چون ممکن است VB خیلی هم کلاس رفته باشید ولی نتوانید تست بزنید چون سرفصل خیلی زیاد است. برای همین ما روی C و ++C خیلی وقت می گذاریم و بچه هایمان هم خیلی استقبال می کنند بعد می روند سمت VB. اما به هر حال انتظار بچه ها این است که حتی اگر هر 3 تا کلاس هم آمدند، بتوانند بین مرز 30 تا 45 درصد بزنند نه مرز 100 درصد. حالا این مرز 30 تا 45 درصد ممکن است فقط با C پوشش داده شود، ممکن است با C و ++C، ممکن است با بخشی از VB. اما غالباً بچه ها به C و ++C بیشتر از VB بها می دهند، به C هم بیشتر از ++C، اما تمایل ما این است که بچه ها به ++C بیشتر بها بدهند.

 

برای مطالعه VB چه روشی را پیشنهاد می کنید؟

مطالعه VB را چون من خودم درس نمی دهم، نمی دانم. کس دیگری هستند. آقای جمعدار اینجا درس می دهند. اما در رابطه با VB طبیعتاً مدرس مربوطه می آید مثل تیپ C بحثهای ساختاری VB را مطرح می کند آنها را به بچه ها می گوید. تستهای تالیفی زیاد می زند چون ما تست استاندارد VB بیشتر از 10 تا نداریم چون 2 سال است که آمده و هر سال 5 تست؛ برای همین دارند فقط روی آنها کار می کنند و تستهای تالیفی؛ اما طبیعتاً بچه ها هنوز به یک استاندارد و مدرسان هنوز به یک استانداردی نرسیدند که بگویند از این مباحث حتماً می آید چون روی 10 تا تست کنکور نمی شود بودجه بندی کرد اما روی C می شود بودجه بندی کرد. به هر حال از سال 80 دارد تست می آید بالای 300 تا تست استاندارد داریم. ++C هم باز نسبت به VB تعداد تستهایش بیشترش است حول و حوش 30 تا تست استاندارد دارد باز می شود تا یک حدی بودجه بندی کرد هر چند که سرفصل ++C هم خیلی کم است.

 

یکی از سوالات داوطلبان این است که احتمال حذف C از سوالات برنامه نویسی کنکور سراسری هست؟

ببینید اینها بر می گردد به سیستم. سیستم فعلاً C و ++C هست و چیزی به نام حذف C و ++C نداریم؛ در برنامه کاری هم نداریم. تا آنجایی هم که بنده اطلاع دارم در کمیسیون تعیین سرفصل مطرح نشده است مگر اینکه چیز دیگری رخ داده باشد. یک مشکلی که باید روی آن متوقف شویم این است که اکثر بچه ها فکر می کنند تا یک دستور Cout – Cin توی برنامه دیدند پس بلافاصله باید بگویند این ++C است. ما اصلاً به این اعتقاد نداریم. نمی گوییم اگر Cout – Cin دیدیم، ++C است؛ ما می گوییم زمانی برنامه شما ++C است که یا در آن شی باشد یا کلاس باشد یا بحث Template، Operator و … باشد. Cout – Cin به معنی ++C نیست. اگر شما این دستورات را تفکیک کنید که Cout – Cin مثل Scanf – Printf است، آن وقت می بینید دقیقاً که 5 تا سوال از C است و 5 تا از ++C.

 

زبانهای برنامه نویسی C و ++C چقدر با یکدیگر تفاوت دارند؟

خیلی با هم تفاوت دارند. ما چیزی حدود 28 – 25 ساعت C می بندبم و چیزی حدود 16 – 12 ساعت ++C. طبیعتاً سرفصلهای ++C کمتر از C است.

 

یکی از مشکلات بچه ها برای این درس فراموش کردن Syntax ها است (برای مثال مشابهت توابع رشته ای)، برای این موضوع چه توصیه ای برای داوطلبان دارید؟

مهم نیست؛ اشکال ندارد اگر فراموش کنند چرا که در کنکور سال 86 و 87 دیگر کنکور سمت ریزه کاریهای این طوری نیست. مثلاً بگوییم StrCompare دادم یک پارامتر دادم، Erorr یا سمی کالن نگذاشتم Erorr. قبلاً این اتفاقات می افتاد چون به خاطر اینکه 15 تا تست بود بین 8 تا 10 تا C بود بقیه اش پاسکال بود. الان چون 5 تا C است 5 تا ++C و 5 تا VB بود، غالباً دیگر سوالات سمت این ریزه کاریهای Printf ،Scanf و … نیست. یعنی کنکور یکم سطحش رفته بالاتر؛ می گوید Trace کن جواب بگیر. بنابراین آن اتفاق دیگر نمی افتد. ما هم این چند ساله تقریباً یک مقدار تغییر رویه دادیم یعنی دیگر تقریباً در جزئیات دستورات نمی رویم. سعی می کنیم تستهایی که تشریحی است را حل کنیم و بچه ها با تستهای سنگین بیشتر کار کنند.

 

تعدادی از داوطلبان بعد از یادگیری هر مبحث تستهای همان مبحث را به خوبی حل می کنند (مانند دستورات شرطی، حلقه) ولی قادر به حل تستهایی از کنکور که ترکیبی از نکات دستورات مختلف هست، نیستند؛ توصیه های لازم را بفرمایید.

ما با این مشکلات برخورد نکردیم. چون این مشکلات در واقع شاید زمانی مطرح می شود که مدرس ابتدا درس را بدهد چون بعضی از مدرسان این تیپی اند؛ درس را می دهند و تا آخر می روند جلو بعد 3- 2 هفته آخر شروع می کنند به تست زدن. من کلاً با این مخالفم. حالا همکاران من که در موسسه درس می دهند، این کار را نمی کنند. اینکه ما می گوییم درس را که دادیم همان موقع تستش را می زنیم. وقت می گذاریم. بنابراین شاید از لحاظ تدریس نسبت به ساعت موسسات دیگر (برخی از موسسات نه همه) شاید مدت زیادی صرف می کنیم چرا که می گوییم همان موقع که درس دادیم همان موقع هم باید تستش زده شود نگذاریم هفته آخر، دو هفته آخر؛ چرا؟ برای اینکه قاطی نکنیم. الان داغه الان باید تست زد. برای همین اعتقاد من همیشه این بوده آقا خواندی تست بزن. اعتقاد هم نداریم که امروز بخوانید فردا تست بزنید، امروز بخوانید هفته بعد تست بزنید، امروز بخوانید دو ماه بعد تست بزنید. اصلاً به این اعتقاد نداریم. می گوییم الان بخوانید تست بزنید. این اشکال پیش می آید که اگر همین الان خواندید همین الان تست زدید، بعداً در سیستم دوره، بعداً یک هفته مانده به کنکور، ما که همه درسها را خواندیم، همه تستها را زدیم، حالا چکار کنیم؟ ما می گوییم تستهای 30 آزمون؛ تستهای تالیفی؛ کجا کتابهای 30 آزمون. کتابهای 30 آزمون را که چاپ کردیم در بازار هست، کلی تستهای تالیفی گذاشتیم. می گوییم شما فعلاً درس را بخوانید تستهای کنکورها را بزنید یک مقدار استرستان کم بشود می بینید که مطالب چقدر پوشش می دهد، به جزوه درس مدرس اعتماد می کنید، آنچه را که می گوید دارد تستها را پوشش می دهد بعد نهایتاً اگر تست اضافه بر سازمان خواستید تستهای تالیفی؛ نخواستید هم که هیچ. بنابراین این اشتباهات که نکات مباحث را به هم ربط بدهند هیچ وقت پیش نمی آمد چون ما همان موقع که درس می دهیم همان موقع هم تستش می زنیم و هر مشکلی هم باشد همانجا برطرف می شود.

 

در این مورد برای داوطلبانی که امکان شرکت در کلاسها را ندارند چه پیشنهادی دارید؟

بهترین کار همان است که الان در کتابها صورت می گیرد یعنی شما الان هر کتاب کنکوری را نگاه کنید اول درس را می دهد بعد بلافاصله تستها را هم می گذارد. بهترین راه این است که درس را که خواندند بلافاصله تستهایش را بزنند. بعد که می روند فصل بعدی دو مرتبه درس را می خوانند تستها را می زنند یعنی همین طوری می روند جلو. برای اینکه یادشان نرود ما در برنامه ریزی هفتگیمان این طوری هستیم: شما هر هفته که می خواهید شروع کنید مثلاً به خواندن برنامه نویسی، اول یک دوره سریع به قبل بزنید، بعد مطالب جدید را بخوانید. حالا مثلاً اگر فرض کن رسیدم به بحث رشته می خواهم رشته را بخوانم، قبلش درسهای قبلی را در نیم ساعت یک ساعت مرور می کنم بعد وارد می شوم. بنابراین هیچ قاطی کردن ندارد.

یک نکته هم هست که باید با شما داشته باشیم: دانشجویان باید توجیه بشوند، کنکور ما کنکور 100 درصد و 90 درصد و 80 درصد نیست. خب من مدیر گروه شمسی پور هستم؛ کارنامه های بچه ها می آید زیرنظر من. وقتی که کارنامه ها را نگاه می کنم کارنامه رتبه های 1 رقمی، 2 رقمی کنکور را نگاه می کنیم می بینیم در این کنکور متوسط درسها 40 الی 45 درصد است؛ تازه مثلاً توی آن صفر درصد هم دارد مثلاً ریاضی و آمار صفر. این نشان دهنده چیست؟ این نشان دهنده این است که شما می توانید با 45 درصد تمام دروس، حالا مثلاً ریاضی 0 یا 10 درصد، رتبه 1 رقمی کنکور بشوید. این یعنی اینکه شما می توانید در درس برنامه نویسی از 10 تا تست، 6 تا را نزنید، به هیچ جایی که بر نمی خورد هیچی، تازه قبولم می شوید، جای خوب هم قبول می شوید مشروط بر اینکه آن 4 تایی را که زدید درست زده باشید. بنابراین شما می گویید فرض کن یک تست را نتوانست، دو تست را نتوانست، من می گویم 2 تا که هیچی 6 تا هم نتواند بزند. اما 4 تا بزند، درست بزند. بنابراین اگر فرض کنید که می گوید من نمی توانم بزنم، این طبیعی است. اینکه سر کلاس خوب می زند بعداً نمی تواند بزند، اینکه اینجا می آید سر کلاس درس را می خواند خوب می زند در کنکور خراب می کنید طبیعی است. ما می گوییم این مسیر طبیعی باید طوری باشد که دیگر کمتر از 40 درصد نشود. تازه اگر می خواهد رتبه خوب بگیرد. اگر می خواهد فقط قبول شود شما اگر کارنامه ها را ببینید فقط صرف قبول شدن همه درسها 20 درصد و ریاضی صفر. 20 درصد یعنی 2 تا از 10 تا بزن بقیه را نزن. حالا اینکه من اشتباه می زنم، سعی کنید اشتباه نزنید ولی اینکه نمی توانم بزنم طبیعی است هیچ اشکالی ندارد. من می گویم از 10 تا 6 تا را نزن اما 4 تا را بزن. اصلاً کنکور ما کنکور 90 درصد و 100 درصد نیست که مثلاً بگوییم طرف رفت 95 درصد زیست شناسی زد شرمنده پزشکی قبول نمی شوید مثلاً باید بروید دامپزشکی. ما می گوییم شما اینجا 100 درصد که هیچی 40 درصد بزنید قبول می شوید.

 

تعدادی از داوطلبان در حل تستهایی که گزینه ای مانند “خطا” دارند، دچار تردید می شوند؛ توجه به این گزینه ها را چه زمانی پیشنهاد می کنید؟

این از نکات کنکوری است؛ ما می گوییم هر وقت دارید تست برنامه نویسی نگاه می کنید اگر دیدید در گزینه ای خطا دارد اول بروید سراغ خطا. چون به خاطر اینکه اولین چیزی که به ذهن می رسد آن خطا هست. مخصوصاً اگر تعداد خطا زیاد باشد. داریم تستهایی که مثلاً نوشته خطا دارد، خطای اجرا دارد، خطای کامپایل دارد، آن نشان می دهد که طراح متمرکز است بر روی خطا. یعنی شما اول مساله خطا را حل کنید اگر مساله خطا حل شد و خطا نداشت آن گزینه حذف می شود و اگر خطا داشت که همان گزینه است. این در واقع از آن بحثهای کنکوری ما است. ما می گوییم اگر در تستهای برنامه نویسی دیدید خطا، برو حتماً سمت خطا.

 

بدیهی است که برنامه ریزی هر داوطلب با توجه به پارامترهای متعددی تعیین می شود، برای اینکه داوطلبان کنکور سراسری دوره های روزانه و شبانه یک دید کلی داشته باشند، پیشنهاد می کنید چه میزان ساعاتی در هفته برای برنامه نویسی اختصاص بدهند؟ (درنظر بگیرید یک دانشجوی متوسط فقط با استفاده از کتابهای کنکور بخواهند در یک فرصت 5 ماه خودشان را به کنکور سراسری برسانند)

6 – 5 ماه که خیلی زیاد است؛ این طوری که رتبه 1 رقمی می شوند! تقریباً چهار ماه وقت بگذارند تقریباً روزی 4 الی 5 ساعت درس بخوانند؛ 2 ماه مانده به کنکور روزی 8 ساعت درس بخواند، 1 ماه مانده به کنکور روزی 10 ساعت درس بخواند. سیستم ما سیستم 4 4 2 است؛ سیستمی که ماه آخر است. یعنی ماه آخر می رویم در سیستم 4 4 2 یعنی اینکه 4 ساعت 1 تخصصی، 4 ساعت 1 تخصصی، 2 ساعت 1 عمومی. برنامه نویسی را هم مثل یک درس تخصصی 4 ساعت در هفته بخواند. سیستم ما یک جور خاصی است یعنی می گوییم شما یک درس را یک بار در هفته بخوانید اما در برنامه هفتگی اینها 4 بار دوره دارند. یعنی می گوییم 3 تا درس 1 دوره، 3 تا درس 1 دوره، 3 تا درس 1 دوره، 3 تا درس عمومی 1 دوره. چون که کنکور ما 13 عنوان درسی دارد. 3 تا درس 1 دوره، 3 تا درس 1 دوره، 3 تا درس 1 دوره، یک دوره جامع، 3 درس عمومی هم یک دوره؛ ما در کل هفته یک موقع می بینید دانشجو 4 بار دوره دارد؛ 5 بار دوره دارد؛ دوره 3 تا درس، دوره 3 تا درس، دوره 3 تا درس، دوره جامع، 3 تا درس عمومی هم یک دوره. این دوره ها است که دانشجو را تقویت می کند وگرنه از لحاظ درس 4 ساعت در هفته کفایت می کند.

 

از طرف دیگر، داوطلبانی که هدفشان به دلایل مختلف (مانند ترخیص از خدمت سربازی) فقط قبولی است (برای مثال غیرانتفایی های شهرستان در کنکور سراسری یا دانشگاه های ترازن پایین در کنکور آزاد)، توصیه می کنید برای کسب درصد موردنیاز چه تایمی در هفته را برای مطالعه برنامه نویسی اختصاص دهند؟

سیستم قبول شدن در سراسری فوق العاده ساده است. قبول شدن در سراسری از آزاد ساده تر است از علمی کاربردی هم ساده تر است؛ برعکس اینکه دیگران فکر می کنند قبول شدن در سراسری سخت است. سراسری قبول شدن می گوییم که 5500 تا ظرفیت می خواهد تا رتبه 8000 قبول می شوند، تکمیل ظرفیت تا 10000 قبول می شوند. اگر کسی قرار شد فقط قبول شود، کافی است که تمام دروس را 20 درصد بزند و ریاضی و آمار را هم صفر بزند. 20 درصد هم یعنی اینکه از هر 10 تست 2 تست را بزند 8 را نزند. طرف دیگر باید چی باشد که نتواند این را بزند مگر اینکه چیزی نخوانده باشد و بخواهد شانسی بزند. ما در موسسه خودمان به بچه ها می گوییم اگر فقط شما می خواهید قبول شوید، اصلاً هیچ کلاس کنکوری نمی خواهد، 2 هفته بیاید ما یکسری جزوه می دهیم بخواند قبول می شود. فقط قبول می شوید همین. ولی اگر قرار شد بیاید اطراف تهران قبول شود، یک مقدار بیشتر درس بخواند. اگر می خواهد تهران قبول شود حتماً حالا بیاید کلاس کنکور نه، با سیستم کنکور ما بیاید جلو. نمی گوییم کلاس کنکور، با برنامه ریزی ما بیاید جلو. آزمونهای آزمایشی شرکت کند. بچه هایی هستند که در اینجا فقط کنکورهای آزمایشی ما را می دهند ولی در سیستم برنامه ریزی ما قرار دارند. خدا را شکر خوب هم جواب می دهد؛ 113 تا قبولی داشتیم که 3 تا رتبه 1 رقمی بودند. خوب جواب دادیم. این کلیتش است یعنی خیلی از بچه های ما الان روحیه شان روحیه بالایی است چون می دانند قبول شدن در سراسری ساده است. فقط باید این را بدانند که باید بتوانند خودشان را به 20 درصد برسانند اگر می خواهند قبول شوند یا به 40 درصد برسانند که حتماً تهران رتبه 1 رقمی، 2 رقمی می آورند. برای همین ما بچه ها را اصلاً نمی ترسانیم که شما باید حتماً 70 – 60 درصد بزنید؛ خالی بند هم نیستیم چون کارنامه های بچه های شمسی پور را می بینم. بالاخره وقتی نگاه می کنم بعضی وقتها خنده ام می گیرد که چطوری می شود یک دانشجو مثلاً رتبه اش می شود دو رقمی می آید در شمسی پور. در سمیناری هم که ما در شمسی پور داشتیم که خیلی سرو صدا کرد، کارنامه های بچه ها را وقتی نشان می دهیم، اکثر بچه های قبول شده شهید شمی پور ما، شاید شهید رجایی هم همین طور بود، رتبه های 1 رقمی، 2 رقمی، ریاضی صفر. این خیلی سروصدا کرد مدرسان ریاضی طوری به ما اخم کردند که آقا چرا شما اینها را گفتی.

 

یکی از سوالات داوطلبان این است که می توان این درس را سفید گذاشت و با بالا زدن دروس تخصصی دیگر جبران کرد؟

بودجه بندی ما یک مقدار هوشمند است یعنی این طور نمی گوییم که بچه ها حتماً باید معارف را 60 درصد بزنید، بعد دانشجویی می آید پیش من می گوید من زبانم خیلی ضعیف است نمی خواهم هم بخوانم؛ ما نمی گوییم خب پس هیچی قبول نمی شوی. ما بودجه بندیمان ترکیبی است یعنی می گوییم بچه ها برنامه نویسی و دروس تخصصیتان را برای اینکه تهران قبول شوید، باید جمعش را بزنید 70 درصد. دانشجویی می آید می گوید به قول شما من خیلی ضعیفم، اصلاً نمی توانم بزنم صفر صفرم، می گوییم صفری، دروس تخصصی بزن.

 

راحت می توانند با دروس دیگر جبران کنند. مثلاً من می گویم جمع دروس عمومیتان باید بشود بالای 100 درصد؛ یعنی 33، 33، 33؛ من زبانم ضعیف است هیچی نمی خواهم بزنم، بزن 50 – 50؛ معارف 50، ادبیات 50؛ یعنی بودجه بندی ما ترکیبی است؛ من ریاضی، آمار نمی خواهم بزنم، نزن؛ من کارنامه هایی دارم که نزدند. ولی اگر ریاضی و آمار زدی 20 درصد خیلی خیلی جلو می افتی، چون ضریب 3 دارد بچه ها ضعیفند، میانگین درصدش پایین است، شما وقتی بزنید 20 درصد خیلی جلو می افتید.

 

با توجه به نحوه طراحی تستهای برنامه نویسی اگر داوطلبان بین دو گزینه 50 – 50 شک داشته باشند، شما پیشنهاد می کنید یک گزینه را انتخاب کنند؟

همیشه تست 50-50 را باید زد. طبیعی هم هست اگر یک محاسبه ساده ریاضی کنید می بینید که تست 50 – 50 به نفع است یا به ضرر. باز تست 50 – 50 که درست 50 – 50 شده باشد، یک موقع است که شما می گویید این را نمی دانم این را نمی دانم خب تست شد 50 – 50؛ این که 50 – 50 نشد. 50 – 50 ای که مطمئن هستید دو گزینه اشتباه هستند را حتماً باید زد. بعد وقتی که شما کنکور دادید می خواهید درصد بگیرید، تستهایی که 50-50 زدید باید جزء 50-50 حساب کنید. نباید بگویید خب من 5 تا تست 50-50 زدم، درست هستند، نه در محاسبه خودتان هم باید 50-50 حساب کنید.

 

برای کسب درصد عالی در برنامه نویسی علاوه بر نکات مفید و جامعی که فرمودید، چه توصیه دیگری دارید؟

تخیلی است! من برعکس به بچه ها می گویم اگر فرض کنید شما می توانید تخصصی یا برنامه نویسی 100 درصد یا 90 درصد بزنید، نزنید! می گویند چرا؟ می گویم چون مردود تخصصی که می شوید هیچی، وزارت اطلاعات می آید سراغتان! می گویند چرا؟ می گویم چون تا به حال کسی نزده بعد فکر می کنند که سوالات لو رفته است! حالا گذشته از این شوخی، 1- خیلی سخت است که کسی بخواهد 80 درصد بزند. 2- فایده ای ندارد چون با 60-50 هم رتبه 1 رقمی می شود. با 70 درصد می شود رتبه 1 رقمی و تا رتبه 30 هم طبیعتاً شهید رجایی و … قبول می شود. ولی حالا فرض کنیم که می خواهد که تابلو کند که من تنها کسی هستم که 80 درصد زدم، اگر بخواهد این کار را بکند طبیعتاً باید خیلی سرمایه گذاری کند، خیلی باید حساسیت به خرج بدهد، ممکنه است همین حساسیتش کار را بدتر کند؛ من دانشجویی داشتم که روی هوا تست برنامه نویسی می زد، رفت توی کنکور یک دفعه نوع تیپ سوالات عوض شد درصدش شد 18- درصد؛ یعنی خیلی وابسته است به نوع تیپ تستها؛ دانشجویی داشتیم که 1/5 میلیون تومان معلم خصوصی ریاضی گرفت رفت که به قول ما بترکاند، رفت و یک دفعه ترکید! چون آن سال یک دفعه 10 تا از تستها سری شد و او هم نخوانده بود و رفت و فشارش افتاد پایین. این بحثها هست یعنی ما هرچقدر ما روی یک درسی حساسیت به خرج بدهیم باید دقت کنیم که همین حساسیت ممکن است بلای جان ما شود. حالا اینها را بگذار کنار، پیشنهاد من این است که 1- تمام تستهای کنکورها در همه درسها من جمله برنامه نویسی باید زد چرا چون ممکن است تشابه داشته باشند چون که در کنکور 87 هم تشابه داشتیم. 2- برویم سمت تستهای تالیفی. 3- توکل کنیم به خدا. چون ممکن است خیلی وقتها من خیلی هم خوب خوانده باشم مثل سال 86 اتفاق بیافتد که یک دفعه بدون اینکه سازمان سنجش اعلام کند، بروند بشینند و ببینند که تستها ++C و VB است و من هیچی نخواندم. اما من احساس خودم این است که نباید در یک درسی بیش از اندازه، بیش از حداکثر متصورش پرورش داد.

۳ نظرها

 

لطفا خودتان را معرفی کنید و چه رتبه ای در کنکور به دست آورده اید؟

نگار فرهودی – رتبه یک دانشگاه آزاد واحد تهران شمال

 

مدرک کاردانیتان را از کدام دانشگاه گرفتید؟

تهران غرب (صنایع سابق)

 

شما فکر می کنید اعتبار دانشگاه کاردانی یا سطح علمی قبلی داوطلب در کاهش زمان مطالعه چقدر می تواند تاثیرگذار باشد؟ به عبارت دیگر تعدادی از داوطلبان گمان می کنند که داوطلبان دانشگاه های معتبر سراسری جلوتر از آنها هستند. نظر شما چیست؟

نه، من فکر می کنم اصلاً این طور نیست که یکی شهرستان درس خوانده یا دانشگاهی درس خوانده که فکر می کند سطحش پایینتر است نمی تواند ممتاز باشد یا نمی تواند رتبه خوبی بیاورد. البته من در دانشگاهی که بودم سر شرط معدل قرار بود بدون کنکور بروم و خیلی جریانات دارد ولی فکر می کنم اگر این موقعیت را نداشتم هم می توانستم الان یک هم چنین موفقیتی را کسب کنم چون این اعتماد به نفس را به خودم داشتم و با این اعتماد به نفس آمدم جلو برای درس خواندن.

 

چه سالی فارغ التحصیل شده اید؟

تابستان 87

 

فاصله بعد از فارغ التحصیلیتان تاثیری در زمان مطالعه تان داشته است؟

من فکر می کنم تاًثیرش را دارد مخصوصاً روحی، این که شما فکر کنید دوساله سه ساله عقب مانده اید از درس و می خواهید شروع کنید به درس خواندن خب یک مقدار تو را به استرس و اضطراب می اندازد حالا برای من یک سال بوده است ولی در همین یک سال من شرایط روحی وحشتناکی داشته ام. سر همان قضیه ای که نتوانستم بدون کنکور بیایم یعنی واقعا شاید مثل یک دانشجویی بوده ام که دو سه سال از درس عقب افتاده است احساس می کردم که خیلی از زندگیم عقب افتاده ام چون من قرار بود بهمن همان سال بروم دانشگاه ولی خب یک تصمیم است و وقتی تصمیم می گیری و شروع می کنید می بینید که نه، همه چیز دارد راحت تر می شود.

 

در کلاسهای کنکور و آزمونهای آزمایشی شرکت کردید؟

بله

 

برای چه دروسی کلاس می رفتید؟

دروس تخصصی، ساختمان داده بود، مدار بود، یکی از برنامه نویسی پاسکال بود که البته توی کنکور نیامد، سیستم عامل بود و دروس عمومی ادبیات و معارف.

 

 

برنامه سازی c را نرفتید؟

 

نه، نه c را نرفتم. استادم هم همیشه می گفتند چرا c را نرفتی. فکر می کردم c را چون در واقع خیلی سروکار ما با آن بیشتر است خودم می توانم بخوانم بهتراست آن یکی را که ازآن دور افتاده ام کلاس بروم که امسال اصلاً در کنکورحذف شد.

 

تاثیر کلاسها را چقدر می دانید؟ فکر می کنید با صرف همین زمان بدون کلاس و آزمون می توانستید رتبه 1 شوید؟

من قبل از اینکه به کلاس بیایم چون دوره آخر فشرده کلاسها را نوشتم خب تقریبا می توانم بگویم یک دور همه درسها را خوانده بودم جز مدار و ریاضی که از مهر شروع کردم و از صفر آمدم بالا، درسهای دیگر را خوانده بودم یک دور؛ بعضیها را دو دور ولی وقتی آمدم کلاس، کلاس در واقع اهمیت بزرگتری برایم داشت. نمی دانم حالا شاید دوستان بدانند روحیه ام را خیلی خوب کرد. دوباره در جو بچه ها قرار گرفتم، بعد از یک سال خودم را مقایسه می کردم می دیدم خیلی خیلی میتوانم بگویم شاید 80% اگر بخواهم از صد درصد بگیرم روحیه ام اصلاً عوض شد خیلی عاقل ترشدم؛ وقتی آزمونها را می دیدم، می دیدم نه من خیلی بالاتر هستم از بچه های دیگر. کاملاً باعث شد بیشتر درس بخوانم چون فکر می کنم اگر قرار بود خودم این کار را ادامه بدهم همیشه این ضعف را در خودم می دیدم که نکند دارم کم درس می خوانم، نکند ضعفی هست، نکند نتوانم خودم را بیاورم بالا ولی کلاسها این روحیه را به من داد و از لحاظ علمی هم که خیلی صد درصد من را بالاتر برد چون دقیقاً همین چیزهایی را که خوانده بودم را یک دوره اجمالی رویش شد.

 

با توجه به اینکه شما خودتان هم از قبل مطالعه داشتید فکر می کنید که همان مطالعه را اگر ادامه می دادید بدون کلاسها به جز بحث روحیه تان، در همان زمان می توانستید رتبه 1 را کسب کنید؟

نمی دانم؛ چون دقیقاً همان کتابهایی را شاید می خواندم که در کلاسها هم از همان کتابها استفاده می شد. شاید رتبه اینقدر عالی نمی توانستم بگیرم ولی فکر می کنم آن سطح علمی که کتابها و کلاسها داشت چون تقریباً برابر بود می توانست همان کتابها به من کمک کند ولی خب تاثیر کلاس را نمی شود نادیده گرفت.

 

اگر با آگاهی که الآن دارید می توانستید قبل از شروع مطالعه تان انتخاب کنید، آیا باز هم همین کلاسها و همین آزمونها را انتخاب می کردید؟

بله

 

همه را؟

بله

 

برای سایر دوستانی که امکان شرکت در کلاسهای کنکوری را ندارند چه توصیه ای دارید؟ برای مثال داوطلبی تصمیم گرفته رتبه تک رقمی بشود و فقط کتاب و جزوات را دارد چقدر باید زمان بگذارد؟

من گفتم چون خودم قبل از کنکور شروع کردم و این تجربه را دارم می دانم که می شود؛ البته کنکور کاردانی به کارشناسی را می توانم رویش نظر بدهم و می دانم آنقدرها غولی که از آن می سازند نیست و مثلاً من از تابستان شروع کردم با روزی یکی دو ساعت درس خواندن رسید به روزی 5 ساعت و یک روز نمی خواندم یک روز می خواندم ولی می خواندم یعنی وقتی که من مهر آمدم سرکلاسها یک احاطه کاملی داشتم به درسها. چون این تجربه را داشتم می دانم که می شود وقتی که تصمیمی را بگیرید و بخواهید درس بخوانید اصلاً فرقی نمی کند کجا باشید اصلاً فرقی نمی کند روحیه تان چه جوری باشد شما می خواهید و باید این کار را بکنید و نتیجه می گیرید و وقتی که آمدم کلاس می دیدم که از همه بالاترم و هیچ مشکلی هم ندارم فقط با آن وقتی که خودم برای درس های خودم گذاشتم حالا کتاب و جزوه و این چیزها را داشتم یعنی حداقل امکانات ولی در واقع کار اصلی را قبل از کلاس کردم.

 

برای دروس تخصصی رفرنس می خواندید یا کتاب کنکور؟

فقط کتابهای کنکور بود

 

با توجه به اینکه چند تا از تستهای تقریباً هر ساله می شود گفت در کتابهای کنکور نیست، تسلطی که بر کتابهای کنکور داشتید باعث شد که این رتبه را بدست بیاورید؟

بله؛ من یکی از اساتیدم هم حرف خوبی زدند؛ می گفتند که به جای اینکه چندین کتاب را بخوانید یک کتاب را چندین بار بخوانید و من فکر می کنم که اگر آن وقتی را که قرار است روی کتابهای مختلف یا رفرنسهای سنگینی بگذاریم که شاید اصلاً وقت نشود جمع و جورش کنیم، آن وقت را سر یک کتاب بگذاریم ولی آن را 4 یا 5 بار بخوانیم بطوریکه دیگر تقریباً همه جای آن را از حفظ باشیم. فکر می کنم این خیلی کمک بهتری بکند تا اینکه اصلاً ندانیم داریم چی می خوانیم داریم چه کار می کنیم کدام کتاب را باید و کدام را نباید بخوانیم. من خودم اینجوری خواندم و موفق شدم.

 

و با آگاهی امروزتان در این باره چه پیشنهادی به داوطلبان آزاد 89 می کنید؟ آیا رفرنس خواندن را پیشنهاد می کنید؟ در نظر بگیرید داوطلبانی را که به دلیل چند تستی که بعضاً از کتابهای کنکور نیامده به کتب کنکوری اعتماد 100 درصد ندارند.

خب صد درصد تمام مطالبی که قرار است ما در کنکور با آن روبه رو بشویم نیست توی کتابها یا توی همه کتابها ولی به نظر من بیشترین تجربه را می توانند بچه هایی که قبلاً کنکور داده اند یا کسانی که دورو برمان هستند و می دانیم که چه جوری کنکور داده اند و چی خوانده اند. مثلا یک کسی کنکور داده چه کتابی را خوانده است و با چی روبه رو بوده است. همه سوالات را نمی شود جواب داد همه مطالب را نمی شود یاد گرفت ولی این تجربه را هم می شود از بچه های دیگر کسب کرد. من نه پیشنهاد می کنم سراغ این کتابها نروند و نه می گویم که سراغ آنها بروند. باید دید که چه جوری راحت تر هستند. اگر هم به نظر من کتاب رفرنس انتخاب می کنند حداقل دیگر مبنایش را بگذارند فقط روی آن کتاب ولی آن هم فکر می کنم سنگین بشود.

 

چند ماه مطالعه کردید و به طور میانگین روزی چند ساعت؟

من از تابستان شروع کردم منتها آن را به حساب نیاورید چون واقعاً همه چیز من سر جایش بود. آن هم بخاطر اجباری که بچه های همکلاسی قبلم به من می کردند که درس بخوان حتی شده یک ذره، یک ساعت، سر همان بود؛ کتاب آوردند به من دادند؛ یک روز یک ساعت درس می خواندم یک روز درس نمی خواندم. سرکار هم می رفتم می آمدم. بیرون رفتن بود، گردش بود، ساز بود، این طرف آن طرف، ولی خب درس هم بود یعنی شده مثلاً روزی دو ساعت یا سه چهار روز درس نمی خواندم دوباره روزی پنج ساعت؛ توانستم توی سه ماه تابستان درسها را یک مقدار جمع کنم. مهر که آمدم کلاس، دیگر دیدم باید جدی تر درس بخوانم. نمی گویم خودم را در اتاق حبس کردم چون خب روزی بود که من اصلاً خانه نبودم به جایش سعی می کردم فردایش این مسئله را جبران کنم. فکر می کنم توی مهر و آبان روزی 7، 8 ساعت درس می خواندم و 20 روز آخر به روزی 12 ساعت رسیده بود.

 

با این حساب به کارتان می رسیدید یا مرخصی هم گرفتید؟

نه نه چون من مدرس هستم یک جوری کلاسهایم را برداشته بودم که می توانستم هم به کلاسهایم برسم، هم به کارم خب مسلماً کمشان کرده بودم نمی توانستم پنج روز در هفته بروم تدریس کنم ولی خب همان دو روز بود و همان 4-3 تا کلاس بود و هم به درسم می رسیدم هم به کارم. اصلاً اگر نبود نمی شد چون می دانید یک جورهایی هم استرس هست و هم فشار هست و اگر آدم بخواهد خودش را هم در اتاق حبس کند دیگر اصلاً کارایی ندارد.

 

اکثر داوطلبان در مدت چند ماه مطالعه شان به دلایل مختلفی مانند عدم کسب رتبه دلخواه در آزمونها، عقب افتادن از برنامه ریزیشان، فراموشی مطالبی که ماههای قبل خوانده اند و … گاهی احساس می کنند که از داوطلبان زیادی عقب هستند و این روحیه در یادگیریشان تاثیر منفی می گذارد. به عبارت دیگر سایر رقیبانشان را خستگی ناپذیر، با پشتکار عالی و حافظه دائمی تصور می کنند. در مورد این دید اشتباه نظر شما چیست؟

جالب این است که من خودم یکی از این آدم هایی هستم که صد درصد منفی هستم یعنی من رتبه هایم را می دادند خوب می شد ولی می گفتم نه نه اینها ملاک نیست، تعداد بچه ها کم است، 300 نفر هستند توی 300 نفر نمی شود که حرف زد، اصلاً 4 شده ام باز قبول نمی شوم یعنی در این حد منفی بودم که اصلاً می گفتم قبول نمی شوم. جالب این است که همه به من می خندیدند و می گفتند بابا بس کن! چرت و پرت چرا می گویی تو که داری اینقدر درس می خوانی. من توی همه چیز اینقدر منفی هستم یعنی شده بود روزهایی که واقعا یک دفعه غصه ام می گرفت و می گفتم من دیگر درس نمی خوانم، روزهایی بود که می گفتم نه دیگر خسته شدم اصلاً به هیچ جا نمی رسد. می گفتند بابا داری نتیجه می گیری، آزمونهایت اینجوری است؛ می گفتم نه نمی شود. یعنی اینکه شما می گویید بعضی روزها بعضاً بعضی بچه ها ناامید می شوند من این ناامیدی و تمام این فشارها را خودم کشیدم و وقتی که کنکور را دادم باز هم می گفتم نمی دانم یعنی از کنکور که آمدم بیرون با اینکه تا آخرین لحظه هم سر جلسه نشستم، می گفتند چطور بود می گفتم نمی دانم یعنی اصلاً از من سوال نکنید اینقدر عصبانی و قاطی بودم. نمی دانم به روحیه ها خیلی ربط دارد ولی خب می بینیم که می شود یعنی یک دفعه یک اتفاقی می افتد که اصلاً انتظارش را ندارید و فقط باید سعی کنند که با این حسشان کنار بیایند، اشکال ندارد منفی باشند به موقعش هم لازم است که آدم گاهی وقتها احساس کند عقب است چرا که بیشتر تلاش خواهد کرد اصلاً اینجوری نیست که خوشحال باشند که من دارم درس می خوانم و حتماً هم قبول می شوم. نه اینجوری نیست اتفاقاً گاهی وقتها یک منفی بودن به نظر من لازم است.

 

مناسب است که به خدمت خانواده ها، دوستان و آشنایان محترم داوطلبان برسانیم که با توجه به تحت فشار بودن داوطلب لطفاً از پیگیری بیش از حد پیشرفت داوطلبان خودداری نمایند چرا که استرس زیادی به داوطلبان وارد می نماید.

اصلاً گاهی وقتها من سر کلاس چیزی نمی گفتم چون بعد از کلاس می دانستم بچه ها یکسری می خواهند بگویند تو چقدر می خوانی، چرا این قدر می خوانی و … بچه ها باز الان یک چیزی به من می گویند، اگر قبول نشوم چی می شود آبرویم می رود و به نصف بیشتر استرسها به خاطر همین چیزها بود.

 

در مورد روش مطالعه، تست زنی و مرورتان هر مورد مثبت و منفی را بفرمایید.

اول من منفی را بگویم قبلاً هم اشاره کردم؛ من در مورد درس مدار و ریاضی این اشتباه را کردم که این دو تا درس را واقعاً گذاشتم کنار چون همیشه واقعاً از اینها یک غولی ساخته بودم برای خودم چون توی دانشگاه هم یک مقدار با مدار مشکل داشتم. ریاضی هم با وجود اینکه از پدرم می توانستم کمک بگیرم در تمام این مدت ولی این کار را نمی کردم بخاطر اینکه احساس می کردم ضعف دارم در آن. الآن از این بابت پشیمانم بخاطر اینکه می گویم می شد زودتر و بیشتر رویش وقت بگذارم ولی خب درسهای دیگر سیستم خواندنم این جوری بود که مخصوصاً درسهای اختصاصی را من باید شروع کنم یک کتاب را از اول بخوانم و شده تا آخر بروم بدون توجه و تمرکز خیلی خاصی. من مدل خواندنم این جوری است چون یک مقدار حافظه کوتاه مدتم مشکل دارد باید این کتاب را شروع می کردم می خواندم می گفتم خب من 3 روز وقت می گذارم و ذخیره را تمام می کنم و این کار را می کردم نه اینکه بگویم نمی فهمیدمش؛ می خواندم شده فرمولهایش را نگاه می کردم، می نوشتم. این کتاب که تمام می شد یک دور، دفعه دوم که شروع می کردم حالا سر هر مبحث سر هر فصلی که تمام می کردم سعی می کردم همزمان با آن یک سری تست بزنم. این را یادم رفت بگویم که به نظر من تست زدن خیلی مهم است چون تمام کار ما در واقع روی تست است که توی کنکور با چه تستهایی می خواهیم روبرو بشویم. هم تستهای تالیفی هم تستهای کنکور. تستهای کنکور به ما کمک می کند که با تستهای کنکور آشنا بشویم با انواعش و تستهای تالیفی کمک می کند که درس را یاد بگیریم. اینکه شما تست شخصی را که آن را تالیف کرده می زنید اینکه منظورش چی بوده است، رجوع می کنید به کتاب و پیدا می کنید که منظورش این بوده، تازه می فهمید و آن قسمت برایتان جا می افتد. سبک خواندن من در درسهای اختصاصی این جوری بود. در عمومی هم زیاد مشکل ندارم فقط باید 4-3 دفعه آن کتاب را بخوانم تمام کنم و واقعاً هم توانستم مخصوصاً در معارف که هشتاد و خورده ای زده ام آن را فقط با سه چهار بار خواندن به این درصد رسیدم. هر چقدر هم بچه ها می گفتند معارف خیلی سخت است، خیلی چرت و پرت است چه جوری خواندی، می گفتم به نظر من فقط باید بخوانی شده 5-4 بار آن را تمامش کنی تا ته آن.

 

آیا درسی بوده که احساس کنید یادگیریش نسبت به دروس دیگر برایتان مشکلتر است؟ (راهکاری که برای مطالعه این درس بکار برده اید چه بوده است؟)

من همین درس مدار و ریاضی را مشکل داشتم بخاطر اینکه هیچ زمینه ای در موردشان نداشتم؛ از دانشگاه هم در آنها ضعیف بودم و راستش می خواستم این 2 درس را بگذارم کنار ولی طبق چیزهایی که بچه ها و اساتید گفتند فهمیدم که خیلی درسهای مهمی هستند و اگر شما ریاضی را 10% هم بزنید بهتر از این است که صفر درصد بزنید. مدار را با 3-2 جلسه که کلاس آمدم دیدم که جای پیشرفت دارد و واقعاً علاقه مند شدم یعنی علاقه ام خیلی تاثیر داشت و خواندم. ریاضی را نمی دانستم واقعاً چکار کنم که با بابا مشورت کردم گفت بخوان کمکت می کنم. 3-2 تا از مبحث هایی که فکر میکنی سوال در آن بیشتر است را کار می کنیم، آمار هم چند جلسه معلم داشتم و آمار فکر می کنم تقریباً هشت تا سوالش را زدم، هفت تا سوال هم ریاضی زدم یعنی درس خواندنم واقعاً جواب داد. این 2 درس را من مشکل داشتم ولی توانستم حل کنم.

 

چنانچه مایل باشید درسهای تخصصی و عمومی را یک دور مرور کنیم و شما به این سوال که در این درس درصد بالایی کسب کردم چون … در ارتباط با هر درس پاسخ بدهید.

معارف: (چند دقیقه پیش توضیح دادم) با خواندن و چند بار دوره کردن 80% زدم.

ادبیات: ادبیات هم کتابی که خواندم خیلی مفید بود، کلاسش خیلی مفید بود ولی خب خودم اصلاً وقت نکردم از رویش دوره بکنم یعنی در واقع همان چیزی که در کلاس یاد گرفتم و توی کلاس مطرح می شد بود ولی آن را هم خیلی خوب زدم چون توی کلاس صد درصد استفاده را می کردم فکر می کنم 60% زدم.

 

این طور برداشت کنم که با توجه به تئوری بودن ادبیات که لازم است در فواصل منظمی مرور شود، فهم سر کلاس شما باعث کسب درصد مناسب شد؟

 

بله چون من ادبیات کلا خوب هستم چون پایه ادبیاتم قوی است و اطلاعات عمومی ام هم خیلی زیاد بودالبته فکر می کنم بچه ها هم می دانندادبیات آزاد خیلی سخت است طوری بود که استادها می گفتند اگر بالای پنجاه بزنیدخیلی خوبه من فکر نمی کردم بالای پنجاه بشود ولی یک سری را در طول کلاس که می آمدم می خواندم آنها یک کم تاثیر داشت ولی خب از نصف کتاب به آخررا اصلا نرسیدم دوره کنم ولی همان اطلاعات کلاسم فعلا مثل اینکه کافی بوده.

زبان عمومی: زبان عمومی را من چون خودم مدرس زبان هستم زبان زیاد مشکل نداشتم البته زبان عمومی امسال خیلی سخت بود ولی آن هم درصدش رضایت بخش بود. نزدیک به هفتاد و خورده ای بود. زبان تخصصی هم 80%.

زبان تخصصی: البته تخصص من کامپیوتر نیست اول فکر می کردم درصدم خیلی پایینتر از این حرفها بشود ولی روی کتابی که مطالعه کردم و تستهای سالهای پیش یک مقدار اطلاعات دستم آمد که سوالات چه جوری است و از چی است و تقریباً هم تکرار است آن جوری که فکر کنم بچه ها هم بدانند اگر بتوانند در 6-5 سال اخیر تستها را بزنند اغلب تستها و لغتها تکراری است. فکر کنم بتوانند زبان تخصصی را حالا عمومی را نه چون گسترده تر است اما تخصصی را می شود بالا زد.

 

ذخیره و بازیابی: ذخیره را چون من کلاس هم نیامدم و فقط خودم خواندم فکر می کنم که آن وقتی را که رویش گذاشته ام دیگر حالا نمی دانم درست بوده یا غلط اینکه مثلاً من فرمولها را حفظ می کردم با توجه به حافظه ضعیفی هم که دارم ولی خب شده بود یک فرمول را 15-10 بار می نوشتم تا اینکه حفظ بکنم. نمی دانم فکر می کنم آن دوره ای که روی این درس داشتم؛ غلط بوده یا درست نمی دانم.

مدار منطقی: مدار فقط بخاطر کلاس و استاد و جزوه بود.

سیستم عامل: سیستم عامل هم در دروس تخصصی فکر می کنم نقطه قوتم این درس بود که تقریباً تمام سوالاتش را زدم. خیلی هم این درس را دوست داشتم و سر کلاس خیلی علاقه مند شدم. فوق العاده قوی بود کتاب و جزوه؛ جزوه بیشتر کفایت می کرد و تستهای سیستم عامل مخصوصاً آنهایی را که داشتم خیلی خوب بود چون توی این چند سال یک سری سوالات تکراری هم داشت و امسال مخصوصاً دوستان اگر توجه کرده باشند خیلی سوالهای تکراری از سالهای پیش داشت که کسانی که سیستم عامل نخوانده بوده افسوس می خوردند که چرا ما نخواندیم چرا تستهای سالهای پیش را نزدیم؛ همه اش تکرار بوده.

ساختمان داده: ساختمان داده هم کلاسم خیلی موثر بود چون اصلاً آن چیزهایی که برای دانشگاه خوانده بودیم کاملاً با این چیزهایی که قرار بود برای کنکور بخوانیم متفاوت بود ولی کلاس خیلی مفید بود. کتاب خاصی نخواندم همان جزوه استاد بود. جزوه استاد و کلاس و تستهایی که می زدم.

برنامه نویسی C: آن را هم پنجاه و خورده ای فکر می کنم زدم که نسبت به دوستان دیگر شاید کمتر باشد ولی فکر می کنم توی آن 4-3 جلسه ای که من فقط سر C وقت گذاشتم خیلی خوب بود یعنی من عملاً فقط 4-3 جلسه، 3-2 ساعت وقت گذاشتم سر این درس ولی نکات مهم؛ استاد چیزهایی را می گفتند که می گفتند حتماً از آن سوال هست. من فقط وقتم را سر آنها گذاشتم و همان فقط توانست کمکم کند چون وقت بیشتری نداشتم و در تمام طول این 5-4 ماه هم فکر می کردم برنامه نویسی را نمی توانم بزنم چون توی کنکورهای آزمایشی هم زیاد درصدم خوب نمی شد یعنی اصلاً خوب نمی شد ناراضی بودم ولی خب آمد بالای پنجاه دیگر.

 

در مورد تفاوت سطح سوالات 88 با سالهای قبلتر بفرمایید.

من سر جلسه یکم تعجب کرده بودم کلاً، یعنی نمی دانستم الآن سوالها سخت تراست یا آسانتر چون فکر کنم همانطور که شما گفتید تیپ سوالها یکم تفاوت کرده بود. حالا دوستان می گویند آسانتر شده بود ولی به نظر من فرق کرده بود حالا من نمی دانم طراحها تفاوت کرده بودند ولی کاملاً مشخص است که یک اتفاقی افتاده بوده و سوالها پخش می شود از مباحث، فکر می کنم در بعضی از درسها به وضوح این مشاهده می شد که تجمع درس سوالها در یک سری مباحث خیلی بیشتر شده؛ مثلاً درقسمت ریاضی چون من روی مباحث کار کرده بودم اگر دوستان یادشان بیاید خیلی از سوالها فقط ماتریس و انتگرال بود و من ماتریس را اصلاً گذاشته بودم کنار؛ برای همین خیلی شوکه شدم که من این همه درس خواندم، الان ماتریس را نخوانده ام چکار کنم یا انتگرال مثلاً چرا اینقدر سوالاتش زیاد است سخت نبود ولی آن پراکندگی که قرار بود در فصلها باشد یا حتی آمار که از قسمت اول اصلاً چیزی نبود همه اش تقریباً می توانم بگویم آنالیز بود. حالا من آنالیز را خوانده بودم ولی یک مقدار برایم جای تعجب بود که چرا سوالها اینجوری است مثلاً همیشه یک ضریب چولگی، یکی از فرمولهای اول آمار، یکی … ولی اصلاً اینها نبود و همه اش آنالیز بود. توی قسمت سیستم عامل سوالها اگر می گوییم آسانتر بود فکر می کنم بخاطر اینکه تشابه خیلی زیاد با سوالات سالهای قبل داشت درحالیکه نه، من دوستی داشتم که توی کلاسها فوق العاده عالی بود، رتبه اش فوق العاده عالی بود ولی تهران شمال قبول نشد. پرسیدم چرا؟ می گفت چون من سیستم عامل نخواندم. گفتم سیستم عامل خیلی سوالاتش آسان بود گفت خب من نخواندم. یعنی می دانید به نظر من این بی تاثیر نبوده، ذخیره هم همانطور که اشاره کردند طراح فکر کرده ما ماشین حساب همراهمان داریم. خیلی سوالات آخرش من که نمی توانستم اصلاً حساب کنم خیلی از سوالها را. ساختمان داده هم سوالاتش مفهومی تر بود مخصوصا نسبت به 2 سال اخیر می توانم بگویم. همانطور که من با استادم هم صحبت کردم ایشان هم موافق بودند. برنامه نویسی هم بله برای کسی که خوانده بود فکر می کنم فوق العاده آسان بود من زیاد برای آن وقت نگذاشته بودم ولی بعداً می دیدم که بچه ها خیلی راضی هستند از آن. دروس عمومی هم فکر می کنم عین همیشه بود ادبیات عین همیشه سخت بود. معارف هم اگر خوانده بودی می توانستی جواب بدهی.

 

به داوطلبانی که می خواهند یک/چند درسشان را حذف کنند چه توصیه ای دارید؟ آیا تفاوت سطح سوالات هر درس در کنکورها به اندازه ای ثابت است که بتوانند پیش بینی کنند که با مطالعه چند درس می توانند تراز لازم را کسب نمایند؟ به عبارت دیگر ریسک این کار حداقل برای داوطلبانی که هدفشان قبولی در تهران و شهرستانهای تراز بالا هست قابل پذیرش است؟

ریسکش بالا است اینکه شما بگویید من این درس را کامل حذف می کنم ولی چرا به نظر من می شود این کار را کرد چون بالاخره نقطه قوتمان را خودمان می توانیم بفهمیم چی است. مثلاً من که سیستم عاملم قوی است یا سیستم عامل را خیلی راحت می فهمم می توانستم؛ حالا اگر سوالها در آن رنج خاص خودش تغییر هم بکند باز می توانم از پس این درس بربیایم. چون تمام الگوریتمها را خوب بلد بودم تمام مسائلش را می دانستم چه جوری حل کنم. حالا می خواهند بپیچانند می خواهند نپیچانند ولی خب فکر می کردم ذخیره، نکند این فرمولها را یادم برود این درس را قسمتیش را نکند یادم برود. روی این درس هم کمتر زوم کردم بخاطر اینکه احساس می کردم هرچه بیشتر زوم کنم من باز فراموش می کردم این که دیگر دست خودم نیست. این که کامل بخواهی درسی را حذف کنی زیاد درست نیست ولی چرا می شود وقت بیشتری را روی یک درس بگذاری حتی در عمومی ها، شما بگویید من معارف را بیشتر می خواهم بخوانم با آن راحت تر هستم ولی ادبیات را نمی فهمم. برایم سخت است خب به آن کمتر اهمیت می دهم روی آن کمتر وقت می گذارم نه اینکه اصلا وقت نگذارم یا بعضی ها با زبان خیلی مشکل دارند؛ من دوستانی داشتم که زبانشان را حتی صفر زدند ولی قبول شدند. بخاطر اینکه تمرکزشان را روی درسهای دیگر گذاشتند به نظر من آدم باید اول نقطه قوتش را پیدا کند.

اضافه کنم که چون چند استاد خیلی حذف دروس مشکل را پیشنهاد می کردند من هم می خواستم ریاضی را همین کار را بکنم ولی استاد زربخش می گفتند چون همه همین برخورد را می کنند تو باید مخالف آن قدم برداری. چون ریاضی را قرار است همه صفر بزنند شما اگر ده درصد هم بزنید یک دفعه کلی می کشید بالا یعنی طوری می کشی بالا که اصلاً نمی دانی؛ می گویی چی شد من که درصدهایم همه روی 60-50 است چرا رتبه یک شدم؟ چرا این جوری است؟ من در مورد خودم می گویم من برنامه ریزی ام نسبت به بقیه کمتر بوده؛ حالا وقتی مقایسه می کنم می بینم نه، همان ریاضی که 50 درصد زدم یا همان مداری که 80 درصد زدم خیلی کمکم کرده یا همان زبان تخصصی که خیلیها صفر می زنند و ولش می کنند. به نظر من آن درسهایی که بچه ها خیلی با آن مشکل دارند یا آنها را کنار می گذارند اگر شما یک وقت کوچک بگذاری حتی در حد 10 درصد هم خودت را بکشی بالا می تواند حتی تمام آینده ات را عوض کند.

 

درباره یک حس مشترک بین اکثر داوطلبان در روزهای قبل از کنکور این است که “احساس می کنم هر چی که خواندم فراموش کردم” نظر و تجربه شما چیست؟

من هم که صد درصد دقیقاً این استرس را تا آخرین لحظه داشتم فکر می کردم همه چیز را فراموش کردم ولی دقیقاً فکر می کنم تا 12-11 همان روز کنکور داشتم درس می خواندم که دیگر آخر سر همه می گفتند ول کن قاطی می کنی و واقعاً هم قاطی کرده بودم. این قدر استرس داشتم که مطمئن بودم سر جلسه کنکور حالم بد می شود چون من سابقه آن را خیلی دارم. به خاطر همان استرس و اضطرابی را که دارم ولی واقعاً این طور است اگر شما بگویید 10 روز یا 1 هفته مانده دیگر نخوانم طبیعتاً فراموش می شود البته در اشخاص خیلی فرق دارد. کسی که مثل من ذهنش این قدر درگیر باشد و این قدر استرس داشته باشد مسلماً زودتر هم فراموش می کند تا کسی که دوره نگهداری اطلاعات در حافظه اش بیشتر است. برای من که این طوری بود.

 

در مورد شرایطی که سر جلسه داشتید (وقت کم آوردن، استرس، بی دقتی، پاسخ نامطمئن به تستها و … ) بفرمایید.

سر جلسه خیلی خنده دارد چون من رسیدم آن قدر حالم بد بود که نشستم یک گوشه و تمام جلسه داشت از دست من می خندید. من بخاطر اینکه به خودم یکم تسلط پیدا کنم شروع کردم به مسخره بازی کردن سر جلسه؛ طوری شده بود که بچه هایی که بغل دست من نشسته بودند گفتند کجا زدی تو؟ گفتم تهران شمال و درست 6-5 نفر به من خندیدند و فکر کردند که من از آنهایی هستم آمده ام که الان با اعتماد به نفس … چون واقعاً نمی توانستم کار دیگری بکنم. آنقدر استرس داشتم، این قدر از تپش قلب داشتم خفه می شدم که می گفتم الان فقط باید یک کمی مسخره بازی درآورم و واقعاً این کار را کردم و کمی به خودم تسلط پیدا کردم. سوالات را که شروع کردم به حل کردن، ادبیات چون یک مقدار سخت بود واقعا حالم را بدتر کرد چون بین 7-6 تا سوال، بین دو گزینه اش مانده بودم؛ 7-6 تا برای من خیلی بود و تصمیم گرفتم حتماً 5-4 تا را جواب بدهم از بین آن دو گزینه ای که روی آنها مانده ام. زیاد دقیقاً فکر نکردم عمومیها را ولی فکر می کنم اغلب آنهآیی که بین دو گزینه مانده بودم درست درآمدند. در عمومی این کار را کردم چون مجبور شدم. در ادبیات دیدم دیگر خیلی دارد وضع خراب می شود ولی در اختصاصیها سعی کردم زیاد این کار را نکنم یعنی اگر بین دو تا گزینه می ماندم مخصوصاً ذخیره که حل می کردم و یک دفعه می دیدم جواب درگزینه ها نیست دوباره یک وقتی می گذاشتم می گفتم به این ممکن است نزدیکتر شود باز ریسکش را نکردم که بزنم چون می دانستم مسلماً غلط درمی آید چون دارم غلط حل می کنم این را می فهمیدم. دیگر در مورد درس خاصی به این مشکل برنخوردم که بین دو تا گزینه بمانم زبان بود 2-1 تا که آنها را زدم و درست درآمد.

اضافه کنم که من فکر می کنم بچه هایی که فقط می خواهند قبول شوند نباید بزنند یعنی اگر بین چند تا گزینه می مانند این ریسک را نباید بکنند که این گزینه را بزنند بخاطر اینکه واقعاً درصدشان را می کشد پایین. حالا کسانی که این اطمینان را به خودشان دارند اعتماد به نفس دارند می دانند درصدشان بالاست اگر بین 50-50 می خواهند بزنند حالا آن زیاد تاثیری نمی کند روی درصدهای بالا ولی برای کسانی که فقط می خواهند قبول شوند من فکر می کنم نباید این ریسک را بکنند یعنی واقعاً باید آن چیزهایی را که بلدند بزنند.

 

با توجه به اهمیت بالای انتخاب اول در قبولی کنکور دانشگاه آزاد چه توصیه ای برای داوطلبانی که سطح بالا انتخاب رشته می کنند دارید؟

نه من فکر می کنم چون من از اول روی همین انتخاب آمدم تهران حالا بین واحدهایش شک داشتم می دانستم اگر اتفاقی بیافتد برای همه دانشجوها است یعنی برای همه داوطلبین است. اگر قرار است سوالها سخت باشد سطحش بیاید پایین یا سطحش برود بالا در واقع این شرایط برای همه تکرار می شود. من که می دانم اوج درس خواندنم بوده و درسم را خوب خوانده ام خب دارم می روم کنکور را بدهم. اگر سختتر شد و من آمدم پایین مسلماً همه هم با من می آیند پایین و من باز احتمال اینکه انتخابم را قبول شوم را دارم و اگر می خواستم جور دیگری فکر کنم من سراسری قزوین قبول شده بودم. می توانستم آنجا بروم ولی فقط می خواستم تهران قبول شوم و اگر نمی شدم خب قبول نشده بودم دیگر.

 

عامل اصلی موفقیتتان را چه می دانید؟ به عبارت دیگر از بین داوطلبان قوی که برای رتبه 1 تهران تلاش می کردند چه پارامتری باعث شد که شما 1 شوید؟

نمی دانم شاید فقط درس خواندن است. چون ما همیشه وقتی دور هستیم فکر می کنیم همه از ما بالاتر هستند چون نمی بینیم یا از بیرون قضیه داریم نگاه می کنیم اما وقتی می رویم و درگیرش می شویم و آن تصمیم را می گیریم و به خودمان آن اعتماد به نفس را می دهیم و به خودمان اتکا می کنیم نمی گویم بالای 50 ولی 50 درصد قضیه حل است و بقیه اش هم این است که کسان دیگری که اطراف ما هستند شاید بالاتر از ما باشند شاید پایین تر و شاید هم درسطح ما و فکر می کنم فقط خواندن تاثیر دارد. یعنی اینکه خواسته ام و باید به آن برسم و می گویند چیزی نیست در این دنیا که آدم بخواهد و نتواند به آن برسد.

 

در مقابل مهمترین عواملی که تاثیر منفی در مطالعه تان داشت را بفرمایید؛ اگر با آگاهی امروزتان می توانستید تغییراتی در روش و میزان مطالعه، انتخاب موسسه و … انجام دهید، مهمترینها را لطفاً بفرمایید.

من فشار استرسم را فکر می کنم کم می کردم بخاطر اینکه الان می بینم همه اش بیهوده بوده و یک مقدار هم از آن درس خواندنم کم می کردم و به کارهای جنبی می رسیدم، البته می رسیدم من دائم سر sms و زنگ و کامپیوتر و اینها بودم ولی آن فشار همیشه همراهم بود. اگر می توانستم برگردم و خیالم راحت بود که اطلاعاتم کافی است حتماً این استرس را از خودم مقداری کم می کردم البته نمی دانم چطوری.

 

تعدادی از دوستانی که پشت کنکور هستند قبولی در دوره مهندسی را پلی می بینند که بعد از عبور از آن شغل مناسب، جایگاه اجتماعی مطلوب و زندگی بهتر در انتظارشان هست. قبولی علاوه بر مزایایی که دارد از دیدگاه شما به عنوان فردی که با موفقیت از این پل عبور کرده است، درباره اینکه قبولی آغاز تلاش بیشتری است برای موفقیتهای بزرگتر دیدگاه شما چیست؟

من که در هر مرحله ای از زندگی ام که بوده ام کلاً باز استرس مرحله بعدش را داشته ام یعنی هیچ وقت خودم را ندیدم که آرامش داشته باشم چه آن دوره ای که در دانشگاه بودم دنبال معدل 18 بودم چه بعدش که برای کنکور کاردانی بود، چه کارم چه هر وقت در هر مرحله ای که بوده ام همواره این استرس را با خودم کشیده ام ولی واقعاً هر چه می آیم جلوتر می بینم که اینطور نیست .یعنی اصلاً آن درآمد آدم بعداً شغل آدم بعداً … اصلاً اینها در گرو مدرکت نیست و متاًسفانه در کشور ما اینطوری است که به قول شما به مدرک کاردانی یک جور دیگر نگاه می شود، کاری برایش نیست شاید یک درصد بالایی از ماها فقط به خاطر این دنبال مدرک هستیم. البته من خودم علاقه ام در این رشته است و امیدوارم بتوانم در آینده شغلی داشته باشم که به رشته ام مربوط باشد و یک مقدار از این بار فشارم کم شود ولی باز هم همه چیز فکر نمی کنم این باشد یعنی اگر ما دیدمان را عوض کنیم و این جوری فقط برای کار و مدرک به آن نگاه نکنیم فکر می کنم خیلی موفقتریم.

 

هدف بعدیتان را در صورت تمایل بفرمایید.

فکر می کنم ادامه می دهم چون این تجربه درس خواندن خیلی به من چسبید حالا جدا از استرسی که داشت ولی فکر می کنم واقعاً بهترین راه همان ادامه دادن است.

 

و صحبت آخر را برای دوستانی که می خواهند برای قبولی در آزاد 89 تلاش کنند بفرمایید. (فکر می کنم شما با توجه به تجربه ای که دارید می خواهید در مورد روحیه شان صحبت کنید!)

صد درصد؛ چون من در تمام مراحل از این استرس و اضطرابم همیشه یک جورهایی ضربه خورده ام؛ واقعاً پیشنهاد می کنم حالا نمی دانم چه جوری خب راههای مختلفی هست مشاوره، خانواده، دوست، کسانی که قبلاً کنکور دادند و قبول شدند، بی تاثیر هم نبوده؛ به من خیلی چیزها گفته اند که تاثیر داشته ولی واقعاً سخت نگیرند، واقعاً فکر نکنند که یک غولی جلویشان است که نمی توانند از پس آن برآیند مهمترین چیز به نظر من روحیه آدم است نمی گویم استرس نداشته باشند ولی یک جوری به خودشان غلبه کنند. این هم یک مرحله از زندگی است و می گذرد. یعنی اگر قرار باشد که این قدر بزرگش کنید که یک غولی است وای حالا چه می شود نه هیچ اتفاق خاصی نمی افتد مثل اتفاقات دیگر زندگی می شود با آن برخورد کرد. به همه چیزشان برسند، گشت و گذار، این طرف آن طرف، مهمانی، تلویزیون، کامپیوتر، موبایل، اصلاً لازم نیست اینها از زندگی حذف شود کما اینکه من حذف نکردم؛ شاید درس خواندن را مقدار و زمانش را بیشتر کردم ولی به چیزهای دیگر هم می رسیدم ولی خب با استرس باید مقابله کنند چون اگر در دوره درس خواندنشان هم گریبانگیرشان نشود، سر جلسه گریبانگیرشان می شود آن موقع نشد، توی دانشگاه گریبانگیرشان می شود به نظر من باید به خودشان مسلط باشند.

دانشگاه آزاد واحد تهران شمال

۹ نظرها

سوابق آموزشی، شغلی خود را در زمینه کنکور کاردانی به کارشناسی بفرمایید.

سال 74 فارغ التحصیل شدم رشته الکترونیک و در زمینه طراحی سوالات کنکور بچه های کاردانی کار کردم چیزی حدود 7 – 6 سال و از سال 73 عضو کمسیون تالیف کتابهای آموزش و پرورش بودم و 5 – 4 سالی هم هست که در مقطع کاردانی به کارشناسی درس می دهم.

در چه موسساتی تدریس می کنید؟

موسسه ماهان هستم، کاوشگران هستم؛ جای اصلی کاریم و اندیشه اساتید. امسال سیمیا هم یک کلاسی دارم؛ قعلاً همین.

مباحث را در کلاسهایتان در یک حد پوشش می دهید؟ داوطلبان در هر یک از کلاسهای شما شرکت کنند تفاوتی نمی کند؟

تقریباً نه؛ البته موسسه ای داریم که کلاسهایش را 30 ساعته می بندد، موسسه ای داریم که 40 ساعته می بندد. مطمئناً حجم تست زدن کم می شود نه حجم درس دادن یعنی تایمی که درس می دهیم همان درس است حالا توی یک موسسه می رسیم 150 تا تست می زنیم؛ توی یک موسسه 400 تا تست می زنیم، 300 تا تست می زنیم. ولی این مبحث اصلی درسی تقریباً یکی است. معمولاً در موسساتی که بچه ها کامپیوتری هستند بخش الکترونیک را نمی گویم یک مقدار وقتم بازتر است ولی در موسساتی که پذیرش دانشجوهای الکترونیک و کامپیوتر را با هم دارد مباحث الکترونیک را هم تست می زنیم. در درس مدار منطقی معمولاً یک دانه سوال آن هم در سراسری می آید آن را می گوییم.

جزوات و کتابهایتان را لطفاً برای این درس معرفی بفرمایید.

برای این درس در موسسات مختلف کتابهای مختلفی استفاده می شود. در موسسه ماهان کتاب شخصی خودم که تالیف شده؛ توی موسسه کاوشگران جزوه شخصی را می دهم برای بعضی از موسسات هم کتاب 30 آزمون را می دهم و خودم درس می­دهم. موسساتی که رشته الکترونیک داشته باشند بیشتر سعی می کنم درس را خودم بدهم و از کتاب سنگینتری استفاده شود. 30 آزمون مدار منطقی کتاب سنگینی است.

جزوات و کتابهایتان در موسسات مختلف سرفصلهای سراسری و آزاد را پوشش می دهد؟

جزواتم بالاتر از سرفصلهای آزاد است چون آزاد محدودیت دارد ولی سراسری را پوشش می دهد. بنابراین بچه هایی که تهیه می کنند توی آزاد می توانند بعضی از فصلها را نخوانند به خاطر اینکه از آنها سوال هم نمی آید.

رفرنسهای اصلی این درس را لطفاً بفرمایید.

این درس رفرنس دانشگاهیش موریس مانو و نلسون است. ولی خب متاسفانه اساتید دانشگاه ما هیچکدام رفرنس را کامل درس نمی دهند. دانشجو وقتی می آید سر کلاس معمولاً 4 – 3 تا از فصلها را اصلاً نخوانده است من جمله فصل فلیپ فلاپها، شمارنده ها، ثباتهای انتقالی را اصلاً نخوانده است که ما مجبوریم اینجا هم درس دانشگاهی بدهیم و هم کنکوری تست بزنیم. یک مقدار دردسر می شود ولی دو تا رفرنس اصلی بیشتر ندارد.

مطالعه رفرنسهای اصلی را پیشنهاد می کنید؟

برای دانشجویانی که تایم دارند بله ولی در غیر این صورت اصلاً. ما دانشجویی داریم که 2.5 می خواهد بیاید سر کلاس؛ رفرنس اصلی فقط مبحث را یادش می دهد ما اینجا انتظار داریم دانشجو در 1.5 دقیقه تست بزند. راه حل دانشگاهی یا راه حل آن کتابها اصلاً با کار من سازگار نیست. من این کار را نمی کنم. هستند اساتیدی که رفرنسها را می گویند و هر مساله ای را در 5 – 4 دقیقه حل می کنند. توی کلاس من از اولین مبحث که مبنا باشد تا آخرین مبحث تست باید زیر 1 دقیقه حل شود و حل می شود؛ تا الان که اینطوری بوده است.

در مورد اهمیت این درس در قبولی داوطلبان کنکورهای رسمی (سراسری، آزاد، علمی کاربردی) توضیحات لازم را بفرمایید.

می دانید که درسی که معمولاً بچه ها نمی زنند یکی از دروسی می شود که میانگین درصدهای زده شده پایین است؛ ناخودآگاه تراز درس بالا می رود. درس مدار برای بچه های کامپیوتر ضریبش 2 و برای بچه های الکترونیک ضریبش 3 است. برای بچه های کامپیوتر جزء دروسی است که همه نمی زنند مثل ریاضی؛ بنابراین ناخودآگاه کسی که بتواند درس مدار را خوب بزند امکان قبولیش زیاد است و مدار از آن درسهایی است که می شود بالای 60 – 50 درصد زد. دانشجویان من پارسال 90 بودند، حداقل 8 – 7 نفر 90 زدند، 80، 70 و میانگین رتبه های 1 تا 200 که توی دانشجویان خودم داشتم، میانگین مدار 70؛ اما درصد درسهای دیگر پایینتر و این نشان می دهد که می شود با مدار کار کرد و توی قبولی خیلی خیلی موثر است.

برای یادگیری کامل این درس چه روشی را به داوطلبان توصیه می کنید؟

معمولاً کسی که سر کلاس کنکور می خواهد بیاید قبلش باید این درس را حداقل یکبار گذرانده باشد. چون توی کلاس کنکور جایی برای درس دادن از اول نیست. البته چرا توی بعضی از موسسات 50 ساعت 60 ساعت مدار ارائه می کنند خب می شود 20 ساعت را به آموزش اختصاص داد و 40 ساعتش را به درس کنکوری و تست. ولی توی موسساتی که کار کمتری انجام می دهند پیشنهاد می کنم دانشجو یکی از کتابهای موجود در بازار کار را شروع کند و بخواند؛ حالا رفرنس می خواهد باشد فرقی نمی کند یا کتابهای کنکور باشد؛ با یک آشنایی بیاید؛ من پیشنهادم این است که دانشجو قبل از اینکه وارد هر جلسه بشود درس آن جلسه را جلوتر از روی یک کتاب یا رفرنس بخواند، گوشش آشنا باشد تا سر کلاس همه مباحث جدید نباشد.

برای داوطلبانی که امکان شرکت در کلاسها را ندارند چطور؟

کسانی که کلاس نمی آیند اذیت می شوند. مدار از مجموعه دروسی است که فکر می کنم 5 – 4 فصل، 6 فصلش را ممکن است خودش می تواند بخواند خیلی لطف کند بین 30 الی 40 درصد بزند. بخواهد برود بالای 60 درصد، بدون کلاس واقعا سخت است؛ شاید از هر 10 نفر 1 نفر که توانش را داشته باشد، می تواند این کار را بکند که آن هم می تواند با کتابهای موجود که در بازار هست، اساتید مختلفی نوشتند آقای یوسفی، آقای مقسمی، بنده کتابهای خوبی هست، می تواند کار کند. اگر بتواند مجموعه 7 الی 8 سال گذشته تستهای کنکور را خوب بخواند و تست بزند می تواند در سال آینده اش یا هر سالی حداقل 60 – 50 بزند ولی کار، کار سختی است. ما داریم مباحثی که اکثر کتابها حلهایشان 5 – 4 خط 6 خط است. در صورتی که نباید این طور باشد. ما می گوییم تست در 1 دقیقه حداکثر 1 دقیقه و 30 ثانیه؛ بنابراین نباید در این شرایط باشد، نمی شود که بعضی از روشها را مکتوب کرد. روش آموزش Face to Face بهش می گویند. آنهایی که نمی شود مکتوب کرد را دانشجویان اگر نیایند سر کلاس، روشها و کلکهای تست زنی را نمی دانند. بنابراین فقط بلد است حل کند خب مستلزم این هست که در آن تایم نمی تواند. مگر قید یکی دو درس دیگر را بزند. مثلاً خیلی از دانشجویان رشته کامپیوتر ریاضی نمی زنند، از تایم آن استفاده می کنند مدار را می زنند وگرنه غیر از آن امکانش خیلی کم است.

برای اینکه داوطلبان مطالبی را که می خوانند تا زمان کنکور فراموش نکنند، چه راهکارهایی توصیه می کنید؟

من معمولاً به دانشجویان می گویم تا 1.5 ماه قبل از کنکور سعی کنید درس را تمام کنید یک دور بخوانید. از 1.5 ماه مانده به کنکور دیگر درس را نخوانید. بچه ها معمولاً 5 – 4 ساعت وقت مطالعه می گذارند؛ مثلاً از 8 صبح تا 12 فلان درس، از 12 تا 4 فلان درس. من پیشنهادم این است که بشکنید تایمهای مطالعه را در 2 ساعت و توی یک روز به جای آن که 2 درس بخوانید، 5 تا درس بخوانند، 4 تا درس بخوانید و این را یک روز در میان تکرار کنند. مدار یک درس محاسباتی است ما باید 1.5 ماه قبل از کنکور تست بزنیم. من پیشنهادم این است که تا 1 ماه یا 1.5 ماه قبل درس تمام شود حدوداً و در 1.5 ماه بعد دانشجو هفته ای 4 – 3 روز 1 ساعت 1.5 ساعت فقط تست بزند یک روز در میان. قاطی مجموعه تست زدنش هم پیشنهاد من این است که از همه فصلها تست بزند. 3 تا تست از فصل 1، 3 تا از فصل 2 و 3 تا از فصل 3 و برود تا انتها؛ 30 – 20 تست را بزند، هر کدام را که بلد نبود برگردد همان مبحث را بخواند. گاهی اوقات یادمان می رود که بعضی از مباحث را بلدیم؛ دوباره جزوه را از اول آن فصل می خوانیم و این یک فصل خواند یعنی یک تایمی را از دست دادن. پیشنهاد نمی کنم وقتی یک دور خوانده شد دوباره برگردیم بخوانیم. با تست ایرادهایمان را پیدا کنیم، همان مباحث را بخوانیم.

یکی از دلایلی که داوطلبان درصد پایینی در مدار کسب می کنند بی دقتی در حل تستها است؛ برای برطرف کردن این مورد چه توصیه هایی برای داوطلبان دارید؟

من دانشجویانم معمولاً کم حل می کنند هر چه حجم نوشتن کم شود خطای بی دقتی پایین می آید اگر یک مساله را در 4 خط حل کنیم احتمال آنکه یک کلمه ای، جمله ای را توی این 4 خط موقع انتقال اشتباه کنیم خیلی زیاد است ولی وقتی تستی را در 30 ثانیه می زنیم حجم نوشتن کم می شود و وقتی حجم نوشتن کم شود، احتمال خطا هم پایین می آید ولی این برمی گردد به قوه مغزی یعنی توان مغزیش باید آنقدری باشد که با حجم نوشتن کم این کار را انجام بدهد. ما این کار را در کلاسهایمان تمرین می کنیم.

برای داوطلبانی که هدفشان قبولی در دانشگاه های معتبر سراسری دوره های روزانه و شبانه است، به طور کلی پیشنهاد می کنید چه میزان ساعاتی در هفته برای مطالعه مدار منطقی درنظر بگیرند؟

اگر می خواهند بین رتبه های 1 تا 100 باشند که بتوانند در تهران یا جاهای خوب قبول شوند، من پیشنهادم این است که حداقل روزی 8 ساعت باید مطالعه کنند. البته اگر تایم 5 – 4 ماهه دارد یکی دو ماه اول 6 ساعت و بعد 8 ساعت ولی آنهایی که محدودیت زمانی دارند، ظرف 2.5 ماه 3 ماه می خواهند کار را جمع کنند، ما روزی 8 ساعت مطالعه را توصیه می کنیم ولی آن 8 ساعت شامل آن تعداد ساعتی هم باشد که می آیند در موسسه و کلاس دارند. مجموعش بین 8 – 7 ساعت در روز را من پیشنهاد می کنم.

برای مدار منطقی چه تعداد ساعتی در هفته اختصاص بدهند؟

مدار منطقی یک چیزی در حدود 35 ساعت ما در موسسات درس می دهیم تا 40 ساعت؛ متوسطش است. ولی فکر می کنم که اگر کسی بخواهد تا حول و حوش 50 بزند باید یک چیزی حدود 60 ساعت خودش مطالعه کند. اگر می خواهد بین 50 تا 70 بزند باید یک 20 ساعتی به آن اضافه کند و بالای 70 درصد بزند باید تایم بیشتری در نظر بگیرد.

داوطلبانی که هدفشان فقط قبولی است (برای مثال غیرانتفایی های شهرستان در کنکور سراسری یا دانشگاه های ترازن پایین در کنکور آزاد)، توصیه می کنید برای کسب درصد موردنیاز چه تایمی در هفته را برای مطالعه برنامه نویسی اختصاص دهند؟

تایم خیلی مهم نیست فصل خیلی برایم مهم است. در دانشگاه سراسری از فصل 1 تا 5 اکثر کتابها یعنی از مبنا تا انتهای کارنو متوسط 5 تا سوال می آید. از 15 تا سوال 5 تا یعنی یک سوم یعنی 30 درصد. می شود با 30 درصد شهرستان قبول شد. یعنی شما همه دروس تخصصی را 30 درصد بزنید شهرستان که هیچی شاید تهران هم قبول بشوید. بنابراین من تایم نمی دهم چون یک آدمی توانش این است که با یک ساعت خواندن به آن نقطه می رسد و یکی با 5 ساعت. من می گویم یک سوم اول جزوه را اگر بخواند، می تواند مدار را حدود 30 درصد بزند و برای قبولی شهرستان 30 درصد کافی است.

به نظر شما اگر این درس را سفید بگذارند، با دروس تخصصی دیگر می توانند جبرانش کنند؟

اگر می خواهند تهران قبول شوند اکثر دانشجویانی که تا الان قبول شدند مجموع ضرایب دروس مدار، برنامه نویسی و درس تخصصیشان بالای 120 و 130 بوده. 120 یعنی اگر مدار را نزنند باید برنامه نویسی 60 بزند دروس تخصصی هم 60 بزند گاهی اوقات شدنی نیست. چون دروس تخصصی که سیستم عامل و ذخیره و ساختمان است گاهی اوقات تستهایی به اشتباه و ارشدی داده می شود، دانشجو نمی تواند بزند. رتبه های 1 تا 10 کنکور سال گذشته و سال قبل، هیچ کدام دروس تخصصی را بالای 50 نتوانسته بودند بزنند. حداکثر 48 زدند حالا من 48 درصد دارم برنامه نویسی را هم هیچ کسی نبوده که بالای 50 بزند بنابراین این می شود 100. من می خواهم 120 به بالا باشد برای تهران؛ پس آن 20 تا را باید با یک چیزی جبران کنم آن یک چیز فقط ریاضی است که می تواند جای مدار را بگیرد. اگر بتوانند ریاضی را بالای 40 بزنند جای مدار صفر درصد را می گیرد. در غیر این صورت مدار برای خودش یک وزنی دارد.

با توجه به نحوه طراحی تستهای برنامه نویسی اگر داوطلبان بین دو گزینه 50 – 50 شک داشته باشند، شما پیشنهاد می کنید یک گزینه را انتخاب کنند؟

من یک این چنین پیشنهادی نمی کنم به دانشجویان خودم. من دیگران را نمی دانم. دانشجویان خودم را این کار را نمی کنم به خاطر این که ما یکسری روشهای کنکوری داریم که حتی اگر بلد نباشید سوالی را حل کنید، می توانید با آن گزینه را بزنید. من بین 50 – 50 روشهایی داریم که شاید تبدیلش کنیم به 80-20 و بعد گزینه را بزنیم. بنابراین بین 50-50 پیشنهاد نمی کنم.

اشتباه آن دسته از داوطلباني كه عليرغم مطالعه كافي، تست زدن زیاد، شرکت در کلاسهای کنکور مناسب نتیجه موردنظرشان را در درس مدار منطقی نمی گیرند را چه مواردی مي دانيد؟

معمولاً عدم شناخت شخصی خودشان است. کسی که زیاد درس خوانده و زیاد تست زده است نباید روحیه اش را ببازد. ما همیشه به دانشجویان می گوییم اگر یک تستی یا سوالی را دیدید که خیلی حجمش زیاد است یا به نظر سخت است، دلیلی ندارد که سخت باشد. طراح موقع طرح سوالات باید حساب کند این تست در 1.5 دقیقه نهایتاً در 2 دقیقه می خورد و مطمئناً اگر در کنکور تست 2 دقیقه ای گذاشتند حتی اگر تست 3 دقیقه ای گذاشتند، 3 – 2 سوال هم 20 ثانیه ای هم می گذارند که شخصی که می تواند این 3 – 2 تا را بزند زمان باقیمانده اش را صرف کند روی این سوال و این طوری نیست که 15 تا سوال به ما بدهند و هر کدام در 3 دقیقه حل شود، 45 دقیقه. بنابراین دانشجو وقتی می آید سر کنکور دو تا سوال سخت می بیند نباید روحیه اش را از دست بدهد؛ می تواند ولش کند برود سراغ سوالات بعدی مسلماً اگر دو تا سخت هست دو تا ساده هم هست و با آنها درصدش را بگیرد. بزرگ بودنش دلیل بر سختی سوالات نیست و به خودش اطمینان داشته باشد. کسی که زحمتش را کشیده تا یک نقطه ای پیش رفته و حداکثر توانش را انجام داده است نباید فکر کند که چرا نتوانستم؛ توانش بیش از این نیست. اگر توانش بیشتر از این بود توقع ای از او ندارند.

با تشکر از راهنماییهای جامع و ارزشمند شما، اگر نکته دیگری هست بفرمایید.

مورد خاصی نمی بینم، من تنها پیشنهادم به بچه ها این است که معمولاً درس ریاضی را ول می کنند و بعد از قبولیشون به دردسر می افتند، من پیشنهادم این است که بعضی از دروسی که بعد از قبولی با آنها سروکار دارند از آنها غافل نشوند. رشته نرم افزار دارید درس می خوانید، برنامه نویسی یکی از قمستهای اصلی درسشان است بنابراین سرمایه گذاری روی درس برنامه نویسی، روی درس ریاضی به نظر من خیلی ارزش دارد. این سرمایه گذاری از الان هم می تواند انجام بشود. نه اینکه ما قبول بشویم برویم دانشگاه بعد ترم 1 و 2 به خاطر چند تا درس مثل معادلات دیفرانسیل و ریاضی مهندسی مشروط بشویم و سرافکنده برگردیم بیاییم و نکته دوم اگر کسی برای سراسری می خواهد تایم خواندن بگذارد به نظر من باید حداقل 4 ماه زمان بگذارد و با توجه به این که ما آخر برج 4 امتحان داریم دانشجو باید از اول فروردین استارت بزند کسی که خرداد می خواهد بیاید شروع کند احتمال قبولیش می آید پایین. توی آزاد هم به همین ترتیب است؛ البته توی آزاد شاید یکم راحتتر باشد قبول شدنش ولی چیزی حدود 3 ماه 3.5 ماه وقت می خواهد. تایمشان را درست تنظیم کنند. کارمندها معمولاً مشکل دارند سعی کنند در 3 – 2 تا دوره درس بگیرند. 2 درس را مثلاً ترم بهمن بگیرند و 2 درس را اردیبهشت یا بهار بگیرند که بتوانند پخشش کنند. نظر خاص دیگری ندارم.

 

نظری بدهید

سوابق آموزشی، شغلی خود را در زمینه کنکور کاردانی به کارشناسی بفرمایید.

سوابق شغلی ما بر می گردد به سال 78 که تقریباً شروع کارمان به همراه آقای عادلی نیا از موسسه مدرسان شریف شروع کردیم. از آن به بعد من در کنکور کاردانی به کارشناسی بودم. کنکور از سال 79 بیشتر قوت گرفت در اين زمينه؛ بعد در آن زمان موسسات دیگری هم فعالیت می کردند؛ ماهان بیشتر بود بعد موسسه آقای عادلی نیا تاسیس شد که با ایشان هم همکاری کردیم به تدریج موسسات پارسه، پوران پژوهش، در شهرستانها موسسه دی سیستم مشهد، موسسه پوران پژوهش کرمانشاه، موسسه مدرسان رشت؛ به تدریج با همه اینها همکاری کردیم. در واقع در کنکور من بیشتر روی درس سیستم عامل تمرکز داشتم و سابق بر این قبل از ذخیره و بازیابی درس پایگاه هم در کنکور بود که آن زمان پایگاه داده را هم براي کنکور من تدریس می کردم.

در موسسه سیمیا هم تدریس می کنید؟

در موسسه سيميا هم اخيراً بله؛ البته فكر مي كنم بايد فعالبتمان را با توجه به عرف پارسه قطع بكنيم.

در مورد کتابها و جزواتتان برای درس سیستم عامل بفرمایید.

ما چندین کتاب و جزوه سیستم عامل از اول نوشتیم. من چندین سری کتاب نوشتم. کتاب اولمان با آقای عادلی نیا بود برای موسسه دیباگران تهران بعد برای مدرسان شریف کتاب نوشتم در چند چاپ تغییر کرد به طور مرتب؛ الان چاپ دهمش دارد می رود. کتابهای 30 آزمون با آقای مقسمی نوشتیم بعد یک کتاب هم برای پوران پژوهش نوشته شده. این مجموعه کتابهایی است که من کار کردم ولی خب بیشتر من فعالیتم توی کلاس با وجود اینکه کتاب هم داریم در یک جزوه خلاصه و مفیدتر به دانشجو می دهیم چون اعتقاد دارم که وقتی به یک دانشجو وزن سنگین مي دهند آن هم در مقطع کاردانی برایش گیرایی ندارد. بحث را سگمنت سگمنت می کنیم توضیح می دهیم بعد روی آن تست می زنیم. این موارد را تالیف کردیم حالا جزواتی هم که هست به هر حال آماده شده بیشتر در موسسات جزوات را ارائه می کنیم هم موجود است ولی مجموعه کتابها در این زمینه بوده ولی در درسهای دیگر هم مثل مدار منطقی، ذخیره و بازیابی ما با انتشاراتی به نام آذرباد کتابهایی را نوشتیم.

از ویژگیهای کتابهایی که فرمودید به چه مواردی اشاره می کنید؟ سرفصلهای کنکورهای سراسری و آزاد را پوشش می دهد؟ و شامل تمام تستهای کنکور با حل تشریحی می باشد؟

بله؛ بیشتر ما کتاب مدرسان شریف را چون توی موسسه الان یک برندی پیدا کرده که کتابهایش سریع فروش می رود. در آن کتاب خیلی سریع کتابمان را آپدیت می کنیم و از روی تغییرات کنکور و تستها را هم سریعاً اضافه می کنیم. به وِیژه مثلاً برای دولتی که می دانید سرفصلها تغییر کرده، ما در آن کتاب حالا اگر به آن کتاب مراجعه کنید، قسمت خلاصه کتاب آقای فهیمی را هم اضافه کردیم که بروز باشد و با توجه به تغییرات کنکور بتواند پوشش بدهد.

جزوه طلایی سیستم عامل موسسه کاوشگران را که تالیف کرده اید چه ویژگی دارد؟

جزوه طلایی با آقای مقسمی همکاری داشتیم. آن هم همین طور است آن هم جزوه آپدیتی است؛ تمام نکات هست منتها کتابها و جزوات آقای مقسمی خب یک مقدار حجمش زیاد است. معمولاً داوطلبانی که ما با آنها طرف هستیم خیلی سخت مطالب را می گیرند. آن دو سالی که دانشگاه بودند زحمت زیادی نکشیدند؛ حالا اینجا جزوات آقای مقسمی خیلی عالی است خیلی خوب نوشته شده ولی یک مقدار حجمش برای این داوطلبان سنگین است.

جزوه طلایی هم همین طور؟

جزوه طلایی هم یک کم بهتر است ولی کتابها سنگین است برای بچه ها ولی از لحاظ علمی بنیه قوی ای دارد.

رفرنسهای اصلی این درس را به تفکیک کنکورهای سراسری و آزاد را لطفاً بفرمایید.

رفرنسهای اصلی برای کنکور آزاد رفرنس اصلی کتاب سیلبرشاتس است بعد تا حدودی هم تننباوم است مهم است، حالا درجه اهمیت کمتر هم استالینگز است. برای دولتی هم که الان 4 سال است به نوعی فقط 100 درصد سوالات از کتاب آقای فهیمی است.

مطالعه رفرنسهای اصلی را به داوطلبان پیشنهاد می کنید؟

به داوطلبی پیشنهاد می کنم که در دانشگاه خوب درس خوانده باشد، این درس را هم یکبار هم دوباره خوانده باشد بعد برود رفرنس اصلی وگرنه داوطلبانی که سطحشان پایین هست مراجعه به این کتابهای رفرنس که ترجمه شان هم خوب نیست معمولاً، زیاد من پیشنهاد نمی کنم.

همانطوريکه اطلاع دارید در کتابهای مختلف علاوه بر خلاصه ای از کتاب دکتر فهیمی، نکات رفرنسهای دیگر هم وجود دارد. با توجه به اینکه سوالات 4 سال اخیر کنکور سراسری از کتاب دکتر فهیمی بوده، پیشنهاد می کنید داوطلبان این کنکور مروری به مباحث کتابهای دیگر هم داشته باشند؟

چون به قول معروف مشخص نيست، من خودم در كلاس اين اصل را رعايت كردم كه براي كنكور دولتي با وجود اينكه مي دانيم كتاب آقاي فهيمي رفرنس هست، چون اين باز هم نيست كه حتماً آن كتاب رفرنس باشد چون خود سازمان سنجش هم كه سرفصل دوره كاردانيش، من خودم مدير گروه يكي از مراكز كارداني هستم؛ اين سرفصلش را ما خودمان در كل كشور به همراه همكاران، همه مديران گروه تمام كشور تصويب كرديم آنجا اصلاً رفرنس را گفتيم كتاب سيلبرشاتس؛ حالا من نمی دانم چرا، احساس مي كنم اين كار سليقه اي است فكر مي كنم. خودم در كلاس اين اصل را رعايت كردم كه براي دولتي هم از سيلبرشاتس مي گويم هم از فهيمي تا يك ذره ريسك كار را بياورم پايين كه اگر داوطلبي رفت سر كنكور چون ما يك دفعه ديديم يك نوآوري در سوالات كنكور يك دفعه مي شود؛ اگر رفت سر كنكور حالا از فهيمي 50 درصد آمد 50 درصد از سيلبرشاتس، بتواند پوشش بدهد ولي اين كار به من خيلي فشار مي آورد سر كلاس، به داوطلب هم خيلي فشار مي آورد. داوطلبي كه شايد مثلاً جزوه سيستم عامل دانشگاهي اش 10-12 صفحه باشد.

مطالعه جلد اول كتاب دكتر فهيمي را كافي مي دانيد؟ و پيشنهاد مي كنيد روي چه فصولي وقت بيشتري بگذارند؟

پيشنهادش كه حالا آقاي دكتر فهيمي از اساتيد بزرگ هستند. ما هم كه در انتخاب ايشان شك نداريم ما هم شاگرد ايشان هستيم ولي مسئله اين است كه بعضي از مباحث را به يك بياني گفتند كه نياز به تدريس يك استاد دارد. اگر داوطلبي بخواهد سرمايه گذاري كند براي رسيدن به عدد 100 درصد توي كنكور، من پيشنهاد مي كنم كه آن كتاب را هم بخواند واقعاً درگير كلاس درس با سطوح مختلف افراد نمي شود، همه این کتاب را هم گفت.

از فصول جلد اول شما كدام مباحث را توصيه مي كنيد بيشتر مطالعه كنند؟

مباحث زمانبندي و تعاريف اوليه، اصول ابتدايي و بعد هم بحثهاي الگوريتمهاي تخصيص انباره ايشان مي گويد و آن مباحث Page Replacement، الگوريتمهاي Page Replacement که شامل FIFO ،Optimal ،LRU و NRU است را ايشان بيشتر روي آن تاكيد كردند، آنها را مي گويم كه مطالعه بيشتري بكنند.

در مورد اهميت اين درس در قبولي داوطلبان كنكورهاي سراسري و آزاد بفرماييد. چه جايگاهي در قبولي آنها مي تواند داشته باشد اگر كه در يك فرصت 4-5 ماهه براي اين درس سرمايه گذاري بكنند؟

جايگاهش خب چون به طور ميانگين با دروس ساختمان و ذخيره ضريب 5 دارد، جايگاهش وي‍ژه است واقعاً؛ اما ما بايد دقت بكنيم مثلاً توي كنكور سراسري جايگاه درس برنامه نويسي ما ديديم در كارنامه ها خيلي مهمتر بوده. در كنكور آزاد جايگاه دروس عمومي را هم مهمتر ديديم ولي هر درسي را مي توانيم بگوييم جايگاه خودش را دارد ولي من توصيه مي كنم جايگاه سيستم عامل بالا هست ولي به داوطلبان توصيه مي كنم براي كنكور سراسري درس برنامه نويسيشان را بيشتر تقويت كنند.

شما توصیه می کنید از زمانی که برای مطالعه سیستم عامل در نظر می گیرند، چه میزانی را به یادگیری نکات و چه میزانی را به تست زدن اختصاص بدهند؟

بستگي دارد به داوطلب؛ من توصيه مي كنم كه سر كلاسهاي كنكور كه آمدند سعي بكنند نكاتي را كه ما داريم مي گوييم را اول فيش برداري بكنند چون درس تنوع مطالب دارد و گفته هاي تئوريكي با هم بعضيها مغايرت دارد، نكات را فيش برداري بكنند، اختلافهايش را بدست بياورند كه ما اين كار را سر كلاس مي كنيم ولي هر چه سعي بكنند كه اينها را كوچكتر كنند، در فيشهايي براي خودشان اين نكات را جمع كنند، ديگر در تايمشان هم در آن روز صرفه جويي مي شود. در ابتدايي كه دارند شروع مي كنند زمان بيشتري را روي آن درس بگذارند كه اول فهم بالايي از درس پيدا كنند. توي اين درس نكات تئوري خيلي از حل مسئله مشكلتر است يعني جواب دادن به تستهاي تئوريك و مفهومي از حل الگوريتمها مشكلتر است. به همين خاطر در اوايلي كه دارند درس را مي خوانند زمان بيشتري بگذارند؛ بيشتر بخوانند؛ كامل درس را يك عمقي از آن بفهمند بعد كم كم حالا زمانشان را كاهش بدهند بگذارند روي تست. حالا اگر من بخواهم يك عدد بگويم شايد اين عدد را سعي و خطايي بگويم آن وقت كاملاً درست نباشد.

براي يادگيري كامل اين درس چه روشي را پيشنهاد مي كنيد؟ خصوصاً براي داوطلباني كه كلاس كنكور شركت نمي كنند و با استفاده از كتابهايي كه فروش آزاد دارد مي خواهند دانشگاه معتبر سراسري قبول بشوند.

تماماً بستگي دارد به زمان تحصيلشان؛ اگر داوطلبي زمان تحصيلي خوبي را با اين درس نداشته باشد، عملاً خواندن كتابهاي مختلف يك جوري است كه بايد مطالب را حفظ كند؛ وقتي هم حفظ كند، نفهمد، آن ماندگاري زمانيش در ذهنش شايد 2-3 روز باشد. من توصيه مي كنم به كسي كه اين درس را خوب در دانشگاه نگذرانده، اول اصلاً سراغ اين كتابها نرود. اگر هم واقعاً زمان ندارد، داوطلب شهرستان است، واقعاً نمي تواند، جزء مناطق محروم هستند نمي تواند بيايد تهران، باز رفرنسهايي كه آقاي مقسمي نوشته بيانش سليستر است من همين الان اينجا به شما مي گويم شايد كتابهايي كه آقاي مقسمي نوشته، حالا شايد هم ندارد به طور يقين، نثرش از كتابهاي من سليستر است يعني اگر يك داوطلبي هيچي بلد نباشد، صفر باشد، شايد آن كتاب را بخواند بهتر باشد ولي داوطلبي بلد باشد و بخواهد بيشتر ياد بگيرد آن موقع كتابهاي من برايش مناسب است.

براي داوطلباني كه هدفشان قبولي در دانشگاه هاي معتبر سراسري است چه پيشنهادات اضافه تري برايشان داريد كه بتوانند مباحث را خيلي خوب ياد بگيرند و فراموشي مطالب در فاز مرورشان كم رنگتر بشود؟

كسي كه مي خواهد برساند به رتبه هاي دانشگاه رجايي، شمسي پور، شريعتي، روي اين سه تا كه معتبرترند بحث مي كنيم غيرانتفاييها هيچي. اين بايد به قول معروف به قول اصول مديريتي، يك برنامه ريزي استراتژيك بكند يعني اگر واقعاً مي خواهد شروع كند براي رسيدن به آنجا، بايد اين را در اهدافش بنويسد؛ من مي خواهم به آنجا برسم. براي رسيدن به آن هدف، فقط كلاسهاي ما كافي نيست شرط لازم است. بايد خودش خيلي بيشتر تايم بگذارد. من داشتم دانشجويي كه حالا در آزاد رتبه 2 شد امسال توي تهران جنوب، با تراز مثلاً هشت هزار و خورده اي بعد اين داوطلب كاملاً زمان گذاشته بود. كاملاً وقت مي گذاشت علاوه بر كلاسها، علاوه بر آزمونها هر موقع نگاه مي كرديم خودش مشغول همه كارهايي بود كه من مي گويم فيش برداري، خواندن همه كتابهاي مرجع، يعني روز اول خودش گفت من مي خواهم رتبه 1 بشوم و شد رتبه 2 با يك اختلاف تراز مثلاً آن يكي ترازش 9000 بود در تهران جنوب. بايد اينجوري كار بكند يعني خيلي بيشتر زمان بگذارد یعنی رسيدن به موارد توي دانشگاه رجايي مستلزم اين است كه افق ديد آدم بلند باشد.

هر چند كه برنامه ريزي هر شخصي متناسب با خود فرد است و با توجه به شرايط و هدفشان متفاوت است، براي آنكه داوطلبان يك معيار كلي داشته باشند، پيشنهاد مي كنيد يك داوطلب متوسط با فرصت 4-5 ماهه در هفته چه ميزان ساعتي براي سيستم عامل در نظر بگيرد؟

روزي 3 ساعت.

داوطلباني كه فقط هدفشان قبولي است و برایشان اهمیتی ندارد که چه شهری یا دانشگاهی پذیرفته بشوند، پیشنهاد می کنید چه مباحثي را كه مستقل از مباحث ديگر باشند و طبق بودجه بندی سوالات سالهای گذشته اهمیت بیشتری دارند را مطالعه کنند تا بتوانند حداقل درصد موردنیاز را در این درس کسب کنند؟

بحثهاي مقدماتي اول تا پايان الگوريتمهاي زمانبندي. تمركزشان را بگذارند روي اينها چون اگر بررسي كرده باشيد از 10 سوال پارسال 6 تا، تا پايان الگوريتمهاي زمانبندي بود يعني 60 درصد. حالا اگر اينها بتوانند خوب روي اين كار بكنند، حداقل نصفش را هم بزنند مي شود 30 درصد و با توجه به كارنامه ها و اين موضوعي كه شما اشاره كرديد 30 درصد آمار خوبي است براي قبولي.

يكي از سوالات داوطلباني كه بيس قوي ندارند و طبق صحبت شما در دانشگاه با آنها خوب كار نشده، اين است كه مي توانند سيستم عامل سفيد بگذارند و با دروس تخصصي ديگر جبران كنند؟

سفيد گذاشتن براي رياضي شايد باشد. چون رياضي را که توی كارنامه ها را نگاه مي كنيم قويترين داوطلبان هم زياد نزدند ولي دروس ديگر را سفيد گذاشتنش معادل اين است كه بايد با يكي ديگر بايد جبران كنند؛ اين ريسك است يعني شما اگر يك درسي را مثلاً فرض بكنيد بگوييد ذخيره و بازيابي سفيد، با ساختمان داده ها و سيستم عامل جبران كنيد؛ يعني شما برگ برنده تان را مي گذاريد روي ساختمان داده و سيستم عامل، بعد آن سال يك دفعه سوالات سيستم عامل و ساختمان غيراستاندارد مي شود و شما برگ برنده تان را هم مي بازيد يعني فكر مي كنم به غير از اين كه حالا رياضي را مي توانند كنار بگذارند، البته آمارش را نه، هيچ درسي را كنار نگذارند كه بگويند اين را با آن جبران مي كنيم چون هميشه آدم يك چيزهايي را نقطه قوت فكر مي كند ممكن است در كنكور بشود نقطه ضعف آدم.

با توجه به نحوه طراحي سيستم عامل اگر داوطلبان دو گزينه را با اطمينان حذف كردند، شما پيشنهاد مي كنيد از 2 گزينه ديگر كه بين آنها 50-50 شك دارند، يكي را انتخاب كنند؟

من پيشنهاد مي كنم اگر مثلاً در كنكور ديدند 10 تا تست 4 تا را با ايمان ديدند درست زدند، توي اين مواقع حتي شك 50-50 را هم بهش جواب ندهند چون ما يك عدد متوسطي را مي خواهيم براي قبولي نمي خواهيم همه را بزنيم قبول بشويم. يعني من مي گويم نزنند.

اشتباه آن دسته از داوطلباني كه عليرغم مطالعه کافی، شرکت در کلاسهای مناسب کنکور در دانشگاه موردنظرشان پذیرفته نمی شوند را چه می دانید؟

دليلش عدم اطمينان به خودشان است، نداشتن اعتماد به نفس، وارد شدن به مسائل حاشيه اي؛ فكر مي كنم بيشترش اين باشد يعني اگر كسي يك اطمينان قلبي به خودش داشته باشد، توي اين همه كلاس و مطلب هم شركت بكند، كار بكند، به طور ميانگين مي تواند يك درصدهايي بزند كه يك جايي حداقل قبول بشود ولي اگر كسي با خواندن خيلي خيلي زياد باز هم نتيجه نمي گيرد، يكي از دلايلش اين است كه اعتماد به نفس در خودش ندارد، دومين دليل اين است كه با كيفيت درس نمي خواند. مثلاً ما مي گوييم اگر شما 15 تا سوال تستي را درست آناليز كنيد، بهتر از اين است كه 150 تا تست را بزنيد سعي و خطايي. من فكر مي كنم نداشتن اعتماد به نفس به خودشان است و وارد شدن به مسائل حاشيه اي. به طور مثال فرض كنيد روزي استادي مي گويد كه اين مطلب به اين صورت، استاد معتبري است فرض كنيد آقاي طوراني را بگوييم در ساختمان داده اينها را بخواني درست است بعد فردا مي روند يكي ديگر مي گويد نه، اينجوري است كه من مي گويم. داوطلبي كه به اين صورت مي خواهد از همه حرف بشنود، يعني هر روز روش درس خواندنش را مي خواهد عوض بكند، اين تغيير روشها باعث مي شود كه نتواند نتيجه بگيرد.

در پايان اگر نكته ديگري برای کسب درصد عالی در سیستم عامل هست بفرمایید.

فقط تنها مطلب اينكه خواندن درس با كيفيت باعث مي شود آدم قبول بشود نه تعدد تست يعني داوطلب بايد اين را از ذهنش پاك كند كه من اگر هر چه تست بيشتر زدم، حتماً قبولم. يعني كيفيت نه كميت. كيفيت را كه كار بكند، همان تستهايي را كه مي زند، درست آناليز كند، كار بكند، حتي با زدن اندكي تست قبول مي شود ولي ممكن است شما 1000 تا تست هم در اين درس بزنيد ولي باز قبول نشويد. من بيشترين توصيه ام اين است كه روي كيفيت كار بكنند، نه روي كميت.

۲۱ نظرها

سوابق آموزشي و شغلی خود را در زمینه کنکور کاردانی به کارشناسی بفرمایید.

ده سال سابقه تدریس در دانشگاههای علم و صنعت و آزاد اسلامی

نه سال سابقه تدریس دروس کنکورهای مختلف کامپیوتری در مقاطع کاردانی به کارشناسی و کارشناسی ارشد

تالیف 40 کتب کنکور کامپیوتری با تجدید چاپهای متعدد و فروش 200000 نسخه در سال

مدرس نمونه در دانشگاه های مختلف

کارشناس ارشد هوش مصنوعی و رباتیک

طراحی تست یرای آموزشگاهها و موسسات مختلف

مدیریت چاپ کتابهای دانشگاهی گسترس علوم پایه

مدیریت انتشارات کاوشگران جوان رایانه

از سال 74 که اولین کنکور بود ما شروع کردیم درس دادن.

فقط در کاوشگران تدریس کردید؟

سالهای اول همه جا، ماهان بودم قلمچی بودم جاهای مختلف بودم ولی بعد از 3- 2 سال فقط در موسسه خودم (کاوشگران) بودم.

کتابها و جزواتی که برای درس ساختمان داده برای کنکور کاردانی به کارشناسی تالیف کردید را بفرمایید.

درس و کنکور سریع ساختمان داده ها

جزوه طلایی ساختمان داده ها

رفرنسهاي اصلي اين درس را به تفكيك كنكورها بفرمایید.

بیشتر هورویتز و لیپ شوتز بوده.

مطالعه رفرنسهاي اصلي را پيشنهاد مي كنيد؟

نه، برای کنکور لازم نیست.

جزوات و کتابهایتان تمامی سرفصلها را پوشش می دهند؟ و اینکه سوالات کنکورهای سالهای اخیر طوری بوده که خارج از مباحث کتاب شما طرح شده باشد؟

نه، اغلب دولتی ترکیبی بوده از لیپ شوتز و هورویتز و دانشگاه آزاد هم بیشتر هورویتز بوده. نه، ساختمان داده شاید بگویم روتین ترین دروس است. یعنی سیستماتیک است خیلی به ندرت رخ می دهد خارج از این مراجع اصلی تستی آمده باشد شاید اصلاً نیامده باشد. هیچ تستی خارج از لیپ شوتز و هورویتز تا حالا نیامده است.

در مورد اهميت اين درس در قبولي داوطلبان در كنكورهاي رسمي (سراسري – آزاد – علمي كاربردي) توضيحات لازم را بفرماييد.

توی همه ضریب 5 است. یکی از دروس مهم است. بچه ها معمولاً خوب می زنند پس بنابراین درس را باید خوب زد. بالاترین ضریب مثل ذخیره و سیستم عامل دارد. چون سیستماتیک هم هست معمولاً بچه ها آنهایی که قبول می شوند 50 به بالا می زنند.

شما پیشنهاد می کنید که داوطلبان در اين درس چه ميزان از زمان مطالعه شان را به يادگيري مباحث و چه ميزان را به تست زدن اختصاص دهند؟

همیشه 50 – 50؛ 50 درصد وقت بگذارند درس را یاد بگیرند و 50 درصد هم تست بزنند. اول یاد بگیرند بعد تست بزنند.

به منظور يادگيري كامل اين درس چه روشي را براي مطالعه پيشنهاد مي كنيد؟

مثل همه درسها اول درس را قشنگ عمیق بخوانند بعد تمرین کنند. اول هم فقط تستهای سالهای گذشته را بزنند؛ یعنی تستهای رسمی کنکور، اگر وقت اضافه آوردند تستهای تالیفی از کتابهای مختلف تمرینات اضافی بزنند ولی مهمتر از همه تستهای سالهای گذشته است. این ده سال هم این قدر زیاد برگزار شده؛ تستهای رسمی هم زیاد شده؛ نیازی نیست خیلی وقتها که اصلاً تستهای تالیفی و متفرقه حل کنند.

در مورد جزوه طلایی این درس توضیح بفرمایید و اینکه این جزوات به چه میزان با کتابهای درس و کنکور سریع تفاوت دارند؟ و کدام را پیشنهاد می کنید؟

ما خودمان همیشه در مقدمه هم گفتیم برای کلاس کنکور جزوه طلایی؛ چون در کتاب درس که به عنوان کتاب است ممکنه در دانشگاه هم مرجع درسی باشد مطالب کاملتر گفته شده با مثالهای بیشتر، مساله دادیم. چیزهایی ممکنه باشد که در کنکور لازم نباشد. برای دانشگاه کتابهای درس و کنکور را پیشنهاد می کنیم و برای کلاسهای کنکور جزوات طلایی را. چون همان مطالب را دارد چیزهایی که در کنکور نمی آید حذف شده، روی چیزهایی که در کنکور می آید تاکید شده؛ اثباتها، تمرینات برداشته شده، حجمش کم شده کلاً برای کلاس کنکور ما خودمان توصیه اکید می کنیم و همیشه هم از روی جزوات طلایی درس می دهیم. ما به بچه ها می گوییم فقط جزوه طلایی برای کنکور کفایت می کند و هدف هم فقط کنکور است نه آموزش علمی؛ آموزش علمی یک چیز دیگر است. برای کنکور جزوات طلایی را یاد بگیرند کفایت می کند.

جزوات طلایی فروش آزاد دارد؟ یا فقط به داوطلبانی که در کلاسهای موسسه شرکت می کنند داده می شود؟

نه فروش آزاد ندارد مگر اینکه کسی در آزمونها شرکت کند. بعد این جزوات هم ویژگی بارزش این است که کتاب سه سالی یک دفعه، دو سالی یک دفعه، حداکثر سالی یک دفعه عوض می شود ولی جزوات را ما ماه به ماه عوض می کنیم یعنی ممکنه الان این دوره درس می دهم ماه بعد که دوره جدید می شود جزوه را عوض می کنیم یعنی یک ویژگی بارزش این است که جزوه طلایی چون جزوه است کتاب نیست و 40 تا 40 تا تکثیر می کنیم مرتب در حال تغییر است.

مطالعه مباحث مرتبه و پيچيدگي زماني و زيربرنامه هاي بازگشتي براي تعدادي از داوطلبان نسبت به فصول ديگر مشكل تر است؛ براي يادگيري عميق اين مباحث چه راهكارهايي را پيشنهاد مي كنيد؟

فقط تمرین. مثل ریاضیات می ماند. ریاضیات فقط تمرین می خواهد ساختمان داده هم بیس اش ریاضی است مخصوصاً همان 3-2 فصل اول که فقط تمرین زیاد، تست زدن زیاد، بچه ها را راه می اندازد.

براي جلوگيري از فراموشي مطالب براي مرور چه راهكارهايي را توصيه مي كنيد؟

تمرین باز مثل ریاضیات. دقیقاً مثل این است که بگوییم ریاضیات؛ ریاضیات تمرین می خواهد و ساختمان داده هم ریاضیات است تمرین می خواهد. می خواهند یادشان نرود باید تمرین کنند، تست بزنند.

براي داوطلباني كه هدف آنها قبولي در دانشگاههاي معتبر سراسري كه پذيرش دوره هاي روزانه و شبانه دارند، هرچند که میزان ساعات مطالعه معیار دقیقی نیست ولی برای اینکه یک معیار کلی داشته باشند براي كسب درصد موردنياز چه ميزان ساعات مطالعه در هفته را توصيه مي كنيد؟

ساعت اصلاً نمی شود گفت چون بستگی به پیش زمینه دارد. ما فقط می گوییم این قدری بخوانند که ساختمان داده را روی رنج 80 – 70 در خانه تمرین بکنند. در تمرینهای خودشان 80 درصد که واقعاً در عمل بتوانند 70 – 60 بزنند. ساعت اصلاً نمی شود گفت. ما دانشجویی داریم که در هفته 1 ساعت می خواند خب زمینه اش قوی است یاد می گیرد و یکی داریم زمینه اش ضعیفه 10 ساعت هم بخواند یاد نمی گیرد. ساعت اصلاً ملاک نیست. ما فقط به بچه ها می گوییم باید این 100 تا تست را 80 درصد بزنید. ما فقط معیارمون این است چه در 1 ساعت چه در 10 ساعت.

در مقابل داوطلباني كه به دلایل مختلف (مثل ترخیص از خدمت سربازی) هدف آنها فقط قبولي (برای مثال در دانشگاههاي غيرانتفايي شهرستان) است، مطالعه چه مباحثي را که مستقل از مباحث دیگر باشند را برای كسب درصد موردنياز پيشنهاد مي كنيد؟

همیشه فرمول ما این است همه را متوسط بخوانند بهتر از این است که یک فصل را بخوانند و یک فصل را بخوانند. بهتر است همه فصول را نگاه کنند، در هر فصل مطالبی که به نظرشان سخته، آنها را نخوانند یا همه تستها را بزنند ولی بالاخره 50 درصد تستها متوسط است، 20 – 10 درصد ساده و 20 درصد سخت است. آن سختها را کنار بگذارند. همه را بخوانند و سختها را خودشان کنار بگذارند.

یکی از سوالات داوطلبان این است که با توجه به اینکه درصد 3 درس تخصصی با هم محاسبه می شود، آيا سفيد گذاشتن ساختمان داده با بالا زدن 2 دروس تخصصي ديگر قابل جبران است؟

این همان فرمولی است که گفتم. این کار اشتباهی است چون ممکن است همان ساختمان داده ای را که کنار گذاشتند امسال ساده بیاد و ذخیره ای که خواندند خیلی سخت بیاید. فرمولمان این است که هیچ وقت هیچ درسی را کنار نگذارید. قانون کلی کنکور این است که همه را متوسط بخوانید بهتر از این است که یکی را بخوانید یکی را نخوانید.

با توجه به نحوه طراحي تستهای ساختمان داده اگر داوطلبان بين دو گزينه 50 – 50 شك داشته باشند توصيه شما چيست؟

50 – 50 باز 50 – 50 است. یعنی بعضی وقتها بزنند بعضی وقتها نزنند. ما می گوییم 50 – 50 را یک ذره احساس کردند یکیش بهتر می خورد آنرا بزنند بین 2 تا تست ولی بین 3 تا دیگر نه.

اشتباه آن دسته از داوطلباني كه عليرغم مطالعه كافي، شرکت در کلاسهای کنکوری مناسب، تست زدن و تمرین زیاد، نتیجه ای را که می خواستند از ساختمان داده نمی گیرند، را چه مي دانيد؟

هزاران اشتباه ممکن است باشد ما آزمونها را که برای بچه ها واجب کردیم برای همین است ما در آزمون می فهمیم که مشکل کجاست. مشکل ممکن است در سرعت باشد، مشکل ممکن است در درک دقیق مطالب باشد، مشکل ممکن است توی عادت کردن به منفی زدن باشد. توی آزمون دادن ما مشکل را پیذا می کنیم. مشکل ممکن است صورتهای مختلف داشته باشد. اینکه مشکل می تواند چه باشد، ما از بچه ها 20 – 10 بار امتحان می گیریم تا بفهمیم مشکل هر دانشجو چی است. یکی سرعتش کمه، یکی خوب درس را نفهمیده، یکی عادت دارد همه را بزند وقت کم می آورد، یکی دقتش کمه منفی می زند. دلایل مختلفی است که ما باید پیدایش کنیم.

براي كسب درصد عالي در اين درس چه توصيه هاي به داوطلبان مي كنيد؟

فقط تمرین؛ تمرین تمرین تست. هی بخوانند هی تمرین کنند هی آزمون بدهند. برای ساختمان داده تاکید کردم ریتمش ریاضی است و ریاضیات هم فقط با تمرین آدم یاد می گیرد.

 

یک نظر

سوابق آموزشی، شغلی خود را در زمینه کنکور کاردانی به کارشناسی بفرمایید.

چيزي حدود 15 سال است درس مي دهم. شايد جزء اولين اساتیدي بودم كه توي زمينه كارداني به كارشناسي درس دادم. اولين دوره، دوره آموزشي در موسسه آموزشي ره آوران بود. پشت سرش موسسه هاي متفاوتي بود؛ سيماي دانش بود بعد پارسه، ماهان و دانشگاه شهيد بهشتي، دانشگاه جهاد دانشگاهي تهران، الزهرا و غيره.

جزوات و کتابهایتان را لطفاً برای این درس معرفی بفرمایید.

كتابهايي كه تا حالا نوشتيم در زمينه زبان چيزي حدود 5 تا زبان است؛ يكي زبان عمومي كارداني به كارشناسي، دانشگاه كارداني به كارشناسي انتشارات گسترش علوم پايه است كه پر فروش ترين كتابمان هم همان است كه چاپ بيستم است، كتاب واژگان زبان عمومي كارداني به كارشناسي، كتاب مجموعه سوالات كارداني به كارشناسي، كتاب فلش كارت هاي لغت كارداني به كارشناسي است، همه اين ها مال انتشارات گسترش علوم پايه است. جلد اول زبان عمومي شامل مجموعه اي از درس هست كه درس از زبان مولف به صورت كاملاً طبقه بندي شده، مثلاً اين درس زبان عمومي در قالب 27 فصل تا 28 فصل به دانش آموزان تدريس مي شود؛ بر اساس طبقه بندي كاملا طبقه بندي درسي هست، مثلاً يك بخشي داريم به نام ضمير؛ مطلب را درس داديم پشت سرش نمونه تستها از سال 68 تا سال 86 گردآوري شده با پاسخ نامه كاملاً تشريحي؛ به عبارت بهتر مي شود گفت اين كتاب كاملاً تفكيك موضوعاتي است كه در كنكور آمده؛ درس از زبان مولف، تستهاي دوره هاي گذشته كنكور به اضافه پاسخنامه تشريحي كه در 27 تا 28 فصل خرد شده و در آخر كتاب نمونه سوالات دوره قبل است. جلد دوم اين كتاب كه به نام واژگان زبان عمومي هست تخصصش بيشتر دانشگاه سراسري هست در صورتي كه جلد اول تخصصش بيشتر آزاد و بعد هم سراسري هست اما جلد دوم كه به نام واژگان است ما فقط اين كتاب را تاليف كرديم براي دانشجويان دانشگاه سراسري كه ويژگي اين كتاب اين است كه لغت روي بخش لغت كار مي كند نه بخشهاي ديگر؛ فقط تخصصش لغت است كه لغتها در قالب چيزي حدود 1200 تست در قالب 10 درس به اضافه 4000 كلمه در آخر كتاب هم ارائه شده و چندين نمونه سوال هم داده شده پس واژگان تخصصش دانشگاه سراسري هست فقط تخصص لغتي دارد در صورتي كه جلد اول هم آزاد هست هم سراسري؛ بيشتر براي آزاد كارايي اش بالاتر است ولي براي سراسري هم بايد خوانده شود. البته ما كتاب ديگري به نام فلش كارت به اضافه Flash Book ارائه داديم. فلش كارت باز هم تخصصش و Flash Book هم تخصص اينها روي لغت هست كه مقطعشان مقطع دبيرستان هست و به اضافه جلدهاي دومش مقطع دانشگاهي.

داوطلباني كه هدفشان قبولي در كنكور آزاد است براي بخش وا‍ژگان بايد از جلد دوم استفاده كنند؟

جديداً ما براي كساني كه هدفشان دانشگاه آزاد هست جلد اول كه به نام زبان عمومي هست چرا، چون زبان عمومي تخصصش گرامر هست و دانشگاه آزاد بيشتر گرامر سوال مي آيد؛ 70 درصد سوالات دانشگاه آزاد گرامر هست 30 درصدش لغت هست در نتيجه ما بخش 30 درصد را عموماً به بچه ها پيشنهاد مي دهيم كه كتاب فلش كارتهاي لغت جلد اول و Flash Book پيش دانشگاهي 1 و 2 را مطالعه كنند. فلش كارتهاي جلد اول شامل لغتهاي پايه است. لغتهاي دبيرستان و Flash Book هم همين هست. Flash Book يك كتابي است با طرح جديد كه سبك خودمان هست كه شامل لغتهاي سال سوم، اول و دوم پيش دانشگاهي است. ما براي دانشگاه آزاد به بچه ها فقط مي گوييم لغتها تا دبيرستان را مطالعه كنند اما براي دانشگاه سراسري بايد جلدهاي دوم و سوم را هم مطالعه كنند چون بيشتر دانشگاه سراسري يك چيزي حدود 75 تا 80 درصد دانشگاه سراسري لغت هست در نتيجه چون تخصصي مي شود بايد جلد دوم واژگان به اضافه فلش كارتهاي جلد 1 و 2 را مطالعه كنند.

رفرنسهاي اين درس را اگر وجود دارد بفرماييد.

رفرنس خاصي وجود ندارد؛ رفرنسش با توجه به تجربياتي كه ما 15 سال گذشته داشتيم حدس مي زنيم آن چيزي كه توي سوالات بارز و مشخص است بر اساس تجربه نشان مي دهد كه يك چيزي حدود 40 تا 50 درصد سوالات از دبيرستان مي آيد. چرا؟ چون بچه هاي كارداني به كارشناسي تا سال دوم دبيرستان يعني كلاس 10 يا 11، سال دوم دبيرستان فقط زبان دارند به عبارتي سال سوم و پيش دانشگاهي را نمي خوانند. چون نمي خوانند از اين قسمتها برايشان سوال مي دهند. پس سوالات اينها را مي شود گفت براي بچه هاي كارداني به كارشناسي به ويژه مقطع سراسري، پيش دانشگاهي يك بخشي از سوالات است؛ مي شود گفت يك چيزي حدود 40 تا 50 درصد سوالات را شامل مي شود، بخش دوم كتابهاي دانشگاه است. كتابهاي دانشگاه شامل كتابهايي مانند A Basic Course In English Reading است. كتاب ديگري هست به نام 504 واژه يا 504 كلمه. كتاب ديگري هست به نام لغتهاي ضروري براي امتحان تافل Essential Words For Toefl Exam . كتاب ديگري هست به نام 601 كلمه؛ مي شود گفت سوالات بر اساس اين مي چرخد. در نتيجه بخش لغت از اين قسمت است. بخش گرامر هم فقط همان كتاب گرامر است كه به شما گفتم به نام زبان عمومي كه تاليف خودم هست.

پيشنهاد مي كنيد كه داوطلبان علاوه بر مطالعه كتاب خودتان اين كتابهايي كه نام برديد را هم مطالعه كنند؟

براي كساني كه در دور اول دانشگاه سراسري شركت مي كنند، بله بايد مطالعه كنند. كسي كه هدفش 100 است به عبارتي قسمت گرامر را كه مي خواند، اما براي بخش لغت چيزي كه من مي توانم بگويم، طبقه بندي به اين شكل هست: گرامر 25 درصد براي دانشگاه سراسري، 30 تا 40 درصد اضافه كنيم به اين 25 درصد يعني لغتهاي پيش دانشگاهي مي شود 65 درصد، 65 درصد تا پيش دانشگاهي، 35 درصد شامل اولويت را اگر طرف بخواهد بگذارد اول 504 را بخواند، كتاب واژگان است، جلد دوم كتاب زبان عمومي خودم يعني انتشارات گسترش علوم پايه. با اين 2 تا مي شود گفت به يك حد نصاب خيلي خوب مي رسد پس مرور مي كنيم، گرامر زبان عمومي يا همان جلد اول 25 درصد سوالات براي دانشگاه سراسري، دبيرستان، لغتهاي دبيرستان 40 درصد، تا اينجا 65 درصد، 35 درصد لغتهاي باقي مانده اختصاص پيدا مي كند به كتابهاي دانشگاهي كه شامل جلد دوم كتاب واژگان خودم، زبان عمومي كارداني به كارشناسي و كتاب 504 كلمه.

يعني اينكه تستهاي واژگان كنكورهاي سراسري چند سال اخير تماماً از اين كتابها بوده است؟

حدوداً بر اساس اين 4-5 منبعي كه گفتم. اگر شخص بتواند زمان خاصي هم داشته باشد كتابي به نام Essential Words For Toefl Exam و كتاب 601 را هم مي تواند بخواند اما اگر نداشت با اين 3-4 عنوان مي تواند مطالبش را ببندد.

در مورد جايگاه اين درس در قبولي داوطلبان كنكورهاي مختلف سراسري، آزاد و علمي كاربردي بفرماييد.

توي علمي كاربردي حوزه سوالات اينها در حد دبيرستان، اندكي بالاتر از دبيرستان است. ضريبش هم كه 1 است. توي دانشگاه آزاد و سراسري هم باز ضريبش 1 است اما يك اشتباهي كه بعضيها مي كنند تراز را با ضريب اشتباه مي كنند. زبان، ادبيات و معارف ترازي به نام 3000 را دارد كه از اين 3000 تا كليه درسهاي تخصصي و عمومي ترازي به نام 10000 دارد كه از اين 10000 تا 3000 تاي آن به دروس عمومي است و 1000 تا از اين 3000 تا به درس زبان است. اكثر بچه ها درس ادبيات و معارف را مي زنند، اما زبان را نمي زنند. حالا كسي اگر بيايد درسي به نام زبان را بزند يك نوع برگ برنده دارد؛ برگ برنده اش اين است كه بقيه درس معارف و ادبيات را مي زنند، ايشان هم مي زند، اما زبان را هر كسي نمي زند در نتيجه تسلط به اين درس باعث موفقيت و قبولي در دانشگاه هاي متفاوت مي شود.

براي يادگيري كامل زبان عمومي چه روشي را پيشنهاد مي كنيد؟

روشي براي يادگيري، بخش گرامر كه يك وضعيت مشخص دارد؛ يك قالب و چار چوب خاصي دارد. اما بخش لغت ما به بچه ها فلش كارت را مي دهيم با Flash Book، داخل فلش كارت و Flash Book به ويژه كتاب Flash Bookمان كه يك روش ابداعي است و انحصاري هست در جهان، داخل كتاب يك روشهاي خاصي براي يادگيري لغت دارد؛ لغت را مي گويد، مترادفش، كلمه را مي گويد، براي هر لغت تلفظ امريكايي و بريتانيايي را پيشنهاد مي دهد؛ در ضمن جعبه لايتنر را معرفي مي كند كه كارايي يادگيري لغت از حالت حافظه كوتاه مدت و تبديل آن به دراز مدت را به شما پيشنهاد مي دهد كه اگر اين روش صحيح انجام بشود شخصي كه امروز آن لغت را مي خواند، كلمه را مي تواند 5 يا 6 ماه شايد هم بيشتر از اين در ذهن خودش داشته باشد. به نظر من بهترين روش مي تواند روش Flash Book باشد كه ما انجام داديم و به صورت دائم به صورت جعبه لايتنر است كه در تمام بخشهاي زبان دانش آموزان را تقويت مي كند. بخش Listening با شنيدن CD، بخش Speaking، بخش كاربرد كلمه در مثال، كه هر كلمه داراي يك مثال است و غيره.

فكر مي كنيد بخش Speaking براي كنكور لازم باشد؟

لازم نيست ولي چيزي كه هست هر چقدر شخص توانايي اش به زبان، تسلطش بيشتر باشد درك عمومي آن شخص نسبت به آن در امتحان بالا مي رود به ويژه توي بخشي مانند درك مطلب.

براي پاسخگويي به تستهاي درك مطلب چه راهكارهايي را توصيه مي كنيد؟

درك مطلب مي تواند چندين مورد باشد، درك مطلب مثل درك فيلم هست. درك فيلم يعني چي؟ شما يك فيلم را به زبان آلماني را مي بينيد، قشنگ نگاه مي كنيد، هيچي هم از زبان آلماني متوجه نمي شويد، اما حركتها و اكشنهايي كه توي فيلم انجام مي شود به شما اين را مي گويد كه موضوع داستان از چه قرار هست. درك مطلب هم حدوداً همين است. شخص تسلط 100 درصد به كلمات ندارد، با صرف نظر از لغات مشكل متن را حدس مي زند. وقتي كه متن را حدس بزنيد به پيام داستان مي رسيد و به سوالات جواب مي دهيد. يكي اين، يكي اين است كه نه بعضيها مي آيند چه كار مي كنند؟ اول پاسخ تست ها را مي خوانند، تستها را پاسخهايش را مي خوانند بعد تازه متن را مي خوانند؛ كه به هر 2 اين روشها، روشهاي اشتباهي نمي شود گفت؛ روشهاي خوبي هست ولي مهمترين ايده توي بخش درك مطلب فهميدن موضوع هست نه فهميدن كلمه به كلمه كتاب؛ فهميدن كلمه به كلمه و لغت به لغت، به آن قسمت مي گوييم جايگزيني لغت يعني بخش لغت نه بخش درك مطلب.

عليرغم اينكه برنامه ريزي هر شخصي كاملاً متفاوت است ولي براي داوطلباني كه آشنا نيستند به منظور اينكه حدوداً بدانند هفته اي چند ساعت در يك بازه چند ماهه مطالعه داشته باشند تا بتوانند در دانشگاه هاي معتبر سراسري روزانه و شبانه پذيرفته بشوند، پيشنهاد شما چيست؟

من بخش گرامر را كه يك بخش خاصي است حالا يا كلاس مي روند يا كتاب را مي خوانند، نمي توانم وقت خاصي را براي طرف بگويم، بيشتر بستگي به توانايي شخص دارد اما من بيشتر بخش لغت مد نظرم هست. لغت از آنجايي كه فرار هست، بايد شخص يك برنامه ريزي را بگذارد كه هر روز بگذارد حتي اگر مقدار آن روزش هم كم باشد؛ مثلاً توي نحوه كتابهاي فلش كارت ما و Flash Book ما، ما به بچه ها پيشنهاد مي دهيم كه از وقتهاي تلف شده شان استفاده كنند. يعني چي؟ شما بين 2 تا كلاس 15 دقيقه وقت داريد 20 دقيقه وقت داريد؛ ما به بچه ها مي گوييم از اين 20 دقيقه، 10 دقيقه اش را استراحت كن، 10 دقيقه لغت بخوانند. 10 دقيقه لغت به اين معني نيست كه 20 تا لغت بخوانيد يا 10 تا كلمه بخوانيد، منظور اين است كه 1 يا 2 تا لغت بخوانيد يعني به عبارتي براي يادگيري هر لغت 2 تا 3 دقيقه وقت بگذاريد و در ضمن مرور هم داشته باشيد روي لغتها. از وقتهاي تلف شده اي كه شخص در طي روز استفاده مي كند، لغت بخواند يعني اگر ما بياييم وقتهاي تلف شده شخص را جمع بزنيم، مي بينيم وقت تلف شده شخص زياد هست اما هر روز بخوان يعني زمان خالص نگذار. به نظر من اين كه بعضي ها مي آيند مثلاً مي گويند از ساعت 5 تا 6 هر روز من زبان بخوانم، اين روش قشنگي نيست. ياد گيري زبان بايد به طور مدام انجام بشود از وقتهاي تلف شده. شما اگر امروز 1 ساعت وقت بگذاري 3 روز بعد فرداي آن هم نخواني، 2 روز بعدش هم نخواني، روز سوم بياي، تمام كلمات فراموش مي شود در نتيجه يادگيري لغت يا زبان تداوم مي خواهد. اين تداوم با زمان كم هم در روز ولي به صورت مستمر امكان پذير است. مثلاً مي گويم شما در روز 20 تا وقت تلف شده داري، از 5 تا از اين استفاده كن اما هر روز باشد يعني روزي 5 تا وقت تلف شده. در ضمن در هنگام وقت تلف شده به مطالب قبلي هم مرور بزنيد يعني به عبارتي بهتر است بگوييم بدون اينكه وقت بگذاري زبان بخواني. شما وقت كامل نبايد بگذاري مگر اينكه براي گرامر. به عبارتي وقت نمي گذاري، زبان مي خواني. به عبارت بهتري مي گوييم از وقت هاي تلف شده تان زبان بخوانيد.

شما پيشنهاد مي كنيد كه داوطلبان چه ميزاني از تايمشان را به يادگيري زبان مانند حفظ كردن لغات اختصاص بدهند و چه ميزاني را به تست زدن؟

زماني شما مي تواني تست بزني كه كلمه بلد باشي. وقتي كلمه بلد نيستي اصلاً تست زدن معني ندارد. خب تست زدن فقط طرف مي رود پاسخ نامه اش را نگاه مي كند. اول بايد بخش يادگيري لغت به صورت يادگيري كلمه در داخل مثال، در داخل سوال، مشخص بشود، يادگيري برود بالا بعد در قالب همان لغتها تست بزنيد. من پيشنهاد مي دهم كه مثلاً شخص اگر مي خواهد به يك هدفي برسد، يك برنامه 3 ماهه دارد، 2 ماهه يا 3 ماهه لغت ها را بخواند، بعد از اينكه تمام كرد تست بزند يا اينكه در موازاتش تست بزند ‌يعني يك درس، مطلب، موضوعي را مي خواند، موضوع ‌درس را مي خواند بعد از اينكه تمام شد در طي يك هفته دقيقاً بعد از آن يك هفته بيايد تستهاي همان موضوع را بزند كه بر اساس همان لغتها است نه لغتهاي فراتر از آن. مطلب خوانده مي شود، تست هايش زده مي شود.

شما تستها را به نحوي طبقه بندي كرده ايد كه فقط شامل همان لغتها باشند؟

بله دقیقاً همین است. ما حالا برای کتابهای جدیدمان آمدیم مثلاً لغتهای درس 1 پیش دانشگاهی را به صورتکاربردی با بچه ها کار کردیم، لغت را گفتیم، لغت را در قالب مثال یاد می دهیم، تمرین و ممارست یک درس را انجام میدهند بعد از اینکه انجام دادند می روند درس 1 را تست می زنند. طبقه بندي با توجه به آن توانايي مطالب خواندني است. شما نمي توانيد يك درس را بخوانيد برويد نمونه تستهاي دوره هاي قبل كنكور را بزنيد؛ 10 درس بخوانيد برويد نمونه تستهاي دوره هاي قبل كنكور را بزنيد. بايد تسلط 100 درصد انجام بشود به صورت طبقه بندي بعد از اينكه طبقه بندي تمام شد، شما مي توانيد تستهاي كلي بزنيد. دقيقاً تمام مطالب هم به اين شكل است، شما وقتي كتاب را كامل كرديد، تمام شد، مي توانيد تسلط داشته باشيد كه به نمونه سوالات دوره قبل جواب بدهيد وگرنه جواب دادن به سوالات ناقص خواهد بود.

منظورتان اين است كه داوطلبي كه يك پروسه 4 ماهه دارد بايد حدود 3.5 ماه اين 4000 لغت را حفظ بكند بعد از آن به سوالات كنكور پاسخ بدهد؟

بله دقيقاً. شما اگر حساب كنيد يك شخصي با يك حوزه لغتي 4000 تا مواجه است، اين 4000 تا را بايد تفكيك كند براي خودش؛ بيايد اين 4000 تا را تقسيم بر 4 ماه يعني 120 روز كند هر روزي براي خودش به طور متوسط حدود20 تا 25 تا كلمه بگذارد كنار؛ در ضمن هر چقدر هم جلوتر مي رود كلمات قبلي را مرور كند. بعد از اينكه اين مراحل را انجام داد با توجه به آن طبقه بندي زماني مي تواند اين 4000 تا كلمه را براي خودش 100 تا 100 تا بخواند بعد از اينكه 100 تا خواند تستهايش را بزند. به عبارتي ما مي توانيم بگوييم كسي كه 4 ماه وقت دارد بايد پيش خودش حساب كند كه توي اين 4 ماه 3000 تا كلمه بايد بخوانيم؛ اگر اين 3000 تا را حساب كنيم يك عددي حول و حوش 20 تا كلمه در روز بايد بخواند؛ زمان و تايم خودش را بر اساس 20 تا كلمه مشخص كند.

با توجه به اينكه اشاره فرموديد در كنكور سراسري تعداد سوالات كمي از گرامر است و با توجه به وقتي كه بايد براي تمام لغات كنار بگذارند، مباحثي از گرامر هستند كه پيشنهاد شود داوطلبان بيشتر روي آنها تمركز كنند يا اينكه كامل بايد تمامي گرامرها را مطالعه كنند؟

نه، يك سري مباحث هست كه به عبارتي مهمتر از بقيه مباحث هستند، به ويژه مباحث پيش دانشگاهي،‌ كه روي اين ها تمركز بيشتر مي شود ولي بقيه هم بايد خوانده شود. چرا بقيه بايد خوانده بشود؟ چون هيچ گارانتي وجود ندارد از اين قسمت سوال نيايد. ولي ريتم سوالات مي گويد كه از 27 فصل كتابي كه ما مشخص كرديم، 14 قسمتش خيلي فعال است يعني بيشتر آن براي دانشگاه سراسري است و براي دانشگاه آزاد از 27 فصلي كه ما مشخص كرديم ‌25 فصلش فعال است كه هر دوره سوال مي آيد كه بين آن 13 يا 14 فصل براي دانشگاه سراسري باز هم يك سريشان بسيار بسيار فعال هستند يعني هميشه مي آيند كه آنها هم مشخص هستند.

اين قسمتها در كتابتان مشخص است؟

توي كتاب مشخص هست؛ ولي اينكه شخص مستقيماً برود همان را بخواند و دقيقاً همان نتيجه را بگيرد خيلي سخت است.

شما طبق تجربه و ارتباطي كه با دانشجويان داريد پيشنهاد مي كنيد كه داوطلبان روزانه چه ميزان ساعتي براي زبان اختصاص بدهند؟

به طور متوسط يك ساعت و نيم.

براي جلوگيري از فراموشي لغات كه فرموديد با استفاده از فلش كارتها مرور مستمر داشته باشند؛ براي گرامر چطور؟

گرامر هم همين هست. شما مثلاً امروز يك بخشي به نام ضمير را مي خوانيد مطلب را كه خوانديد ياد گرفتيد، فردا مي رويد زمان را مي خوانيد. قبل از اين كه زمان را بخوانيد، يك نگاهي به مطلب جلسه قبل، ضمير بياندازيد. شما جلسه سوم به شرطي ها مي رسيد قبل از اينكه شرطي ها را بخوانيد ‌2 تا موضوع قبلي را يك نگاه كنيد بعد شرطي را تاكيد كنيد. هر چقدر مرور مي كنيد، قبليها را نگاه كنيد. مطلب جديد تكرار مي شود، قبليها فقط نگاه زده مي شود. اگر شخصي با اين روش ادامه بدهد مطمئناً بخش گرامرش هم متحول مي شود.

داوطلباني كه هدفشان فقط قبولي است با توجه به محدوديت زماني كه دارند براي اينكه بتوانند از زمانشان استفاده بهينه بكنند، شما پيشنهاد مي كنيد كه فقط مباحث مهم را بخوانند يا اين قدر بين مطالب پيوستگي هست كه امكان اين كار نباشد؟

اگر قرار باشد كه فقط لپ مطلب را بخوانند باعث مي شود كه براي بخش دانشگاه سراسري كتاب دبيرستان، پيش دانشگاهي لغتهايش را بخوانند به اضافه يك سري مطالب بسيار مهم كه توي درس زبان هست توي بخش لغت. حالا براي بچه هايي كه مي خواهند فقط براي دانشگاه آزاد اين زمان كم را دارند آنها فقط گرامر بايد بخوانند يعني گرامرهايي كه هميشه تكرار مي شود ولي اگر قرار است به اين شكل باشد بچه هاي دانشگاه سراسري فقط پيش دانشگاهي را بخوانند به اضافه 4-5 بخش بسيار بسيار فعال گرامر براي دانشگاه سراسري و بچه هاي دانشگاه آزاد فقط بخشهاي فعال گرامر دانشگاه آزاد.

يكي از سوالات داوطلبان اين است كه امكان دارد اين درس را سفيد بگذارند و با 2 درس عمومي ديگر جبران كنند؟

خب به نظر من اين يك كار اشتباهي هست. مثلاً مي گويم ما به بچه ها توي كلا س ها مي گوييم زبان حتي درصد پايينش هم عالي است. درسهايي هستند مثل درس هاي اختصاصي، پايه، مثل رياضيات توي درسهاي اختصاصي خيلي مهم هست حتي درصد 10 هم؛ توي درسهاي عمومي هم همين وضعيت براي زبان حاكم هست. حالا بعضي ها به نيت 80-70 مي آيند، به نيت 100 مي آيند اما توي وسط نااميد مي شوند اما اگر درصد پايين بزنند باز هم خوب هست، چون خيليها اين درصد را هم نمي زنند؛ در نتيجه درصد پايين حتي 10 درصد، 20 درصد، 30 درصد براي كسي كه زبانش خوب نيست ‌يا اصلاً از زبان نااميد است يك درصد رويايي و شدني است نمي شود گفت نشدني است. بله كسي كه ممكن بيايد نيتش 70 باشد به نظر خودش هم 50 نمي زند اما مطمئن باشد اگر 20 درصد هم براي آن 50 درصد هم تقلا كند، 20 درصد خيلي بهتر از صفر است چون مي شود گفت 80 تا 85 درصد از بچه هايي كه توي دانشگاه سراسري مي زنند درصد 10 هم نمي زنند، 15 هم نمي زنند در نتيجه كسي كه مي آيد 10، 15، 20 درصد مي زند، اين 20 درصد مي شود گفت براي آن يك برگ برنده است؛ يك درصد رويايي و خيلي خوب است.

با توجه به نحوه طراحي سوالات اين درس اگر داوطلبان بين دو گزينه 50-50 شك داشته باشند شما پيشنهاد مي كنيد كه يكي را بزنند يا اينكه نكات گمراه كننده اي بكار مي برند كه نزدنش به نفع است؟

بستگي به تعداد سوال دارد اگر تعداد سوال پايين باشد مثلاً 20 تا 25 تا سوال باشد بهتر است كه نزنند. من ترجيح مي دهم نزنند.

داوطلباني كه مطالعه عميق ندارند معمولاً سر جلسه كنكور در تعداد قابل توجهي از سوالات شك مي كنند. با توجه به اين مورد نظر شما اين است كه نزنند؟

بله، به نظر من نزنند.

اشتباه آن دسته از داوطلباني كه عليرغم مطالعه كافي، تست زدن زیاد، شرکت در کلاسهای کنکور مناسب نتیجه موردنظرشان را در درس زبان عمومي نمی گیرند را چه مواردی مي دانيد؟

به نظر من اولين چيزي كه مي تواند باشد استرس است، فشار استرس بيروني ممكن است باشد. دو، دقت پايينشان هست؛ دقتتشان را بالا نمي برند. سه، اشتباه كردن هست همان چيزي مي شود گفت مثل دقت است؛ اشتباه در درك موضوع هست، مثلاً مي گويم، شخص 15 تا موضوع را خوانده، اما بين 25 تا 30 تا تست گمش مي كند، نمي داند موضوع بر اساس كدام قسمت است. يكي گم كردن موضوع است، يكي بي دقتي است و يكي هم مي شود گفت استرس هست.

بي دقتي كه مي فرماييد بي دقتي سر جلسه كنكور است يا شامل بي دقتيهايي كه زمان مطالعه هم داشتند، مي شود؟

بيشتر در زمان مطالعه شكل مي گيرد كه به سر جلسه امتحان كشيده مي شود.

اگر نكته ديگري براي كسب درصد عالي در زبان عمومي هست بفرماييد.

اگر درصد بالا مي خواهند بايد خيلي عميق و پايه اي كار كنند. چيزي كه ما پيشنهاد مي دهيم اين است كه هميشه اول با پيش دانشگاهي شروع كنند بعد از اينكه پيش دانشگاهي شروع كردند مطلب پيش دانشگاهي را رها نكنند بروند مثلاً بخش دانشگاهي را بخوانند؛ همزمان كه دانشگاهي مي خوانند به قبليها هم يك نگاهي داشته باشند. براي جلوگيري از فراموش شدن مطلب است. پس اول پيش دانشگاهي، پله اي بروند بالا؛ در هر مطلبي هم كه مي خوانند، قبليها را هم يك مرور داشته باشند. ما اين را در كتابهايمان گذاشتيم به نام جعبه لايتنر، يا جعبه حافظه، با شكل جعبه حافظه و جعبه لايتنر مطمئناً موفق مي شوند حتي اين را هم مي توانند براي گرامرشان هم اعمال كنند و اين عمل به نظر من حداقل توي يك پروسه 5 تا 6 ماهه بايد انجام بشود. اگر مي خواهند يك درصد عالي بزنند حداقلش 5-6 ماه است اما به صورت پروسه اي و به صورت يادگيري لغت از طريق وقتهاي تلف شده نه به صورت اين كه شما بياييد روزي 2 ساعت براي يك درس وقت بگذاريد، من خودم اعتقاد به اين ندارم. حالا شايد هم غلط نباشد ولي من اعتقاد ندارم؛ من اعتقاد دارم كه لغت بايد به صورت فراوان در ذهن داوطلب مرور بشود. هر چقدر فراوانيش بيشتر باشد و نگاه به آن كلمه بيشتر باشد، كلمه توي ذهن دانش آموز جا مي افتد. يك مثال مي زنم، شما اگر يك شخصي را براي بار اول ببيني چهره آن شخص توي ذهن شما بعد از 2-3 ساعت از بين مي رود؛ شما اگر يك شخص را 10 بار ببيني، بيشتر از چهره شخص در ذهن شما است؛ شما اگر اين 10 بار را 100 بار كنيد، مسلماً جزئيات چهره هم در ذهنت مي ماند و هر چقدر اين بيشتر باشد حتي جزئي ترين حركات آن شخص، چهره آن شخص هم در ذهن شما است؛ اين دليلش تكرار است. كلمات بايد تكرار بشوند، مرور بشوند. هر چقدر مرور بيشتر صورت بگيرد، تكرار بيشتر صورت بگيرد يادگيري عميقتر مي شود. كسي كه مي خواهد يادگيري عميق داشته باشد بايد تكرار و مرور كلمات داشته باشد. حتماً نه فقط تكرار و مرور كلمات، تكرار و مرور گرامر هم همين وضعيت است. پس بهترين راهي كه مي شود پيشنهاد داد و تكرار و مرور انجام بشود و بهترين وقت، وقت هاي تلف شده است. شخص اگر 5 دقيقه وقت براي يك كلمه مي خواهد بگذارد، 3 دقيقه را براي ياد گيري كلمه بگذارد، 2 دقيقه را براي مرور مطالب قبلي اش بگذارد. هيچ كلمه اي را هيچ وقت شروع نكنيد مگر اينكه قبليها را نگاه كنيد. قبلي ها را فقط نگاه كنيد، جديد را تكرار و تمرين كنيد. من هميشه تو كلاس هايم اين را مي گويم قبل از اين كه جديد را بخوانيد، قبلي را نگاه كنيد. نگاه با سرعت خيلي زياد، نه اينكه شما بياييد مثلاً قبليها 150 تا يا 300 تا كلمه داريد بيايد 300 دقيقه وقت بگذاريد نه؛ 300 تا كلمه مي تواند در 300 ثانيه انجام بشود يا زير اين مقدار. فقط نگاه كنيد كلمات را، جديد را تكرار و تمرين كنيد با صداي بلند قبليها را فقط نگاه كنيد.

 

۷ نظرها

1- بهتره ازدانشگاه محل تحصیل کارشناسی تون شروع کنیم .دوران کارشناسی را در کدام دانشگاه وبا چه کیفیتی گذراندید و نتیجه این دوره چه بود؟ ( چطور دانشجویی بودید و معدل دوران لیسانستون چند بود؟ )

من فنی و حرفه ای بودم، کاردانی : دانشکده دکتر شریعتی تهران، کارشناسی: دانشگاه زنجان. جفتشون تقریبا خوب بود ولی طبق معمول چندان ربطی به کنکور ارشد نداشت! من دانشجوی متوسطی بودم. معدل کاردانی: ۱۶/۸۵ – معدل کارشناسی: ۱۶/۶۴

۲- می دانیم یکی از سختترین مراحل برای هر کاری استارت آن کار است .از کی وچطور و با چه درسهایی شروع کردید؟

اوه! این که داغون بودم! از تابستون شروع کردم ولی به طور قطع تا مهر چیزی نخوندم ولی پیشنهاد میکنم که CLRS و سیستم عامل و آمار و مداراکتریکی و ریاضی مهندسی رو از تابستون شروع کنین. البته بهتره برای درسا الویت تعیین بشه، چون شاید لازم باشه، بعضی درسارو نخوند و وقتشو برای درسای دیگه گذاشت!

۳- منابع درسی وکنکوری خود را براب هر درس جداگانه بیان کنید ونقش کتابهای مرجع وکتابهای کنکوری در قبولی شما چقدر بوده است؟

آمار: پارسه

محاسبات: پارسه – پوران

گسسته: پوران

ریاضی مهندسی : نخوندم ولی پارسه چاپ جدید خوبه ولی وقت گیر!

ساختمان داده: CLRS – پوران پژوهش یوسفی – پارسه ( البته این چندان لازم نیست، پوران نسبت به این کامله )

نظریه: لینز – پارسه نوشته نوراله

مدارمنطقی: پوران پژوهش یوسفی – مروری بر راهیان ارشد

معماری : پوران پژوهش یوسفی

سیستم عامل: پوران پژوهش مقدم ( البته اصلا کامل نیست ) – بعضی از فصلهای پارسه، دکتر حقیقت

هوش: پوران، شادی- بعضی از فصول راسل – فصل آخر پارسه -نمونه سؤال

طراحی الگوریتم: CLRS – پوران پژوهش یوسفی

مدارالکتریکی: نخوندم…

من این منابع رو قبول دارم، بنظرم پارسال بهترین منبع بودن ولی ممکنه امسال منابع جدیدتری بیاد!

۴- در صورت امکان روش درس خواندن خود را برای دروس مختلف بیان کنید ( زبان – ریاضیات – دروس مشترک – تخصصی ها )

من الویت داشتم:

۱- دروس مشترک

۲- آمار- هوش – طراحی – محاسبات

۳- سسته

۴- ریاضی مهندسی – مدارالکتریکی – زبان

بنابر این الویت چون وقت به بقیه دروس نمیرسید، ازوقت الویت های پایین برای الویت های بالا استفاده می کردم.

۵- فکر می کنید کدام درسها را بیشتر مسلط بودید واین تسلط را مدیون چه چیز بودید؟

نظریه – مدارمنطقی – آمار

شاید به آسون بودن این درسا! ولی درکل کنکور ارشد، چندان ربطی به تسلط نداره، چون ممکنه یه سال یه درسیو که روش تسلط داری، یا فکر میکنی تسلط داری رو اینقدر سخت طراحی کنن که اصلا نتونی جواب بدی، در عوض درسی رو که برات سخت بوده رو اینقدر آسون طراحی کنن که همشو ج بدی! یه جورایی ریسکه! مثه کنکورای قبلی نیس که در سؤالات هر درس هم سوال سخت باشه، هم آسون، هم متوسط!

۶- در مورد برنامه ریزی درسی خود ( یک روز درسی خود+ برنامه ریزی کلی ) صحبت بفرمایید.

برنامه ریزی من موضوعی بود و نه صفحه ای. درسها رو هم همزمان میخوندم. تقریبا روزی ۲ درس. البته در برنامه ام زمانهای جبرانی میذاشتم، چون خیلی از وقتها نمیشد برنامه رو اجرا کرد بنابراین در اون روزها جبران می کردم. یه برنامه ریزی کلی هم داشتم که بیشترش منطبق بر پارسه بود. با اندکی تغییرات!

۷- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار عقب افتادگی از برنامه تان شوید این عقب افتادگی ها را چطور جبران می کردید؟

البته، قبلا گفتم: در برنامه ام زمانهای جبرانی میذاشتم، چون خیلی از وقتها نمیشد برنامه رو اجرا کرد بنابراین در اون روزها جبران می کردم. بنابر الویتبندی سوال ۴، چون وقت به بقیه دروس نمیرسید، ازوقت الویت های پایین برای الویت های بالا استفاده می کردم.

۸- به نظرتان درس خواندن جزیرهای ( تک نفره ) بهتر است یا چند نفره؟و همچنین در خانه درس می خواندید یا جای دیگر ؟ کدام به نظرتان بهتر جواب داد؟

تک نفره. مگر برای رفع اشکال. ( کنکور رقابته )

ارتباط با بقیه صرفا برای قرار گرفتن در جو کنکور کافیه. برای من خونه بهتره. آرامش بیشتری داشتم و آزادیم هم بیشتر بود. اختیارم دست خودم بود!

۹- در طول دوره ای که می خواندید شده بود دچار یاس و نا امیدی از برنامه تان شوید برای رفع آن چه می کردید ؟

بله، خیلی زیاد. از دوستام که مثه من کنکوری بودن، کمک می گرفتم. البته ۲تا از باروحیه هاشون.

۱۰- کلاسها وکنکورهای آزمایشی جقدر به شما کمک کردند؟ شما اصولا موافق هستید که در همه آزمونها شرکت کنیم یا فقط در آزمونهای جامع؟ آیا شرکت در همه آزمونها برای همه مفید است؟

فقط آزمون + معماری یوسفی. البته سطح آزمونها به شدت از کنکور سراسری پایینتره! فقط برای ایجاد حس رقابت و کم شدن استرس پیشنهاد میکنم. به هیچ عنوان به رتبه ها و درصدها و سوالاشون نباید توجه کرد. من پارسه رفتم ولی ماهان رو پیشنهاد می کنم.

۱۱- دوره ها وجمع بندی را چطور انجام می دادید؟

نکات مهم یا اونایی که میدونستم فراموش میکنم، رو در متن کتاب علامت ویژه میزدم! در دور بعد فقط نکات علامت زده رو میخوندم و در این اگه بازم چیزی یادم نبود در روی جلد یاصفحات سفید اول کتاب مینوشتم. در نهایت در چند روز قبل کنکور، نکات روی جلد رو میخوندم. البته این نکات رو با ذکر صفحه یادداشت میکردم تا در صورت لزوم بهش مراجعه کنم! دلیل نوشتن روی صفحات اول کتاب هم این بود که سریع به کتاب دسترسی داشته باشم!

۱۲- در مورد روز اول و دوم کنکور بگویید و اینکه در آن روز چقدر توانستید از تواناییهاتان بهره ببرید.

 

یه استرس داغون کننده داشتم، درحدی که پلکمم میپرید! (حتی سرجلسه) باز دوستام کمکم کردن. البته من سر جلسه و چند روز قبل همش ب خودم میگفتم که ارشد تنها راه زندگی نیس، اتفاقا تو به خودت ظلم کردی که درگیر کنکور شدی، زندگی که دو روزه و معلوم نیس دو دقیقه دیگه زنده ای یا نه چه ارزشی داره که واسه کنکور حرص بخوری. این که همه مثل منن و همه یادشون رفته

۱۳- به نظر شما بهترین راهکار در هنگا م برخورد با سوالاتی مشکل وخارج از عرف همیشگی کنکور مثل سولات امسال بعضی از دروس ( مثل داده وسیستم ) چگونه است؟ هم از نظر برخورد روانی وهم برخورد علمی با این گونه مسائل؟

هیچی! بی تفاوت! نهایت بخندیو بگی باز این طراح بازیش گرفته و شعورشو به رخمون کشید. یعنی باید ازقبل آمادگی برخورد با چنین سوالایی رو داشته باشی، مسأله بغرنجی نیس، کسی نمیتونه حل کنه، البته باید روشون زمان گذاشت چون بعضی از سؤالا علی رغم داشتن ظاهری سخت،خیلی آسونن. ( حل کردن تمرینای CLRS رو پیشنهاد می کنم،دید خوبی میده )

۱۴- درصدهایتان را ورتبه کسب شده را بگویید و بگویید که با این رتبه کجا قبول شده اید؟ می شوید؟

۱۳/۳۳ زبان عمومی وتخصصی /انگلیسی /

۲۱/۰۵ ریاضیات

۴۴/۴۴ دروس مشترک / ساختمان داده -نظریه زبان هاوماشین

سفید دروس تخصصی معماری کامپیوتر

۲۹/۸۲ دروس تخصصی هوش مصنوعی

سفید دروس تخصصی نرم افزار

رتبه:۱۱۱ هوش مصنوعی – امیر کبیر – انتخاب ۳ام من بود.

۱۵- در نهایت اگر بخواهید یک توصیه خاص که فکر می کنید با تمام موفقیتهایتان در شما ریسکی بوده که می توانسته موفقیتتان را تحت الشعاع قرار دهد آن را بیان کنید ( تجربیات تلخی که اگر برگردید عقب تکرار نخواهید کرد و یا نیازش را عمیقا احساس میکردید )

استرس، استرس، استرس! فقط همین! اگه این نباشه، عالی میشه.

۳۳ نظرها

1- لطفا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید رشته دانشگاهی و دانشگاه مقطع کارشناسی شما چه بوده است؟

محمد ملک زاده – مهندسی نرم افزار – جندی شاپور اهواز

 

2- برای انتخاب گرایش چه صحبت ها و راهنمایی هایی دارید؟

علاقه شرط اصلیه، اگه واستون فرقی نداره برین گرایشی که بازار کارش خوب باشه، حالا اینکه بازار کدوم بهتره دقیق نمی دونم اما نرم و تجارت الکترونیک و شبکه بهتر از بقیست.

 

3- برای انتخاب منبع چه صحبتها و راهنمایی هایی دارید؟

با هر منبعی راحت تری همون رو بخون ضمن اینکه منابعی که خوندم رو در یک فایل جداگانه فرستادم

 

4- شما در چه گرایش هایی شرکت کردید؟

همشون! هدف اصلیم نرم افزار بود ( واسه همینم بین 5 تا گرایشی که هست رتبه نرم افزار من از همش بدتر شد!!!)

5- درصدهای شما چطور بود؟ رتبه؟

کارنامه توی سایت هست. شبکه 10، تجارت 36، هوش 55، معماری 133، نرم 142

مشاهده کارنامه دانشگاه آزاد

مشاهده کارنامه دانشگاه سراسری

 

6- با توجه به رتبه ای که کسب کردید انتظار داشتید که کجا قبول شوید؟توضیحاتی در مورد حدود قبولی با توجه به رتبه؟ مثلا چه رتبه هایی احتمال قبولی در تهران را دارند و … .

چون شبکه شریف 13نفر می خواست همون اول می دونستم که شریفم. دوستم 39 شبکه بود شریف شبانه آورد، 71 و 81 هوش هم تهران روزانه، 100 معماری هم شریف روزانه، 106 شبکه یزد شبانه، 89 تجارت خواجه نصیر، 150 نرم تهران، الگوریتم و محاسبات و …. اینا دوستای من بودن.

 

7- از کی شروع به درس خواندن کردید و روزی چند ساعت مطالعه می کردید؟

از 4 – 5 مهر ماه، میانگین 5 ساعت، ماکزیمم 8 ساعت. البته کار من راحت بود چون پارسال هم خونده بودم اما قبول نشدم. کلاً خیلی که هنر میکردم روزی 7 ساعت مفید می خوندم.

 

8- از نحوه مطالعه تان بگویید؟ چگونه درس می خواندید؟ اگر روش خاصی برای مطالعه داشتید آنرا توضیح دهید.

یه تشک انداخته بودم تو اتاقم، ولو میشدم روش و یه نگا به کتابا می انداختم… هرکدوم فازش بیشتر بود میکشیدم بیرون و یه 2ساعت می خوندم… بعد یه استراحت حدوداً 1 ساعته و درس بعدی. روزی 3- 4 درس می خوندم، اینطور نبود که یه روز منطقی بخونم، یه روز معماری، یه روز نظریه. تو یه روز از هرکدوم یه خورده می خوندم. اینجوری ذهنت واسه روز کنکور که قراره تو 3ساعت 10 تا درس بزنی باز و آماده میشه.

 

9- آیا در آزمون هایی شرکت می کردید؟ اگر بله آن آزمون ها را چگونه ارزیابی می کنید؟

ماهان – آسون بودن اما استانداردتر از پارسه بودن که پارسال شرکت کردم. آزمون واسه من خیلی مفید بود.

10- نظرتان راجع به کلاس کنکور چیست؟ رفتن به کلاسهای کنکور چه تاثیرهایی دارد؟

نرفتم؛ اما کسایی که رفتن میگن خوبه

 

11- ظرفیت های پذیرش امسال را نسبت به سال های گذشته چگونه می سنجید؟

زیادتر شدن، تقریبا 1.5 برابر

12- با توجه به تجربه شما در کنکور چه توصیه ای به داوطلبین دارید؟

تست زیاد بزنید – آزمون های آزمایشی رو جدی بگیرید – روز کنکور اینو یادتون باشه که شما کافیست 50% از هر درس رو بزنید پس طمع نکنید که منفی بخورید.

 

13- راز موفقیت شما چه بوده است؟

هیچ!!! تلاش و امید به پشتکاری که داشتم

 

14- به نظر شما برای موفق شدن در آزمون چه باید کرد؟

باید خوند!!

 

15- چه منابعی را به داوطلبان پیشنهاد می کنید؟ در واقع شما چه کتبی را مطالعه کردید؟ لطفا نام و مشخصات آنها را نام ببرید؟ برای راحتی شما نام دروس در زیر لیست شده است که شما می توانید جلوی آن مشخصات و توضیحات مربوط به آن درس را عنوان کنید.(اگر راجع به درسی نظری ندارید، جلوی درس مورد نظر چیزی ننویسید)

منابع رو به صورت کامل و مفصل معرفی کردم که میتونید از این لینک دانلود کنید

 

16- شما آزمون ارشد 1388 را نسبت به سال های گذشته چگونه ارزیابی می کنید؟

بهتر و استانداردتر بود

 

۳۲ نظرها

خودتونو معرفی میکنید؟
حسن عسکری متولد 1367

در آزمون 87 چه رتبه ایی رو بدست آوردید و کدام دانشگاه رو برای ادامه تحصیل انتخاب کردید؟
به کمک خدا رتبه 1 کنکور کاردانی به کارشناسی رو کسب کردم و قصد ادامه تحصیل در دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی تهران را دارم.

 

دانشگاهی که در آن دوره کاردانیتان را گذرانده بودید کجا بوده و آیا به رشته کامپیوتر علاقمند بودید؟
دوره کاردانی رو در دانشکده شهید منتظری مشهد گذروندم. من علاقه بسیار زیادی به رشته کامپیوتر داشتم و دارم.

 

چقدر فكر ميكني دانشگاه و محل تحصيل سابقت ( دانشكده منتظري ) در اين موفقيت سهيم بوده و بهت كمك كرده ؟
من به جرات می تونم بگم که نصف موفقیتم رو مدیون بعضی از اساتید دانشكده منتظری می دونم چون اساتیدی که برای دروس تخصصی ( مخصوصا درس ذخیره و بازیابی و ساختمان داده ها ) داشتم واقعا استاد بودند، شاید باور نکنید هر بار که درس ذخیره و بازیابی رو می خوندم برای 6 فصل اول فقط 2 ساعت وقت میذاشتم و همه فرمول ها رو بدون مرور بلد بودم و این رو فقط به خاطر خوب درس دادن استادم می دونم.

 

برنامه ريزيت واسه درس خوندن تو كنكور به چه شيوه اي بود و چه برنامه اي رو به بچه ها پيشنهاد ميكني ؟

تقریبا از نیمه اسفند 86 به کمک خدا درس خوندنو به صورت جدی شروع کرم، ابتدا کتابها رو به صورت سری و بعد با یک برنامه زمانبدی تستی تشریحی تا کنکور درس خوندم. به طور متوسط  در روز 7 ساعت درس می خوندم و به عقیده من زیاد خوندن مهم نیست خوب فهمیدن مهمه. برنامه ریزی من برا کنکور یه مقداری با برنامه ریزی دوستام فرق داشت. این طور بود که من حدود 2 ماه کتابها رو به صورت سری( serial ) می خوندم مثلا سیستم عامل که می خوندم تا کتاب تموم نمی شد کتاب دیگه رو نمیخوندم، ذهنمو فقط رو همین درس متمرکز می کردم، بعد از اینکه کتابها رو یک بار به صورت سری خوندم با یک برنامه ریزی زمانبدی شده که باید این بار کتابها رو با هم یعنی به صورت موازی می خوندم، به درس خوندن ادامه دادم. در ضمن این رو هم بگم که درس خوندمدر شبانه روز بیشتر 7 ساعت مفید نمیشد. ولی من این طور درس خوندن رو به همه پیشنهاد نمی کنم چون بعضی افراد بیشتر از 3،2 ساعت کهیک مطلب رو می خونند از درس خوندن خسته میشن و ممکنه به صورت جدی درس نخونند. در هر صورت به نظر من کسی که می خواد با یک برنامه ریزی درس بخونه بهترین کسی که میتونه براش برنامه ریزی کنه خودشه.

 

برای درس خوندن واسه كنكور، كتابخونه و مطالعه دست جمعي رو ترجيح ميدي( اصلا بهش اعتقاد داري) يا نه به صورت انفرادي واسه كنكور تلاش كردي ؟
من حتی یک ساعت نمی تونستم جایی به غیر از کتاب خونه درس بخونم. درس خوندن تو کتاب خونه خیلی مزیت داره یکی از مزیتهاش اینه که اگه یک مشکل درسی داشته باشی یکی هست که ازش بپرسی.حالا جدای از این مزیت ها خود فضای کتاب خونه باعث میشه که فرد، یه جورایی مجبور به درس خوندن بشه.

 

كسي بود كه مرجعت باشه و مشكلات درسيتو حل كنه ؟ مرجعت واسه رفع اشكال چي بود ؟

راستش من با یکی از دوستای دوران دبیرستانم که کاردانی شو از دانشکده زاهدان گرفته بود درس می خوندم، و چون من از اون زودتر شروع کرده بودم میشه گفت تنها بودم و هیچ کسی نبود که به سوالات من جواب بده. ولی شکر خدا ( تعریف از خود نباشه) پایه درسیم قوی بود و توی دروس تخصصی مشکل خاصی نداشتم و مشکلاتی هم که وجود داشت با کمی مطالعه بیشتر رفع می شد.

 

شما کدام موسسه، یا سری کتابها را پیشنهاد میکنید؟ واسه چه درسي از همه بيشتر وقت گذاشتي و رو چه درسي از همه مسلطتر بودي ؟
کتب آقای مقسمی برای کلیه دروس و البته کتب منبع برای دروس سیستم عامل ( کتاب دکتر مهرداد فهیمی ) و ذخیره و بازیابی ( کتاب آقای رانکوهی ) . از همه بیشتر برای دروس تخصصی اصلی و مدار منطقی وقت گذاشتم و به نظر خودم به این 4 تا درس از همه بیشتر تسلط داشتم. خوب مسلما دروس تخصصی ، برنامه نویسی و ریاضی خیلی مهم هستند ولی من خودم متاسفانه در جلسه کنکور مدت زیادی از وقتم صرف  مدار منطقی شد و نتونستم حتی به سوالات ریاضی نگاه کنم
استفاده از کلاس کنکور و آزمون آزمایشی چقدر میتواند موثر باشد؟
کلاس کنکور فقط داوطلبان رو ضعیف میکنه، چون این موسسات داوطلبان رو محدود به یک سری جزوه می کنند و از داخل همین جزوات آزمون می گیرند و داوطلبان با دیدن رتبه های خوب ( کاذب) خودشون دنبال منابع دیگه نمیرند.

 

ميشه بيشتر توضيح بدي ؟ به نظر خودت فكر نميكني اين كلاسها به بچه ها كمكميكنه كه يه مرجعي واسه حل مشكل داشته باشند ؟ در مورد آزمونهاي آزمايشياصلا اين آزمونها رو محك مناسب واسه كنكور ميدوني يا نه ؟

من اصلا به کلاس کنکور و آزمون آزمایشی اعتقادی ندارم و منظورم از این که گفتم کلاس کنکور بچه ها رو محدود میکنه این نیست که اساتید این کلاس ها به بچه ها توصیه می کنند که کتاب دیگه ای رو مطالعه نکنند این محدود کردن بچه ها به صورت نا محسوس اعمال میشه بذارید بیشتر توضیح بدم این کلاس ها برای بچه های ضعیف بسیار مفید، اما برای بچه هایی که پایه علمی اونا قویه بسیار مضر، چرا؟ چون سطح کلاس ها متوسط است و داوطلبی که پایه علمی قویی داره زود مطالبو میفهمه و فکر میکنه سوالات کنکور از همین مطالب ساده طرح میشه و بعد از اینکه تراز و رتبهخودشو توی آزمون های این موسسه میبینه فکر میکنه که برای کنکور آماده ست و به خودش زحمت نمیده بره دنبال منابع و مطالب سخت تر.
درصدهایی که در کارنامه تان ثبت شده بیانگر چه اعدادی است؟

معارف ( 66/36 )، ادبیات( 33/63 )، زبان خارجه( 30) ریاضی و آمار ( سفید ) زبان تخصصی ( 66/36 )، مدار منطقی( 77/77 )، برنامه سازی( 22/42 )، دروس تخصصی نرم افزار( 22/72 )

سطح سوالات کنکور کاردانی به کارشناسی 87 را چگونه ارزیابی میکنید؟
نسبت به پارسال منطقی تر و ساده تر بود.

پس از خارج شدن از جلسه کنکور چقدر به موفقیتتان امید داشتید؟
من وقتی از جلسه کنکور بیرون امدم یه حس خوب و رضایت از خودم داشتم و وقتی که کلید کنکور منتشر شد مطمئن شدم که رتبم تک رقمی میشه

چه عواملی در موفقیتتان تاثیرگذارتر بود؟
در درجه اول اساتید دروس تخصصی دوره کاردانی  بعد خانواده و دوستانم.

 

بنظرت سنجش كنكور به شيوه فعلي مناسبه يا نه يه جور بي عدالتي ؟ آيا اينشيوه سنجش واقعا قابليتهايه افراد رو به نمايش ميذاره يا فقط باعث ايجاديه جور تلاش كاذب و زودگذر ميشه ؟
نه منصفانه نیست به نظر من شیوه فعلی سنجش فقط نیمی از سنجش واقعی داوطلبان استنصف دیگه سنجشباید با در نظر گرفتن معدل و البته محل تحصیل داوطلب در دوره کاردانی باشه. اگه این کار انجام بشه خود به خود باعث این میشه که دانشجویان در دوره کاردانی تلاش بیشتری بکنند.

 

از گذشته آرزویتان درس خواندن در کدام دانشگاه بوده؟
جای خاصی رو مد نظر ندارم اما دوست دارم دوره کارشناسی ارشد رو در دانشگاه صنعتی امیرکبیر بگذرونم.

 

شما دانشگاه رجايي رو واسه ادامه تحصيل انتخاب كردي . چقدر اعتقاد داريكه يه دانشگاه خوب ميتونه كمك كنه تا مثله كنكور دوره كارشناسي واسه كنكورارشد هم موفق باشي ؟
خوب مسلما یک دانشگاه خوب بی تاثیر نیست، رابطه دانشگاه با اساتید یک رابطه مستقیمه، یک دانشگاه وقتی خوب شناخته میشه که خروجی اون دانشگاه خوب باشه و خروجی یک دانشگاه وقتی خوبه که اساتید خوب داشته باشه. پس اگه دانشگاهی خوب باشه مسلما تاثیر بسزایی در موفقیت دانشجو میذاره.

 

اين روزها از بعضي ها ميشنوم كه ميگن ما هدفمون فقط گرفتن مدركه ؟ نظر تودر اين مورد چيه هدف تو از درس خوندن چيه ؟ اصلا اين هدف ميتونه يه سيبلمناسب واسه رسيدن به يه آينده روشن باشه و بتونه كمك كنه كه با موفقيت يهمقطعي رو پشت سر بذاري ؟
منم این حرفها رو شنیدم این طرز فکر درستی نیست ولی این طرز فکر از کجا بوجود امده؟ از اینجا بوجود آمده که متاسفانه در ایران به سواد افراد نگاه نمی کنند،توجهی ندارند که طرف از کجا مدرکشو گرفته، حالا در جایی که به سواد افراد توجهی نشه خود به خود این طرز فکر به وجود میاد، جوونی که می خواد ادامه تحصیل بده به خودش میگه چرا زحمت الکی بکشم، چرا زحمت بکشم که کسی بهش بها نده، و خود به خود به این سمت میره که فقط یک مدرک بگیرم بسه. هدف من از درس خوندن این نیست که فقطیک مدرک بگیرم، من دوست دارم یک آدم متفاوت باشم یک کار متفاوت انجام بدم خلاصه دوست دارم رشد کنم.

 

آیا در حال حاضر خودتان را فرد موفقی میدانید؟
سوال سختیه در زمینه درس شاید اما در مورد مسائل دیگه تردید دارم

 

توصيت به بچه هايي كه موفق شدن كنكور رو با موفقيت پشت سر بذارن چيه ؟ توصيت به بچه هايي كه نتونستن موفق باشن چيه ؟
من خیلی کوچکتر از این حرفهام که خواسته باشم به کسی توصیه ای کنم، اما اونایی که تو کنکور موفق نشدن ناراحت نباشن اگه دوباره تلاش کنند حتما موفق میشن، من خودم پارسال کنکور دادم، رتبم 2183 شد و غیر انتفاعی مشهد قبول شدم ولی چون میخواستم یه جای خوب قبول بشم، نرفتم و یک سال دیگه خوندم و موفق شدم. و به اونایی که تو کنکور موفق شدن توصیه ام اینه که به این کارشناسی اکتفا نکنند .

 

و کلام آخر، چه برنامه ایی برای آینده تان دارید؟
فعلا که فقط به ادامه تحصیل فکر می کنم و دوست دارم  به مدارج بالای علمی دست پیدا کنم.

 

در آخر دوست دارم نظرتو در مورد كارشناسي – بچه هاي كارشناسي و اين كه كارشناسي در آينده چجوري باشه ميخوام بدونم ؟

5 ماه قبل از کنکور با این سایت که بسیار برام مفید بود آشنا شدم. کارشناسی که حرف نداره بچه های کارشناسی هم که خیلی گل اند ولی باید کم کم خودشو به کارشناسی ارشد تبدیل کنه یا بهتر اینه که کارشناسی ارشد رو بهش اضافه کنه. این جوری خیلی خوب میشه.